منبع پایان نامه ارشد درمورد سود سهام، قیمت سهام، واحدهای تجاری، ارزش بازار

دانلود پایان نامه ارشد

ازجریان عملیات شرکت خارج شود. اعلام سودسهام نشانگر موقعیت سود آوری و کسب سود بیشتر در آینده است.
3- نیاز به درآمدجاری: بسیاری از سرمایه گذاران برای پرداخت هزینه های جاری زندگی خود، به دریافت مستمر سود سهام نیازمند هستند. معمولاً این قبیل سرمایه گذاران ممکن است برای کسب سود نقدی مستمر نسبت به فروش سهام خود تمایل نداشته باشند. سود سهام نقدی برای سرمایه گذاران درآمد جاری ایجاد می کند بدون اینکه تأثیری دراصل سرمایه بگذارد. (وکیلی فرد، حمیدرضا، 1389)2
بهبود و توسعه خط مشی های سود سهام
برای انتخاب نهایی خط مشی سود سهام، عوامل مختلفی همانند دلایل خرید سهام توسط سهامداران، محدودیت های پرداخت سود سهام و همچنین شرایط فعلی شرکت از لحاظ مالی و عملیاتی را در نظرگرفته، و در این چهارچوب کلی، شرکت امکان انتخاب خط مشی های متفاوت سود سهام را، پیش بینی می کند که در این بخش ذیلا ً مورد بحث قرار می گیرد
پرداخت سود سهام پایدار (بدون تغییر )
شاید بتوان گفت که تعیین خط مشی تقسیم سود غالباً بر اساس سیاست تقسیم سود سهام قبل انجام می گیرد. این کار انتظارات سهامداران را در دریافت میزان معینی سود به طور مداوم، برآورده می کند وتأثیر چندانی بر قیمت سهام در بازار نمی گذارد، این خط مشی ممکن است در سال هایی که درآمد کاهش پیدا می کند باعث کمبود نقدینگی شرکت شود، اگر شرکت دارای نقدینگی احتیاطی کافی باشد درصورت کاهش درآمد نیز شرکت با مشكل جدی روبرو نخواهد شد .
پرداخت سود سهام پایدار در سطح کمتر
تصمیم برای کاهش سود سهام نسبت به سال قبل، در مواردی اتخاذ می شود که شرکت فرصت سرمایه گذاری با سود بالایی را در پیش داشته باشد، و برای برنامه ریزی نیازمند وجه نقد باشد. این کار ممکن است درتحلیل سهامداران که درانتظار درآمد دایمی هستند تأثیر گذاشته، و قیمت بازارسهام را کاهش دهد. برای به حداقل رساندن این تأثیر منفی، شرکت ممکن است اعلام کند که سطح سود سهام درآینده تثبیت خواهد شد، وهیأت مدیره کاهش بیشتری را در سود سهام پیش بینی نمی کند .
اعلام اینچنین نظرات از طرف هیأت مدیره، سهامداران را نسبت به عدم کاهش سود سهام اطمینان می دهد، حتی در شرایطی شرکت اعلام کند، که در صورت ایجاد فرصت، برای سرمایه گذاری های جدید اقدام خواهد کرد، که در نتیجه موجب افزایش سود سهام خواهد شد.
پرداخت سود سهام پایداردر سطح بالاتر
معمولاً افزایش سود سهام توسط شرکت، زمانی تصمیم گیری و اعلام می شود که درآمد آن در حد بالایی رشد داشته، و نیازی به وجه نقد برای توسعه نباشد. غالباً اعلام سود سهام به نحو مطلوبی، بر قیمت سهام عادی تأثیر می گذارد در بسیاری از موارد، درآمد بالاتر، باعث افزایش قیمت سهام می شود.
تغییرات سود سهام متناسب با تغییرات درآمد
نامطلوب ترین سیاست گذاری سود سهام تغییرات سود سهام متناسب با تغییرات درآمد می باشد. امتیاز این سیاست گذاری این است که، مدیریت را از بیشترین انعطاف در استفاده از وجوه نقد توزیع نشده برای سرمایه گذاری برخوردار می سازد، ولی نوسانات و بی ثبات بودن پرداخت سود سهام، که باعث کاهش نسبی قیمت سهام عادی شرکت خواهد شد، مزیت فوق الذکر را خنثی و بی اثر می کند .
سود سهام پایین به اضافه سودهای سهام فوق العاده
این خط مشی برای شرکت هایی که دارای درآمد دوره ای و رشد محدود هستند، مورد استفاده قرار می گیرد، در سال هایی که درآمد شرکت رشد مناسب دارد و نقدینگی اضافی بلا استفاده است، سود سهام فوق العاده اعلام می شود .
عدم پرداخت سود سهام برای یک دوره بلند مدت
معمولاً این آخرین خط مشی است که یک شرکت به آن متوسل می شود. دو دلیل برای این تصمیم وجود دارد: اول اینکه اگر شرکت با مشكلات جدی مالی روبرو بوده و توان پرداخت سود سهام را نداشته باشد، دوم آنکه برای شرکت امکان سرمایه گذاری با سودآوری بالا ایجاد شده باشد، و شرکت به سود سهام توزیع نشده، برای تأمین وجوه مالی این سرمایه گذاری، نیاز داشته باشد؛ در این حالت شرکت می تواند اثرات منفی برقیمت سهام را با توضیح دقیقی در مورد عدم پرداخت سود سهام خنثی کند (همان منبع)3 .
محتوای اطلاعاتی سود سهام
شرکت باید همیشه این سوال را مطرح کند که، چه اطلاعاتی با سود سهام فعلی و چه اطلاعاتی را با تغییر احتمالی سود تقسیمی انتقال می دهد. هر وقت که اعلام خبری بر قیمت سهام تأثیری می گذارد، می توانیم استنباط کنیم که این اعلام حاوی اطلاعاتی است. این اعلام به خودی خود کمک چندانی نخواهد کرد مگر اینکه معلوم شود، مدیران اطلاعاتی دارند که سرمایه گذاران فاقد آن هستند.
محققان بر این باورند که تغییر غیر منتظره سود تقسیمی دارای محتوی اطلاعاتی مهمی است، به ویژه در مواقعی که میزان سود تقسیمی کاهش یابد یا اصلا پرداخت نشود. معمولا در یک بازار کارا، مدیریت شرکت زمانی چنین روشی را در پیش خواهد گرفت که بخواهد، به سهامداران و سرمایه گذاران این پیام را بدهد که سود سالهای آتی کاهش خواهد یافت. (جهانخانی و پارساییان، 1388)1
مکاتب فکري در مورد تقسيم سود
بيش از چندين دهه است که پژوهشگران دانشگاهي و کارشناسان وال استريت و مديران عالي رتبه شرکتها تلاش کرده اند تأثیر سرمايه گذاري مجدد سود شرکت ها در مقایسه با اثر تقسيم سود بين سهامداران را بر ثروت آتي سهامداران مورد مطالعه قرار دهند و از آن نتايج مقتضي استخراج کنند، نتايج اين تحقيقات را مي توان به صورت زير طبقه بندي كرد.
1- آن دسته از تحقيقاتي كه به بررسي رابطه بين ارزش بازار سهام و سود تقسيمي مي پردازد كه عمدتاً مبتني بر دو نظريه هستند:
الف) نظريه مربوط بودن (تأثیر سود تقسيمي بر ارزش شركت )
ب) نظريه نامربوط بودن(عدم تأثیر سود تقسيمي بر ارزش شركت)
2- آن دسته كه به بررسي اثرات علامت دهي (اطلاع رساني )اعلام سودسهام بر ارزش شركت مي پردازند50طبق اين نظريه سود تقسيمي محتواي اطلاعاتي دارد.
3- آن دسته كه به بررسي تأثیر تركيب سهامداران بر سياست تقسيم سود مي پردازند(تئوري صاحب كار). طبق اين نظريه، سياست تقسيم سود تابعي از تركيب علایق سهامداران است .
4- آن دسته از مطالعاتي كه رابطه بين سرمايه گذاري، سود تقسيمي و سود رابررسي مي كند، و با بهره گيري از روش هاي رگرسيوني سعي در مدل سازي بين متغيير هاي فوق دارد (بهرام فر،1383 ،ص31)2.

نمودار 2-2: (بيگدلي،1370،ص23)1

در ادامه به تشريح مطالب در مورد تحقيات دسته اول و تحقيات دسته دوم مي پردازيم.
نظريه ارتباط سياست هاي تقسيم سود با قيمت سهام
الف) مدل والتر
پروفسور جيمز. ئي والتر چنين استدلال مي کند که، خط مشي تقسيم سود تقريباً هميشه بر ارزش موسسه اثر مي گذارد. مدل وي يکي از نخستين کارهاي تئوريکي است که رابطه بين نرخ بازده داخلي موسسه (r) و هزينه سرمايه آن (k) را در تعيين خط مشي تقسيم سود با هدف به حداکثر رساندن ارزش فعلي ثروت سهامداران نشان ميدهد مدل والتر بر فرض هاي زير مبتني است:
1. تمام عايدات موسسه به منزله عايدات قابل تقسيم ميان سهامداران تلقی گردیده يا صرف سرمايه گذاري داخلي مي گردد.
2. تمام وجوه لازم براي سرمايه گذاري از محل عايدات باقيمانده در موسسه تامين مي گردد و در نتيجه بدهي جديد ايجاد نمي شود.
3. نرخ بازده داخلي موسسه (r) و هزينه سرمايه آن (k) ثابت است.
4. عايدات و سود قابل تقسيم هرگز تغيير نمي کند. ارزش عايدات هر سهم (E) و سود قابل تقسيم (D) هر سهم ممکن است به جهت تعيين نتايج تغيير نمايد اما هر ارزش داده شده به (E ) و (D) برای تعيين ارزش سهم ثابت فرض مي شود.
5. عمر موسسه بسيار طولاني و يا نا محدود است.
(معادله2- 1) : P=D/K+[r(E-D)/k]:K
که در آن :
P= قيمت بازار هر سهم
D= سود هر سهم
E = عايدي هر سهم
r = ميانگين نرخ بازده داخلي
K = هزينه سرمايه يا نرخ سرمايه گذاري (نرخ بازده مورد انتظار سهامدار) است
معادله بالا به روشني نشان ميدهد که قيمت بازار هر سهم عبارتست از مجموع ارزش فعلي دو منبع مالي :
1- ارزش فعلي يک جريان منفعت سرمايه که تا بي نهايت ادامه دارد و معادله آن برابر است .
2- ارزش فعلي يک جريان سود قابل تقسيم ثابت که تا بي نهايت ادامه دارد و مبلغ آن طبق معادله رياضي است
وقتي موسسه مجموع سودهاي تقسيم نشده را با نرخ بازده (r) نگهداري مي کند ارزش فعلي آن برابر معادله رياضي r(E-K)/K خواهد بود، اين مقدار در واقع به عنوان سود سرمايه ناشي از نگهداري عايدات در موسسه تلقي مي گردد. اگر عايدات مزبور هر ساله بدست آيد، ارزش فعلي مقدار بي نهايت سودهاي سرمايه يعني r(E-D)/K مساوي با [r(E-D)/K]:K خواهد بود. از اين رو ارزش هر سهم عبارت است از ارزش فعلي تمام سودهاي قابل تقسيم به اضافه ارزش فعلي تمام سود سرمايه ای که اين امر در معادله بالا نشان داده شده است؛ معادله بالا را به صورت زير ميتوان نوشت:
(معادله2-2)
تئوري دوران زندگي بیان می کند که واحدهای تجاری ميتوانند در يکي از مراحل زير قرار بگیرند:
1)واحدهای تجاری در حال رشد و آن هنگامي است که موسسات همچنان داراي امکانات سرمايه گذاري جديدي مي باشند و نرخ بازده اين سرمايه گذاري ها از هزينه سرمايه مربوط بيشتراست ( rk).
2)واحدهای تجاری در حال سکون و آن هنگامي است که موسسات نسبت به سرمايه گذاري جديد بي تفاوت اند و در اين حالت نرخ بازده سرمايه گذاري ها با هزينه سرمايه برابر است.r=k) )
3)واحدهای تجاری در حال سقوط و آن زمانی است که امکانات سرمايه گذاري جديد در موسسات پايان يافته و بازده سرمايه گذاري از هزينه سرمايه گذاري آن کمتر است . (r1) موسسات در حال رشد که درآنها r>k است
موسساتي که داراي rk هستند ، موسسات در حال رشد تلقي مي گردند و فرض براين است که موسسات مزبور داراي فرصت هاي سرمايه گذاري سود آور متعددي مي باشند، چنين موسساتي به سرمايه گذاري مجدد عايدات نگهداري شده در موسسه و با نرخ بالاتر از نرخ مورد انتظار سهامداران اقدام مي کنند. حال اگر اين موسسات از سياست نگهداري تمام عايدات براي سرمايه گذاري داخلي پيروي نمايند ارزش سهام را به حداکثر خواهند رسانيد، از این رو مناسب ترين نسبت پرداخت سود براي يک موسسه در حال رشد صفر است. بديهي است همچنان که نسبت پرداخت سود در اين موسسات (يعني موسساتي که داراي rk هستند) کاهش مي يابد، ارزش بازار هر سهم يا P افزايش پيدا مي کند.
2 )موسسات معمولي (r=k)
بيشتر موسسات فرصت هاي سرمايه گذاري نامحدود و يا r بزرگتر از k، (rk) ندارند، در مدل والتر در موسسات معمولي که در آنها r مساوي k است (r=k) خط مشي تقسيم سود تأثیري بر ارزش بازار سهام موسسه ندارد، در موسساتي که در آنها r=k تمام سياست هاي سود مشابه است و نسبت پرداخت سود وقتي که r مساوي k باشد ( r=k) تأثیري بر ارزش بازار سهام موسسه ندارد.
3 )موسسات در حال نزول (r برخي از موسسات هيچ گونه فرصت سرمايه گذاري سودآور براي به کارگيري عايدات ساليانه در اختيار ندارند. در چنين موسساتي نرخ بازده بدست آمده از سرمايه گذاري پایين تر از حداقل هزينه لازم براي تامين مالي است، سهامداران اين گونه موسسات نسبت به تقسيم عايدي بدست آمده، براي به کار گيري آن در زمينه هاي ديگري که بازده آن بالاتر از سود بدست آمده از سرمايه گذاري درداخل موسسه است، تمايل دارند. ارزش بازار سهام موسسات موسوم به نزولي (rانتقاد از مدل والتر
مدل والتر براي نشان دادن تأثیر خط مشي تقسيم سود در يک موسسه با نرخ بازده هاي مختلف کاملاً مفيد است، ليکن ماهيت ساده شده مدل والتر مي تواند ما را به نتايجي رهنمون گردد که اگر چه در چهارچوب مدل مزبور واقعي هستند اما در همه حالات صدق نمي کند مطلب بعد ارزيابي انتقادي از بعضي فرض هاي اختصاصي اين مدل است.
1-عدم تامين مالي از خارج موسسه
مدل والتر ارزش سهام، خط مشي تقسيم سود و خط مشي سرمايه گذاري را با يکديگر در هم مي آميزد، اين مدل چنين فرض مي کند که تامين مالي فرصت هاي سرمايه گذاري موجود از محل عايدات نگهداري شده موسسه انجام شده و از منابع مالي خارج از موسسه (اعم از وام و غيره ) استفاده نمي شود . وقتي که چنين موقعيتي وجود دارد سرمايه گذاري موسسه يا خط مشي تقسيم سود آن و يا هر دو اين عوامل زير حداکثر است، که اين امر در نمودار شماره (2-2) نشان داده شده است. محور افقي مبلغ سود بدست آمده ، سرمايه گذاري انجام شده و منابع مالي جديد را به واحد پول نشان مي دهد، محور عمودي نشان دهنده نرخ بازده سرمایه گذاری و هزينه سرمايه است. چنين فرض ميشود که هزينه سرمايه نسبت به افزايش ميزان سرمايه جديد بي تفاوت است.
بنابراين ميانگين هزينه سرمايه (k) با هزينه نهايي سرمايه (km) برابر است. نرخهاي بازده فرصتهاي سرمايه گذاري موجود براي موسسه صعودی فرض می شوند.

rk

نمودار 3-2 ـ عايدات ، سرمايه گذاري و منابع مالي جديد
(شاملو،1389،ص 38)
اين امر بدان معناست که نخست به سرمايه گذاري هاي با بيشترين سوددهي مبادرت شده و سرمايه گذاري هاي با بازده کمتر در اولويت هاي بعدي قرار مي گيرند، در نمودار شماره (2-2) وقتي که r مساوي با K (r=k) مبلغ سرمايه I* است اعم از آنکه I از طريق فروش سهام، وصول مطالبات و نگهداري عايدات در موسسه و يا از طريق وام بدست آمده باشد، I حداکثر سرمايه گذاري است، اگر عايدات موسسه مبلغ Et باشد بايد مبلغ EtـI* به کل تامين مالي در نظر گرفته شده براي سرمايه گذاري اضافه شود، ليکن در مدل ساده نشده والتر امکانات تأمین مالي خارج از موسسه منظور نگرديده است و لذا مدل والتر براي چنين موقعيتی نشان دهنده اين است که ثروت سهامداران با نگهداري تمام عايدات ساليانه (Et) و سرمايه گذاري مجدد آنها و عدم پرداخت هر گونه سود قابل تقسيم ساليانه حداکثر نميشود. در يک مدل جامع تر که امکان انجام تامين مالي از منابع خارج از موسسه در نظر گرفته شده باشد، موسسه بايد مبالغ جديدي براي سرمايه گذاري به ميزان I* را فراهم نمايد، و صرفاً

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد سود سهام، تقسیم سود، جریان نقدی، قیمت سهام Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد سود سهام، ارزش سهام، ثروت سهامداران، ارزش بازار