منبع پایان نامه ارشد درمورد قانون مجازات، قتل عمد، رابطه نامشروع، خارج از خانه

دانلود پایان نامه ارشد

خواسته به استناد بند (ج) ماده ؟؟؟ قانون تشکيل دادگاه هاي عمومي و انقلاب با اکثريت آرا نقض و رسيدگي مجدد به دادگاه ديگري از دادگاه هاي عمومي پارس آباد ارجاع مي شود. (هيئت عمومي ديوان عالي کشور (شعب کيفري))
9- رأي هيأت عمومي ديوانعالي کشور بشماره 7-18/4/1381165
خلاصه جريان پرونده : آقاي فاروق ………. فرزند توفيق عضو نيروي بسيج مردمي حوزه شهيد بهشتي زرينه ديوان دره متاهل متهم است به تير اندازي عمدب در شب به طرف آقاي آن عثمان ….. و سهراب ……. که در اواخر شب به درب منزل خانم ايران ……. خواهر خانم متهم مراجعه نموده اند جهت عمل خلاف که خانم ايران …… در اظهاراتش در برگ 12 به داشتن رابطه نامشروع … با عثمان ……. اعتراف نموده و خلاصه شبي که متهم به اتفاق همسر خود منزل خانم ايران …… بوده نامبردگان به منزل خانم ايران …… که همسرش هم در مسافرت بوده مراجعه و پنجره اظاق را مي کوبند و متهم درب پنجره را باز و به طرف آنها شليک مي کند که به سهراب …… اصابت و باعث متلاشي شدن مغز وي ميگردد. البته اظهارات متهم در بازجوييها و غيره اختلاف دارد مثلا در ص 24
ميگويد: ( عثمان ) از ديوار بالا آمد و من تذکر دادم و او سماجت مي کرد داخل خانه شود و تيري شليک کردم و خيال کردم فرار کردند صبح متوجه جسدي خارج از خانه شدم و در ادامه بيان نموده و از اخل پنجره تير اندازي کردم و يک تير شليک نمودم جهت ترسانيدن آنها …… که متاسفانه به سهراب خورد و در محضر دادگاه شعبه سوم در ص 29 مي گويد با اسلحه به طرق عصمان شليک کردم که به سهراب که او را نمي شناختم خورد …… و هر کس بود به طرف وي شليک کردم و مي کردم . باز در ص 30 در محضر دادگاه عنوان نموده عثمان را شناختم که قبلا با ايران …… رابطه نا مشروع داشت اصرار داشت که وارد منزل شود من هم به طرف وي از پنجره شليک کردم که به سهراب که در معيت عثمان بود خورد و در ص 115 بر خلاف اظهارات قبلي مي گويد : بک تبر هوايي شليک کردم و در ص 388 مي گويد : اول فکر کردم گروهک ها هستند اسلجه برداشتم متوجه شدم عثمان و فرد ديگري است براي فرار آنها اقدام به تير اندازي نمودم که به خطا رفته به سهراب خورده و شعبه سوم دادکاه عمومي ديوان دره با تشکيل جلسه با حضور اوليا پدر و مادر مقتول و متهم و وکيل وي ص 115 و استماع اظهارات آنها در نهايت در ص 192 در دادنامه شماره 1360 – 30/11/79 :
مستنداً به مواد قانوني 231 و 232 و 233 و از قانون مجازات اسلامي و غيرها متهم را به قصاص نفس محکوم .
راي صادره مورد اعتزاص واقع که پس از ارسال به ديوان عالي کشور به اين شعبه ارسال که :
راي صادره در دادنامه شماره 129-21/3/80 در اين شعبه نقض و ص 275 به لحاظ اظهارات متهم که مي خواستم به عثمان ……. بزنم به سهراب ……. خورد عمل وي را خطاي محض دانسته و چون قتل به اقرار وي ثابت شده خود وي را مکلف به پرداخت ديه حسب ذيل ماده 305 از قانون مجازات اسلامي دانسته اند و پس از نقض پرونده را به دادگاه همعرض ارسال نموده اند .
پرونده در شعبه دوم دادگاه عمومي ديوان دره مطرح و بدون رسيدگي ماهوي بلکه با رسيدگي شکلي در دادنامه شماره 995-3/9/80 در ص 354 :
با محرز و بلا ترديد دانستن بزهکاري متهم وي را مستندا به بند الف ماده 206 و 205 قانون مجازات اسلامي به قصاص نفس محکوم نموده است .
راي صادره پس از اعتراض و ارسال به ديوان عالي کشور مجددا به اين شعبه ارسال گرديده و در دادنامه شماره 555-27/11/80 ص 393 :
بر اساس اين رسيدگي شکلي بوده حضور متهم و وکيل وي و اوليا دم صورت گرفته و از طرفي اگر مستند اقرار باشد نزد حاکم صادر کننده راي نبوده و ثالثا حسب اظهارات متهم قصد تير اندازي به فرد ديگري را داشته که به مقتول اصابت نمموده و رابعا دفاع خصوصا در مثل چنين محلهايي ممکن است مطرح باشد ونهايت زياده روي شده که موجب پرداخت ديه حسب نظر اعلام است و به عنوان نوعي نقص حکم نقض و به دادگاه صادره کننده راي عودت داده شده .
دادکاه عمومي ديوان دره شعبه دوم با حصور متهم و وکيلش و اوليا دم و وکيل آنها تشکيل جلسه داده و نهايتا در دادنامه شماره 9-10/1/81 در ص 43 :
با محرز و مشخص تشخيص دادن بزه ارتکابي متهم و منطبق دانستن عمل وي با بند الف ماده 206 و به استناد ماده 205 و بند الف ماده 206 و بند 1 ماده 231 از قانون مجازات اسلامي متهم فاروق …… را به قصاص نفس محکم نموده.
راي صادره مورد اعتراض وکيل متهم واقع شده و تقاضاي تجديد نظر نموده اند لذا پرونده به ديوان عالي کشور ارسال و به اين شعبه فرستاده شده است .
چون شعبه دوم دادگاه عمومي ديوان دره همانند شعبه سوم آن دادگاه بر خلاف نظر و راي اين شعبه قتل را عمدي دانسته و راي اصراري صادر نموده که مورد قبول اين شعبه نمي باشد لهاذا پرونده را در اجراي بند ج ماده 266 از قانون آيين دادرسي کيفري مصوب سال 87 جهت طرح هيات عمومي ديوان عالي کشور خدمت رئيس محترم ديوان عالي کشور ارسال مي دارد .
رئيس: مذاکرات کافيست. جناب آقاي منتظري نظريه جناب آقاي دادستان کل کشور را قرائت فرماند.
احتراماً، نسبت به پرونده اصراري کيفري رديف 81/5 با توجه به گزارش شعبه سي و هفتم ديوان عالي کشور و محتويات پرونده محاکماتي به شرح ذيل اظهارنظر مي شود:
1- حوالي ساعت 12:30 بعد از نيمه شب مورخ 9/3/79 هنگامي که متهم آقاي فاروق …. عضو بسيج مردمي خوزه شهيد بهشتي زرينه شهرستان ديوان دره به اتفاق خانواده اش در منزل خواهر زن خود در روستاي علي آباد گرفتو مهمان بوده و در حال استراحت به سر مي برده دو نفر به نام هاي عثمان …… و سهراب ……. جواني حدود 21 ساله به آنها مراجعه که ظاهراً با سابقه روابط نا مشروعي که بين عثمان و ايران …… خواهر زن متهم بوده و اطلاع از مسافرت و عدم حضور شوهر وي داشته با کوبيدن به پنجره اتاق در صد بيدار کردن و اطلاع دادن به مشاراليه بر آمدند متهم که مسلح به سلاح کلاشينکف و در آنجا خوابيده بوده بيدار شده و متوجه مزاحمت مزاحمين گرديده بر خواسته پنجره را باز کرده که آنها پي به حضور وي در خانه برده و اقدام به فرار کرده اند . در همين لحظات متهم از داخل پنجره به سمت آنان تير اندازي کرده و در فاصله چند متري از پشت سر تير به سهراب اصابت و منجر به قتل وي گرديده است . صبح با روشن شدن هوا متوجه افتادن جسد ناشناسي در کوچه شده اند که پس از تعقيب و پيگيري متهم در مراحل مختلف تحقيق و دادرسي اعتراف به تير اندازي منجر به قتل نموده است .
2- بنابر اظهارات متهم وي از رابطه نامشروع و ايجاد مزاحمت عثمان براي ايران ……. اطلاع داشته و در مراحلي تحقيقات تصريح نموده که عثمان را ميشناختم و به قصد او تير اندازي کردم، اما سهراب نديده بودم و نميشناختم (صفحات 24 و 28 پرونده) از طرف ديگر در برخي از اظهارات و اختلافاتي وجود دارد از جمله اين که به شرح برگ 29 در محضر دادگاه اظهار داشته : و هر کس بود به طرف وي شليک کردم و مي کردم .
3- متهم در طول تحقيقاتي و دادرسي منکر قصد قتل سهراب …… بوده که قرائن و امارات نيز حاکي از همين امر است سهراب به آنجا بوده و ارتباط بين سهراب و ايران مسبوق به سابقه نبوده است . ثالثا ساعت وقوع حادثه بين 2:30 تا 3 بعد از نيمه شب و هوا تاريک و متهم در حال خواب آلودگي بوده و در پنجره اتاق معمولا نمي توانسته هدف گيري دقيق نمايد. اين نکته را من عرض بکنم همانطور که جناب آقاي ابراهيمي فرمودند که عکسها را هم من دقت کردم اتفاقا محل ايستادن اين فرد متهم با محلي که مقتول مورد اصابت قرار گرفته به نحوي است که تو آن فاصله و در آن موقعيت از شب امکان اين هدف گيري باشد نداشته واقعا چون اولا منحرف بوده يعني مستقيم نبوده مقتول در حال فرار بوده که اين آقاي فاروق در کنار پنجره ايستاده بوده و به طرف شليک کرده عکسهاي موجود در پرونده و صحنه سازي قتل حاکي است در حالي که سهراب فرار مي کرده در فاصله چند متري مورد اصابت قرار گرفته است . رابعاً : به حکايت گزارش معاينه جسد و نظريه پزشکي قانوني تير از پشت سر اصابت و از ناحيه وسط پيشاني متمايل به راست خارج و جمجمه را متلاشي و مغز سر بيرون ريخته است و اين امر نشان مي دهد تير در همان فاصله افتادن جسد روي زمين به وي اصابت کرده و هيچ فرصتي براي ادامه حرکت خود نداشته است. در نتيجه بعيد به نظر مي رسد در آن وقت از شب و آن شرايط با شناخت دقيق شخص او را هدف گيري کرده باشد .
4- به نظر مي رسد دادگاه هاي صادر کننده ي راي اصراري از طريق وجود امارات با حصول علم قتل را عمد موجب قصاص تشخيص داده و حکم قصاص نفس صادر کردند وگرنه در مراحل تحقيق و اعتراف صريحي از متهم به تعمد قتل وجود ندارد و از ناحيه اوليا دم نيز اقامه بينه نشده است و علي الحصول امارات قرائن موجود به نظر قاصر از ايجاد علم به عمدي بودن قتل مي باشد از طرف ديگر دادگاه هاي رسيدگي کننده نسبت به انکار متهم تعمد در قتل ناديده گرفته و طريقه مرافعه شريعه و قانوني را در دادرسي طي نکردند و حد اقل مي بايست با وجود قرائن و امارات ظنيه . صرفنظر از تعارض موجود بين امارات موضوع را داخل در لوث مي دانسته و اجراي قسامه ميکردند بدين جهات راي اصراري دادگاهها مبني بر قصاص نفس فاروق ….. منطبق با موازين و قواعد به نظر
نميرسد و به استناد ذيل بند ج ماده 266 قانون آييندادرسي دادگاه هاي عمومي و انقلاب در امور کيفري نظر شعبه سي هفتم ديوان عالي کشور ازاين حيث که موجب نقض حکم و ارجاع پرونده به شعبه ديگر دادگاه مي گردد مورد تاييد مي باشد.
نکته اي را هم من در آخر عرض بکنم که در بعضي از پرونده ها ما ملاحظه مي کنيم شعبه محترم ديوان عالي کشور از بعد نظارتي که بر احکام دارند در اين گونه موارد وقتي که تحقيقات و بررسي هاي جامع و کامل به نتيجه نمي رسد بايستي که دادگاهها را ارشاد بکنند که از مساله اقامه بينه بيا انکار متهم که حق احلاف دارند استفاده بکنند که معمولا متاسفانه از اين ابزار شرعي و قانوني در محاکم استفاده نمي شود و اين حرف موجب تاسف است واقعاً ، والسلام .
رئيس : آقايان لطفا در اوراق راي آرا خود را مرقوم فرمايند .
رئيس : نتيجه بحث و مذاکرات
اعضا محترم حاضر در جلسه 42 نفر اکثريت 27 نفر راي شعبه محترم سي و هفتم ديوان عالي کشور را تاييد فرمودند اقليت 15 نفر راي شعبه محترم دوم دادگاه عمومي ديوان دره را تاييد کردند .
با توجه به اين که متهم در دفاع از اتهام قتل عمدي ضمن اقرار به تير اندازي منتهي به فوت اظهار داشته که در موقعيت تير اندازي عثمان ……. را که با خواهر همسرش خانم ايارن …… رابطه نامشروع داشته و شبانه جهت عمل خلاف به درب منزل مشاراليها مراجعه نموده هدف قرار داده ولي تير شليک شده به سهراب ……. که در آن موقع همراه عثمان ……. بوده اصابت کرده و دليلي که خلاف مدافعات متهم را ثابت نمايد اقامه نگرديده و بر اين اساس چون قتل غيرعمدي است اعتراض نسبت به دادنامه شماره 9-10/1/81 شعبه دوم دادگاه عمومي ديوان دره که به موجب آن آقاي فاروق …… در مورد قتل سهراب …….. به قصاص نفس که مجازات قتل عمدي مي باشد محکوم گرديده وارد است . بنابراين و به استناد بند ج ماده 266 قانون آيين دادرسي دادگاه هاي عمومي و انقلاب در امور کيفري دادنامه مزبور به اکثريت آرا نقض و رسيدگي مجدد به دادگاه ديگري از دادگاههاي عمومي ديوان دره و يا دادگاه عمومي نزديکترين محل ارجاع مي شود. (هيات عمومي ديوان عالي کشور (شعب اصراري))

10- رأي شعبه 16 ديوان عالي کشور بشماره 503 – 24/9/1370166
خلاصه جريان پرونده: حسب مندرجات پرونده آقايان 1. آقاي “الف” 60 ساله 2. آقاي “ب”28ساله 3. بانو “ج” فرزند … به اتهام مشارکت در قتل عمدي “د” 4. آقاي “ه” به همراه متهمه رديف 3 به اتهام اخفاي جسد و دفن جسد در منزل مسکوني خودشان تحت تعقيب داسراي عمومي … قرار گرفته اند. دادسراي مزبور به موجب کيفر خواست شماره 883-25/8/68 و به استناد مواد ناظر به ماده5 و 1 از قانون حدود و قصاص و ماده 43 قانون تعزيرات در خواست

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد قانون مجازات، قتل عمد Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد قانون مجازات، قتل عمد، استان کرمانشاه، استان کرمان