منبع پایان نامه ارشد درمورد قالی بافی، کودکان و نوجوان، سازمان اداری، محدودیت ها

دانلود پایان نامه ارشد

تمام وسایل و ابزارآلاتشان را دریک کیف دستی قرار می دهند و با یک چارپایه یه راه می افتند و هر کجا مناسب باشد بساط شان را هن می کنند پاتوق بیشتر سلمان های طواف زیر درخت های کنار جوی خیابان است ولی کار هر دو نوع آن ها مشابه است . مشتری را با احترام روی صندلی می نشانند دو گوشه ی لنگ قرمز را به پشت گردنش گره می زنند و دو گوشه دیگرش را روی زانوانش می گسترانند . ضمن ادای بسم الله و چند ورد مخصوص کف دست هایشان را آب می زنند و موهای سر مشتری را مالش می دهد تا خیس بخورد .سپس سرش را می ترتشند زیر گلو و بالای گونه ها را تیغ می اندازند و با ماشین و قیچی ریش و سبیلش را اصلاح می کنند .
مطلوبیت: آرایشگاه های زنانه درآمد بسیار خوبی دارند؛ زیرا علاوه بر آرایشگری خدمات بهداشتی و زیبا سازی و ترمیم پوست هم انجام می دهند.از دیگر مزیت های شغل آرایشگری تعیین ساعت کاری توسط آرایشگر است. او اختیار دارد ساعات کاری خود را مشخص کند. اگر آرایشگر خود محل کار مستقلی نداشته باشد، معمولا در آرایشگاه های دیگر به‌صورت درصدی کار می کند، به این صورت که از سود به‌دست‌آمده درصدی به صاحب آرایشگاه و درصدی به آرایشگر تعلق می گیرد. البته حالت دیگری هم وجود دارد و آن این است که چند نفر با هم یک آرایشگاه را اجاره می کنند و سود به‌طورمساوی بین آن‌ها تقسیم می شود. از محدودیت های این شغل این است که در بلند مدت ممکن است دچار ناراحتی هایی در ناحیه گردن و کمر و پا شود.
————————————————————————

49.عنوان شغلی: شهر فرنگی
معنی لغوی: شخصی که با دستگاه شهرفرنگ در گذرگاه ها می گشت و با گرفتن پول از افراد به آنان اجازه می داد تصاویر داخل دستگاه را تماشا کنند . (صدری افشار،1394: 107)
مثال: “…چند روز بود که سر چهاررا شلوغ بود. می گفتند عمو شهر فرنگی آمده. پیر مردی که هر روز صدا می زده: ” شهر ، شهر فرنگ است؛ رنگ و و ارنگ است،….” شهر فرنگ: عمو شهر فرنگ، دستگیره ای را می چرخاند، ئ غمس علی جورواجور، یکی از جلو چشم هایم رد میشدند…” (شهر فرنگ، میرکیانی،7)
کد isic: 3135
طبقه شغلی: کارکنان مشاغل ساده
بسط و شرح: در زمان های قدیم چیزهای عجیب و غریب را که مردم می دیدند که موجب تعجب آنان می شد، به آن شهر فرنگ می گفتند. شهر فرنگ یک وسیله ی تفریح جالب و سالمی بود. این وسیله سه یا چهار پنجره ی گرد و کوچک داشت که بچه ها صورت هایشان را به آن می چسباندند و توی شهر فرنگ نگاه می کردند. هر یک از آن پنجره های کوچک برای دیدن یک نفر بود. آن وقت صاحب شهر فرنگ که به او عمو شهر فرنگی می کفتند، دستگیره ی کوچکی را می چرخاند. با چرخاندن دستگیره تصویرهای جورواجور از برابر چشم بچه ها می گذشت. در این حال صاحب دستگاه شهر فرنگ بلند می خواند:” شهر، شهر فرنگ است، رنگ و وارنگ است، از همه رنگ است”. بعد از مدتی تماشای شهر فرنگ تمام می شد و بچه ها باید بلند می شدند. یعنی خم شده بودند و شهر فرنگ را تماشا می کردند. شهر فرنگ آغاز آمدن سینما به ایران بود ه است. ( میرکیانی،1391: 177) شهر فرنگ مدتی از رونق افتاده بود. اما، امروزه دوباره در برخی از مراکز فرهنگی و هنری دایر شده است.
مطلوبیت: هر چیز تازه ای که از فرنگ آمده باشد، حتما فرهنگ آن را نیز با خود به آن کشور و منطقه خواهد آورد. شهر فرنگ نیز از این قاعده مستثنی نبود. زنان و مردان با دیدن عکس های خیابان های اروپا و انگلستان و هر آنچه از تمدن غرب بود، شیفته ی آن می شدند و در رویای پوشیدن و خوردن و دیدن آن چیزهایی بودند که می دیدند.
————————————————————————

50.عنوان شغلی: عطّار
معنی لغوی: 1. فروشنده ادویه،قند و چای ، دارهای گیاهی ، مواد شوینده . 2. فروشنده خوشبوکننده ها (عطر،مشک،عنبر،عود،صندل و عود) 3. داروگر(صدری افشار، 1394: 118)
مثال: عطاّری همان طور که از اسمش پیداست در روزگار قدیم محل فروش عطر و چیزهای خوش بو بوده است (راز مثل های ما، میرکیانی، 244)
کد isic: 5220
طبقه شغلی: کارکنان ارائه خدمات و کارکنان فروش
بسط و شرح: در واقع عطار عنوان فروشندگانی است که تقریبا همه چیز می فروشند و با همه افراد و همه مشاغل رابطه و داد وستد دارند . از قلع و نشادر مورد نیاز صفار و لحیمکار تا نیل و لاجورد رنگرز،باروت و آفتاب مهتاب ،مشک و عنبر،اسفند و کندر ، شمع و روغن چراغ ،دواجات و مرهم آلات ،صابون و نوره و روشوره ،سرمه و روناس و حنا وعطریات،بدر سبزیجات گل وگیاه ،اماله تریاک وتوتون ،قند وشکروچای،فلفل زردچوبه و زنجفیل،عرقیات و شربت آلات و به‌طورکلی از کاغذ قرآن تا سدر و کافورمردگان ؛ همه و همه را از دکان عطاری خریداری می کنند
مطلوبیت: از مشاغل به گفته مولانا کمال یافته ی دنیوی ونیز پر مراجعه ی شهروندان است.و مواد چیده شده در آن بسیار با اهمیت است. دارای انسجام شغلی هستند. از محدودیت های این شغل، عدم نظارت و پیگیری تخلفات آن‌ها است.
————————————————————————

51.عنوان شغلی: غواص
معنی لغوی: کسی که برای یافتن اشیای بستردریا در زیر آب شنا می کند ؛ آب باز ؛ غیص(صدری افشار،1394: 120)
مثال: غواصان -یعنی شناگران زبردستی که در زیر آب صدف ها را پیدا می کردند (راز مثل های ما، میرکیانی،244)
کد isic: 6155
طبقه شغلی: کارکنان ماهر کشاورزی، جنگل داری و ماهیگیری
بسط و شرح: از قدیم غواصان یعنی شناگران زبردستی که در زیر آب صدف ها را پیدا می کردند- صیاد مروارید بودند. به دست آوردن مروارید کار دشواری است. برای همین قیمت بالایی هم دارد. با این حال هر مرواریدی قیمتی دارد. مروارید غلتان از بفیه گران تر است. به همین دلیل خیلی از چیزهای زیبا را به آن تشبیه می کنند.داشتن لباس مخصوص و همراه داشتن اکسیژن از ضروریات این شغل است. ( میرکیانی، 1384: 244)
مطلوبیت: همیشه در ارتباط با در و گوهر و حیات باز یافته ی انسان ها مطرح است. خطرات احتمالی زیادی در اعماق زمین او را تهدید می کند.
————————————————————————

52.عنوان شغلی: فال حافظ فروش
معنی لغوی: دستفروشان دوره گردی که هر غزل حافظ را که در کاغذ کوچکی نوشته و تا خورده است، برای کسب درآمد می فروشند.
مثال: گاهی هم آدامس بسته ای یک قران با فال حافظ و این ها می فروختم (24ساعت در خواب و بیداری،بهرنگی،)
کد isic: 9112
طبقه شغلی: کارکنان مشاغل ساده
بسط و شرح: در کنار خیابان ها یا درهای ورودی امام زاده ها می ایستند. بیشتر کودکان و نوجوانان در این کار مشغول اند. اما افراد جوان یا میان سال و حتی سالخورده نیز در بین آن‌ها دیده می شود. گاهی این کار را با استفاده از یک پرنده انجام می دهند. به این ترتیب که پرنده ای را در قفس نگه می دارند و دسته ای کاغذ که حاوی فال حافظ اند جلوی پرنده می گیرند. پرنده ای که قبلا آموزش دیده کاغذی را برمی دارد و فروشنده آن را باز می کند و فال مشتری را می خواند.
مطلوبیت: کودکان و نوجوانان شاغل در این کار جزء قانون کودکان کار محسوب می شوند که متاسفانه به علت کثرت آن‌ها مخصوصا در شهرهای بزرگ و نداشتن متولی کارآمد وارد این کارها شده و در سنین بالا معمولا زندگی های آشفته ی همراه با بزه کاری دارند.
————————————————————————

53.عنوان شغلی: قالی باف
معنی لغوی: بافنده قالی، بافنده فرش (صدری افشار،1394، 126)
مثال: ….آخرش توانستم بچه ها را از صحرا و کارخانه ی قالیبافی و …به کلاس بکشانم (پسرک لبو فروش، بهرنگی ؟)
کد isic: 7501
طبقه شغلی: صنعتگران
بسط و شرح: قالی بافی یکی از صنایع مهم دستی است که برای تهیه آن افراد مختلفی مشغول به کار می شوند. از کسی که دار آن را می سازد، آن که تاروپود آن را می کشد و بافنده و …. سخت ترین قسمت این صنعت بافتن رج به رج آن است. از قدیم برای بافت قالی کارخانه داران بیشتر از زنان و کودکان استفاده می کرده‌اند. به علت دقت زیاد و ساعات کاری زیادتر، زنان و کودکان بهترین گزینه ازنظر کارخانه داران برای این کار بود. کار با چاقو هاییی که سرشان خم است و نخ هایی که بسیار صفت اند و باید نخ های پشمی و ابریشمی از هر تار و پود آن گذر کنند، باعث می شود که نوک انگشتان کارگران و بافندگان قالی همیشه زخمی شوند که آن به نوبه خود بر زمختی و کج و معوج شدن انگشتان دست می افزاید. پشت صاحبان این حرفه به علت نوع نشستن در پشت دار قالی معمولا کمی خمیده است و پاها از پشت سر حالت پرانتزی می نماید. برای اینکه آفتاب رنگ قالی ها را بی رنگ نکند، رنگ چهره ی قالی بافان اکثرا کودک، همیشه پریده است و به زردی می زند. مسلول شدن از بیماری های مسلم این شغل است که به خاطر پرزهای پشم و هوای نمناک و غیرآفتابی بیشتر کارگران را به خود مبتلا می کند.
مطلوبیت: هم صنعتی است که به خاطر نقش و نگارها و رنگهایش زیبایی خاصی به منزل و …. می بخشد و هم صنعتی است پر سود برای تجار و ارزآور برای کشور. نام صنعت قالی بافی همواره قرین ظلم و ستم برای بافندگان آن بوده است که کم ترین درآمد این صنعت سود آور به همراه تمامی ناگواری هایش به آنان می رسد. برخی از کارگران بعد از پایان کار با درآمدی که از قالی بافی به دست می آوردند به تحصیل در مدارس یا مکتب خانه ها پرداخته اند.
————————————————————————

54.عنوان شغلی: قصاب
معنی لغوی: کسی که حیوانات حلال گوشت را سر بریده و یا گوشت او را در مغازه می فروشد.
مثال: قصابها خودشان گوسفندرا ذبح میکردند (راز مثل های ما، میرکیانی،42)
کد isic: 5220
طبقه شغلی: کارکنان ارائه خدمات و کارکنان فروش
بسط و شرح: صاحبان این پیشه به قساوت قلبی و خشونت وبی رحمی شناخته می شوند. اما در واقع در کار خود صاحب حق بوده و حتی به گردن دیگران هم حق دارند، چراکه کاری را که مردم عادی از آن گریزان بوده اما نیازمند به ماحصل کار قصابان یعنی گوشت هستند، برای مردم فراهم می کنند. در قدیم در راسته بازارها کار می کردند که نشان از پیوستگی شغلی آنان بود.
مطلوبیت: مردم کمتر حاضر به وصلت با این قوم هستند. خیلی قابل اعتماد مردم نیستند.
————————————————————————

55.عنوان شغلی: قورچی
معنی لغوی: اسلحه دار؛ تفنگ چی؛ جبادار؛ 2. کارگر قورخانه (صدری افشار،1394: 130)
مثال:
کد isic: 0112
طبقه شغلی: مدیران
بسط و شرح: قورچی . (ترکی ، ص مرکب ، اِ مرکب ) از قور مخفف قوران بمعنی سلاح و چی . سلاح دار. (سنگلاخ ). (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رئیس جبه خانه . جبه پوش . (ناظم الاطباء). و در لغات ترکی دهخدا قورچی بمعنی اهتمام کننده ٔ دربار پادشاه نوشته‌شده . (آنندراج ). تلفظ صحیح آن ابتدا بایستی کرچی باشد که بمعنی تیرانداز (با کمان ) است از ریشه ٔ کر «ترکش دار». (سازمان اداری حکومت صفوی بنقل از مقدمه الادب پوپ چ لنینگراد 1938 م . ص 445 و دلاواله ص 766 تحت نام Corci). قورچیان یعنی بازماندگان سواران عشیره ای و ایلیاتی سابق . آنان مانند مخازن اسلحه متحرک به کمان وتیر و شمشیر و خنجر و تبر و سپر مسلح بودند . کلاه اصلی این جنگجویان ترکمان که بهمان مناسبت نام قزلباش گرفته بودند کلاهی سرخ بود، دارای زرهی زنجیردار که بر گونه ها می افتاد. سبیل های بلند نیز از مشخصات قورچیان بود. (سازمان اداری حکومت صفوی ) : در همان روز قورچیان در عمارت پادشاهی وی را [ ابونصر طبیب ] با سوء احوال بقتل آوردند. (نامه ٔ دانشوران ).
مطلوبیت:
————————————————————————

56.عنوان شغلی: کتابدار
معنی لغوی: مامورگرداوری ، فهرست نویسی ، نسخه برداری و

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد مصرف کنندگان، مرادی کرمانی، واسطه گری، حمل و نقل Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره جامعه محلی، پرسش نامه، همبستگی پیرسون، انحراف معیار