منبع پایان نامه ارشد درمورد سوره بقره

دانلود پایان نامه ارشد

تغییر پذیر نه حال گردد[(میبدی، 1371، ج 9: 321).

2-2-5- منبع تمام نیک و بد خداست
ز دل جـز بـه یـزدان منازیـد کـس
همه نیـک و بـد زو شناسید و بس
(همان:401)
2-2-6- باید از خدا ترسید
بتــرسیـد از آن داد فرمـای پـاک

کـه چونین کسی را کند می هلاک
(همان:285)
از او تـرس و از بـد بدو کـن پنـاه
بتــاب از گمـان و بتـرس از گنـاه
(همان:174)

2-2-7-خدا را باید پرستید
گـرت نیـک بایـد بـه هـر دو سرای
ســوی کـردگـار جهانبـان گــرای
(همان:135)
الحمد لله رب العالمین (آیه 10/ سوره حمد)
ستایش نیکو و ثناء بسزا خدایرا که خداوند جهانیان و دارنده ی ایشان است. (میبدی، 1371، ج 1: 2).

2-2-8- پناهگاه حقیقی انسان خداست
پناهـت بـه داد آفرین بـاد و بـس
کـه از بـد جـز او نیست فریـاد رس
(همان:287)
بـه یــزدان پناهیــد تـا از گزنــد
بودتـان بـه هـر دو جهان سودمند
(همان:379)

2-2-9- تنها به خدا باید تکیه داد
بـه هـر جای پشتی بـه دادار کـن
از او تـرس و دل بـا خرد یـار کـن
(همان:298)
همـه گیتـی از دشمن تست پـاک
چـو ایـزد نگهـدار باشد چـه بـاک
(همان:348)

2-2-10-به خدا باید امیدوار بود
نبســت ایـچ در داور بـینیــاز
که از آن بـه دری پیش نگشاد بـاز
(همان:63)
به هر سختیی تا بود جان به جای
نبـایـد بریـدن امیــد از خـدای
(همان:227)

2-2-11- باید از خدا، شاه و خرد پیروی کرد
ز یـزدان و فرمـان شـاه و خـرد
مگـردیـد کـز بـن نـه انـدر خـورد
(همان:40)
2-2-12- خدا بر همه گناهان پنهانی آگاه است
مجـوی آن گناهی که گویی نهـان
کنـم تـا ببینـد کـس انـدر جهـان
کـه گـر کس نبینـد همـی آشکـار
نهــان او همـی بینـدت آشکـار
(همان:174)
هُوَ عالِمُ الغیب و الشهادة (آیه 22/ سوره حشر)
اوست دانای نهان و آشکارا (میبدی، 1371، ج 10: 45).

2-2-13- دوری از گناه
کسی باشـد ایمن ز تـرس خـدای
که نبود گناهش چو شد زین سـرای
(همان:148)
فأن لم تَفعلوُ وَ لَن تَفعَلوُ فاتقو النّارَ التَّی وَقُودُها الناس…(آیه 24/ سوره بقره)
اگر در گذشته نکردید و در آینده نتوانید، مکنید چنین و از آتش دوزخ بپرهیزید آن آتش که هیزم ان مردم است…(میبدی، 1371، ج 1: 106).

2-2- 14- سخن های خدا گزاف نیست
سخنهـای ایـزد نبـاشـد گـزاف
ره دهـریـان دور بفکـن مـلاف
(همان:31)
وَ مَن أَصدَقَ مِنَ الله حدیثاً (آیه 87/ سوره نساء)
و ان کیست راست سخن تر از خدای؟ (میبدی، 1371، ج 2: 614).

2-2-15- دعوت به دین داری
نگــه دار دیـن آشـکار و نهـان
کـه دینسـت بنیـاد هـر دو جهـان
(همان:31)
ره دین بپای آر خود چون سزاست
که گیتی بـه دین آفریدست راسـت
(همان:32)
سیـهتر دل مــرد دینـی شنــاس

که نه شرمش از کس نه زایزد هراس
(همان:148)

2-2-16- زهد نمایی به خاطر شکم بیارزش است
ز بهــر گـلو پـارسـایـی مکــن
بـه خـوان کسان کـدخدایی مکـن
(همان:202)
2-3- توصیههای اخلاقی
2-3-1- دعوت به خودشناسی
دلـت را همی گـر شگفـت آید این
بـه چشـم خرد خویشتـن را ببیـن
تنـت آینـهسـاز و هـر دو جهـان
ببیـن انـدرز و آشکــار و نهــان
(همان:37)
ببیـن و بـدان کـز کجـا آمــدی
کجا رفت خواهی چو ز ایدر شدی
(همان:37)

2-4- اخلاق و خصوصیات رفتاری پادشاه
2-4-1- نیازمند بودن جهان به پادشاه
سرانجـام بـا پـادشـاه بـه جهــان
اگـر چنـد باشـد بـد و بـدنهـان
(همان:82)
خدا تاج و تخت را می دهد.

جهانبـان دهـد پادشاهـی و تخـت
نگـردد کسـی جـز بـدو نیکبخـت
(همان:380)

2-4-2- شاه نباید چهار ویژگی خیرهرأیی، بددلی، زفتی و کاهلی را داشته باشد
یکـی خیـرهرأیـی دوم بـددلـی
سـوم زفتـی و چـارمیـن کـاهلـی
(همان:238)

2-4-3- خرد و دانش و هوش بهترین هم نشینان پادشاهند.
خـرد شـاه را بـرتـریـن افسرسـت

هـش و دانشش نیـکتر لشکرست
(همان:304)
چنین داد پاسخ که شه را درسـت
خـرد بایـد و رأی و راه درسـت
(همان:304)
شه آن به که هر دانش و دسترس
همـه زو گرنـد او نگیـرد ز کـس
(همان:239)

2-4-4- شاه باید برای هر مقامی بهترین را انتخاب کند
چنان دارد از هـر دری پیشـه کـار
کـه در پیشه هـر یـک ندارنـد یـار
(همان:239)
2-4-5- شاه باید دادگر باشد
شه از داد و بخشش بود نیک بخت
کـرا بخشش و داد، نیکوست بخت
(همان:239)

2-4-6- وزیر شاه باید پیر و فرزانه باشد
کهـن دار دستـور و فـرزانــه رأی
بـه هـر کـار یکتــا دل و رهنمـای
(همان:239)

2-4-7- حاجب شاه باید خوب کار و خردمند باشد.
خردمنـد کـن حاجب و خوب کـار

طرازنـدهی درگـه و بـزم و بـار
(همان:239)

2-4-8- دبیر شاه باید نیکو خط و داننده باشد.

نکـو خـط و داننـده بایـد دبیـر
شمارنـده چابـک دل و یـادگیـر
(همان:240)

2-4-9- سپاه شاه باید همیشه آماده باشد.

نبایــد کـه بـیکار باشــد سپــاه
نـه آسـوده از رنـج و تدبیـر شــاه
(همان:240)

2-4-10- شاه باید مردم خود را نکو دارد.

نکــودار مـر مـردم خویـش را
همـان پارسـا مـرد درویـش را
(همان:240)

2-4-11- هر کدام از زیردستان شاه باید فقط کار خودشان را انجام دهند.
کنـد هـر کس آن کار کاو برگزیـد
بدان تـا بـود کـار هـر کس پدیـد
(همان:240)

2-4-12- شاه باید از اتحاد سران سپاه جلوگیری کند.

نبــایـد مهــان سپـه سـر بـه سـر
کـه پیـونـد سـازنـد بــا یکـدگــر
(همان:240)
2-4-13- کسی که خطریست برای پادشاهی را باید از تاج و تخت دور کرد.
کسـی کاو بـه جـایـت سزد شهریار

ورا از بــر خـویشتــن دور دار
(همان:340)

2-4-14- شاه باید به اندازه هنر هر کسی به او توجه کند.

بـه هر کهتر اندر خورش کن نگـاه
ســـزای هنــر ده ورا پــایگـاه
(همان:240)
ز هـر بـد بـه دادار جـویــد پنــاه
بـه انـداز هـر کـس دهـد پـایگـاه
(همان:380)

2-4-15- پادشاه باید عیب دوستان خود را هم دوست داشته باشد.
کـه را دوست داری و کام تو اوست
هـر آهـوش را همچنان دار دوست
(همان:240)

2-4-16- پادشاه گاهی نیاز است دشمنان داخلی خود را پنهانی نابود کند.
چـو پیـدا نیاری بـدش کینه جـوی
نهـانـی بـه دارو بپـرداز از اوی
(همان:240)

2-4-17- پادشاه نباید گزافه گو و دروغ سخن باشد.

دروغ و گزافـه مـران در سخـن
بـه هر تندی هر چه خواهـی مکـن
(همان:240)

2-4-18- پادشاه نباید در داوری از کسی طرفداری کند.

میـان دو تـن چـون کنـی داوری
بـه آزرم کـس را مکـن یـاوری
(همان:240)

2-4-19- پادشاه نباید موجب زیان کشاورزان شود.

بـه کشـت و بـه ورز کشـاورزیـان
چنـان کـن کـه ناید به کشور زیان
(همان:240)
2-4-20- پادشاه نباید اهل مسخره بازی باشد.

ممان کس به بازی و خنده زپیـش
تو نیز این مجوی و مبر آب خویـش
(همان:240)

2-4-21- پادشاه نباید در هنگام خشم زود خند باشد.

گـه خشـم چون چهره کردی نژنـد
دژم باش و با کس به زودی مخنـد
(همان:240)

2-4-22-نباید بدون دلیل و بیگناه مقام کسی را از او بگیرد.

کسـی را کـه دادی بزرگـی و جـاه
همـان جـاه مستان از او بـیگنـاه
(همان:240)

2-4-23- پادشاه باید اهل نیکی کردن باشد.

چـو نیکـی نمایـدت گیتـی خـدای
تـو بـا هـر کسـی نیـز نیکـی نمای
(همان:240)

2-4-24- شاه باید بداند که: بی گناهی که بیشتر از او بدگویی می شود صاحب فضل و هنر است.
کـرا بـا تـو گـوینـد بـد بیشتـر
چو نبود گنه دان که هستش هنـر
(همان:240)

2-4-25- شاه نباید آیین بد نو بگذارد.

منـه نـو رهی کان نـه آییـن بـود
کـه تـا ماند آن بر تو نفریـن بـود
(همان:241)
2-4-26- شاه باید راهزنان را نابود کند.

همـه راهـی از رهزنـان پـاک دار
مـدار از در دزد جـز تیـغ و دار
(همان:241)

2-4-27- شاه باید فقط با دوست داران واقعی خود یک جا بنشیند.
چـو بنشینـی از گـردت آن را نشان
کـه دارنـد در دل ز مهـرت نشـان
(همان:241)
2-4-28- شاه نباید به زن دیگران چشم داشته باشد.

به جفت کسان چشم خود را مروش
بتـرس از خدا و آن جهان را بکوش
(همان:241)

2-4-29- شاه نباید در را بر دادخواهان ببندد.

در داد بـر داد خـواهـان مبنـد
ز سـوگنـد مگـذر نگـه دار پند
(همان:241)

2-4-30- شاه چون نیکی کرد و جواب نداد باید سراغ بدی رود.
چـو نیکـی کنـی و نیایـد بـه بـار
بـدی کـن مگـر بهتر آیـد بـه کـار
(همان:241)

2-4-31- شاه باید سرگذشت گذشتگان را بداند.

کســی دار کـز دفتـر بـاستـان
همـی خواندت گونـهگـون داستـان
(همان:241)

2-4-32- شاه باید از بدگوی و سخن چین دوری کند.

مـده نـزد خـود راه بـدگـوی را
نـه مـرد سخـنچیـن دو روی را
(همان:241)

2-4-33- پادشاه باید بر جهان اطراف خود آگاه باشد.

پــژوهنــدگـان دار بــر راه رو
همی دان نهـان جهـان نـو بـه نـو
(همان:241)

2-4-34- شاه به ستمکار نباید پست و مقام بسپارد.

بـدان کـار ده کـاو نجویـد ستـم
نـه آن را کـه افـزون پذیـرد درم
(همان:241)
2-4-35- شاه نباید هر کسی را به مقام بالا برساند.

کسـی را مگـردان چنـان سـرفـراز
کــه نتــوانـی آورد از آن پایـه بـاز
(همان:241)

2-4-36- شاه باید فیلسوفی برای
همنشینی برگزیند.

ز داننـدگـان ‌ فیلســوفـی گـزیـن
ازو پـرس هـر چیـز و بـا او نشیـن
(همان:241)

2-4- 37- شاه نباید کارها را به افراد ناتوان بسپارد.

مفـرمــای کـاری بـدان کـارگـر
کـز آن کـار نتوانـد آمـد بـه در
(همان:241)

2-4-38- شاه بدخواه خود را باید نابود کند.

ممان خیـره بدخواه را گرچه خـوار
کـه مـار اژدهـا گـردد از روزگـار
(همان:241)

2-4-39- شاه نباید بدبین باشد.

مکـن هیـچ بـدبینـی از دیگـران
و گـر نیک بینی تو خو کن بـر آن
(همان:241)

2-4-40- شاه باید در خوراکی خود دقت کند.

خورش پاک از آن خور که

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد اسدی طوسی، گرشاسب نامه، ادب فارسی، شهر سیستان Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد (همان:316)، (همان:317)، (همان:318)، چـو