منبع پایان نامه ارشد درمورد عوامل بازدارنده، محل وقوع جرم

دانلود پایان نامه ارشد

به تبيين آنها مي پردازيم.
باشد و فعل به گونه اي است كه غالبا كشنده نيست.45
پرداخت ديه يكي از عوامل بازدارنده ازارتكاب قتل است وازتضييع خون جلوگيري مي كند. مثلادرموردي كه مجرمي به امراض عقلي مبتلا است وخواهر وفرزندش راباچاقوزده، روي آنهابنزين ريخته وسوزانده سپس ازمحل وقوع جرم فراركرده وپانزده روزبعدآن زن (خواهرقاتل)فوت مي شودوبچه زنده مانده است.حكمي كه به طور معمول درجايي كه قاتل عاقل باشد مترتب مي شود،قصاص است اما كسي كه سلامت جسمي وعقلي ندارد،ديه برعاقله است .اما دراين موردكه عقل وجنون مجرم محرزنشده قصاص نداردوديه برعاقله نمي آيد.آري خون مسلمان ضايع نمي شودوازمال جاني پرداخت مي شودودرصورتي كه جاني مالي نداشته باشد ازبيت المال پرداخت مي شود.46پيامبر (ص)درمورداهميت ديه فرموند:”لكل دم دية”47براي هرخوني ديه است.پس احكام الهي داراي ضابطه است ونمي گذارد خون هر انساني به ناحق ريخته شودوزماني ريختن خون به صورت غيرعمد باشد، براي عدم تضييع خون اوديه را تشريع كرده است.
4-1) دلالت كفاره درقتل خطايي برتوجه به حرمت خون مسلمان:
خداي متعال ضمن اينكه درموردقتل خطايي مجازات سنگين قصاص رابرداشته است قاتل را به حال خودواگذارنكرده تاخون مسلمان راضايع كند.بلكه دومجازات كفاره وديه رابراي اوقرارداده است. مجازات كفاره حق الله است وخداوندآن رابراي خودمي خواهد نه اين كه نعوذبالله نيازمندآن باشدبلكه آن را براي تربيت قاتل واصلاح مشكلات اجتماع مانندفقر قرار داده است تا حيات مسلمين ازطريق اصلاح قاتل وساير موارد ازامنيت برخوردار شود.
خطا يكي ازملاك هاي رفع تكليف ياتخفيف دركيفر است.48كسي كه مرتكب قتل خطايي مي شودپرداخت كفاره براولازم است خداوند متعال مي فرمايد:”من قتل مومنا خطاءفتحرير رقبة” كفار ه قتل خطايي آزادكردن بنده مومن است كه منظور از رقبه ،بردگي وبنده مطلق است.منظور از مومن بودن بنده ،يعني كسي كه مطلقا اقرار به شهادتين كرده باشدوايمان خاص داشتن شرط نيست.چون اصل عدم داشتن شرط ايمان خاص است.49
دليل آزاد كردن بنده آن است كه قاتل زماني كه مقتول را ازحيات محروم مي كند ،بر اولازم و واجب است كه نفس وانساني را از قيد بندگي ورقيت آزاد كند.وچون برده در جان وتصرفات خود تسلط واختياري ندارد همانند ميت است .50 وآزادي نوعي حيات است وقتي حيات يك نفر گرفته مي شود به جبرانش بايديك نفرراآزادكرد.51آزادكردن بنده علاوه براينكه نوعي حيات است،تدارك حق اجتماع است يعني به جاي شخصي كه قاتل كشته است يك برده خريداري نموده ودرراه پروردگارآزادكند وبه اين وسيله دراجتماع فردي جايگزين مقتول خواهدشد.52
كفاره فقط مختص قتل خطايي دركشته شدن مسلمان نيست بلكه در جنگ كفاربا مسلمين هرگاه مسلمين جنگجوي كافررا رابكشند سپس معلوم شودآن كسي كه كشته شده مسلمان بوده است اما قاتل به گمان كافر بودن اوراكشته است يا عهد وپيماني ميان كفارومسلمين منعقد شده باشد برذمه قاتل كفاره مترتب مي شود.و ديه هم دارد. عدم ديه در كشتن مسلمانان ساكن دارالحرب به اين دليل است كه وجوب ديه براي اونياز به اين دارد كه جنگنجوي مسلمان از هر شخص از افرادساكن دار الحرب تفتيش كند كه آيا مسلمان است يا مسلمان نيست وموجب مشقت ونفرت از جهاد مي شودچون آن كسي كه سكونت دردارالحرب را انتخاب كرده ،خونش هدر است.53
دركفاره قتل خطايي وقتي كه رقبه مومنه يافت نشدقاتل بايددوماه پشت سر هم روزه بگيرد. گفتار خداوند متعال برآن دلالت مي كند.”فمن لم يجد فصيام شهرين متتابعين” انجام كفاره مرتب به”فاء” است كه مقتضي تعقييب ودررديف بعد بودن است.اگر كفاره ممكن نشد حكم بعدي را بايد انجام داد.منظور از نيافتن رقبه اين است كه قاتل مالك رقبه نباشد وثمن خريداري آن را نداشته باشد،يك ماه كامل واز ماه دوم ولويك روز پي درپي بدون فاصله روزه بگيرد.صفت تتابع ، درموردپي درپي بودن دوماه است نه ايام.بنابراين اگر دراثناي ماه اول به جهت عذري افطار كرد،بعداز برطرف شدن عذر دنباله آن را بايدادامه دهد.54
روزه هاي پياپي وسيله اي براي پاكسازي روح است .اسلام به بعدايماني افرادتكيه دارد.آزادكردن بنده ديدني است ولي روزه گرفتن ديدني نيست وبااين وسيله انسان وجدان ديني واخلاقي خودراجريمه مي كند.جان مومن بسيارمهم است وكفارات نوعي تخفيف وارفاق الهي است.دراسلام وقوانين آن بن بست نيست احكام اسلامي تعطيل نمي شودولي تخفيف دارد.دراسلام جريمه به مقدارتوان جسمي ومالي افراد است.55تناسب مجازات باتوان جسمي ومالي موجب بازدارندگي ازارتكاب جرايم ودرنتيجه موجب حفظ حرمت خون مسلمان مي شود.
2)ارزش برابر خون:
جان وخون انسان به خاطر كرامتي كه به اوعطاشده است محترم است.اهميت ارزش برابر خون درحرمت خون مسلمان،درحفظ خون اوكاربردداردبه اين شكل كه در مجازات قاتل اووزماني كه خودش قاتل باشد به چه روشي عمل خواهدشد تأثيردارد؟ مثلا اگر قاتل اوهم مسلمان باشدبه خاطر ارزش برابرخون قاتل ومقتول، قاتل قصاص خواهدشد. واگرارزش خون قاتل ومقتول متفاوت باشدبه اين صورت كه ارزش خون قاتل برترازارزش خون مقتول باشد ،مانند حروعبد، قاتل قصاص نمي شودوريختن خونش حرمت دارد.
1-2)ارزش خون هاي مختلف:خون هرانساني ارزش واهميت مربوط به خودرادارد.وداراي درجاتي است.به عنوان مثال ارزش خون حروعبد يكسان نيست.زماني كه عبد،حررابكشدبه خاطربرتري ارزش خون حر،عبد كشته مي شودولي اگر حر،عبدرابه قتل برساندبه خاطر پايين تر بودن ارزش خون عبد كشته نمي شود.البته خون عبد دربرابر عبد،حردربرابرحر،زن دربرابرزن ومرد دربرابرمرد ارزش يكساني دارند. هرگاه عبدي ،عبدديگررابكشد به سبب كشتن شخصي كه درخون با اوارزش برابردارد،بايدكشته شود.
درخون هاي باارزش غيريكسان، منع قصاص حردربرابرعبد به خاطر وجود نقصِ رقيتي است كه درعبد است نه اينكه جان آنهاازنظر ظاهري برابر نباشندچون انسان هاازنظر خلقت باهم يكسان هستند. بدون رقيت،حردربرابر عبدي كه ديگر رقيت ندارد وحرشده است، قصاص مي شودچون اگرده نفر يك نفر را بكشند كشته مي شوند وبرابر بودن جسم آنهابه لحاظ فيزيك بدني وظواهر معتبر نيست هم چنين اگر مردي كه جسم سالم داردمردي را كه فلج است ،بيماري سخت دارد واعضايش قطع شده است را بكشد،كشته مي شود. اين به اعتبار مساوات درايجاب قصاص نفس نيست وكامل به خاطر ناقص قصاص مي شود .56
2-2)مجازات تعدّي در ارزش خون هاي برابر:هرگاه كه قاتل ومقتول ازنظر ارزش خون بايكديگربرابرباشند مثلا هردونفرعبدباشند،قاتل قصاص مي شود. آيه” كتب عليكم القصاص في القتلي الحر بالحر والعبد بالعبدوالانثي بالانثي”57 درباره كشتگان ، برشماقصاص مقرر شده :آزادعوض آزاد،بنده عوض بنده وزن عوض زن .58اساس استدلال در برابري ارزش خون است كه مقتضاي همساني در وجوب قصاص رادارد.هم چنين آيه “النفس بالنفس”59قصاص جان دربرابر جان واجب است. آيه مذكوربه توضيح برابري درقصاص خون هاي برابر مي پردازد.نفس در مقابل نفس يعني اگرانساني انسان ديگررا به عمد بكشد مستحق قصاص مي شودبه شرطي كه قاتل عاقل مميز باشد ومقتول وقاتل ازنظر شرايط قصاص مانند همساني درحريت ورقيت وساير موارد باهم برابر باشند .اگر قاتل حر مسلمان و مقتول كافر يامملوك باشد نزد اماميه كشته نمي شودولي بين فقهادراين مورداختلاف نظر وجودداردواگر قاتل مملوك ياكافرباشدومقتول ماننداودرارزش خون باشد يا بالاتر باشدبدون اختلافي قاتل كشته مي شود.60
جايز نبودن قتل حردربرابر عبدومذكر دربرابر مونث ،مورد اتفاق اماميه وتابع اماميه است .شافعيه ومالكيه هم به آن قائلند.اما بدون ضابطه نيست كه هرگاه حر بخواهد بتواندعبد رابكشد وازاين مصونيتي كه خدا به اوداده است سوء استفاده كند. روي عن علي عليه السلام :”انّ رجلاقتل عبده فجلده النبي صلي الله عليه وآله “از امام علي (ع)نقل شده است :مردي عبدش راكشت ورسول خدا(ص)اوراتازيانه زد.غرض از ذكر حردربرابر حر وعبد دربرابر عبد مجردنفي برتري است يعني حردربرابر عبد ودونفردربرابر يك نفركشته نمي شود. توضيح اينكه هرگاه ثابت شود عبدي،عبدديگررابه قتل رسانده است، قصاص مي شودوزماني كه عبد، حررابه قتل برساند، قصاص عبددربرابر حر قطعي است .هم چنين هرگاه زني ،مردي رابكشد،كشته مي شودوبه اولياءمقتول چيزي داده نمي شود.دراين دوموردكه ارزش خون مقتول از قاتل بالاتر است به همين شيوه عمل مي شود يعني قاتل حتما كشته مي شودچون جنايتي بيش از جنايتي كه قاتل مرتكب شده ،وارد نمي شود.61 اكثر مفسرين قائل به محكم بودن وغير منسوخ بودن آيه مذكور هستندواماميه هم براين نظر است.اماحنفيه قائل به نسخ آيه با آيه “النفس بالنفس والعين بالعين “62جان دربرابر جان ،چشم دربرابر چشم ،هستند. ادعاي آنها اين است كه ظاهر آيه بقره/178″الحر بالحر” بيانگر وجوب قتل حر دربرابرعبد ومذكردربرابر مونث است .هم چنين به سخن پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم استناد كرده اند :”المسلمون تتكافأ دمائهم”خون مسلمان برابر است و برتري درجان ها غير معتبر است63.درتاييد سخن اماميه مي توان گفت: آيه45مائده “النفس بالنفس”قصاص جان دربرابر جان واجب است وموافق حكم خدا و آنچه كه درتورات بر بني اسرائيل نازل شده است. چون حكم آيه مذكور ابتدا به بني اسرائيل داده شده بود. نازل شدن حكم آيه بربني اسرائيل درتورات نسبت به احكام مسلمين به دومعناست. اول: اينكه حكم خدابر بني اسرائيل بر مامسلمين هم باقي است .دوم: گرفتن جان در وجوب قصاص عام است و شامل ساير انسان ها و جان ها مي شود.64
شافعيه ومالكيه ازآيه 45/مائده”النفس بالنفس” اقتضاي مماثلت دركيفيت قتل رادريافته اندوقاتل براي قتلش قصاص مي شوداگر فرد ديگري را درآب خفه كند قصاص او اين است كه درآب خفه اش كنندو اگر ديگري را با سنگ كشته است با سنگ كشته مي شود .حنفيه و حنابله در بياني صحيح تر گفته اند مطلوب در قصاص تلف شدن نفس دربرابر نفس است وآيه بيش از اين اقتضا ندارد. از شدادبن أوس از پيامبراكرم (ص) نقل شده كه ايشان فرمودند :”إن الله كتب الاحسان علي كل شئ فإذاقتلتم فأحسنواالقتلة،وإذاذبحتم فأحسنواالذبحة”خداونددرهرچيزي نيكي قرارداده است اگر انساني را كشتيدپس درنحوه اجراي قصاص خوب رفتاركنيدواگر انساني راذبح كرديددر اجراي مجازات ،خوب ذبح كنيد.65روايت، كشتن ياذبح كردن را خارج ازنيكي كردن نمي داند چون روشي مناسب دراحقاق حق مقتول است هرچند ازنظرقاتل يا مخالفين اجراي مجازات قصاص دراسلام، به ظاهر امري خلاف عواطف انساني باشداما به خاطردستور اسلام ومصالح مسلمين واجتماع نمي توان ازآن صرف نظر كرد. پس درخون باارزش يكسان ،قصاص هم يكسان است يعني قاتل فقط كشته مي شود امادر خون هايي كه ارزش هاي متفاوتي دارند روش هاي ديگري علاوه بر قصاص دارند كه گاهي ضميمه قصاص مي شوندمانند دادن ديه به قاتل هرگاه مقتول مرد وقاتل زن باشد. گاهي هم مانند كشتن عبد بوسيله حر ،قصاص انجام نمي شود.
3)برتري خون مسلمان بر غيرمسلمان:
خون مسلمان به سبب اسلام وايمان نسبت به غيرمسلمان برتراست.هرگاه مسلمان غير مسلمان رابكشد،كشته نمي شوداما اگرغيرمسلمان ،مسلمان رابكشد،كشته مي شود.هم چنين اگرمسلمان ،ذمي رابكشد،خونش محفوظ است.رسول خدا(ص)فرمودند:”ومن السنةأن لايقتل بذي عهد”66ازسنت است كه مسلمان دربرابركشتن كسي كه داراي عهد است كشته نشود. پس تنها عنصري كه موجب محفوظ بودن ومحقون شدن خون انسان مسلمان شده است ،اسلام است .رسول خدا(ص)افرمودند:”لايحلّ دم مسلم يشهدأن لاإله إلّاالله وإني رسول الله “67ريختن خون مسلمان يعني كسي كه به يگانگي خداشهادت دهدواينكه من فرستاده اوهستم؛حلال نيست.
آنچه موجب مي شود كه انسان ها نسبت به يكديگر برتري داشته باشند ،تقواست.تقواداخل دراسلام است نمي شود كسي باتقواباشدومسلمان نباشد مثلا دروغ نگويد وبه علت مسيحي بودن نماز نخوانديا روزه نگيرد .دراسلام است كه تقوا كامل مي شود.
پيامبر اكرم (ص) فرمودند:”يامعشر قريش،إنّ حسب الرجل دينه،ومروءته خلقه،وأصله عقله” اي گروه قريش شرافت مردبه دينش ،جوانمردي به اخلاقش و اصيل بودن به عقلش است خداوند عزوجل مي فرمايد:”إن أكرمكم

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد قتل عمد، جبران خسارت Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد قتل عمد، رسول خدا (ص)، امام صادق