منبع پایان نامه ارشد درمورد ظاهر و باطن

دانلود پایان نامه ارشد

کرد. 35
2-6-14- در سفر ضمن انتخاب جای خوب نباید گرز و کمند و اسب را از خود دور کرد. 35
2-6-15- در سفر کمان همیشه باید به زه باشد 35
2-6-16- در سفر باید از بدی و خون ریختن دوری کرد. 35
2-6-17- شب هنگام نباید وارد شهر شد و نباید در کنار آب منزل کرد. 35
2-6-18- در سفر نباید اسب و یار ناآزمودهی نامهربان همراه خود داشت. 35
2-6-19- در شهر بد آب و هوا نباید ماند. 35
2-6-20- در سفر باید مواظب سلامتی خود بود. 36
2-6-21- در سفر از یار بد باید دوری کرد. 36
2-6-22- در سفر راه بی خطر را باید انتخاب کرد. 36
2-7- در وصف روزگار و دنیا 36
2-7-1- دنیا بهشتی پنج روزه است. 36
2-7-2- دنیا بتی فریبنده است. 36
2-7-3- نه کسی در این دنیا زنده خواهد ماند و نه کسی که رفت دیگر برمی گردد. 36
2-7-4- دنیا رباینده ای چابک است. 36
2-7-5- جهان چاهی پر از بیم و آز است. 37
2-7-6- جهان پیرزنی شویکش است. 37
2-7-7- جهان باد است. 37
2-7-8- جهان خانه دیو است. 37
2-7-9- جهان قبرستان است. 37
2-7-10- جهان دهی است که هر کس وارد آن شد ناچار باید بیرون آید. 37
2-7-11- جهان زندان زشت است. 37
2-7-12- جهان اولش رنج و آخرش مرگ است. 38
2-7-13- جهان اژدهایی هفت سراست. 38
2-7-14- جهان در پی گرفتن جان ماست. 38
2-7-15- جهان سرایی دو در است. 38
2-7-16- جهان باغی دودر است. 38
2-7-17- دنیا ظاهری نیک و باطنی ناپسند دارد. 38
2-7-18- ضرر دنیا ده برابر سودش است. 38
2-7-19- روزگار دشمنی آشکار است. 39
2-7-20- روزگار نیرنگساز است. 39
2-7-21- روزگار آبستن از نیک و بد است. 39
2-7-22- روزگار با کسی نخواهد ماند. 39
2-7-23- روزگار بر یک خو نخواهد ماند. 39
2-7-24- روزگار بر یک خو نخواهد ماند. 39
2-7-25- زمانه ناپایدار است. 39
2-7-26- روزگار زود تغیر چهره می دهد. 40
2-7-27- حالات روزگار متفاوت است. 40
2-7-28- کار روزگار حساب و کتاب ندارد. 40
2-7-29- روزگار هر چه بیشتر نعمت بخشد همان اندازه غم و اندوه می بخشد. 40
2-7-30- روزگار ابتدا نعمت میبخشد سپس غم میدهد. 40
2-7-31- فقط آدم نادان و آدم ثروتمند در دنیا خوشند. 41
2-7-32- نباید غم روزگار را خورد. 41
2-7-33- نباید رنج دنیا را برد. 41
2-7-34- باید در زندگی شاد بود. 41
2-8- در وصف دانش و خرد 41
2-8-1- بهترین خواسته دانش است. 41
2-8-2- هیچ گنجی بالاتر از دانش نیست. 41
2-8-3- دانش در این دنیا نگهبان ما از بدی و توشهی آخرت است. 42
2-8-4- آدم نادان در آن دنیا خوار است. 42
2-8-5- هیچ کس بدبخت تر از درویش بی دانش نیست. 42
2-8-6- نادان گرفتار نادانی خود است. 42
2-8-7- نادان سودی به کسی نمیرساند و شایسته نابود شدن است. 42
2-8-8- انسان نادان مانند مردگان است. 42
2-8-9- از بی دانشان نباید طلب دانش کرد. 42
2-8-10- با بیدانشی هیچ راهی طی نخواهد شد. 43
2-8-11- پایهی هر کس به اندازهی دانش اوست. 43
2-8-12- باید اهل دانش بود. 43
2-8-13- دانش مایهی زندگی روان و سبب آزادی و آزادگی است. 43
2-8-14- بهترین دانش، شناخت پروردگار است. 43
2-8-15- خوشا دانای با اندیشه! 43
2-8-16- دانا درخت بهشتی است. 43
2-8-17- شایسته است از آدم دانا سؤال پرسیده شود. 43
2-8-18- شایسته نیست فرد دانا خاموش باشد. 44
2-8-19- خرد بهین گوهرست. 44
2-8-20- خرد برای غمگساری فرد خردمند کافیست. 44
2-8-21- مرد باید به خردش بنازد نه به خورد و پوشش. 44
2-8-22- از فرمان خرد نباید روی گردانید. 44
2-9- در وصف نیک و بد و نکونامی 44
2-9-1-در نیک و بد همزمان باز است. 44
2-9-2-دعوت به نیکی. 44
2-9-3-کسی که نیکی کند یک روز مزد آن را خواهد گرفت. 45
2-9-4-زندگانی که در آن نکوکاری نباشد بیهوده است. 45
2-9-5-نیکی کردن زمانی ارزشمند است که بی چشم داشت و آزار و اذیت باشد. 45
2-9-6-از جایی که نیکی یابی نباید منبع نیکی را قطع کنی. 45
2-9-7-به ناسپاس نباید نیکی کرد. 45
2-9-8-خوی نیک چون فرشته و خوی بد چون دیوست. 45
2-9-9-نیکی کردن و دوری از بدی. 45
2-9-10-به کسی نباید بدی کرد. 47
2-9-11-از زشت خویی باید دوری کرد. 47
2-9-12-شریک بودن در بدی کردن دیگران سزاوار مجازات است. 46
2-9-13-بدی نکن تا بدی نبینی. 46
2-9-14-با کژی کسی به مقصود نمی رسد. 46
2-9-15-گناه کژی هر کسی بر گردن خودش است. 46
2-9-16-جواب نیک و بد را خواهی دید. 46
2-9-17-نیکی و بدی متناسب به موقعیت مشخص می شوند. 46
2-9-18-با همه باید مهربان بود. 47
2-9-19-نیکوکاری تاقیامت همراه نیکوکار است 47
2-9-20-بهترین توشه کردارنیک و دانش نیک است. 47
2-9-21-کردار خوب و گفتار راست سبب نیک نامی می شود. 47
2-9-22-گنج حقیقی نام نیک است. 47
2-10- در وصف گفت و گفتار 47
2-10-1-دوری از دروغ 47
2-10-2-دروغ آزمودن ز بیچارگیست. 48
2-10-3-دروغ در مقابل راست فروغی ندارد. 48
2-10-4- راستگویی همه جا نیاز نیست. 48
2-10-5-نباید هر حرفی را راست دانست. 48
2-10-6- گاهی روی آوردن به گفتار خوش مایه دوستی دشمن هم میشود. 48
2-10-7-در گفتار باید از چاپلوسی دوری کرد. 48
2-10-8-گفتاری که سبب کیفر می شود را نباید بر زبان آورد. 48
2-10-9-زخم زبان بدتر از زخم نیزه است. 48
2-11- در وصف مال و روزی و دوری از کاهلی 49
2-11-1-از مال و دارایی باید به اندازه خورد و به اندازه پوشید. 49
2-11-2-باید از روی خرد خورد و پوشید. 49
2-11-3-نباید پول را ذخیره کرد بلکه باید خورد و پوشید 49
2-11-4-ثروت هر کسی فقط برای خودش مفید است. 49
2-11-5-گنج اندوزی باید برای دور کردن رنج از خود باشد. 49
2-11-6-باید از عمر و دارایی خود استفاده کرد. 49
2-11-7-هنگام مرگ از گنج و ثروت هیچ چیزی همراه انسان نخواهد بود. 49
2-11-8-در محافظت از مال همه را باید دزد شمرد. 50
2-11-9-روزی که از دست رفت دیگر بر نمیگردد. 50
2-11-10-سه چیز سبب کمی روزی و دانش می شود. 50
2-11-11-کاهلی سبب کمی روزی و دانش می شود. 50
2-11-12-جوان کاهلی روان را تیره میکند. 50
2-11-13-کسی با کاهلی به آسایش نمیرسد. 50
2-11-14-برای رسیدن به بزرگی باید رنج کشید و اهل خطر بود. 51
2-11-15-باید از قدرت و ثروت یافتن کسی که روزی انسان در سفره ی اوست خوشحال شد. 51
2-12- در وصف طمع و آز 51
2-12-1-طمع جان را به باد می دهد. 51
2-12-2-طمع سبب کوته زبانی می شود. 51
2-12-3-آز در نهاد همه وجود دارد. 51
2-12-4-آزمندترین افراد درویش ترین افرادند. 51
2-12-5-آزمند حقیر و کوچک است. 52
2-12-6-کسی که آزمندست بنده است. 52
2-12-7-آز چاهی بی بن است. 52
2-12-8-آز چون خانه ای صد در است. 52
2-12-9-آز راهی وحشتناک است. 52
2-12-10-آز سبب مرگ روحی فرد می شود. 52
2-12-11-باید از آز دوری کرد. 52
2-12-12-انسانهای طمع کار بی ارزشند. 53
2-13- در وصف تن و جان 53
2-13-1-در مقابل تن پروری بوسیلهی دانش باید به روان توجه کرد. 53
2-13-2-تن مانند جهان است که جان پادشاه آن است. 53
2-13-3-جان به همه چیز آگاه است. 53
2-13-4-حفظ تن و جان واجب است. 53
2-14- در وصف راز 54
2-14-1-راز فاش شدنی است. 54
2-14-2-با زنان نباید راز گفت. 54
2-14-3-با آدم زفت و بیچاره نباید راز را در میان نهاد. 54
2-14-4-به هر ناشناسی نباید راز گفت. 54
2-15- در وصف دشمن و دوست 54
2-15-1-در دشمنی دوستی را بپای. 54
2-15-2-در دوستی دشمنی را بپای. 54
2-15-3-نیاز را از دشمن هم باید برآورده کرد. 54
2-15-4-با فقیر و بدبخت دوستی نباید کرد. 55
2-15-5-گرفتن دوست مشکل و پیدا کردن دشمن آسان است. 55
2-15-6-بعد از آشتی نباید دنبال جنگ بود. 55
2-15-7-دشمن زخم خورده تا ابد دشمن است. 55
2-15-8-دشمن پناه داده را نباید اذیت کرد. 55
2-15-9-بعد از پیروزی نباید خون دشمن را ریخت. 55
2-15-10-دشمن را باید به نیروی دیگران از بین برد. 55
2-15-11-نباید نکوهیدگان را یار گرفت. 56
2-15-12-در سختی و آسایش دوستان را باید آزمایش کرد. 56
2-15-13-نباید دشمن را کشت و دوست گردانیدن او. 56
2-15-14-دوست را باید احترام کرد و دشمن را گوشمالی داد. 56
2-15-15-از بدخواه نباید انتظار نیکی داشت. 56
2-15-16-به گفتار و هدیه دادن دشمن نباید اعتماد کرد. 56
2-15-17-باید مواظب گفتار و فریب کاری دشمن بود. 56
2-15-18-دشمن هرگز یک دل نمی شود. 57
2-15-19-بدی دوست بهتر از نیکی دشمنست. 57
2-15-20-هر که مقام دشمن خود را بالا ببرد سبب نابودی خودش می شود. 57
2-16-در وصف جنگ 57
2-16-1-از جنگ نباید ترسید. 57
2-16-2-در جنگ باید قوی دل بود. 57
2-16-3-به هر خطری نباید دست زد. 57
2-16-4-نباید جان را بیهوده از دست داد. 57
2-16-5-با از خود قوی تر نباید جنگید. 58
2-16-6-کسی قوی تر از تو هم وجود دارد. 58
2-16-7-جایی که پول کارایی ندارد باید از زور استفاده کرد. 58
2-17- در وصف مرگ 58
2-17-1-مرگ به ما نزدیک است. 58
2-17-2-انسان مسافر جهان آخرت خواهد شد. 58
2-17-3-تفاوتی میان چگونه مردن نیست. 58
2-17-4-مرگ وقت و سن و سال نمی شناسد. 59
2-17-5-چارهای در برابر مرگ وجود ندارد. 59
2-17-6-از مرگ پیشینیان باید عبرت گرفت. 59
2-17-7-مردی و اندیشه نمی توانند جلوی مرگ را بگیرند. 59
2-17-8-دانش و پرهیز نمی توانند جلوی مرگ را بگیرند. 59
2-17-9-ننازیدن به ظواهر دنیایی چرا که مرگ حتمی است. 59
2-17-10-توانایی آن جهانی در گرو پاکی و دانایی این دنیاست. 59
2-17-11-برای فردای قیامت باید توشه جمعآوری کرد. 60
2-18- در وصف زن و فرزند 60
2-18-1-شوهر کردن هنر زنان است. 60
2-18-2-از مکر زنان باید ترسید. 6
2-18-3-تفاوت زن نیک با زن بد 60
2-18-4-ظاهر و باطن زنان متفاوت است. 60
2-18-5-هنر دیگر زنان بچه زاییدن است. 60
2-18-6-خانهنشینی کار زن است. 61
2-18-7-سختترین درد، درد هجران همسر است. 61
2-18-8-همسر درخور باید انتخاب کرد. 61
2-18-9-زن ناپاک و فرزند نادان سبب اندوهاند. 61
2-18-10-فرزند هر کس پیش خودش زیباترین است. 61
2-19- در وصف سوگند و پیمان 61
2-19-1-اعتمادی به سوگند فرد بیایمان نیست. 61
2-19-2-پیمان شکستن مانند بیدینی است. 61
2-19-3-نباید پیمان و سوگند را نادیده گرفت. 62
2-20- در وصف غم خوردن 62
2-20-1-هر کسی باید غم خود را بخورد. 62
2-20-2-غم کسی را بخور که غمت را بخورد. 62
2-20-3-نباید غم اتفاق حتمی را خورد. 62
2-20-4-غم از دست رفته را نباید خورد. 62
2-20-5-بر غم دیگران نباید شاید شد. 62
2-21- در وصف خشم و بردباری و خرسندی 63
2-21-1-بردباری و خرسندی هر جایی کارآمد نیستند. 63
2-21-2-خرسندی سبب توانگریست. 63
2-21-3-نیرومندترین افراد بردبارترین افرادند. 63
2-21-4-خشم خود را باید فرو خورد. 63
2-21-5-خشم و هوا دشمن انسانند. 63
2-22- در وصف عاقبت بینی 63
2-22-1-باید عاقبت بین بود. 63
2-22-2-کسی که عاقبت بین نیست شکست خواهد خورد. 64
2-22-3-عاقبت بین پشیمان نخواهد شد. 64
2-23- در وصف بخت و اقبال 64
2-23-1-بخت و اقبال هر که خوابید راه نجاتی نخواهد داشت 64
2-23-2-به بخت نباید امیدوار بود. 64
2-23-3-در مقابل بخت چاره ای وجود ندارد. 64
2-24- در وصف ذات و سرشت 64
2-24-1-ذات و سرشت هر کس در کردار او آشکار می شود. 64
2-24-2-از هر کس متناسب سرشتش باید انتظار داشت. 65
2-24-3-باید به ذات و درون انسانها توجه داشت. 65
2-25- چگونگی انجام دادن کارها 65
2-25-1-در کارها به رهنمون نیاز است. 65
2-25-2- در کارها باید چارهگری کرد. 65
2-25-3-در کارها نباید عجله کرد. 65
2-25-4-کارهای نامناسب بیهوده اند. 65
2-25-5-وقتی کاری بی اندوه و رنج به دست می آید نباید با سختی آن را به دست آورد. 65
2-26- چگونگی رفتار با زیردستان 66
2-26-1-زیر دستان را باید از نظر مالی تامین کرد. 66
2-26-2-به چاکران باید به اندازهی لیاقتشان مقام داد. 66
2-26-3-کار را بر کهتران نباید خوار گرفت. 66
2-26-4-فرومایه را باید از اطراف خود دور کرد. 66
2-27- خو

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد مواظب، نابود، دلیر، باش. Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد گرشاسب نامه، اسدی طوسی، نثر فارسی، شعر فارسی