منبع پایان نامه ارشد درمورد عزت نفس، حمایت اجتماعی، مقابله با استرس

دانلود پایان نامه ارشد

رشد تحولي ضروری مي دانند.از جنبه ارتباط حمايت اجتماعي با تئوري دلبستگي مي توان گفت که مراقب به عنوان پايگاه امني است براي نوزاد تا به شيوه ي مؤثري درمحيط به کشف و دستکاري بپردازد که در نتيجه آن حسي از شايستگي و مو ثر بودن را در خود رشد دهد و از اين طريق منابع بالقوه فشار زا را کمتر تهديد کننده تفسير مي کنند و منجر به ايجاد اطمينان و اعتماد در فرد و ديگران مي شود ( منصور و دادستان ، 1380).
26-2-منابع حمايت اجتماعي :
منابع حمايتي شخص مواردي همچون خانواده ، دوستان و همسالان ، افراد آشنا و نزديک معلمان و حمايت عمومي را شامل مي شود . در دوره نوجواني به خاطر ويژگي هاي مخصوص اين دوره شکل نياز حمايت اجتماعي پيچيده تر مي شود . نوجوانان از يک طرف به خاطر نياز به استقلال حمايت اجتماعي را طرد مي کنند و از طرف ديگر شديداً به آن نياز مندند با اين فشار دروني براي کسب استقلال ، نياز به خصوصي براي جستجوي حمايت از منابع ديگر در آنها به وجود مي آيد. از اين جاست که شکل روابط انها نيز تغيير مي يابد و در بسياري از موارد نگراني هايي را براي والدين به وجود مي آورد . اين مسائل معمولاً نوجوانان را به طرف گروه همسالان و دوستان سوق مي دهند و نياز به دريافت حمايتي از طرف آن گروهها بيشتر مي شود. همسالان نقش عمده اي را در رشد روانشناختي و اجتماعي نوجوانان بازي مي کنند تعامل با همسالان فرض هايي را براي يادگيري نحوه کنترل رفتار اجتماعي ، رشد مهارتهاي مربوط به سن و علايق بوجود مي آورد و باعث مي شود نوجوان همسالان خود را در مشکلات و احساساتش سهيم بداند. همچنين نوجوانان در مقايسه با افراد کم سن و سال ، بيشتر به روابط همسالان وابسته اند زيرا در اين دوره پايبندي به ارزشهاي والدين به تدريج سست مي شود و نوجوانان بيشتر به استقلال و متکي به خود بودن مي انديشند.علاوه بر خانواده ،دوستان، همسالان ، معلمان نيز از منابع حمایتي مهم به شمار مي آيند که از دوران تحصيلات ابتدايي به عنوان يکي از شبکه هاي حمايتي وارد عمل مي شوند . اگر چه طي دوره نوجواني نياز به کسب استقلال تا حدودي ارتباط نوجوانان را با معلمان نيز سست مي کند و حتي موجب عصيانهايي بر عليه معلمان مي شود ولي هرگز نياز به حمايت ايشان از بين نمي رود.(میچل دمونت.مارک آ.2007).
27-2-ابعاد حمايت اجتماعي :
حمايت اجتماعي داراي دو بعد يا جنبه ي اساسي است :
الف ) جنبه ي ذهني : بعد ذهني حمايت اجتماعي به تصوري اطلاق مي گردد که فرد از افرادي دارد که قادرند به طور مؤثر در مواقع درماندگي و ناچاري وي را مساعدت نمايند.
ب) جنبه ي عيني : بعد عيني يا بالفعل حمايت اجتماعي به ميزان واقعي مساعدتها و همياري هاي ارائه شده به فرد بستگي دارد . هر نوع تغيير ناگهاني يا بروز مصيبت در زندگي ، از جمله منابع فشاري است که ممکن است موجب پريشاني و نگراني شخص شود.
جنبه ذهني درميزان عملکرد فرد تأثير فراواني دارد و يافته هاي پژوهشي حاکي از آن است که هر چه ذهنيت فرد در برخورداري از حمايت ديگران ( حمايت بالقوه ) بيشتر باشد،ميزان پاسخهای موفقيت آميزي که به فشارهاي رواني و موقعيتهاي بغرنج نشان مي دهد ، بيشتر است . به عکس اگر فرد احساس کند که از حمايت اجتماعي کافي اطرافيان برخوردار نیست ، احتمالاً آمادگي کمتري براي مقابله با خطر از خود نشان مي دهد و ممکن است به جاي رويارويي با مسايل ، اجتناب متوسل شود ( هاینزمن.کاپلان.1988)
با توجه به بعد عيني حمايت اجتماعي، افراد مؤثر در مساعدت و ياري فرد تا حد زيادي از شدت فشار رواني مي کاهد و فرد را به انطباق دوباره قادر خواهد ساخت. به عنوان مثال : ازدواج از جمله وقايعي است که سبب ايجاد فشار رواني مضاعف بر فرد مي شود ، حضور شرکت افراد خانواده و دوستان در مجلس عروسي تا اندازه اي پذيرش نقش همسري و مسئوليت را براي عروس و داماد آسانتر مي کند . همچنين مساعدت هايي که تا مدتها بعد از عروسي به زوج جوان از سوي اطرافيان به خصوص خانواده ارائه مي شود . به ميزان قابل توجهي از فشار رواني ناشي از تغيير زندگي و بار مسئوليتها مي کاهد و آنها را قادر مي سازد که با موفقيت و شرايط تازه انطباق لازم را به عمل آورند
28-2-سيستم هاي حمايت اجتماعي :
سيستمهاي حمايت اجتماعي مطابق با نظر کاپلان( 1996 )،عبارت است از واگذار کردن بخشي از ضروريات بين فردي به گروهي از افراد که قادرند در مواقع اضطراري حفاظتهاي عاطفي و منابع حمايتي را براي افراد نيازمند مهيا کنند. بعلاوه مردم با فراهم کردن کمک ها ، منابع اطلاعات و آگاهيهاي شناختي براي افراد نيازمند موجب افزايش توانايي آنان در مقابله با بحرانهاي روحي مي شوند. مطابق نظر کاپلان يک فرد به گروههاي حمايتي متعددي در خانه ، محل کار و تفريحگاههاي عمومي نيازمند ا ست. در سال (1996) به وسيله کاپلان نظريه مفيدي درباره ي اينکه چگونه خانواده به عنوان سيستم حمايتي عمل مي کند ارائه شد. کاپلان مي گويد : که خانواده به چند راه مختلف به عضو خود خدمت مي کند، منبع ايدئولوژي و راهنما و واسطه اي در حل مشکلات ، خدمت عملي و راهنمايي صحيح پناهگاهي براي استراحت و رفع خستگي و به عنوان يک گروه کنترل و مرجع خانواده تاريخچه اي از چگونگي زندگي اعضا و ارتباط متقابل و طريقه متقابل با مشکلات زندگي رابراي اعضاي خود تمهيد مي کند . به عنوان يک حلال مشکل براي تصميم گيري در شرايط بحراني کمک مي کند و مي تواند به عنوان نيروي قدرتمندي براي حمايت در برابر دگرگوني ها عمل نمايد سيستم هاي حمايت اجتماعي در خانه و محل کار، افراد را در مقابله با استرس هاي محيطي ياري مي رسانند و به عنوان سپر عمل مي کنند.
محققان گاهي اين سوال را مطرح مي کنند که چرا سيستم هاي حمايت اجتماعي چنين اثرات مشخصي دارند و تحليل کنوني پيشنهاد مي کند که يکي از دلايل اين است که اشخاص حمايت کننده اطمينان مجدد و پذيرش را به شخص عرضه مي کنند ( شريفي درآمدي ، 1380 ) .
_افزايش حرمت نفس :
کار کردهاي حمايتي و هويتي خود به صورتي کلي به آنچه که فرد پيرامون خود آموخته است اشاره دارد. فرد قادر است خود را موجودي ارزشمند و با کفايت قلمداد کند منابع مربوط به کارکرد حرمت نفس عبارتند از :
1- دريافت اطمينان و تصديق
2- ارزشمندي تاييد و تحسين
3- ابراز احترام به فرد دريافت کننده حمايت
ساراسون40 (1987) ، ابعاد حمايت اجتماعي را به پنج دسته تقسم کرده است :
1- حمايت هيجاني
2- حمایت شبکه اجتماعی
3- حمایت عزت نفس
4- حمایت وسیله
5- حمایت اطلاعاتی
حمايت هيجاني : عبارتست از مهارت درکسب کمک از ديگران به هنگاميکه فشار رواني افزايش مي يابد.
حمايت شبکه اجتماعي : موجب کاهش فشار رواني از طريق دسترسي به عضويت در شبکه به فراموش کردن مشکلات مي گردد.
حمايت عزت نفس : بدين مفهوم است که ديگران به فرد بقبولانند قابليتهاي ويژه اي دارد .
حمايت وسيله اي : عبارتست از دسترسي به منابع مالي و خدماتي ، زماني که فرد براي سازگاري با رويدادهاي فشار زاي رواني بدانها نياز دارد .
حمايت اطلاعاتي: ارائه اطلاعات براي درک رويدادهاي فشار زاي رواني(سارا سو41ن، 1987).
فلتون و بري (1992 ) مي خواستند بدانند که آيا تغيير در منشاء حمايت فرزندان باعث تغيير در دسترسي به حمايت اجتماعي و رضايت مندي از آن مي شود.
نتايج نشان مي دهد که گر چه عموماً دسترسي به حمايت اجتماعي با ارزش است ليکن برخورداري از حمايت عزت نفس به مراتب سودمند تر است به ويژه اگر منشأ آن خارج از خانواده باشد.(کشاورز هدایتی. 1388)
کاپلان ( 19981 ) معتقد است که به هنگام افزايش فشار رواني ، اشخاصي که از حمايت اجتماعي بالايي برخوردارند علائم افسردگي در آنان ديده نمي شود و بنابراين حمايت اجتماعي با افزايش درک صريح از رويدادهاي رواني فشار زا باعث کاهش تأثیر فشار رواني مي شود.(کاپلان ، 1996،ترجمه پور افکاري ، 1380 ).

_عوامل فردي و اجتماعي حمایت اجتماعی:
اکنون تقريباً مسلم شده است که حمايت اجتماعي يکي از عوامل بسيار مهم در سلامت رواني نيز هست . در طي بيست سال گذشته مجموعه اي از اطلاعات و داده ها پيوند حمايت اجتماعي نسبت به سلامتي را جمع آوري کرده اند . تحقيقات نشان مي دهد که ارتباط قابل توجهي بين سطوح پايين حمايت اجتماعي و ميزان بروز بيماريها و مرگ و مير وجود دارد. پيوند مکانيزم هاي مطرح شده نسبت به سلامتي بر پايه روانشناختي است. يعني اينکه حمايت اجتماعي ممکن است با بيشتر وضعيتهاي عاطفي مثبت احساس تعلق صميميت ، خود ارزشي ، و افزايش حس کنترل در ارتباط باشد. وضعيتهاي روانشناختي مثبت مشتق شده از حمايت اجتماعي ممکن است رفتار هاي سلامت را افزايش دهديا ممکن است مانع واکنشهاي فيزيولوژيکي آسيب زاي مرتبط با وضعيتهاي رواني منفي شوند . تحقيقات نشان داده اند زناني که از حمايت اجتماعي کمتري برخوردار بوده اند نسبت به مرداني که از حمايت بيشتري برخوردار بودها ند طول عمر کمتري داشته و آمادگي بيشتري براي ابتلا به بيماري از خود نشان داده اند . البته حمايت اجتماعي نيز براي ادراک فرد از محبت و حمايت خانواده ، دوستان و اطرافيان در مقابل استرس و مشکلات زندگي اطلاق مي شود . افرادي که حمايت اجتماعي بيشتري دريافت مي کنند درد کمتري را متحمل شده و کمتر به بيماري مبتلا مي شوند .

29-2-طبقه بندي حمايت اجتماعي و انواع آن :
کوب42 1976 حمايت اجتماعي را به عنوان اطلاعاتي تعريف کرده است که باعث مي شود افراد به اين اعتقاد پيدا کنند که مي بايستي مورد مراقبت قرار بگيرند و دوست داشته باشند ، مورد احترام قرار گرفته وبه آنها ارزش داده شود و متعلق به يک شبکه اجتماعي بوده و اين ارتباط نيز دو طرفه مي باشد. اين سه نوع اطلاعات فرد را با انواع مختلفي از حمايت اجتماعي مواجه مي کنند ،حمايت ازحرمت نفس ، ارزشمند شدن و حمايت عاطفي وحمايت از طرف جامعه.
شي فر 43، کوين44 و لازاروس ( 1981 ) سه محور را براي حمايت اجتماعي بر شمرده اند .
1- حمايت اجتماعي هيجاني يا عاطفي که در برگيرنده صميمت و به دست آوردن آن در روابط بين فردي است .
2- حمايت عيني يا ملموس که کمک مستقيم و قابل لمس در ارتباط با امکانات و خدمات مي باشد .
3- حمايت اطلاعاتي : که در برگيرنده راهنماييها با اطلاعات و راه حلهايي است که يک شخص در ارتباط با مشکل خود به آن نياز داشته و پسخوراندي به رفتار مي باشد(قلاتي ،1380).
بر کمن45( 1986 )، بيان مي کند که حمايت اجتماعي به دو نوع اساسي ساختاري و کارکردي تقسيم مي شود . حمايت ساختاري معمولاً به جنبه عيني حمايت اشاره دارد و در برگيرنده ارتباطات اوليه و اساسي مي باشد . از قبيل تأهل ، عضويت در گروهها ، دلبستگي ،علايق و غيره – حمايت کارکردي شامل کار کردهاي مثل حمايت اطلاعاتي و ابزاري و محترم شمردن فرد ، صميمت در روابط اجتماعي ، ميزان و مکان دسترسي به فرد مذکور در زمان معين و مورد نياز را در بر مي گيرد .
وان46 ( 1996 ) اعتبار افتراقي چهار نوع حمايت اجتماعي ( اطلاعات ، عاطفي ، ملموس و رفاقت) را مورد بررسي قرار داد. نتايج حاکي از تأثير حمايتهاي اجتماعي بر عوامل متعددي بود. نتايج قطعي و مهمي از اينکه چه افرادي اين حمايتها را بوجود مي آورد در دست است. تجزيه و تحليل داده ها يک همبستگي ميان اعضاي خانواده وا نواع حمايت اجتماعي را نشان مي دهد. (يار احمدي ،1378).
کاپلان و هاینزمن (2010) حمایت اجتماعی را یک مفهوم چند بعدی می دانند که شامل دو بخش است:
1- حمایتی که در عمل دریافت شده است. که خود به سه نوع حمایت قابل تقسیم اند:
1- حمایت آگاهی دهنده 2- حمایت عاطفی و 3- حمایت ابزاری
2- حمایت در دومین  قسمت به منابع حمایتی اشاره دارد: 1- خانواده 2- دوستان 3- غریبه ها 4- حیوانات.
کوهن47 (2009) برای توضیح نقش های دفاعی حمایت های اجتماعی دو نوع الگو را شناسایی کرده است:
1- اولین الگو به نام «الگو عامل موثر بنیادی» شناخته می شود و فرض را بر این می گیرد حمایت اجتماعی بدون در نظر گرفتن تجارب واقعی رویدادهای استرس آور، یک موقعیت کلی مثبت

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد سلامت روان، سلامت روانی، انسان سالم Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد حمایت اجتماعی، شناختی رفتاری، جامعه پذیری