منبع پایان نامه ارشد درمورد فضای معماری، معماری ایران، معماری ایرانی، دوران اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

اثرات به‌وجود آورنده یک اثر (معماری) از بین بروند آن معماری ممکن است به حیات خود ادامه دهد. حال اگر عوامل به‌وجود آورنده مطابق با خواستارهای فرهنگی باشد آن معماری ریشه‌ای عمیق می‌گیرد و اگر آن عوامل ناپایدار باشند معماری فاقد حیات می‌شود و عوامل جدید آن را از میان برمی‌دارند.
تحولات قرن حاضر موجب دگرگونی و تغییراتی در بین برخی جلوه‌های زندگی و فرهنگ جامعه شد. حرکت و روند معماری سنتی باز ایستاد و از طرفی به‌علت سرعت وقوع تحولات فرصت تطابق با فرهنگ را پیدا نکرد. در حالی که تحولات در کشورهای اروپایی گام به گام صورت گرفته بود و آن‌ها تا حد زیادی تغییرات را به‌راحتی جایگزین کردند. حال اگر برای دوباره جان گرفتن فرهنگ و معماری کشورمان عوامل اساسی آن شناخته شوند و جان بگیرند، به حیات خود ادامه خواهند داد. معماری فقط مجموعه‌ای از سبک‌ها و فرم‌ها نیست و حتی کاملاً با شرایط اجتماعی و اقتصادی خود را مشخص نمی‌کند، بلکه مجموعه‌ای از این‌ها است.

2ـ7ـ2ـ فرهنگ معماری، معماری فرهنگی
بررسی معماری به‌عنوان هنری اجتماعی در تعاملی نزدیک با فرهنگ (فرهنگ به مثابه‌ی مجموعه‌ی معنویات انسانی)، راهکاری را فراهم می‌سازد تا با درک وسیع گسترده‌ی فراگیر مادی، معنوی و فکری معماری، این تعامل را به چالش بکشاند. محیط پیرامون ما اعم از خانه، خیابان، محل کار، مراکز شهری و حتی تفرجگاه‌ها، همه و همه آثاری هستند که در معنای عام می‌توان آن‌ها را آثار معماری (بدون قید ارزشی) دانست.

نمودار (2ـ2): روند فرهنگی شدن معماری

در یک کلام، معماری در یک جامعه در تعاملی نزدیک با فرهنگ آن جامعه است. اگر به واژه تعامل دقت کنیم، در روح این واژه، مفهومی می‌یابیم حاکی از ارتباطی دوسویه و آن‌چه معمولاً فراموش می‌شود، همین دوسویه بودن ارتباط بین معماری و فرهنگ است. همان‌گونه که فرهنگ در شکل‌گیری معماری ملی یک جامعه نقش عمده‌ای ایفا می‌کند، معماری نیز همواره در مقام فرهنگ‌سازی حضور داشته و این ارتباط را تکمیل می‌نماید.
فضای کالبدی، زمینه‌ی سازگاری فرد با محیط انسانی ـ فرهنگی پیرامون را فراهم می‌سازد و آن‌چه به این فضا شکل می‌بخشد (یا این‌که باید شکل ببخشد)، چیزی نیست جز نیازهای همین محیط و در سر سلسله‌ی آن‌ها تعاریف فرهنگی ـ اجتماعی آن. نمونه‌های موفق در این زمینه زیادند؛ به‌طور مثال، یادمان آزادی در میدان آزادی تهران و میدان امام (نقش جهان) اصفهان، هرچند از دو دوره‌ی تاریخی متفاوت‌اند، ولی با استفاده از دیدگاه مناسب فرهنگی، ضمن پاسخ‌گویی به نیازهای کالبدی ـ فرهنگی، زمینه‌های رشد در مقوله‌ی فرهنگ مربوطه را نیز فراهم ساخته‌اند، یعنی همان دیدگاه تعاملی بین معماری و فرهنگ به معنای واقعی کلمه.
در روند فرهنگی شدن معماری در مفهوم عام و معنابخشی به معماری یک بنا در مفهوم خاص، هویت یک فضای ماندگار در معماری، باید همواره با روح زمان، فطرت انسان و ویژگی‌های فرهنگی ـ کالبدی، سازگاری و همخوانی داشته و تأمین کننده‌ی نیازهای کاربردی، ایمنی، اقتصادی، روان‌شناختی و اجتماعی فرد باشد.
درنهایت آن‌چه بیش از هر چیز مهم به نظر می‌رسد، از یک طرف، وظیفه‌ی اجتماعی سنگین معمار است در مقام شخصیتی خلاق که باید این روند را شکل دهد و از طرف دیگر، اعضای جامعه به‌عنوان کاربران هستند که باید همچون ساحت‌های دیگر فرهنگی ـ اجتماعی، در مقام مخاطب معماری، با نظارتی هوشمند جویای حق انسانی و شهروندی خود در محیط مصنوع باشند. این امر میسر نمی‌گردد مگر با دانش‌افزایی جامعه در این راستا و نهادینه کردن مقوله‌ی نقد علمی در معماری و شهرسازی در کنار حس مسئولیت تک‌تک شهروندان نسبت به آن‌چه می‌بینند و آن‌چه در آن زندگی می‌کنند.

2ـ7ـ3ـ ارتباط بین معماری، فرهنگ و مکان
معماری از صور فرهنگ است و فرهنگ، معنا و محتوای آن است، چنانچه محتوا شکل‌دهنده صورت است و صورت، نماد و نشانه محتوا است. مکان، بستر شکل‌گیری فرهنگ و معماری است؛ محدوده زندگی انسان‌هایی است که در طی زمان، فرهنگ و معماری تولید کرده و بر غنای آن می‌افزایند. بنیان به‌وجود آمدن فرهنگ و معماری در مکان زندگی و فعالیت‌های جمعی انسان‌ها است. اگرچه صورت برای محتوا قابل تولید است، اما توان ایجاد محتوا را ندارد؛ همان‌طور که معمار برای فرهنگ قابل بازیابی است ولی معماری به‌تنهایی توان ایجاد دوباره فرهنگ را ندارد. نفی مکان، نیز انقطاع در تداوم فرهنگی و معماری است.

نمودار (2ـ3): ارتباط بین مکان، فرهنگ و معماری

2ـ7ـ4ـ عوامل فرهنگی مؤثر در شکل‌گیری فضای معماری
انسان در آفرینش هر فضای زیستی و حتی ابزارآلات سعی دارد در مرحله نخست به سودمندی‌های مادی، ملموس و کارکردی آن بپردازد. اما درصورت امکان به جنبه‌های هنری و فرهنگی فضا یا پدیده‌ای که خلق می‌کند توجه دارد و سعی می‌کند که اثر یا فضا زیبا باشد. خواسته و معیارهای زیبایی‌شناختی انسان ثابت نیست و به همین علت آفرینش آثار و صورت‌های بدیع نیز در همه هنرها همواره ادامه خواهد یافت و در این میان برخی الگوها پایدارتر از سایرین است. سطوح و لایه‌های گوناگون ارزش‌های زیبایی‌شناختی را می‌توان به سه گروه طبقه‌بندی کرد:
1ـ صورت‌ها و ارزش‌های پایدار و کهن
2ـ ارزش‌ها و صورت‌های نیمه پایدار و سبک
3ـ ارزش‌ها و صورت‌های زودگذر یا مد
در معماری مانند سایر هنرها می‌توان تأثیر برخی از پدیده‌ها و جلوه‌های عمیق فرهنگ ملی و دینی را به‌شکل الگو و صورت‌هایی پایدار مشاهده کرد. برخی از این طرح‌ها و الگوها در معماری ایرانی مثل چهارصفه و چهارباغ که از عوامل و پدیده‌های اصلی فرهنگ و تمدن یک قوم یا ملت هستند بسیار طولانی و پایدار هستند. البته پایداری آن‌ها به معنای فقدان پویایی آن‌ها نیست. در تاریخ هنر یک ملت ممکن است سبک‌های متعددی در هریک از هنرها پدید آید یا حتی گاهی چند سبک در چند حوزه جغرافیایی در یک دوره شکل می‌گیرد برخی ارزش‌ها و صورت‌ها در همه هنرها و برخی صنایع در گستره زمانی کوتاهی مورد توجه هستند. این‌گونه ارزش‌ها تأثیر اساسی و ساختاری ندارند و درپی انواع دگرگونی‌ها و تبادلات فرهنگی و هنری بین گروه‌ها، قوم‌ها و ملت‌های گوناگون پدید می‌آیند و در مدتی کوتاه مورد توجه هستند. مد که بیشتر درپی تأثیر دگرگونی‌ها و تبادلات فرهنگی و اجتماعی حاصل می‌شود و در دوره معاصر به‌شکل گسترده شاهد آن هستیم، از صورت‌های ناپایدار و زودگذر به‌شمار می‌آید.
در کنار عوامل ذکر شده در بالا نمی‌توان نقش ابداع و خلاقیت هنرمند را در شکل دادن به هرگونه اثر هنری و از جمله آثار معماری نادیده گرفت. ابداع و خلاقیت هنرمند از یک سو به تاریخ و فرهنگ طراحی در یک جامعه و از سوی دیگر به توانایی‌های فردی و ابداع مشخص هنرمند بستگی دارد. این عامل به‌نحوی به آگاهی‌های هنری و غنای فرهنگ طراحی و تبادلات فرهنگی و هنری یک جامعه با جامعه‌های دیگر ارتباط دارد. به‌عبارت دیگر ابداع و خلاقیت هنرمند در خلاء صورت نمی‌پذیرد، بلکه در بستری اجتماعی ـ تاریخی تحقق می‌پذیرد که بر محتوا و شکل اثر هنری تأثیر می‌گذارد.

2ـ7ـ5ـ بازتاب فرهنگ در صورت فضای معماری
عوامل متعددی بر آثار هنری و فضاهای معماری تأثیر می‌گذارند که زیر مجموعه فرهنگ هستند. این تأثیر گاهی روشن و گاهی ظریف و غیر آشکار است. مانند تأثیر نقش صلیب در طراحی کلیساهای تاریخی به‌صورت آشکار و سلسله مراتب بین انواع فضاها از جمله عناصر فضای ورودی مسجد جامع ایرانی و مفهوم و محتوای فرهنگی آن‌که در مرحله نخست از دید مشاهده کننده پنهان می‌ماند.
برخی از خصیصه‌های فرهنگ درصورت فضای معماری یکسان اثر نمی‌گذارند، برخی به سادگی و برخی به دشواری قابل شناسایی هستند. یکی از جلوه‌های فرهنگ در هنرها را می‌توان به‌صورت اهمیت یافتن برخی اعداد و اشکال دانست. یکی از علل توجه به اعداد مربوط به درک انسان از نظم جهان در گذشته بوده که آن را به ملموس‌ترین شکل یعنی نظم عددی دریافت می‌کرد. بسیاری از این شکل‌ها و اعداد در فعالیت‌ها و مراسم آئینی، هنرها، مکتب‌های فکری و غیره به‌صورت ویژه‌ای کاربرد یافتند. کاربرد هر عدد یا شکل در هریک از انواع فعالیت‌ها یا هنرها از یک سو با ویژگی‌های بصری و شمارشی آن فعالیت و از سوی دیگر با خصوصیات و مشخصه‌های آن شکل یا عدد بستگی داشته است. بنابراین شکل‌ها و عددهایی در هنر معماری مورد توجه و استفاده قرار می‌گرفت که با ویژگی‌های ریاضی، هندسی، کمی و ملموس این هنر و همچنین با فرهنگ عمومی این سرزمین سازگار باشد. مانند عدد چهار، خصوصیات مربع و دایره، ویژگی‌های مشترک دایره و مربع، مکعب، حجم‌های کروی شکل و چهار طاق.

2ـ7ـ6ـ مبانی فرهنگ ایران و تأثیر آن بر معماری
فرهنگ‌ها مظاهر گوناگونی دارند. به‌رغم تفاوت‌های ظاهری، مظاهر هر فرهنگ دارای شباهت‌هایی انکارناپذیرند. به‌طور مثال شباهت ادبیات و معماری و طرز لباس پوشیدن و آداب و رسوم ژاپنیان قرن هفدهم آشکار است. این شباهت‌ها ناشی از ارتزاق هریک از مظاهر فرهنگی از اصول و مبانی مشترک در فرهنگ است. در فرهنگ ایران در ادبیات فارسی کلمات گنجایش معانی بلند و عمیق را ندارد و به همین منظور شعرا و نویسندگان از استعاره، ایهام، کنایه و سایر صنایع ادبی برای رساندن مفهوم کلام و مقصود خود استفاده می‌کردند. پس الفاظ یک شعر دارای ماهیتی مادی هستند که برای بیان مفاهیم غیرمادی وضع شده‌اند. پس در سایر مظاهر این فرهنگ نیز معانی عمیقی نهفته است و معماری در این فرهنگ حاوی معانی باطنی است. به‌خصوص این‌که در ایران خرده‌فرهنگ‌های بسیاری وجود دارد و مردم از مواریث تاریخی متکثر و متنوعی برخوردارند. اما این تنوع و تفاوت‌های آن دارای محتوای درونی مشترکی است که همه آن‌ها را تحت یک مجموعه کلی ساماندهی می‌کند. در پشت هر فرم یک مفهوم و محتوای درونی نهفته است. از این دیدگاه انسان به مثابه ذی حیاتی دیده می‌شود که برای بیان محتواهای درونی خویش به اشکال و کالبدهای بیرونی روی می‌آورد و از آن‌ها برای به تصویر کشیدن آنچه که در باطن دارد، مدد می‌جوید. این مفاهیم دچار تحول‌های زودگذر نمی‌گردند اما هر تمدن انسانی در هر زمان و مکان جهت اصلاح و تکامل دیدگاه‌هایش، خط‌مشی تازه‌ای همسو با اهداف و چشم‌اندازهای بنیادین جامعه از خویش ارائه می‌دهد. به‌طور مثال دکتر پیرنیا شیوه‌های معماری ایرانی را در دو دوره قبل از اسلام و چهار دوره بعد از اسلام تقسیم می‌کند و علیرغم تفاوت‌هایی که در فرم و محتوای هریک از شیوه‌ها با دیگری مشاهده می‌شود، همگی آن‌ها را تحت پنج عامل مشترک (خودبسندگی، مردم‌داری، پرهیز از بیهودگی، درونگرایی و نیارش) قلمداد می‌کند. به‌عنوان مثال اگر بناها و فرم‌های عظیم‌الجثه معماری پارگی را با حجم‌های ساده معماری خراسانی مقایسه کنیم شباهتی بین آن‌ها دیده نمی‌شود، اما هردو درپی بیان جایگاه برتر انسان بر زمین بوده‌اند. اما هر کدام روایت خاص خود را داشتند. هردو درپی آن بودند که بگویند انسان مقامی فراتر از موجودات و پدیده‌های اطراف خویش دارد. در معماری پارتی این تفکر با عظمت‌گرایی بیرونی و در معماری خراسانی با عظمت‌گرایی درونی بیان شده است. حجم‌های سنگین با تناسبات غول‌آسا نظیر ایوان مداین تبلور عینی و کالبدی از تسلط و سیطره انسان به اطرافش به‌شمار می‌آمده و همین ایده در قرون اولیه اسلامی با کاستن از جرم و ماده و افزودن به غنا و فضای یک معماری بیان گردیده است. خلق فضاهای سبک، کم جرم، متنوع، غنی و سرشار از جلوه‌های فضایی از ویژگی‌های بارز معماری دوران اسلامی ایران به‌شمار می‌آید.
می‌توان از این مطالب چنین نتیجه گرفت که علاوه بر جلوه‌های خارجی، مفاهیم و مضامینی مستتر در پس این کالبدها وجود دارد. اما دو عامل در انکار این حقیقت آشکار مؤثر بوده است: نخست نهضت مدرنیسم که اصولاً هر چیز فاقد فایده ظاهری برایشان مادی و دنیوی زندگی را زاید می‌شمرد و به اصطلاح «تزئینی» آن را رد می‌کرد، و کسانی که برای علمی جلوه دادن دین به تفسیر متکلفانه

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد زبان عرفان، زبان و فرهنگ، زبان هنری، خودآگاهی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد فضاهای فرهنگی، ظاهر و باطن، کالاهای خارجی، مراکز فرهنگی