منبع پایان نامه ارشد درمورد علم اقتصاد، دین و سیاست، نظام اقتصادی، شهید مطهری

دانلود پایان نامه ارشد

قرار گیرد؛ و علاوه برآن، اسلام فروعی نیز دارد كه متناسب با زمان و به وسیله اجتهاد، تكلیفش مشخص می‎شود.188
از منظر استاد مطهری ، سیاست یکی از برترین اجزای دین می باشد و « سکولاریزم » در راستای جدا کردن مهم ترین عنصر پیکر اسلام می داند و می فرماید : البته جدایی دین و سیاست به معنی بیرون کردن دین از صحنه سیاست ، مساوی است با جدا کردن یکی از عزیز ترین اعضای پیکر اسلام از اسلام .189
مسأله ارتباط میان دیانت و سیاست ، گرچه ریشه در مباحث کلامی دارد ، اما ارتباط تنگاتنگی با فلسفة سیاست دارد . از صدر اسلام تاکنون ، اعتقاد مسلمان بر آن بوده و هست که اسلام ، ضامن سعادت دنیا و آخرت انسان است و چون از جامعیت و جاودانگی برخوردار است ، پاسخ گوی همه نیازهای جامعه خواخد بود.
شهید مطهری و عالمان بزرگ اسلامی ، نگرشی جامع نگر مبنی بر اشتمال دین بر مصالح دنیا و آخرت داشته و نگرش افراطی و تفریطی به آن را طرد می کنند. در این دیدگاه ، دنیا به مثابه راهی برای رسیدن به آخرت است ، و در عرض آخرت قرار ندارد تا گمان تعارض و دوگانگی بین آن ها برود ، بلکه هم شئون مادی و معنوی ، مورد اهتمام پیامبران بوده است . بر این مبنا استاد مطهری از وابستگی دین و سیاست حمایت کرده و در تبیین آن می نویسد : « این وابستگی به این معنی است که توده ی مسلمانان ، دخالت در سرنوشت سیاسیدخود را یک وظیفه و مسئولیت مهم دینی بشمارد . همبستگی دین و سیاست به معنی وابستگی دین به سیاست نیست ، بلکه به معنی وابستگی سیاست به دین است.190
از نظر وی ، اسلام آیینی جامع است که شامل تمام شئون زندگی بشر ، اعم از ظاهری و باطنی ، می شود و در عین حال که مکتبی اخلاقی است ، سیستمی اجتماعی و سیاسی نیز به شمار می رود . اسلام معنا را درماده ، باطن را در ظاهر ، آخرت را در دنیا ، مغز را در پوست و هسته را در پوسته نگهداری می کند.
از نگاه استاد ؛ بزرگ ترین ضربه ای که بر پیکر اسلام وارد شد از روزی شروع شد که سیاست از دیانت منفک گردید . و طرد دین از سیاست به معنای جدا کردن یکی از اعضای پیکر اسلام بود . با این حال در جهان تشیّع ، تفسیر « اولی الأمر » متفاوت با برداشت اهل سنت است و هدف امثال سید جمال نیز مسلما این نبوده است تا با ندای همبستگی دین و سیاست به استبداد سیاسی قداست دینی دهند ، بلکه هدف ، بیداری مسلمانان در دخالت در سرنوشت سیاسی و وابسته ساختن به دین بوده است . شهید مطهری در بحث امامت و رهبری با ظرافت خاصی جدایی دین از سیاست را به منزله جدایی روحانیت از سیاست و حکومت به شمار آورده و معتقد است ، بزرگ ترین آرزوی دوست داران ترقّی اسلام ، باید توأم شدن سیاست و دیانت باشد : « نسبت این دو با هم نسبت روح با بدن است . این روح و بدن ، این مغز و پوست باید به یکدیگربپیوندند . فلسفه پوست ،حفظ مغز است. پوست از مغز نیرو می گیرد و برای حفظ مغز است . اهتمام اسلام بر امر سیاست و حکومت و جهاد و قوانین سیاسی ، برای حفظ مواریث معنوی ، یعنی توحید و معارف وحی و اخلاق و عدالت اجتماعی و مساوات و عواطف انسانی است . اگر این پوست از این مغز جدا باشد ، البته مغز گزند می بیند و پوسته خاصیتی ندارد ، باید سوخته و ریخته بشود … فلسفه ی روحانیت حفظ مواریث معنوی اسلام و مغزدر مقابل پوست است،جدایی روحانیت از سیاست از قبیل جدایی مغزاز پوست است . »
3-2-1-2. الگوی حكومتی استاد مطهری
استاد مطهری اهداف حکومت را با توجه به سخنان ائمّه (ع) چهار چیز می داند:191
1. بازگشت به اسلام راستین و احیای سنت های فراموش شده اسلامی.
2. اصلاح شهرها یا سامان دادن به زندگی مردم.
3. نجات مظلومان از شر ظالمان.
4. اجرای مقررات اسلامی.192
استاد مطهری ملاک مشروعیت را ولایت می داندو می گوید: « جامعه نیازمند به حکمران است و حکمران بالضروره کسی است که متابعت مشروع دارد نه کسی که به زور خود را تحمیل کرده است و آن کس متابعت مشروع دارد؛ به نحو « ولایت » و به نحو «وکالت» آنچه در فقه به عنوان ولایت حاکم مطرح است.»193
ریشه الگوی حكومتی وی، در این است كه روحانیت متولی دین است. استاد مطهری در آنجا كه روشنفكران غیرمذهبی یا شبه مذهبی را مخاطب قرار داده است، می‎گوید: « اسلام در ذات خود، یك حقیقت و هدف است، نه یك مصلحت و وسیله. و تنها كسانی می‎توانند از آن استفاده كنند، كه آن را به چشم حقیقت و هدف بنگرند، نه مصلحت و وسیله. اسلام ابزار نیست، بلكه صراط مستقیم انسانیت است. انسان متمدن به همان اندازه به آن نیازمند است، كه انسان نیمه وحشی. و به انسان پیشرفته همان اندازه نجات و سعادت می‎بخشد، كه به انسان ابتدایی… آنان كه اسلام را به چشم ابزار می‎بینند، آن را بدرستی نشناخته‎اند. پس، بهتر آنكه آن را به همان كسانی واگذاریم، كه آن را مطلق می‎بینند و نه نسبی». 194
بنابراین در اندیشه سیاسی استاد مطهری دین و سیاست از هم جدا نبوده ، بلکه یک پیکر از اعضای اسلام به شمار می آید. و نتیجه دین داری و قبول وحدانیت خداوند، پذیرش حاکمیت نبیّ و امام و ولیّ فقیه خواهد بود.
3-2-2. دین و اقتصاد
مطالعة نظام های اقتصادی نشان می دهد که اهداف ، اصول و چارچوب های اساسی آن ها همانند دیگر نظام های اجتماعی ، تحت تأثیر جهان بینی حاکم بر نظریه پردازان آن نظام هاست . براین اساس ، شناخت درست نظام های اقتصادی و اصول پذیرفته شدة آن ها بر شناخت دقیق مبانی فکری و فلسفی شکل دهنده آن ها متوقف است و یکی از موضوعات کلیدی به عبارت درست تر ، مهم ترین موضوع تأثیر گذار بر اهداف ، اصول و چارچوب های اساسی نظام های اجتماعی ، به ویژه نظام اقتصادی ، نگرش مکاتب گوناگون به بحث دین و قلمرو آن است .
نظریه پردازان سوسیالیسم اغلب بااعتقاد به فلسفه ماتریالیسم،منکر خدا و دین شده اند؛ در نتیجه ، در طرّاحی نظام اقتصادی ، جایگاهی برای آموزه های الاهی قائل نیستند . نظریه پردازان اقتصاد سرمایه داری با اعتقاد به فلسفه دئیسم ( خدا شناسی طبیعی ) نقش خداوند را در خالقیت او منحصره کرده یا از اساس ، منکر وحی و دین شدند و یا آموزه های پیامبران را به حوزه اخلاق و معنویت مربوط دانستند که به بعد آخرتی انسان ناظر می شود ؛ در نتیجه آنان نیز در طرّاحی نظام سرمایه داری ، عقل و دانش بشری را کافی دانسته ، برای دین و تعالیم الاهی نقشی قائل نشدند .
اندیشوران مسلمان در مواجهه با پرسش رابطة دین و نظام های اجتماعی ، ازجمله اقتصاد به چهار گروه تقسیم می شوند : گروه نخست ؛ آموزه های دینی را در آشنایی انسان ها با خدا و آخرت منحصر دانسته و پرداختن خدا و پیامبران به تعالیم دنیایی را کاری لغو و دور از شأن آنان می دانند. گروه دوم ؛ هدف اصلی دین را تبیین سعادت آخرتی انسان دانسته ، معتقدند : دنیا به آن اندازه که به کار سعادت آخرتی مربوط می شود ، مورد توجه دین است . این دو گروه از متفکران مسلمان ، همانند نظریه پردازان نظام سرمایه داری در طرّاحی نظام های اجتماعی از جمله اقتصاد ، عقل و دانش بشری را کافی ، و خود را از آموزه های انبیا بی نیاز می دانند .
گروه سوم ؛ هدف دین را سعادت دنیا و آخرت انسان ها ، و به تبع آن ، تعالیم پیامبران را شامل دنیا و آخرت هر دومی دانند و معتقدند : در طراحی نظام های اجتماعی ، از جمله نظام اقتصادی باید اهداف ، اصول و چارچوب های اساسی را با توجه به آموزه های دینی تعریف کرد و سرانجام ، گروه چهارم ، دین را متکفل پاسخگویی هر حرکت اجتماعی و اقتصادی دانسته ، در هر طرح و برنامه ای دنبال آیه و حدیث می گردند .
كسانى كه فكر مى‏كنند مسائل زندگى از يكديگر جداست و هر چيزى يك مرز و يك قلمرو خاص دارد و هر گوشه‏اى و قسمتى از زندگى بشر به يك شى‏ء بخصوص تعلق دارد، تعجب و احياناً انكار مى‏كنند كه كسى مسئله‏اى به نام «اقتصاد اسلامى» طرح كند، زيرا به عقيده اينها هريك از اسلام و اقتصاد يك مسئله جداگانه است، اسلام به عنوان يك دين براى خودش و اقتصاد به عنوان يك علم و يا يك فلسفه براى خودش، اسلام قلمروى دارد و اقتصاد قلمروى ديگر، همچنانكه فرهنگ، سياست، قضاوت و حتى اخلاق هر كدام قلمروى جداگانه از اسلام دارند.
بعضى پا فراتر نهاده و گفته‏اند زندگى به‏طور كلى يك مسئله است و دين مسئله ديگر، دين را نبايد با مسائل زندگى مخلوط كرد.
اين اشخاص اشتباه اولشان اين است كه مسائل زندگى را مجرد فرض مى‏كنند؛ خير، زندگى يك واحد و همه شئونش توأم با يكديگر است؛ صلاح و فساد در هريك از شئون زندگى در ساير شئون مؤثر است. ممكن نيست اجتماعى مثلًا فرهنگ يا سياست يا قضاوت يا اخلاق و تربيت و يا اقتصادش فاسد باشد اما دينش درست باشد و بالعكس.
شهید مطهری نیز همانند شهید صدر در کتاب « اقتصادنا» اعتقاد دارد که اسلام، دارای مکتب و نظام و اقتصادی است و در برابر علم اقتصاد به صورت دانش تجربی موضعی ندارد؛ با وجود این، وی از مکتب و نظام نیز به عنوان علم یاد می کند. بنابراین استاد مطهری ، قلمرو علم اقتصاد را امور اثباتی و بررسی هست ها می داند؛ در حالی که مکتب با نظام ، عهده دار بایدها ، و مباحث آن دستوری و ارزشی است . وی تصریح می کند که در اسلام به دنبال بایدهای رفتار اقتصادی هستیم.195
استاد مطهری دو نوع پیوند میان اسلام و اقتصاد قائل است : پیوند مستقیم و پیوند غیر مستقیم . پیوند مستقیم اسلام با اقتصاد از آن جهت است که مستقیما یک سلسله مقررات اقتصادی درباره مالکیت ، مبادلات ، مالیات ها ، حجرها ، ارث ، هبه ها ، صدقات ، وقف ، مجازات های مالی یا ÷مجازات هایی در زمینه ثروت و … دارد . در مکتوب های اسلامی ؛ کتاب البیع و الاجاره ،کتاب الوکاله و کتاب الوقف و … را می خوانیم . پیوند غیر مستقیم اسلام با اقتصاد از طریق اخلاق است ، زیرا اسلام مردم را به امانت، عفّت، عدالت، احسان، ایثار و خود داری از دزدی ، خیانت و رشوه توصیه می کند . 196
به عبارت دیگر ، ما دو نوع روابط اقتصادی داریم : روابط طبیعی و روابط اعتباری و قراردادی . از لحاظ روابط طبیعی ، علم اقتصاد ، علم به قوانین طبیعت است آن چنان که هست ؛ یعنی یک علم نظری است و اختلاف نظر در این علم ، از قبیل اختلاف نظر در علوم نظری است و البته کمتر هم مورد اختلاف خواهد بود ولی از لحاظ روابط اعتباری ، علم اقتصاد علم به روابط است آن چنان که باید باشد و از همین لحاظ ، مساله عدالت و ظلم و خوب و بد و شایسته و ناشایسته به میان می آید و به اصطلاح جنبه اخلاقی دارد . علم اقتصاد به معنی اول ؛ اصول و مبادی ای دارد . هیچ یک از قوانین و مقررات علم اقتصاد به معنای دوم ، تأثیری در نوع اول ندارد ، مگر آن گاه که به مرحله عمل و واقعیت عینی برسد ، زیرا امور اعتباری از آن جهت که اعتباری هستند به هیچ وجه در امور عینی و واقعی تاثیر ندارند ؛ مگر بعد از آن که به مرحله عمل در ایند ولی قواعد و قوانین علم اقتصاد نظری در علم اقتصاد عملی موثر است . 197
3-2-2-1. ویژگی های نظام اقتصاد اسلامی در اندیشه استاد مطهری
1 . اصالت داشتن فرد و جامعه
2 . مالکیت مختلط
3 . آزادی اقتصادی
4 . رعایت مصالح در فعالیت های اقتصادی
5 . همیاری و رقابت سالم در فعالیت های اقتصادی مردم
3-2-2-2. اهداف نظام اقتصادی
1. تربیت و هدایت مردم
2. . برقراری امنیت
3. . استقلال اقتصادی.
4. . اقتدار اقتصادی
5. . رشد اقتصادی
6. 6 . عدالت اجتماعی ـ اقتصادی .
3-2-3. دین و اخلاق
مطالعه تاریخ بشری با همة تنوع های فرهنگی و اجتماعی و سنّت های گوناگون آن ، این نکته را آشکار می کند که در دوره های گذشتة زندگی انسان ها دین و اخلاق با هم بوده است . در این دوره ها در بسیاری از جوامع زندگی اخلاقی در پرتو حیات دینی شکل می یافته و از آن جان می گرفته است و اخلاق با دین آمیخته و با آن هم نوا بوده است و در جوامعی هم که چنین پیوند محکمی بین دین و اخلاق نبوده ، همراهی این دو در کنار هم امری پذیرفته شده قلمداد می شده است .
اما آنچه که مربوط به

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد دین و سیاست، تاریخ اسلام، زبان عربی، جریان شناسی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره مصرف مواد، آموزش مهارت، سوء مصرف مواد، مواد مخدر