منبع پایان نامه ارشد درمورد فضاهای فرهنگی، ظاهر و باطن، کالاهای خارجی، مراکز فرهنگی

دانلود پایان نامه ارشد

متون دینی پرداختند و آن‌ها را با یافته‌های علوم تجربی تفسیر کردند و سعی کردند به همه عناصر، کاربردی مادی بدهند و آن را از شائبه تزئین دور کنند.
عامل دوم فقدان درک صحیح از نسبت و رابطه صورت و معنا یا ظاهر و باطن در معماری است. بسیاری ظاهر و باطن را دو ساخت منفک انگاشته‌اند. پس از منظر این فرهنگ هر چیز ظاهر و باطنی دارد که گرچه متفاوتند اما منفک نیستند. ظاهر بدون باطن وجود ندارد و باطن بدون ظاهر، ظهور ندارد. درنتیجه هر باطن نسبت به مرتبه مافوق خود باطن است.
مومن وقتی به عالم می‌نگرد پیوسته از ظاهر آن به باطن سیر می‌کند و این سیر عبادت است و بالطبع چنین منشی در کار هنری او هم دیده می‌شود. این سیر از ظاهر به باطن هم در عمل و هم در اثر هنری او متجلی می‌شود. هنرمند در حین کار با ماده و تغییر شکل مادی آن سعی می‌کند، آن را به‌صورت باطنی‌اش نزدیک کند. به‌همین علت این کیفیت در مخاطب او هم اثر می‌گذارد. چنین سیری در معماری به‌علت این‌که وجود مادی منحصر به ماده‌ای که اثر هنری با آن پدید می‌آید نیست دشوارتر است. از بنا انتظار می‌رود در درجه اول عملکرد مناسبی داشته باشد. این کارکرد با مواد و مصالح محدوده و معینی با توجه به محدودیت‌های فنی و اقتضائات محیطی برآورده می‌شود. پس این سیر با تعدد قیود مادی مشکل‌تر می‌شود. ولی نتیجه آن رضایت‌بخش و شیرین‌تر از سایر هنرهاست.

2ـ7ـ7ـ انسان و فرهنگ در معماری
از دیدگاه حکمت اسلامی، انسان یک نوع و گونه خاصی از حیوانات و یا حتی جانداران نیست؛ بلکه کامل‌ترین تجلی الهی است که می‌توان او را از زنده خداگرای دارای مرگ جسمانی تعریف نمود. او می‌تواند براساس حرکت جوهری از پست‌ترین مراحل وجود تا بالاترین مرتبه را جایگاه خویش دانسته، خود را به آن برساند (نقره‌کار، 1387). در فضای زندگی انسان ـ که آمیزه‌ای از انسان، طبیعت و محیط مصنوع است ـ فرهنگ به‌همراه جهان‌بینی به‌عنوان بستر، ایفای نقش می‌کند. بدین سبب، فرهنگ و معنای آن ـ همچون معنای معماری ـ موضوعی درخور توجه بوده و معماری نیز مجموعه‌ای از ویژگی‌های خاص و چند لایه‌ای را داراست که مهم‌ترین آن‌ها فرهنگ‌سازی یا هدایت‌گری فرهنگی انسان است.
در واقع جهان‌بینی و فرهنگ، اصول ارتباط عناصر طبیعی و مصنوع با یکدیگر و با انسان را تبیین می‌کنند؛ جهان‌بینی فضای تفکر و فرهنگی فضای عمل است. نقش انسان از آن جهت اهمیت اول را دارد که بدون وجود آن اصولاً محیط و فضای زندگی معنایی نخواهد داشت. در این زمینه پرسش‌های بسیاری قابل طرح هستند که پاسخ این پرسش‌ها، ضمن بیان میزان تأثیر جهان‌بینی و فرهنگ بر شکل‌گیری محیط زندگی، روابط بین انسان و محیط و اجزای آن، رویکردها و نظرات گوناگونی را مطرح نموده است. به‌عنوان مثال نظریه‌پردازان فرهنگ‌گرا معتقدند که عامل اصلی شکل‌دهنده بنا و به‌ویژه خانه فرهنگ بوده و معماری معلولی از فرهنگ جامعه است (ضرغامی، 1387).
در تعاریف اسلامی فرهنگ به مثابه روح جامعه است و آن را یگانه تعریف می‌کنند که دارای دو بعد بینش و عمل می‌باشد و تحولات و توسعه فرهنگی در بعد غیرکالبدی آن بهینه‌سازی فرهنگی، و در بعد کالبدی نیز مطلوب‌سازی شرایط مادی در زمان و مکان را درپی دارد (نقره‌کار، 1387).
فرهنگ بیانگر موضع معنوی و فکری است که با پژوهش و مطالعه در پدیده‌های طبیعی و اجتماعی قوای ذهنی انسان را تقویت می‌کند و گسترش و رشد می‌دهد. به‌عبارت دیگر فرهنگ در اندیشه عصر روشنفکری به‌معنای آموزش و پرورش روح و اندیشه بشر است و به همین جهت، فیلسوفان و اندیشمندان آن دوران اروپا، مفهوم فرهنگ و مقوله آموزش را مکمل یکدیگر می‌دانند. بدین سبب محققین و اندیشمندان علوم اجتماعی قرن بیستم به‌خصوص توجه فراوانی به مقوله فرهنگ داشته، زیرا فرهنگ برای آنان ابزار مهم تحلیل بوده است. اما در قرن نوزدهم، مفهوم فرهنگ عمدتاً قلمروی روشنفکران اهل ادب بود. آنان این کلمه را به‌عنوان خصیصه اصلی سنت که معترض و نقاد بود؛ به‌کار می‌بردند (منصوری، 1379).
پس هر تفکری رابطه عامل فرهنگ با تولیدات انسان، از جمله محیط مصنوع را ارتباطی تنگاتنگ می‌داند و خواهان بهره‌گیری از آن‌ها است. از این میان گروهی حتی بر این عقیده‌اند که معماریان و طراحان هستند که باید فرهنگی خاص را به جامعه القا نمایند. به بیان آن‌ها، باید دانست که فرهنگ، معماری، محیط و معنا را می‌سازد که جملگی این‌ها به مثابه ظرف تمدنی خاص که متصف به جهان‌بینی و فرهنگ ویژه خویش است ایفای نقش می‌نمایند، و محیط نیز با القائات خود نقش اساسی در تحولات فرهنگی و رواج شیوه زیست را عهده‌دار است. در همین راستا، توجه به ارزش کیفی فضا و یا نقش آن در تعریف معماری، تنها توسط فرهنگ تحقق می‌یابد و به تأثیر فرهنگ در تعریف کیفیت و حتی کمیت فضا تکیه دارد (نقی‌زاده، 1385).
البته وابستگی محیطی ـ فرهنگی و تأثیر آن روی معماری یکی از موضوعات و مباحث قدیمی است و تقریباً هر تمدن باستان بعضی از عوامل و هنجارهای محیطی ـ فرهنگی را در فعالیت‌های کشاورزی و آداب اجتماعی خود دارد و آداب اجتماعی‌اش را به‌سوی محیط طبیعی و تأثیرگذاری و تأثیرپذیری از آن سوق می‌دهد. در عین حال، گمان برخی بر این است که به یمن وجود معماری و ملاحظات انسانی است که فرهنگ شریف و با ارزش است. اما در نسخه‌ای که به دست استادان معماری و منتقدان این حرفه تجویز می‌شود، متأسفانه شیوه قابل قبول کاربرد متعالی فرهنگ و ملاحظات جدی سیاسی جامعه، در حاشیه قرار می‌گیرد (جودت، 1382). به همین دلیل باید با درک ابعاد مفهومی و تأثیرات مقولات انسانی، اجتماعی و از جمله فرهنگ ـ که عوامل بنیادین و مهمی در معماری هستند ـ به ویژگی‌های برنامه‌ریزی و روش‌شناسی طراحی توجه گردد.
2ـ7ـ8ـ نقش و جایگاه کنونی معماری فضاهای فرهنگی
احداث بناها و فضاهای فرهنگی در میان جوامع مختلف جهت پاسخگویی به نیاز آن‌ها به حفظ و درک هنر، تاریخ و فرهنگ خویش و همچنین نمایش آن به دیگر جوامع رواج یافته است. خانه فرهنگ، خانه هنر، خانه موسیقی، خانه اپرا و خانه تئاتر عناوینی هستند که به مراکز فرهنگی با کاربری‌های گوناگون اطلاق شده است. مراکزی که نقش خانه‌هایی را برعهده دارند که می‌توان در آن به رشد و پرورش هنر و دیدگاه‌های فرهنگی پرداخت و به آن‌ها بها داد. هریک از مراکز فرهنگی گروهی از مردم با تمایلات و گرایش‌های ویژه را به‌سوی خود فرا می‌خوانند، تمایلاتی که از نهاد آن‌ها سرچشمه گرفته و ریشه در حافظه تاریخی آنان دارد. به‌عنوان کلی «فضای فرهنگی» که تمامی این مراکز در تعریف خود جای می‌دهد. طراحان بسیاری را به تلاشی افزون برای درک و نمایش هر چه رساتر این مفهوم و پیاده کردن آن در قالب ساختمان ترغیب می‌کند.

نمودار (2ـ4): بررسی جایگاه تأثیر فضاهای فرهنگی (منبع: نگارنده).

2ـ8ـ تاریخ آذربایجان
پس از حمله اعراب و اسلام آوردن ایرانیان حاکم آذربایجان نیز طبق پیمان صلحی، که با اعراب منعقد کرد، مطیع گردید. در این زمان اردبیل مرکز آذربایجان بود. از این زمان تا حمله مغول به ایران سلسله‌های مختلف بر آذربایجان حکومت کردند، آذربایجان در طی این دوران هم‌چنان اهمیت تجاری ـ فرهنگی ـ سیاسی و نظامی خود را حفظ کرد. پس از اسلام شهرنشینی در ایران از اهمیت بیشتری برخوردار شد، شهرهایی که در مسیر راه‌های کاروان‌رو و طرق بازرگانی‌بری قرار داشتند و کشورهای کرانه دریای مدیترانه، قفقاز و شرق اروپا را با آسیای میانه و عربستان و هندوستان و چین مربوط می‌ساختند صدها هزار نفوس داشتند. شهرهای آذربایجان که ایالتی سرحدی و مرزی بود از این قاعده مستثنی نبود، این سرزمین به‌علت موقعیت ویژه در مسیر ترقی و پیشرفت بازرگانی بین‌المللی قرار داشت و انعکاس آن در رشد و ترقی شهرهایش محسوس بود.
حمله مغول در قرن هفتم هجری آذربایجان را نیز فرا گرفت. هلاکوئیان که اسلام آورده بودند در اران (اران و شیروان) و آذربایجان مرکزیت یافته و می‌کوشیدند آذربایجان را که خطه حاصلخیزی بود از دست ندهند. ایلخانان مغول قسمتی از سال را در بغداد و بخشی از سال را در تبریز به‌سر می‌بردند. چنین به‌نظر می‌رسد که فاتحان مغول به‌ویژه مفتون مراتع عالی و زمین‌های حاصلخیز آذربایجان شده بودند. سران اقوام چادرنشین مغول که توسعه زندگی ایلی و متحرک را به سوغات آورده بودند خود به توسعه شهرها و احداث ابنیه علاقمند شدند. هلاکو در خوی معبد، درخبوشان کارخانه و در مراغه رصدخانه‌ای برای خواجه نصیرالدین طوسی بنا کرد (رئیس‌نیا، 1368: 59).
علیرغم ویرانی‌های عظیمی که هجوم مغولان در کشورهای آسیا و اروپا به بار آورده بود مناسبات بازرگانی میان ممالک مزبور قطع نشد. فاتحان به دلایل نظامی و سوق کاروان‌ها از این راه‌ها استفاده می‌کردند و بخصوص از ایران به چین و بالعکس رفت و آمد می‌شد. خطه آذربایجان که مرکز ایلخانان در آنجا قرار داشت همچنان رونق و اهمیت خود را حفظ نمود.
شاه اسماعیل اول آذربایجان کنونی را تصرف و تبریز را اشغال کرد. تبریز در ابتدا پایتخت صفویه شد لیکن بعدها پایتخت ابتدا به قزوین و سپس به اصفهان منتقل شد. انتقال پایتخت از آذربایجان در دوران شکوفایی صفویه این خطه را تا حدودی از رونق مورد انتظار محروم ساخت. کشمکش‌های صفویه با دولت عثمانی نیز باعث شد که به آذربایجان صدمات بسیاری وارد آید. در این دوره که دولت صفویه برای ارتباط با اروپا به‌دنبال راه‌های تجاری دیگری بود که از خاک عثمانی عبور ننماید، این راه یکی راه دریایی از طریق بحر خزر و رودخانه ولگا و سپس راه دریایی هرمز و دور آفریقا بوده بخصوص با گشوده شدن راه اخیر و به‌طورکلی تجارت دریایی در پهنه اقیانوس‌ها اهمیت راه‌های بری و کاروانروی ایران کاهش یافت و شهرهای واقع در کنار این راه‌ها نیز از کاهش رونق در امان نماندند. با این همه از این دوران تجارت با روسیه اهمیت ویژه‌ای پیدا کرد و آذربایجان وظیفه عمده و اصلی را در این ارتباط به‌عهده گرفت.
با سقوط دولت صفویه در اواخر قرن هفدهم و آغاز قرن هیجدهم میلادی کشور ایران بخصوص در بخش‌های مرکزی و غربی دستخوش غارت و رکود گردید. به شهادت شاهدین عینی این دوران وضع آذربایجان که زمانی بسیار ثروتمند بود و نفوس فراوان داشت اسفناک بود و فقر و تنگدستی مردم و ویرانی‌ها به حدی بود که به وصف نمی‌آمد.
در قرن هجدهم میلادی درحالی‌که دول اروپایی پیشرفت‌ها و تغییرات شگرفی را پشت سر می‌گذاشته ایران انحطاط اقتصادی عظیمی را می‌گذراند در چنین موقعیتی حکومت به دست قاجاریه افتاد در این دوران آذربایجان و مرکز آن تبریز ولیعهدنشین بود و تبریز دومین شهر مهم ایران تلقی می‌شد در زمان قاجار به‌تدریج ورود کالاهای خارجی به کشور شدت گرفت، بازارهای ایرانی از کالاهای خارجی پر شدند و رقابت واردات با تولیدات داخلی آغاز گردید. ورود کالاهای مرغوب‌تر و ارزان‌تر باعث شد تا کارگاه‌های داخلی نتوانند از عهده رقابت برآیند و کارگاه‌ها یکی بعد از دیگری به تعطیل کشیده شدند و از این راه بخصوص آذربایجان و تبریز که در دوران گذشته به کارخانه‌ها و کارگاه‌ها مجهز گشته بودند و از طرف دیگر یکی از مبادی ورود کالاهای خارجی بودند بسیار متضرر گشتند. بحران اقتصادی و اجتماعی همراه با بی‌کفایتی و ظلم حکومت قاجار و نفوذ فرهنگی غرب که انقلاب‌های قرن هیجدهم را پشت سر داشت باعث حرکت توده مردم گردید که به انقلاب مشروطه معروف است. گرچه در این شور و خروش همه مردم هم آواز بودند لیکن خروش مردم آذربایجان دلیرانه‌تر بود. سنگینی بار انقلاب مشروطه و حفظ و حتی رهبری آن بیشتر به دوش آذربایجان بود. تبریز دژ آزادی‌خواهان گردید و تبریزیان و آذربایجانیان در ورق زدن دوره‌ای از تاریخ ایران سهم بزرگ را بخود اختصاص دادند.
با آغاز جنگ اول با وجود برکناری دولت ایران از جنگ، آذربایجان میدان جنگ روس و عثمانی شد و خسارات و مصیبت‌های فراوان دید.
تحولات ناشی از انقلاب 1917 روسیه و مناسبات دولت ایران با رژیم جدید در روسیه مبادله کالا از آذربایجان را کاملاً

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد فضای معماری، معماری ایران، معماری ایرانی، دوران اسلامی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد معماری پایدار، زیست محیطی، دریاچه ارومیه، تولیدات صنعتی