منبع پایان نامه ارشد درمورد عقل و دین، منطق ارسطو، فضیلت اخلاقی، عقل گرایی

دانلود پایان نامه ارشد

تجربه بنا شده است. همه منطقيّين تصريح كرده‏اند كه تجربه جزء مبادى يقينى است و يكى از مبادى ششگانه برهان است .
موفقيت علماى جديد مولود طرد منطق ارسطويى نبود، مولود حسن انتخاب روش استقرائى به جاى روش قياسى، و روش تجربى- كه آميخته‏اى است از روش‏ حسى‏، استقرائى و روش قياسى خالص- در شناخت طبيعت بوده. آنچه موجب ركود كار علماى پيشين شده اين بود كه در شناخت طبيعت نيز مانند مسائل ماوراء الطبيعى از روش قياسى خالص استفاده مى‏كردند. نه روش قدما طرد روش استقرائى و تجربى به پيروى از منطق ارسطويى بود، نه روش متأخران طرد منطق ارسطويى است، زيرا منطق ارسطويى يگانه روش صحيح را در همه علوم، روش قياسى نمى‏داند تا رو آوردن به روش استقرائى و تجربى طرد منطق ارسطويى به شمار آيد .
اين نكته نيز ناگفته نماند كه رو آوردن به روش تجربى و خارج شدن از انحصار روش قياسى قرنها قبل از دوره جديد به وسيله مسلمين آغاز گشت و به وسيله علماى اروپا تكميل شده. راجر بيكن، يكى از پيشروان روش تجربى، كه سه چهار قرن قبل از فرنسيس بيكن اين راه را پيش گرفت به اعتراف خودش مديون معلمان مسلمان اندلسى خودش است. نكته ديگر اين كه علماى جديد اولين بار كه به روش تجربى رو كردند از افراط به تفريط گراييدند؛ گمان كردند كه جز استقراء و تجربه راهى براى كسب و تحصيل معلومات نيست يعنى راه قياس را به كلى نفى كردند. ولى بعد از دو سه قرن روشن شد كه هر يك از قياس و استقراء و تجربه (كه به قول ابن سينا مخلوطى است از اين دو) در جاى خود مفيد و لازم است و آنچه مهم است شناخت موارد استفاده از اينهاست.
اينجاست كه علمى بسيار مفيد به وجود آمد به نام «متدولوژى» يا «روش شناسى» كه محل استفاده هر يك از اين روشها را روشن مى‏كند. اين علم هنوز مراحل اوليّه خود را طى مى‏كند.163
3-1-2. روش معرفت عقلی فلسفی استاد در حوزه معرفت دینی
متفکر شهید استاد مرتضى مطهرى، در مکتب حکمت متعالیه، رشد یافت و تـفـکر فلسفى و کلامى خود را بارور ساخت. از این نگاه، استاد، مـیراث بر سنت فکرى و شاخه اى روییده بر ریشه دیرپاى تفکر دینى است و از نگاه دیگر، چنان که حیات فکرى و آثار و اندیشه هاى او نـشان مى دهد، احیاگرى است که به جهان جدید بستگى دارد. او، به خـوبـى آگـاه است که انسان در جهان جدید، به دستاوردهاى علمى و فـلـسـفـى نـوینى دست یافته و به افقهاى تازه و پرسشهاى نو، در گـفـتـگـوهـاى دیـن و فلسفه آشناست. عقلانیت سیاسى و اقتصادى و فـرهنگى مغرب زمین را فهم کرده و به ارزیابى پرداخته و به بوته نـقـد گذاشته است. سره را از ناسره جدا کرده و نگران افسون گرى نـاسره هاى آن است. باور دارد بذرهاى خردگرایى و عقلانیت هماهنگ و هـم تـراز را مـى تـوان در روح فرهنگ اسلامى باز یافت. از این روى، مـى کـوشـد تا نشان دهد پذیرش علم و خرد جدید، بناچار، به از مـیـدان بـه در بردن دین نمى انجامد، بلکه اگر این کار، سره از نـاسـره شـنـاسـانه و عالمانه صورت گیرد، در پرتو آن، هم مى تـوان بـه دیـن پاى بندى نشان و به دستورهاى آن گردن نهاد و هم مقوله ها و دریافتهاى دینى را از نو تفسیر کرد.
بـى گمان، چالش عقل و دین و تلاش تاریخى خردورزان و دینداران در پـدیـدآورى هـمـاهـنگى و سازگارى میان این دو مقوله، در درازاى تـاریـخ، چـگـونگى، چونى، ترکیب و درونمایه یکسانى نداشته است. عـقـل مـقوله اى سیال و رشد یابنده است; از این روى روشن گرى و بـیـان بـسـتگى و پیوستگى میان آن دو، به تلاش پیاپى نیاز دارد.مـتـفکر شهید به خوبى بر این امر آگاه بود; از این روى، در جاى جـاى آثار و در هر هنگام و مجالى به این موضوع دقیق مى شد و آن را شرح مى کرد.
3-1-2-1. عقل در نگاه استاد مطهری :
درانـدیـشـه شهید مطهرى، عقل به هر دو مفهوم: ارزشى و ابزارى جـایـگـاهـى درخـور دارد. ایشان مى کوشد تا ریشه دارى آن را در تفکر اسلامى، بویژه از چشم انداز شیعى آن، بنمایاند. اسـتـاد به عقل، نگاه ویژه اى دارد که از بینش و نگرش او بر مى خـیزد. در بینش استاد، عقل و اسلام از پایه، ریشه و بنیاد قوى و استوارى برخوردار است. وى، از قرآن و سنت گواهها و دلیل هاى بسیار عرضه مى دارد که عقل در اسلام جایگاه والا دارد و حجت است.
از دیدگاه استاد مطهّری،انسان باید نیروی عقل را تقویت کند و خود را عادت به تعقل دهد تا بر نفس و وسوسه های آن غالب آید. ایشان از تفکر به عنوان یک فضیلت اخلاقی یاد می کنند که باید در حفظ و تقویت آن کوشید . انسان برای این که از چنگال تسلّط شهوت تباه کننده جسم و جان و عقل و ایمان و دنیا و آخرت نجات پیدا کند، راهی جز تقویت جانب نیروی عقل را ندارد یکی از راه های تقویت این نیرو این است که کاری کند که تعقل و تفکر در کارها به رایش به صورت یک عادت درآید،از عجله در تصمیم بپرهیزد…البته تنها مرور زمان و گذشتن عمر کافی نیست که انسان را مرد منطق و تعقل کند،این فضیلت اخلاقی نیز مانند همه فضایل دیگر اخلاقی تمرین و ممارست و مجاهدت لازم دارد،اوّلا اندوخته علمی و سرمایه فکری لازم است ثانیاً انسان باید مدتی با زحمت خود را وادار کند که در پیش آمدها و تصمیم ها زیاد فکر کند و تا عواقب و نتایج کاری را کاملاً نسنجد به هیجانات درونی خود ترتیب اثر ندهد.
استاد مطهّری، خود یک عقل گرای قوی و متفکری توانا بود که این عقل گرایی و تفکر در آثارش به روشنی نمایان است.گفتار و نوشتار او اغلب آراسته به براهین دقیق عقلی است و عقل گرایی از آثار او نمایان است.او درحالی که بر مبانی حقّه شریعت تسلّط کافی دارد و آن ها را خوب هضم و درک کرده است با دلایل عقلی از حریم اعتقادات اسلامی دفاع می کند. به طور مثال:بحث توحید را که آغاز می کنند بسیار زیبا و جذّاب با دلایل ساده عقلی شروع می کنند.شیوه بیان و سبک سخن ایشان به گونه ای است که خواننده،صاحب هر دیدگاهی باشد،خواه الهی و خواه مادی، به رایش قابل فهم و جذاب است.
3-1-2-2. رابطه عقل و دین در نگاه استاد مطهری
بـه بـاور مـتفکر شهید، بین عقل و دین همیارى و دادوستد ژرف بر قـرار اسـت. ایـشان این دو را کامل کننده یکدیگر مى داند که در راسـتـاى هـم قرار دارند.164عقل و برایندهاى عقلى تا سقف معینى نـیـازهـاى انـسان را پاسخ مى دهد و دین، پاسخ گوى نیازهاى فرا عـقـلـى بـشر است. عقل و علوم، زندگى طبیعى را سامان مى دهند و جـهـان را با انسان سازگار مى کنند و نیروى طبیعت را در اختیار او مـى نهند. دین، در جهت دهى و هدفمندى تلاشهاى عقلى و علمى مى کوشد. در ایـن نـگاه، خرد و دین، براى گسترانیدن شناختهاى انسان آمده انـد. خـرد و عـلم به صورت افقى انسان را به جلو مى برد و دین، به انسان ژرفا مى دهد: دیـن مى گوید تمام این جهان که مى بینى در مقابل جهان غیب، که بر این جهان احاطه دارد، مثل یک حلقه است در صحرا. پیامبران از ایـن عـالـم چـیـزى کـم نکرده اند، بلکه عظمت آن عالم را به ما ارأه و نشان داده اند.بـرتـرى اسـاسى جهانى که دین ارأه مى دهد، با جهانى که علوم و فـلـسفه هاى بشرى ارأه مى کنند آن است که دین، واقعیتهاى جهان را مـحـدود و در مـیـان گـرفته به عناصر مادى و فانى شونده نمى دانـد. بشر را به واقعیتهاى غیر مادى و ثابت وجاودانه نیز توجه مـى دهد. قرآن نمى خواهد توجه به ماورإ طبیعت و امور معنوى را جـانـشـین توجه به طبیعت و امور مادى و محسوس کند. مى خواهد که بـشـر در عـیـن تـوجه داشتن به طبیعت، از جهان غیب و معنویات و ارزشهاى جاودانه غفلت نورزد. اسـتـاد، فرق نابغه ها با پیامبران را در این مى داند که نابغه هـا نـیـروى فـکـر و خـردورزى و حـسابگرى قوى دارند و با نیروى حـسـابـگـر عـقل بر روى انباشته هاى ذهنى خود کار مى کنند و به نـتـیـجه مى رسند. پیامبران الهى، افزون بر برخوردارى از نیروى خـرد و انـدیـشه و حسابگریهاى ذهنى، به نیروى دیگرى به نام وحى مـجـهـزنـد و از این راه چشم اندازى به گستردگى تمامى ارزشها و کمالها و جاودانگیها فرا روى بشر مى گشایند. 165
از ایـن چـشـم انـداز، فرو فرستاده شدن برنامه هاى وحى براى آن نـیـسـت که نیروى عقل راکد شود و وحى جاى عقل بنشیند، بلکه وحى مـى آیـد تـا عـقـل را از اسـارت خواهشها و شرارتهاى بشرى آزاد سـازد. گروهى جهت دار بودن عقلانیت دینى را با آزاد بودن تلاشهاى عـقـلـى ناسازگار دانسته اند. اینان پنداشته اند: جهت دار بودن بـه ایـن مـعناست که از ابتدا، نتیجه تحقیق معلوم است، چون بنا گـزیـر باید در چهارچوب و دایره خواسته هاى دین باشد.اما چنین بـرداشتى درست نیست. جهت دار بودن عقلانیت دینى، بدین معناست که عـاقـل دیندار، در انتخاب موضوع تحقیق خود، از روى تعهد عمل مى کـنـد و آهنگ آن دارد که تکاپو و حرکت عقلانى خود را از کژ راهه هـا بـه دور دارد. بـه هـر نـتـیجه اى که دست یابد، با هدفها و خواسته هاى دین نیز، سازگارى خواهد داشت.166
بـراى بهتر روشن شدن ساحت عقل و دین، مى باید جداییها و فرقهاى آن دو بـه گونه رخشان تر نموده شود; چرا که اگر چنین امرى صورت نـگـیرد، چه بسا مساله عقلانیت ازتعادل خارج گردد و مرزناشناسى در عـقـل گرایى و یا زیاده روى در دین محورى رخ نماید، آن گونه کـه امـروز مـهـم ترین چالش میان عقل و دین را در مساله حاکمیت سـیـاسى شاهدیم. با آن که هر دو طرف بر وفاق میان عقل و دین هم دل و هـم فکرند، گروهى به دیانت و اسلامیت سیاسى اعتقاد دارند و عـده اى دیگر بر عقلانیت سیاسى پاى مى فشارند و حاکمیت سیاسى را از ساحت دین و رهبردهاى دینى خارج مى دانند. هـمـیـن چـالش در بخشهاى اقتصادى و فرهنگى نیز، مى تواند اتفاق بـیـفتد. یـکـى از راهـهـاى شـنـاخـت ساحت عقل و دین و جداسازى آن دو از یـکـدیـگـر، آگـاهـى از وحـى و ارسال انبیاء است. وقتى هدف دین دانـسـته شد، به طبع، قلمرو دین شناخته مى شود و در نتیجه ساحت و قلمرو عقل و امور عقلانى به دست مى آید.
شـهـیـد مـطهرى، به طور کلى، هدف بعثت پیامبران را چنین شرح مى کند: مـطـلـبـى کـه مـورد اتفاق همه مى باشد آن است که انبیإ براى دسـتگیرى انسان و براى کمک به انسان آمده اند و در واقع یک نوع خـلا و نـقـص در زنـدگـى انـسـان هست که انسان فردى و حتى انسان اجـتماعى با نیروى افراد عادى دیگر نمى تواند آنها را پر کند و تـنها با کمک وحى است که انسان به سوى یک سلسله کمالات مى تواند حرکت کند.167
3-1-2-3. اصالت معرفت‏ عقلى‏ در اسلام‏
در مكتب عقليون چند مطلب مطرح است كه هريك از اينها را بايد ببينيم با نظر اسلام انطباق دارد يا نه. اولين بحث عقلى عقليون، مسئله اعتبار و اصالت معرفت عقلى است. يعنى چه؟ يعنى عقل انسان قادر است حقايق اين عالم را كشف كند و معرفت عقلى معرفتى اصيل و قابل اعتماد و استناد است و بى‏اعتبار نيست.
خيلى از مكتبها چنين اعتبارى را براى عقل قائل نيستند. حال ببينيم آيا ما از مدارك اسلامى اينقدر مى‏توانيم براى عقل اعتبار و حيثيت قائل باشيم كه لااقل معرفت عقلى قابل اعتماد است؟.
اتفاقاً يك حمايت فوق العاده‏اى از عقل را در متون اسلام مى‏بينيم و در هيچ دينى از اديان دنيا به اندازه اسلام از عقل يعنى از حجّيت عقل و از سنديت و اعتبار عقل حمایت نشده است .
شما اسلام را با مسيحيت مقايسه كنيد. مسيحيت در قلمرو ايمان، براى عقل حق مداخله قائل نيست. مى‏گويد: آنجايى كه انسان بايد به چيزى ايمان بياورد، حق ندارد فكر كند. فكر مال عقل است و عقل در اين نوع مسائل حق مداخله ندارد. آنچه كه بايد به آن ايمان داشت، نبايد درباره آن فكر كرد و نبايد اجازه فكر كردن و چون و چرا كردن به عقل داد. وظيفه يك مؤمن، مخصوصاً وظيفه يك كشيش و حافظان ايمان مردم اين است كه جلو هجوم فكر و استدلال و عقل را به حوزه ايمان بگيرند. اصلًا تعليمات مسيحى بر همين اساس است.
در اسلام، قضيه درست برعكس است. در اصول دين اسلام، جز عقل هيچ چيز ديگرى حق مداخله ندارد؛ يعنى اگر از شما بپرسند كه يكى از اصول دين شما چيست، مى‏گوييد «توحيد»، وجود خداى يگانه. اگر دوباره بپرسند به چه دليل به خدا ايمان

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد جهان بینی، ایدئولوژی، معرفت شناختی، معرفت دینی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد فرهنگ اسلامی، عرفان اسلامی، شهید مطهری، معرفت دینی