منبع پایان نامه ارشد درمورد ضرب المثل، جایگاه اجتماعی، خانواده ها، وسیله ارتباطی

دانلود پایان نامه ارشد

جایی دیگر یا گیرنده می فرستادند، اسم شان تلگراف چی بود (راز مثل های ما)
کد isic: 4223 ، میرکیانی، 103)
طبقه شغلی: کارکنان پشتیبانی دفتری
بسط و شرح: از وسایل ارتباطی قدیم بوده که دیگر از بین رفته است. برای خبر رسانی استفاده می شد. وسایل مورد نیاز یک عدد فرستنده و یک عدد گیرنده و نیز سیم بوده است. تلگراف چی با استفاده از علامت های مورس که مخترع تلگراف است این پیام ها را ارسال می کرد. علامت های مورس به شکل نقطه های پی در پی و مقطع بود. هزینه تلگراف گران بود.
مطلوبیت: تلگراف در زمان خود یک وسیله ارتباطی پیشرفته بود و تلگراف چی باید فنون آن را یاد می گرفت .گرانی هزینه ی آن باعث می شد که کلمات و جملات به شکل ناقص ادا شوند و در نتیجه سوء تفاهم هایی بین خانواده ها ایجاد شود.
————————————————————————

22.عنوان شغلی: تون تابی
معنی لغوی: کارگر متصدی آتشخانه ی حمام ؛ تونی ؛ گلخن تاب،1394: 50)
کسی که در گلخن حمام آتش افزود؛ گلخن تاب؛ آتش انداز( معین،1372:؟)
مثال: تون تابها کارشان گرم کردن حمام ها بود (راز مثل های ما، میرکیانی،62)
طبقه شغلی: متصدیان ماشین آلات بسط و شرح: تون تاب ها با رنج و سختی زندگی می کردند. آن‌ها همیشه باید گرمای زیاد آتشدان حمام را به جان می خریدند تا آب همیشه گرم بماند.
مطلوبیت: زحمت زیاد از آن تون تاب ها بود. اما چون کسی آن ها را نمی دید و متوجه سختی کار و اهمیت کار آن‌ها نمی شدند، در نتیجه مردم بیشتر حمامی و صاحب حمام را می دیدند و کارهای آن‌ها بیشتر به چشم می آمد.
————————————————————————

23.عنوان شغلی: جامه دار
معنی لغوی: . مسئول نگه داری لباس کسانی که برای شست وشو به حمام عمومی می روند. 2. مامور نگه داری لباس درباریان و اشراف (صدری افشار،1394: 53)
کسی که در سربینه حمام لباس و وسایل مشتریان را نگه داری میکند ، جامه دار نامیده می شود.(بقیعی،1384:؟)
مثال: یک حمام خراب چند جامه دار می خواهد (راز مثل های ما،میرکیانی، 279)
کد isic: 5149
طبقه شغلی: کارکنان ارائه خدمات و کارکنان فروش
بسط و شرح: در گرمابه های عمومی قددیمی مردم وقتی به حمام می رفتند، اول سر بینه لباس هایشان را در می آوردند و لنگ می بستند و بعد توی صحن حمام می ر فتند و خودشان را می شستند. سر بینه، جامه دار بود. جامه دار کارش نگهبانی از لباس های مردم بود که گم و گور نشود و کسی آن ها را نبرد. همین طور به نوکر یا خدمتکار که در حمام مواظب لباس هی ارباب خودش بود می گفتند، جامه دار. هر حمامی برای خود جامه داری داشت. که مردم آن‌ها را می شناختند درمیان کارکنان حمام ها جامه دار از همه معتبرتر و خوش برخوردتراست ، ودرغیاب اوستای حمام کارهای اوراهم انجام می دهد د. جامه دار مسئول پذیرایی و خوش و بش گفتن و تر و خشک کردن مشتریان است و حوزه ی فعالیت وی سربینه ی حمام است. وسایل کارجامه دار لنگ و قطیفه های خود حمام است که پس از خشک شدن تا می کنند و در قفسه ی نزدیک تخت اوستا می چینند و به تدریج در اختیار مشتریان قرار می دهد. به محض ورود مشتری، سر و وضعش را می سنجد و متناسب با شئوناتش یکی از جاهای خالی روی صفه را نشانش می دهد و با یک لنگ خشک پشت سرش به راه می افتد،لنگ را روی صفه پهن می کند که لباس هایش را در آن بپیچد. باز یک لنگ بستن می آورد و کنار دستش می گذارد که به کمرش ببندد و در ضمن تذکر می دهد که اگر امانتی دارد قبل از رفتن به گرمخانه به دست اوستا بسپارد. این شغل به شکل یک ضرب المثل وارد برای آموزش کودکان وارد کتاب کودک شده است و منظور این است که نباید برای هر کار بی ارزش بیش از اندازه خرج کرد و وقت گذاشت.مثل این که یک حمام خراب داشته باشیم که مشتری زیادی ندارد و ما چند نفر جامه دار به کار گیرند. ( میرکیانی، 1391: 279)
مطلوبیت: امین مردم اند و جایگاه خوبی در بین همکاران خود دارند. شناخت مردم و حفظ مقام و منزلت آن‌ها، انعام های خوبی را نصیبش می کند که بر حقوقش می افزاید. شان اجتماعی این شغل در سطح شان یک کارگر ساده است که گاهی ممکن است با چاپلوسی همراه باشد.
————————————————————————

24.عنوان شغلی: جولاه
معنی لغوی: بافنده ؛ پارچه باف ؛ جولاهه ؛ حائک (صدری افشار،1394: 56)
کسانی که پیشه آنان پارچه بافی است، نساج و یا جولاه نامیده میشوند. ( بقیعی، 1384: 62)
مثال: جولاه یعنی بافنده که از کارهای سخت قدیمی بوده است (راز مثل های ما، میرکیانی،201)
کد isic: (7438)
طبقه شغلی: صنعتگران
بسط و شرح: از پیشه‌های سخت وفقیرانه قدیمی است. از ابزار کار آن‌ها ماکو و شانه چوبی است که برای بافتن لباس مورداستفاده قرار می گیرد. جولاه هر روز پشت یک کارگاه خود ساخته می نشیند ، با پاهایش اهرم هارا بالا و پایین می دهد و با دست هایش ماکو و ماسوره ی حامل نخ پود را به چپ و راست می راند و به دنبال هرحرکت یک بارهم شانه ی چوبی را به روی پود می کوبد و هر ساعت یک بار هم گرده چوب را می چرخاند و مقدار پارچه ی بافته شده را به روی آن می پیچد … و بدین وسیله پارچه تولید می شود . جولاه می تواند با استفاده از همین دستگاه پارچه کرباسی و متقال و فاستونی نخی ساده ببافد ، ولی آنهایی که دستمال ابریشمی و پارچه های خیلی ظریف می بافند شعرباف نامیده می شوند. ( بقیعی، 1384: 62)
مطلوبیت: در قدیم در نظر مردم از کارهای مهم بود چون کار هر کس نبود و به تخصص نیاز داشت. در ضرب المثل ” کارت را به جولاه بده” (میرکیانی،1391: 201) ارزش خود را حفظ کرده است.
————————————————————————

25.عنوان شغلی: چاووش
معنی لغوی: کسی که با خواندن شعرهایی مردم را به سفر زیارتی دعوت می کرد. کسی که پیشاپیش موکب شاه ، دیگر قدرت مندان یا بازگشتگان از زیارت حرکت می کرد و ورودشان را با صدای بلند خبر می داد (صدری افشار،1394:58)
مثال: حالا چاووش کی بوده؟ (راز مثل های ما، میرکیانی،232))
کد isic: 3480
طبقه شغلی: اشتغال ناقص
بسط و شرح: کسی که پیشاپیش کاروان زیارتی راه می رفت و برای اهل کاروان می خواند و آنان را پیش از رسیدن به شهر مقصد با خبر می کرد. چاووشان هیچ کار دیگری جز این انجام نمی دادند در نتیجه در مقایسه با کارها و مسئولیت های دیگر، کار او اصلا کاری محسوب نمی شد. و ارزش چندانی نداشت. این کار معمولا شغل دوم افراد به حساب می آمد و در شرایط دیگر او در کار دیگری مشغول بود.
مطلوبیت: حرکت این فرد در پیشاپیش قافله انسجام و ابهت ویژه ای به کاروان می داد.
————————————————————————

26.عنوان شغلی: چوبدار
معنی لغوی: کسی که کارش خرید و فروش دام های کوچک است. قپاندار؛
1 – کسی که کارش خرید و فروش گوسفند است ؛ گله دار. 2 – قپاندار؛ 3- مامور چماق داری که پیشاپیش شاه یا قدرتمندان دیگر حرکت و مردم را از سر راه شان دور می کرد؛ جلودار؛دورباش؛ ریکا؛ مطرق؛ نی دار؛ یساول.( صدری افشار، 1394: 62)
مثال: … غلام چوبدار امد اینجا….یک ظرف برای کاه و علف ریختن جلوی گوسفندانش می خواست (قطار سنگی، میرکیانی،65)
کد isic: 3421
طبقه شغلی: تکنسین ها و دست یارها
بسط و شرح:
مطلوبیت:
————————————————————————

27.عنوان شغلی: چوبکی
معنی لغوی: 1- فروشنده دوره گرد چوبک( کوبیده ی بوته ای که کف می کرد و برای شستن چربی به کار می رفت. 2- چوبک زن (صدری افشار، 1394: 62)
مثال: “…. اگر چوبکی نیاید، فردا ظرف هایمان کثیف می ماند….” (سماور زغالی، میرکیانی، 77)
کد isic:
طبقه شغلی: تکنسین ها و کمک متخصصان
بسط و شرح: در زمانی که هنوز پودرشوینده و صابون و دیگر مواد بهداشتی و شوینده ها در کشور ما تولید نمی شد، مردم برای شست و شوی ظروف خود از این ماده استفاده می کردند.
مطلوبیت:
————————————————————————

28.عنوان شغلی: چوپان
معنی لغوی: کسی که کارش چراندن دام های کوچک است ؛ شبان ؛ شوان؛ راعی؛ رامیار(صدری افشار،1394: 62)
مثال: “…..چوپان پیر از همان کودکی، نواختن نی هفت بند را به ….چوپان پیر…..می دانست پسرش تجربه ی زیادی در چوپانی ندارد و مثلا نمی داند ابرهای بارانی کدام هستند و از کدام بادها باید ترسید. یادش داده بود که هروقت مشکلی پیش آمد ، با زدن نی هفت بند، از او بپرسد…..”پسرش یاد داده بود (لالو، قوجق،71)
کد isic: 9211
طبقه شغلی: کارکنان مشاغل ساده
بسط و شرح: از ابزار بسیارکار یک چوپان “نی” است. او در نی خود می دمد تا با خدای خود صحبت کند. در نی می دمد تا گوسفندانش را جمع کند ونیز اهالی ده را ازخطرات احتمالی مطلع سازد. گاهی برخی از آنان به علت سادگی بیش از حد، اعمال ناشایستگی مثل قاطی کردن آب در شیری که به مردم می فروشند، انجام می دهند. تجربه آنان در شناخت انواع ابرها و بادها و زمان های باران بسیار با اهمیت است.
مطلوبیت: شغل بسیاری از انبیاء چوپانی بوده است و نشانگر دریافت های درونی انسان وقتی که با طبیعت به یگانگی می بنا براین از مسئولیت های مهم چوپان آموزش است و امانتداری. به علت بیان اجتماعی ساده و سادگی اندیشه شایستگی ارتباط با خدا را دارند. همیشه جزء قشرهای پایین اجتماعی حساب می شوند.
————————————————————————

29.عنوان شغلی: حلوافروش
معنی لغوی: پیشه اش ساختن و فروختن انواع حلویات است؛ حلوایی؛ حلواگر(صدری افشار،1394: 66)
حلوا یک نوع خوراک چرب و شیرنی می باشد که شب های جمعه در بعضی از خانه ها میپزند و برای امواتشان خیرات می کنند،ولی کسی است که پیشه اش ساختن و فروختن انواع حلویات می باشد (بقیعی، 1384:؟)
مثال: حلوا فروشها درخیابان وبازار میفروختند (راز مثل های ما، میرکیانی، 52)
کد isic:5
طبقه شغلی: کارکنان ارائه خدمات و کارکنان فروش
بسط و شرح: وسایل حلواپزی شامل تعدادی پاتیل بزرگ و کوچک،کفچه،آبگردان،ملاقه،کارد و چند عدد سینی بزرگ و کوچک،نورد،هاونگ و ابزار آلات مربوط به اجاق ها است.مصالح اساسی حلواپزی آرد ،روغن و شیره است و بر حسب اینکه چه چیزی به آن افزوده شود نام آن هم تغییر میکند مانند حلوای ارده ، حلوای جوزی،حلوای کنجدی ، حلوای شکری، حلوای پسته ای و غیره. انجام این شغل به‌صورت دوره گردی می تواند نشانه ای از عدم استطاعت مالی وی برای اجازه یا تملک یک مغازه باشد. در روزگاران گذشته که وضع اقتصادی مردم خوب نبود واین همه شیرینی فروش و قنادی نبود و مردم سالی یک بار برنج می خوردند و حلوا را هم بیشتر زمانی که کسی می مرد، این شیرینی جایگاه خاصی در بین مردم مخصوصا کودکان داشت. (راز مثل های ما، میرکیانی،52)
مطلوبیت: معمولا بعد از خوردن حلوا مخصوصا حلوای که برای خیرات اموات باشد، گفتن صلوات از رایجترین کلام مطلوب در مقابل کار حلوا پز است. در مناطق سردسیر یکی از اصلی ترین مشاغل که دارای درآمد بالا و حتی جایگاه اجتماعی مناسب نیز می باشند.
————————————————————————

30.عنوان شغلی: حمال
معنی لغوی: کارگری که برپشت یا دوش خود بارحمل می کند ؛ کوله بر(صدری افشار،1394: 66)
کسی که در قبال دریافت مزد،برپشت خود بار حمل می کند ، حمال نامیده می شود (بقیعی، 1384: ؟)
مثال: دارکوب حمال سار است (124)
کد isic: 9333
طبقه شغلی: کارکنان مشاغل ساده
بسط و شرح: کسی که در قبال دریافت مزد،برپشت خود بار حمل می کند ، حمال نامیده می شود . وسیله ی کار حمالی ،یک تکه ریسمان و یک کوله پشتی پالان گونه ایست که حمال هنگام

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد نظم و امنیت، علف های هرز، ساختار شهری، زندگی روزمره Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد مدیریت کیفیت، کتابداران، علم اطلاعات، اولویت بندی