منبع پایان نامه ارشد درمورد قانون مجازات، قتل عمد

دانلود پایان نامه ارشد

براي شاهپور خريده بود و حتي فيلم سکسي به نام “نينا” مي آوردند و تماشا مي کردند.
متهم با بيان مجدد موضوع قصد تجاوز شکار به او و پايين کشيدن شلوار او و بيدار شدن وي و رفتن به دستشويي در مورد روآوري شکار با چاقو گفته: ديدم شکار چاقو در دست دارد و به طرف من آمد و با شوخي به پهلوي من گذاشت و مي خنديد و مرا مي بوسيد گاز مي گرفت و من عصباني شدم چون مرتب مرا فشار مي داد و من چاقو را گرفتم و چند ضربه به او زدم.
س: بالاخره انگيزه تو از کارد زدن به شکار چه بوده است؟
ج: چون او مرتب با من ور مي رفت و مي خواست به من تجاوز کند و من کارد را از او گرفتم و چون خيلي عصباني بودم با کارد او را زدم.
س: اين قضيه را در تهران و روستا با چه افرادي در ميان گذاشتي؟
ج: بله با صاحب کارم به نام حسين در ميدان راه آهن در ميان گذاشتم ولي او اعتنايي نکرد.
از چند نفر در مورد اخلاق شکار تحقيق شده آقاي م 46ساله شغل راننده گفته من طي مدت 15سال است که مرحوم شکار را مي شناسم جز خوبي چيزي از او نديدم ولي مردم مي گفتند او انحراف جنسي دارد و بچه باز هست ولي من به چشم خودم چيزي نديدم. آقاي جعفر 52ساله گفته در محيط کار در طي 24سال شخصاً چيزي از وي جز خوبي نديدم. آقاي غلامرضا 53 ساله شغل مکانيک گفته حدود ده سال هست که در اين مکان کار مي کنم و تا قبل از فوتش چيزي جز خوبي نديده و نشنيده بودم ولي پس از فوتش مردم مي گفتند بچه باز است و غيره.
آقاي الف 61 ساله بازنشسته مدت 40سال است که مرحوم را مي شناسم چيزي بجز خوبي از او نديده بودم ولي مردم پشت سر او زياد حرف مي زدند که بچه باز است و غيره(ص 90-93)
از شاهپور يک دستگاه ويدئو توسط شکار که شما در اين مکان از ان استفاده مي کرديد گفته است بله يک دستگاه ويدئو سوني برايم خريده بود که از آن در گاراژ در انباري تراشکاري استفاده مي کرديم و فردي به نام علي که در اينجا تراشکاري داشت فيلم مي آورد.
س: چه کساني جهت ديدن فيلم اينجا مي آمدند؟
ج: دوستان علي تراشکار
س: قضيه فيلم نينا چيست؟
ج: فيلم سوپر (ص94)
در تحقيق مورخ 24/5/1372 از آقاي حسين ( که محرم مدتي در رستوران او کار کرده بود) تحقيق شده که: محرم در خصوص چاقو زدن به يکنفر و نزاع با شما صحبت کرده است. نامبرده جواب داده: بله کرده بود به من گفت فردي را با چاقو زده است و او را بيمارستان سينا برده اند.
س: نگفت چرا به آن فرد چاقو زده است؟
ج: آنطوري که خودش تعريف مي کرد يک شب رفته بوده که نزد فرد بخوابد آن فرد قصد تجاوز وي را داشته که او هم طرف را کشته است(ص97) در مورد سوء پيشينه متهم بررسي شده و فاقد سوء پيشنه بودن او اعلام شده است (ص99)
پرونده با صدور کيفر خواست به شعبه 143دادگاه کيفري يک تهران ارجاع شده است. متهم در جلسه مورخ 23/8/1373 که اولياء دم حضور داشتند با تشريح قضيه و اينکه بعد از فهميدن منظور مرحوم شکار قصد فرار داشته ولي در بسته بوده و او با اشاره به تعقيب نامبرده محرم را در حالي که چاقو در دست داشته و بي فايده بودن استمداد او، فرار کرده که چاقو را از دست شکار گرفته ولي نفهميده که او زده با خود شکار به خود چاقو زده است. متهم در پاسخ به سوال اينکه چرا در نوبت اول از در فرار نکردي گفته است خواب آلود بودم. متهم آخرين دفاع را به وکيل خود واگذار کرده است.(ص166)
وکيل متهم طي لايجحه تقديمي از موکل دفاع کرده و نماينده دادستان طي اظهاراتي که به خط خود نوشته با قطعي خواندن قتل شکار متهم قتل عمدي بودن را جاي تأمل ديده و دلايل خود را به اين شرح بيان کرده: متهم در دفاع از خود اظهار نموده است که مقتول قصد لواط با او را داشته و براي اين منظور شلوار او را پايين آورده و با کارد او را تهديد کرده است اگر چه ممکن است اين مسائل ساخته و پرداخته ذهن او باشد لکن با توجه به اينکه اهالي محل مقتول را شخصي بچه باز و داراي انحراف جنسي مي دانسته اندطبيعي ست که هر خرکت مشکوک مقتول ذهنيت را براي متهم ايجاد مي کرده که مقتول قصد لواط با وي را داشته و علي الاوصول سابقه مقتول علت ايجاد چنين ذهنيتي گرديده است … لذا خواب آلودگي متهم و قفل بودن در و خوابيدن مقتول و متهم در يک تخت مزيد بر علت است براي ايجاد ذهنيت متهم، حتي بر فرض اشتباه بودن چنين ذهنيتي به موجب فتواي امام خميني(ره) درتحرير الوسليه (ج1 ص469 ذيل مساله14؛ متهم گناهکار نبوده بلکه ضامن است سپس نماينده دادستان با اشاره به ضد ونقيض بودن اظهارات زاهد (تنها شاهد قضيه) احضار او و تفهيم اين تناقض گويي ها در کشف حقيقت در خصوص ادعا متهم مبني بر حمله مقتول به وي به قصد لواط را موثر ديده، همچنين اخذ سوابق مقتول از دايره تشخيص هويت را موثر در کشف واقعيات اعلام کرده است (ص167 و 168)
قاضي محترم در نهايت طي دادنامه بشماره 489-1/9/1373:
با توجه به اقاير متهم در مراحل مختلف و اظهارات ديگران و مقرون به حقيقت نديدن ادعا متهم و امکان فرار و از صحنه، بزهکاري وي را محرز ديده و استناداً به مواد 206(بند ب) و 207 و 219 از قانون مجازات اسلامي محرم را به قصاص نفس محکوم نموده.
که در اثر تجديد نظر خواهي محکوم عليه پرونده به ديوان عالي کشور ارسال و به اين شعبه ارجاع شده بود. اين شعبه طي دادنامه بشماره 409/11- 7/9/1374 با اين استدلال:
وکيل تسخيري متهم در دفاع از موکل خود اقدامي اساسي نکرده و گويا خود را موظف به دفاع نمي دانسته (به دليل عدم حضور در جلسات بدون ذکر علت و مفاد لايحه چند سطري) ولي با توجه به نظر موجه و مستدل نماينده محترم دادستان و دو صفحه اعتراض تجديد نظرخواه وارد است.
راي معترض عليه را نقض و رسيدگي به شعبه ديگر هم عرض احاله نموده است.
با اجرا قانون تشکيل دادگاههاي عمومي انقلاب پرونده به شعبه 144 دادگاه عمومي تهران ارجاع شده است. اوليا دم با لايحه اي تقاضاي خود را مجدداً مطرح نموده است متهم مدعي شده که تنها يک ضربه به دست شکار زده ولي اظهارات خود در مراحل قبلي را پذيرفته است وکيل متهم با تکيه به نظريه نماينده دادستان تقاضاي احضار او و اخذ توضيحات از وي و سپس صدور حکم شرعي و قانوني را کرده است. قاضي محترم با اعلام ختم رسيدگي و طي دادنامه شماره524- 18/5/1375:
با توجه به اقاير متهم در مراحل مختلف و در جلسات دادگاه و بي دليل بودن ادعاي او در مورد قصد تجاوز شکار و استناداً به مواد 206(بندب) و 207 و 219 قانون مجازات اسلامي محرم را به قصاص نفس محکوم نموده است.
در اثر اعتراض محکوم عليه به راي صادره پرونده جهت رسيدگي به تجديدنظر خواهي او به ديوان عالي کشور ارسال و بنابر سابقه به اين شعبه ارجاع شده است.
هيات شعبه در تاريخ بالا تشکيل گرديد پس از قرائت گزارش آقاي رحمت ا… عروجي عضو مميز و اوراق پرونده درنظريه کتبي آقاي محمد قاسمي داديار ديوان عالي کشور اجمالاً مبني بر طرح در هيات عمومي دادنامه شماره 524- 28/5/1375 تجديد نظر خواسته مشاوره نموده چنين راي مي دهد:
با توجه به محتويات پرونده نظر به اينکه دادگاه اخير (شعبه144 دادگاه عمومي تهران) مانند دادگاه اول شعبه 143 دادگاه کيفري يک تهران برخلاف نظر اين شعبه برقصاص نفس متهم اصرار کرده و مورد مشمول مقررات بند ج ماده 24 قانون تشکيل دادگاههاي عمومي و انقلاب است مقرر مي گردد دفتر پرونده را از آمار کسر و جهت طرح در هيات عمومي اصراري ديوان عالي کشور به نظر رياست محترم ديوان عالي کشور برسد.
(شعبه يازدهم ديوان عالي کشور)
رئيس: جناب آقاي آموزگار
آنچه از مجموع گزارشات و تحقيقات از حال مقتول به عمل آمده بنده اينجا تقريباً اطمينان پيدا مي کرده ام که اين مرد شخص مقتول واقعاً آدم فاسدي بوده و قصد داشته به اين آقا تجاوز کند و منتها اين آقاي متهم روز اول در تحقيقات اوليه اين مساله را گفته که مي خواسته به من تجاوز کند ولي مساله چاقو دست مقتول بوده من از دست او گرفتم و بعد به او زدم اين را روز اول نگفت وي معذلک انسان تقريباً مطمئن مي شود که اين آقا قصدي داشته و اين که برادران عزيز مي فرمايند که بايد صبر کند تا ببيند که عمل با او انجام بشود يا فلان، آن وقت ديگر دير شده و موردي ندارد اين اولاً و از مجموع روايات از جمله ما يک روايت داريم درباره يک زن که مي خواست مورد تجاوز قرار بگيرد استفاده مي شود که قصد تجاوز کافي است که انسان بخواهد از خودش دفاع کند و اين دفاع اگر منجر به قتل هم شد اين بري الذمه است چون در ابواب مختلف روايات مختلف وارد شده و فقهاي ما رضوان الله تعالي عليهم آمدند جمع بين روايات کرده ماحصل جمع اين روايات بابي به نام باب دفاع شده که در تحريرالوسله هم آمده و مرحوم امام (قدس سره) مسائلي را از باب الاهم فالا هم عنوان کرده اند جمع بين اين روايت اين طور شده بنده عرض مي کنم که اين آقا مسلماً مي خواسته خودش دفاع کند الا اينکه دفاعش نامتناسب بوده من اين را مي پذيرم دفاعش نامتناسب بوده و راساً چاقو را زده به جاهاي حساس اين آقا مي توانست به دستش بزند و به جاهاي ديگر بزند و لذا من معتقدم اين يک قول ديگري است غير از اين معتقدم که قصاص ندارد و فقط ضامن ديه است اين نظر من است اين الان نظر ثالثي مي شود.
رئيس: جناب آقاي شيبري
مطالبي را که آقاي عروجي فرمودند يک مقدار توضيح بيشتري عرض کنم. ما صحبت دادستان ارائه به عنوان حجت شرعي که بگوئيم که قولش سند است و چون ايشان گفته قولش مانند بينه است و بايد پيروي کرد بلکه از باب طريقت مي گوئيم همان ترتيب که ايشان استدلالي کرده اند و استدلالشان موجه است ما هم استدلالمان همان است منتها نخواستيم در راي 2صفحه را بياوريم و در راي بگنجانيم ما بطور خلاصه گفتيم مطلب همان است ما هم همان سبک استدلال را قبول داريم نه به عنوان اينکه نماينده دادستان گفته حجت است، از اين نظر نبود.
و حالا اينکه آيا نماينده دادستان حق داشته برنگردد، تخلف کرده يا نکرده اثري در اين جهت نخواهد داشت فعلاً درباره راي دادگاه بنظرمان رسيده که راي دادگاه اين اشکالاتي را که نماينده دادستان ذکر کرده دارد و از طرفي اين طوري که آقاي سپهوند فرمودند که وکيل تسخيري بيان کرده نماينده دادستان در حقيقت کيفر خواست را پس گرفته اين طور نيست چندين جلسه دعوت شده در هيچ يک از جلسات شرکت نکرده، در يک جلسه اعلام شده که اين وکيل تسخيري به مکه مشرف شده اما در سه ديگر نوشته اند وکيل در دادگاه حضور ندارد نماينده دادستان حضور ندارد، در روز 23/8/1373 جلسه دادگاه تشکيل شده بعدش در 25 يا 26/8/1373 يعني 3روز بعد نماينده دادستان آمده نظرش را نوشته، در دادگاه نبوده، بعد از جلسه دادگاه آمده نظر را نوشته البته در جلسه اخير دادگاه وکيل تسخيري حضور داشته. آقاي بادامچي به عنوان وکيل تسخيري متهم اظهار داشته لايحه اي تنظيم و تقديم دادگاه مي نمايم در دادگاه هيچگونه دفاع سابقه کيفري ندارد و جوان و نادان است و مواجه با حمله مقتول شده است دارد.
وکيل تسخيري تمام دفاعش اين است و بنظرم نماينده دادستان بهتر از متهم دفاع کرده اما نماينده دادستان مطالبي را که بيان کرده اند و همين طوري که آقاي آموزگار فرمودند شواهد و اين چيزهايي را که نقل کرده اند علم آور است مثلاً مي بينيد که يکي ديگر از آن بچه ها که 19ساله مي گويد براي من يک ويدئو خريد آن وقت فيلم هاي مستهجن را مي گذاشته، ويدئو براي يک بچه 19ساله، اين آدم براي چه خريده اين يک حسابهايي است ديگران هم مي گويند چنين چيزي (شايعه فساد متهم) شايع است اينهايي ک گفته اند هيچ گونه اختلافي بين متهم و مقتول نبوده و آن شب هم علي وارد شده، همچنين چند نفر ديگر مي گويند اينها آمدند نشستند و با هم شام خوردند اختلافي نبوده، نصف شب با سر وصدا آن هم از ديوار با آن کيفيت فرار مي کند فقط آن علي اختلاف در بيان داشته و آن قهري بوده، چون متهم است به اينکه مي خواستند با مقتول به متهم تجاوز کنند طبيعي است که او بخواهد انکار بکند حرف اين متهم را و اقرار نکند، اما آن مقداري که خود او اظهار داشته که اين در حياط ايستاده بود خون از آن مي آمد از آن طرف هم سابقه اختلافي با هم

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد دفاع مشروع، قتل عمد، قانون مجازات، قتل و مرگ Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد قتل عمد، دفاع مشروع، زبان آزاد