منبع پایان نامه ارشد درمورد سلسله مراتب، نخست شهری، سلسله مراتب شهری، نظام شهری

دانلود پایان نامه ارشد

رضایی و ستوده (1392)، در پژوهشی به بررسی، تحلیل سلسله مراتب شهری استان فارس طی سال های 1390- 1345 پرداخته اند. نتایج پژوهش حاکی از این است که سلسله مراتب شهری در استان فارس تحت تأثیر عوامل به جز کشاورزی است. عوامل سیاسی از جمله انتخاب شهرها به عنوان مرکز شهرستان (لامرد و نورآباد) و عوامل اقتصادی در تخصیص منابع به شهرها (به کارگیری قطب رشد) از جمله عوامل اصلی در گسیختگی وتحول در نظام سلسله مراتب شهری استان فارس است. محاسبات و نتایج به دست آمده از شاخص آنتروپی شهرهای استان فارس نشان می دهد که شبکه شهری استان فارس به سوی تمرکز وعدم تعادل در توزیع جمعیت استان تا دهه 65 و از این به بعد روند متعادل تری را از سر گرفته است. نتایج حاصل شده از محاسبات دو شاخص مهتا و الوصایی مربوط به نخست شهری نشان دهنده افزایش تسلط شهر نخست بر نظام شهری استان فارس و شدت یافتن نخست شهری است. محاسبات مربوط به ضریب جینی نیز نشان می دهد که توزیع سلسله مراتب شهری از سال 45 تا سال 65 غیر یکنواخت وسپس از دهه 75 به بعد به سمت تعادل سیر کرده است.
رضایی پور (1391)، در پایان نامه کارشناسی ارشد خود تحت عنوان: بررسی تحولات نظام شهری استان کرمان طی سال های 1335 تا 1385، سلسله مراتب شهری استان کرمان را بررسی نموده است. طبق تحلیل های انجام شده در سطح استان نیز فقدان تعادل سلسله مراتب شهری هنوز یکی از مشخصه های نظام شهری است.
خادم الحسینی و عباسی(1390)، در تحقیقی به بررسی سلسله مراتب شهری با مدل های کمی(نمونه موردی: استان آذربایجان غربی) پرداخته اند. نتایج این تحقیق نشان دهنده از آن است که با بررسی الگوی نخست شهری در این استان، شهر ارومیه به عنوان نخست شهری و مادر شهر منطقه ای، خارج از سلسله مراتب شهری استان آذربایجان غربی در نظام شهری استان نیمه متعادل می باشد. براساس مدل رتبه- اندازه تعدیل شده، شهر ارومیه طی دوره های گذشته به علت زمینه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و تفریحی باعث جذب جمعیت شده است و شهرها را از قانون رتبه- اندازه تا حدودی دور کرده است. با بررسی منحنی لورنز نتیجه می گیریم که منحنی دارای فرورفتگی و تعقر زیادی نسبت به خط نرمال است . با توجه به روند ضریب جینی متوجه می شویم که این روند یکی از موزون ترین سلسله مراتب شهری کشور را برای استان به ارمغان آورده است.
هاشم داداش پور جمشید مولودی (1390)، سلسله مراتب شهری استان اردبیل را در مقاله ای تحت عنوان بررسی و تحلیل ساختار سلسله مراتب شهری در استان اردبیل بررسی کرده اند. طبق تحلیل های انجام شده در سطح این استان، با گذشت یک دوره 30 ساله فقدان تعادل سلسله مراتب شهری هنوز یکی از مشخصه های نظام شهری است. تزریق بیش از حد و بدون برنامه امکانات و خدمات به شهر اردبیل به ویژه پس از تبدیل شدن آن به مرکز استان، موقعیت جغرافیایی این شهر در مرکز استان، دور افتادگی و انزوای شهرهای پر جمعیت مانند پارس آباد و …، برخی از دلایل این عدم تعادل ذکر شده است.
فرهودی و همکاران (1388)، در تحقیق خود با عنوان «چگونگی توزیع فضایی جمعیت در نظام شهری ایران طی سال های 1335 تا 1385»، با دسته بندی و به کارگیری روش های تحلیل توزیع و تمرکز نظام شهری، به نتایج مشابه نتایج پژوهش فوق الذکر دست یافته اند.
لیوارجانی و شیخ اعظمی (1388)، در بررسی خود تحت عنوان «بررسی پدیده نخست شهری در ایران در سال 1385»، ضمن تحلیل و مقایسه شاخص های نخست شهری در استان های کشور و مقایسه میزان نخست شهری استان ها با یک دیگر، چنین نتیجه گیری نموده اند که: الگوی نخست شهری در ایران از الگوی نخست شهری به الگوی نخست شهرها تبدیل شده و در آینده به جای یک شهر برتر و یک نظام شهری متعادل، دارای نخست شهرهای برتر خواهیم بود. به علاوه، پدیده نخست شهری در ایران بیش از این که نتیجه انباشتگی سرمایه و صنعت (کشورهای صنعتی) باشد، نتیجه انباشتگی سیاسی و خصوصیات جغرافیایی (سرزمین) می باشد.
کمال امیدوار و دیگران (1388)، در مقاله تحلیل شبکه شهری و توزیع فضایی جمعیت در کانون های شهری استان هرمزگان به این نتیجه رسیده اند که شبکه شهری هرمزگان در سال های 1385- 1365 دچار عدم تعادل بوده است و تعدیل قطب گرایی در توسعه شهری و تمرکززدایی از شهر مسلط از طریق راهکار تقویت شهرهای متوسط را اقدامی منطقی در حهت متعادل سازی توزیع فضایی جمعیت در کانون های شهری دانسته اند.
«بررسی و تحلیل وضعیت شبکه شهری در استان بوشهر» عنوان پژوهشی است که تقوایی و گودرزی (1388) طی سال های 35 تا 85 مورد بررسی قرار داده اند. نتایج پژوهش ایشان نشان می دهند نیمه متعادل بودن توزیع فضایی تعداد شهرهای استان بوشهر طی سال های 1335 تا 1385 بوده، ولی در سال 1385 به متعادل ترین سطح خود طی این شش دهه می رسد، همچنین سال 1365، بهترین حالت تعادل توزیع فضایی جمعیت شهری استان بوشهر و سال 1335 بدترین حالت آن بوده است.
کبری سرخ کمال (1387)، درجه توسعه یافتگی شهرستان های استان خراسان رضوی را در سال 84 شاخص توسعه در قالب 9 بخش با استفاده از مدل تاکسونومی عددی، تاپسیس، موریس و امتیاز استاندارد، مورد بحث قرار داد. یافته های پژوهشی ایشان نشان می دهد که الگوی حاکم بر ساختار فضایی استان خراسان رضوی، تابع الگوی مرکز- پیرامون است و 64.4 درصد شهرستان های این استان محروم می باشد.
تولایی و خزایی (1385)، در تحقیق خود با عنوان «الگوی توزیع فضایی جمعیت در نظام شهری استان مازندران» چنین نتیجه گیری نموده اند که: نظم فضایی موجود در نحوه پراکنش شهرهای استان در انطباق کامل با نظم ها و تئوری های تجربه شده در سطح جهانی نیست اما به طور شماتیک چهره عمومی سلسله مراتب شهرهای استان مازندران را بازگو می کند.
زبردست (1385)، در پژوهشی تحت عنوان «تحولات نخست شهری در ایران»، با معرفی و به کارگیری روش های تحلیل میزان نخست شهری، به بررسی این سؤال پرداخته است که: آیا به کارگیری سیاست های تمرکززدایی توانسته اند از تمرکز بیش از حد فعالیت و جمعیت در تهران بکاهند؟ نتایج بدست آمده از این بررسی نشان می دهد که نخست شهری کماکان در کشور وجود دارد. علارغم این، توزیع نظام شهری کشور از سال 1335 تا 1355 با روند تمرکز بیش از حد و یا نخست شهری بیشتر همراه بوده و از سال 1355 به بعد و تا 1375 به تدریج از تمرکز آن کاسته شده و به سمت توزیع متناسب تری در حال حرکت بوده است و اعمال سیاست های تمرکززدایی از اواسط دهه 1340 به بعد باعث کاهش میزان نخست شهری تهران شده و در شکل گیری نظام موجود کشور تأثیرگذار بوده است.
زیاری و موسوی(1384)، تحقیقی با عنوان تحلیل سلسله مراتب شهر آذربایجان غربی طی سالهای1375- 1355 انجام داده اند. نویسندگان در این تحقیق به تحلیل سلسله مراتب شهری آذربایجان غربی طی سال های 1375-1355 با استفاده از مدل های حد اختلاف طبقه ای، رتبه- اندازه و منحنی لورنز پرداخته اند. براساس نتایج این مطالعه سلسله مراتب شهری استان آذربایجان غربی نیمه متعادل است و با ارایه مکانیسم ایجاد فرصت برابر برای همه شهرهای استان و ارائه خدمات برتر می توان سلسله مراتب بهینه را در سطح استان پدید آورد.
خلیل حاجی پور و اسفندیار زبردست (1384)، در پژوهشی به بررسی، تحلیل و ارائه الگویی برای نظام شهری استان خوزستان پرداخته است. یافته ها و نتایج پژوهش حاکی از آن است که:
1- قانون رتبه- اندازه زیپف در رابطه با تبیین و طراحی نظام شهری منطقه مورد مطالعه مصداقی ندارد و مدل “تعدیل شده رتبه- اندازه” نتایجی به مراتب مطلوب تر و منطق تر را بدست می دهد.
2 – بخشی از عدم تعادل را در توزیع فضایی جمعیت و کانون های زیستی استان را می توان به فضای ناهمگن طبیعی و بستر جغرافیایی منطقه نسبت داد، هر چند که تأثیر عوامل اقتصادی- اجتماعی و سیاسی در شکل گیری نظام موجود را نمی توان نادیده گرفت.
کرامت الله زیاری و میرنجف موسوی (1384)، در مقاله بررسی سلسله مراتب شهری در استان آذربایجان غربی عنوان کرده است که سلسله مراتب شهری در شبکه شهری این استان نیمه متعادل بوده است و با مکانیسم ایجاد فرصت برابر برای همه شهرهای استان و ارائه خدمات برتر می توان سلسله مراتب فضایی بهینه را در سطح استان پدید آورد.
حکمت نیا (1383)، در پژوهشی تحت عنوان بررسی و تحلیل روند تغییرات سطوح توسعه و نابرابری های ناحیه ای در استان یزد (1375- 1355) به این نتیجه دست یافت که طی این دوره در نواحی استان یزد تفاوت های ناحیه ای وجود داشته است که نواحی به طور یکسان و یکنواخت توسعه نیافته است. اگر چه بعد از انقلاب سرمایه گذاری ها، توزیع یکنواختی داشته است ولی مطابق با نیازهای جمعیتی و توانمندی های ناحیه ای نبوده است. همین امر سبب توسعه نابرابری نواحی شده است.
اسحاق جلالیان (1383)، طی مطالعه ای تحت عنوان بررسی و تحلیل روند تغییرات سطوح توسعه و نابرابری های ناحیه ای در استان فارس (1375-1355) به این نتیجه رسید که نواحی استان فارس در دوره های متفاوت در زمینه های مختلف دارای تفاوت های توسعه بوده اند که بیانگر عدم توسعه هماهنگ و منطبق نواحی با نیازهای جمعیتی آنها است. این نابرابری ها بازتاب و برآیند عوامل طبیعی، اقتصاد سیاسی، نارسایی های نظام برنامه ریزی و قطب رشد (شهر شیراز) می باشد و الگوی توسعه فضایی منطقه استان فارس به صورت مرکز- پیرامون است.
اسماعیل پور (1380) در تحقیقی تحت عنوان “بررسی و تحلیل تأثیر شبکه شهری بر سازمان فضایی شهرهای استان آذربایجان شرقی” به این نتیجه رسید که شبکه شهری استان آذربایجان شرقی تحت تأثیر شرایط طبیعی، تاریخی و سیاسی شکل گرفته است. این عوامل نقش اساسی و قابل توجه در ساختار فضایی نامتوازن و نامتعادل فعلی استان ایفا می نماید.
نوربخش (1380)، موضوع پایان نامه ارشد خود را به موضوع تحلیل جغرافیای بر شبکه شهری استان چهار محال بیختاری اختصاص داده است. نویسنده در این رساله با کمک تکنیک هایی همچون قانون مرتبه- اندازه و منحنی لورنز به بررسی شبکه، شهر استان چهار محال پرداخت و در آخر به این نتیجه رسیده که توزیع فضایی شهرها در سطح نظام شبکه شهری استان چهارمحال متعادل نیست و نقاط شهری استان دارای روابط منظم و سیستماتیکی در مقایسه با الگوهای مورد انتظار نیستند.
نظریان (1374) در مطالعه ای، ضمن بررسی نظام شهری ایران طی سال های 1355، 1345، 1365 به بررسی شاخص نخست شهری در ایران پرداخته است. بنابر اعتقاد وی طی این سال ها، تهران همواره به عنوان شهر برتر مطرح بوده است. در سال 1345 اصفهان به عنوان شهر دوم خود نمایی کرد. در سال 1355 و 1365 مشهد به مرتبه دوم صعود کرد و درعوض اصفهان به رتبه سوم تنزل یافت.
گیتی اعتماد (1370)، در مقاله ای تحت عنوان “تغییرات شبکه شهری ایران در دهه اخیر” به بررسی این موضوع پرداخته است؛ ایشان پدیده عمده و قابل توجهی که در دهه 1375- 1365 در شبکه شهری ایران بوجود آمده است را واگرایی شهرهای بزرگ (و گاه میانی) و به ویژه متروپل تهران دانسته اند و عوامل عمده این تغییرات و نتیجه آن را به این صورت برشمرده اند. (حسامیان و دیگران، 1385: 154- 153):
1) تمرکز فوق العاده شهرهای بزرگ در نتیجه اقتصادی بودن این تمرکز در کشورهایی نظیر ایران؛
2) گرانی مسکن و عدم امکان اقشار پایین و حتی میانی برای اسکان در کلان شهر.
طلا مینایی (1353)، در تحلیل ویژگی های منطقه ای اصفهان با نگرش سیستمی به تجزیه و تحلیل اجزاء مختلف نظام منطقه ای اصفهان پرداخته و با تحلیل کمی و کار میدانی به بیان ویژگی های هر یک از خوشه ها و بهترین شکل نظام سلسله مراتبی و ارائه خدمات در منطقه

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد سلسله مراتب، توسعه روستا، حمل و نقل، مکان مرکزی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد رشد جمعیت، استان فارس، منحنی لورنز، خلیج فارس