منبع پایان نامه ارشد درمورد عادت واره، سلسله مراتب، سرمایه اقتصادی، گروه اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

عبارت دیگر، گرایش های خاصی در وجود عامل از طریق تجربیات گذشته هست که او را قادر می سازد آنگونه که باید و شایسته است عمل کند و این بعد به طور مستقیم مربوط به تربیت طبقاتی او می شود. به یک معنی عادت واره آگاهی جمعی طبقاتی به معنی مارکسی آن در میان افرادی است که یک موقعیت خاص طبقاتی را اشغال کرده اند. عادت واره راه های شناخت و رهنمودهای احساسی در اختیار فرد قرار می دهد که فرد را قادر می سازد تا جهان را طبقه بندی کرده و سپس آنرا داوری و انتخاب نماید(ممتاز،1383: 154-153).
عادت واره نمایشگر سلیقه است. به طور مثال بوردیو(1391) به شکل تجربی نشان می دهد که رابطه ای میان سلیقه در انتخاب غذا و سلیقه نسبت به آثار هنری، نحوه لباس پوشیدن، نحوه سخن گفتن و سلیقه نسبت به موسیقی وجود دارد. بنابراین، سلسله مراتب طبقاتی و اشیا فرهنگی، ارجحیت ها و رفتار کسانی که در موقعیت خاص طبقاتی هستند به هم مربوط می شود.
توجه خاص بوردیو به سلیقه به نوعی نشان گر یکی از آشکار ترین نشانه های عادت واره است. با آنکه در ظاهر شاید سلیقه پدیده ای عادی و طبیعی و شخصی به نظر برسد، اما وی معتقد است که رابطه ی مستقیمی با موقعیت طبقاتی دارد، چراکه تضاد در سلیقه موجب تضاد طبقاتی می شود. بوردیو برای پرداختن به موضوع عادت اره به بررسی رابطه میان منشا اجتماعی و رفتارهای فرهنگی می پردازد که عمدتا از طریق عادت واره مشخص می شود. مردم فرهنگ مصرف را می آموزند و این امر هم از طریق تحصیلات رسمی و هم از طریق منشا اجتماعی انجام می گیرد. منشا اجتماعی تأثیر عمیقی در سلیقه و رفتار دارد.
در مدلی که بوردیو از سلیقه در سطح سلیقه مشروع، سلیقه متوسط، سلیقه مردم پسند ارائه می دهد شیوه زندگی و سلیقه فرهنگی مطرح می شود. وی عنوان می کند که سلیقه و نگرش زیبایی شناختی طبقه مدم پسند یک سلیقه تحت سلطه است که همیشه باید خود را از طریق سلیقه طبقه مسلط توجیه کند و به همین علت طبقات پایین اجتماعی کمتر از طبقه متوسط و طبقه بالا قادر به ساحختن یک دیدگاه زیبایی شناختی است. در واقع زیبایی از طریق طبقات مسلط تعریف می شوند و این امر می تواند از زیبایی یک اتوموبیل تا یک نقاشی یا یک عکس را در بر بگیرد. فاصله طبقات بالا با نیازهای ضروری به آنها اجازه می دهد که بع ابعاد زیبایی به طور جدی تری بپردازند و این نشانه تمایز آنهاست. بنابراین سلیقه یکی از شاخص های مهم هویت و همچنین نشانه های کنش متقابل در درون طبقات است. افراد با کسانی که از طبقه مشابهی می آیند معاشرت و ازدواج می کنند و این رفتارها درون طبقاتی است.(بوردیو،1391: 93-95) خورده بورژوازی نیز بین این دو شاخه قرار می گیرد. از یک طرف علاقمند به اجاد فاصله میان خود و طبقات پایین است و از طرف دیگر فاقد تجربیات فرهنگی و آموزشی لازم برای نزدیک شدن به سلیقه مشروع است؛ یعنی آنها نمی توانند به سادگی طبقه بالا و با خیال آسوده عادت واره های طبقه بالا را دنبال کنند.(ممتاز،1383: 156)
موقعیت افراد آنها را در شرایط مشابهی قرار می دهد که عادت واره های یکسانی را برایشان پدید می آورد. این موقعیت میزان خاصی از دسترسی به کالاها و قدرت را در اختیارشان قرار می دهد. بوردیو از متغیر شغل در کتاب «تمایز» استفاده می کند و شاخه های طبقاتی را مبنای شغل تعیین می نماید. او از منظر یک ساختار گرا به شیوه هایی توجه دارد که فعالیت های روزمره عاملین تا حدود زیادی تحت تأثیر تاریخ زندگی و ساخت عینی جهان اجتماعی قرار دارند و این اعمال بدون اینکه تحت تأثیر هدفمندی های آن باشد ساخت سلسله مراتبی نابرابر را حفظ می کند. مدلی که بوردیو مد نظر دارد را شاید بتوان اینگونه رسم کرد:
الف) شرایط عینی هستی با ترکیب آن در ساخت اجتماعی که بتواند ب) عادت واره را بوجود آورد، یک ساخت ساخته یافته نظامی از طرح هایی که اعمال و امور را طبقه بندی می کند،ج) نظامی از بینش و سلیه که در این میان اعمال را از یکدیگر متمایز می سازد، د) یک شوه زندگی متشکل از اعمال طبقه بندی شده که نشانه های مشخص داشته باشد. در حالی که فاصله زیادی میان قدم اول و آخر وجود دارد. این طرح بدون شک تعیین کننده ساخت طبقاتی است(ممتاز،1383: 157)
2-2-9- فضای اجتماعی مبتنی بر تمایز
پیش از هر چیز، جامعه شناسی خود را به نوعی مکان شناسی اجتماعی تعریف می کند. چراکه جهان اجتماعی را می توان به شکل فضایی که بر پایه ی اصول تفکیک یا توزیع مجموعه ای از ویژگی های فعال در جهان اجتماعیِ موردِ مشاهده برساخته شده اند، در نظر گرفت. از این رو عاملان بواسطه موقعیت هایشان در این فضا تعریف می شوند. هر یک از این عاملان در موقعیت خاصی از موقعیت های مجاور قرار گرفته اند بطوری که نمی توانند دو منطقه متضاد را در فضا اشغال کنند. بدین ترتیب، عاملان در این فضا ابتدا بر اساس حجم کلی سرمایه ای که در اختیار دارند و سپس بر اساس ترکیب سرمایه شان توزیع می شوند.(بوردیو،1391: 723)
در واقع بر خلاف جوامعی که در آن هر بخش از جامعه، اعم از روحانیت، اشرافیت و عوام دارای حقوق و وظایفی طبقه بندی شده بود، بر خلاف آن ویژگی جوامع صنعتی و در حال پیشرفت فقدان پایگان اجتماعی مشخص است. در این مورد جامعه شناسی برای فهم نابرابری اجتماعی رویکرد واحدی را ارائه نمی دهد، بلکه دو رویکرد متفاوت را عرضه می کند؛ نخست سنت الهام گرفته از مارکسیت و این مفهوم که جامعه بر اساس معیار اقتصادی به طبقات اجتماعی متخاصم تقسیم شده است. برداشت دوم بر اساس نظرات وبر است مبنی بر اینکه سه اصل طبقه بندی، «قدرت»، «منزلت»، «ثروت» جامعه را بر اساس قشر های تشکیل دهنده ی آن تحلیل می کند(بون ویتز:1389،65).
بوردیو معتقد است فضای اجتماعی به این ترتیب ساخته می شود که «عاملان و گروه های اجتماعی براساس جایگاهشان در توزیع آماریِ دو اصل تفاوت گذار تقسیم می شوند؛ این دواصل عبارتند از سرمایه اقتصادی و سرمایه ی فرهنگی. عاملان اجتماعی تا به آنجا با یکدیگر دارای مشترکات اند، که در این دستگاه دو بعدی به یکدیگر نزدیک باشند، و میزان تفاوت هایشان بستگی به این دارد که در این دستگاه چقدر از هم فاصله داشته باشند»(بوردیو،1390: 33). سرمایه از طریق عملیات سرمایه گذاری انباشته و به شکل میراث انتقال می یابد، و فرصت هایی که دارنده سرمایه با انجام سودمندترین جابه جایی ها فراهم می کند بهرمندی بیشتر از آن را امکان پذیر می کند.
با توزیع و اکتساب سرمایه ساختار طبقاتی نیز شکل می گیرد. اما باید گفت که ساخت طبقاتی یک سلسله مراتب ساده نیست بلکه در درون هر یک از طبقات شاخه های گوناگونی وجود داردکه در درجه اول مربوط به ترکیب انواع سرمایه و در درجه دوم مربوط به منشا سرمایه و مدت زمانی که فرد این ترکیب را در اختیار داشته است. به همین صروت ترنر تصویر شاخه های سه طبقه بالا، متوسط و پایین را ترسیم می کند. شاخه طبقه بالا بیشترین میزان سرمایه اقتصادی و شاخه پایین بیشترین سرمایه فرهنگی و نمادین را دارد و بخش میانی میزان متوسطی از سرمایه اقتصادی، فرهنگی و نمادین را در اختیار دارد. شاخه بالا بخش مسلط است و شاخه پایین بخش زیر سلطه است و بخش متوسط موقعییت پایین تر از طبقه بالا و بالاتر از طبقه پایین را دارد. از نظر ترنر هر شاخه گروه ها و شبکه های اجتماعی را بوجود می آورد تا بواسطه آن سرمایه اجتماعی مطلوب دست یابد. شاخه ها در کشمکش برای دستیابی به منابع و مشروعیت بخشیدن به خودشان بیشترین کوشش را می کنند(Turner,1998:514).
مشروعیت بخشی برای هر گروه اجتماعی، مسئله ای بسیار پر اهمیت است. چراکه هر سلطه ای اجتماعی باید به عنوان سلطه ی اجتماعی مشروع به رسمیت شناخته شود و پذیرفته شود. این امر مستلزم بکارگیری یک قدرت نمادین است، قدرتی که موفق به تحمیل معانی شود و با پنهان کردن روابط با نیروی فشار، این معانی را به عنوان معانی مشروع تحمیل می کند.
مفاهیم مشروع و باورهای مستقر، ایده هایی هستند که بی چون و چرا پیشرفته شده اند و در کل یک گروه اجتماعی یا کل جامعه تنها از طریق نوعی فرایند القایی تحمیل شده، که اثر بخشی آن مشروط به عقلانی سازی است. عقلانی سازی، که در معنای کلی و عام، تقاضاهای خاص محیط معینی است که از آن برخاسته اند. در اینجا نباید از نقش موثر زبان غافل شد. تعریف مشروعیت به همراه نبرد واژگان شکل می گیرد. نام گذاری اشیا به معنای موجودیت دادن به انها و یا ابطال هستی آنهاست. هر نهاد اجتماعی پر قدرتی کارایی اش بستگی به قدرت نام گذاری اش دارد. نهاد های پر قدرت عنوان ها، برچسب های رسمی، را از طریق انتصاب، تعمید، بزرگداشت، تخصیص رسمی، همراه با مناسک تنفیذ تشریفاتی، به برخی از عاملان اعطا می کند و به برخی دیگر نه. با این کار، آنها از طریق تأثیرگذاری بر بازنمایی که دریافت کنندگانِ گفتمان نهادی از واقعیت دارند نوعی باید-زیستن را به عامل منسوب شده تحمیل می کنند(بون ویتز،1389: 118-116). به طور مثال فردی که به عضویت فرهنگستان یا هر جای دیگری منسوب می شود، تلاش می کند تا خود را با نقشی که این نهاد ها از او انتظار دارند هماهنگ کند. در نظام آموزشی نیز، مدرسه از طریق آزمون های خود مرز میان افراد را تعیین می کند، به طوری که میان آخرین قبولی و اولین مردودی یک نفاوت زیسته بوجود می آورد و آنرا تبدیل به یک تفاوت طبیعی می کند.
کارکرد فضای اجتماعی بر خواستِ تمایزگذارای میان افراد و گروه ها استوار است. به عبارتی داشتن یک هویت اجتماعی خاص و به رسمیت شناخته شدن. و به طبع آن تمایل به مهم دانسته شدن، پذیرفته شدن توسط دیگران. پس هستی اجتماعی داشتن اساساً یعنی دیده شدن و داشته های خاص و متمایز کننده ی خود را تا سر حد امکان مثبت و مشروع شناساندن. این هویت اجتماعی بر تعلق به یک خانواده، ملیت، شغل، مذهب، طبقه اجتماعی و … استوار است، تعلقاتی که بر چسب ها و نشانه ها را برای افراد فراهم می کنند. این تعلق برای عاملان اجتماعی طبقه بالا و فرادست مهم است چراکه بواسطه آن برای خود کسب شهرت می کنند و این سرمایه نمادین موجب می شود که دیگران شایستگی های آنها را بار کنند( بون ویتز،120:1389). پس اگر در یک میدان اجتماعی خاص، یک عامل یا یک طبقه بتواند یک تصویر متقاعد کننده ای از سرمایه ای که مدعی در اختیار داشتن آن است، به دیگران ارائه بدهد، می تواند از این داشته که ذهنی است به منافع عینی دست یابد.

2-3- بخش دوم: مصرف در حوزه هنری و فرهنگی
2-3-1- مفهوم مصرف
بسیاری از نویسندگان بر این اعتقادند که بدون کالاهای مصرفی جوامع مدرن ابزارهای اصلی برای بازآفرینی، بازنمایی و دستکاری در فرهنگ خود را از دست می دهند. مصرف دارای ویژگی دوگانه است، از سویی هم می تواند قلمرویی برای انتخاب، آزادی و تقویت تعلقات و ارزش های اجتماعی باشد و هم می تواند به انفعال، از خود بیگانگی، محدودیت و کنترل بینجامد. این ویژگی دوگانه مصرف –محدود کنندگی و قدرت بخشی- و اثرات فراگیر آن در حیات اجتماعی و فرهنگی، به موضوعی جدی در مطالعه جامعه معاصر تبدیل شده است(ذکایی:1392، 30-27). در مطالعات مرتبط با مفهوم سلیقه و نیز مصرف و مصرف کننده دارای اهمیت بسیاری است. به نوعی سلیقه مخاطب در گزینش ها و داوری و تمایزگذاری های بین اقلام فرهنگی،در نهایت به مصرف این اقلام می انجامد.
مصرف و انتخاب کالاها یا نوع هنرها می تواند نشان دهنده موقعیت اجتماعی گروه ها باشد. یعنی ترجیحات و سلیقه گروه ها در انتخاب و مصرف کالاها یا هنرها بازگو کننده ی موقعیت اجتماعی شان است. برای مثال، کمتر رخ می دهد فردی که عضو طبقه پایین جامعه است برای گذرندان اوقات فراغت خود به تئاتر یا موزه هنری برود. به همین منظور شناخت سلیقه ها و ترجیحات افراد جامعه در مصرف کالاها و هنرها می تواند نوع و ساختار روابط اجتماعی و میزان تعامل افراد حاضر در قشر های مختلف اجتماعی را مشخص کند(قاسمی وصمیم،1387: 82).
واژه مصرف معانی متنوعی دارد، بنابراین شناسایی نوع متن و زمینه مورد استفاده از آن اهمیت بسیار دارد. مروری بر آثار انبوه منتشر شده در زمینه مصرف روشن می کند که ارائه چارچوب و

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد زیبایی شناسی، ایدئولوژی، عادت واره، ذات گرایی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد اجتماعی و فرهنگی، زیبایی شناسی، فرهنگ مصرف، مصرف کننده