منبع پایان نامه ارشد درمورد سلامت روان، سلامت روانی، هوش هیجانی

دانلود پایان نامه ارشد

ر ميزان درك، فهم و به كارگيري اين اطلاعات هيجاني از مهارت هاي متفاوتي برخوردارند و سطح هوش هيجاني يك شخص در سلامت و رشدعقلاني و هيجاني او سهم بسزايي دارد و موفقيت در زندگي را تعيين مي كند( سالوي ، بدال ، ذیتویلر و مایر17 ،۲۰۰۰ ). مدیرکل دفتر سلامت روان وزارت بهداشت جدیدترین تحقیقات انجام شده در حوزه اختلالات روانپزشکی و آمار شیوع این بیماریها را در کشور اعلام کرد.عباسعلی ناصحی در حاشیه سومین همایش سلامت روان و رسانه در گفت‌وگو با فارس، افزود: طبق آخرین تحقیقات انجام شده در سال ۸۹ و ۹۰ حدود ۲۳.۶ درصد افراد ۱۵ تا ۶۴ سال کشور که ۱۲ میلیون نفر می‌شوند دچار اختلالات روانی هستند.با توجه به نقش هوش هیجانی وباورهای منطقی که احتمالاً می تواند بر سلامت روان دبیران دوره اول متوسطه که خیل عظیمی از نوجوانان را تعلیم وتربیت می نمایند تأثیر داشته باشد.

1-4- اهداف تحقیق
هدف کلی این پژوهش تعیین رابطه هوش هیجانی و باورهای غیر منطقی با سلامت روان در دبیران دوره اول متوسطه می باشد.
– اهداف جزئی
– تعیین رابطه بین باورهای غیر منطقی و سلامت روان دبیران دوره اول متوسطه
– رابطه بین هوش هیجانی و سلامت روان دبیران دوره اول متوسطه
-مقایسه هوش هیجانی در دبیران دوره اول متوسطه به تفکیک جنسیت .
-مقایسه باورهای غیر منطقی در دبیران دوره اول متوسطه به تفکیک جنسیت .
-مقایسه سلامت روان در مردان و زنان دبیران دوره اول متوسطه.

1-5- فرضیه های تحقیق
فرضیه اصلی
– بین هوش هیجانی و باورهای غیرمنطقی با سلامت روان دبیران رابطه وجود دارد.
فرضیه فرعی
– بین باورهای غیر منطقی و سلامت روان رابطه وجود دارد.
– بین هوش هیجانی و سلامت روان رابطه وجود دارد.
– بین هوش هیجانی در زنان و مردان تفاوت وجود دارد.
– بین باورهای غیر منطقی در زنان و مردان تفاوت وجود دارد.
– بین سلامت روان در مردان و زنان تفاوت وجود دارد.
1-6- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها
1-6-1- تعریف مفهومی هوش هیجانی
ماير و سالوي (1997، به نقل از فولسدال18 و هاگتوت19، 2009) هوش هيجاني را به عنوان چهار توانايي ذهني شامل: توانايي در ادراک، ابراز، شناخت، کاربرد و ادارهي هيجانهاي خود و ديگران تعريف نمودهاند. بار-آن (2001، به نقل از تيرگري، 1386) هوش هيجاني را به صورت مجموعهاي از تواناييها، کفايتها و مهارتهاي غيرشناختي که توانايي فرد را براي کسب موفقيت در مقابله با مقتضيات و فشارهاي محيطي تحت تأثير قرارمي دهد، تعريف نمود. ماير و همکاران )2000) به نقل از پيکوورز20، 2006) هوش هيجاني را به عنوان توانايي درک و بيان هيجانات، سازگار نمودن هيجانات با فکر و منطق، فهم و استدلال نمودن بر اساس هيجانات و نظم هيجانات در خود و ديگران تعريف نموده.
تعریف عملیاتی هوش هیجانی: در این پژوهش منظور از هوش، نمرهای است، که فرد در پرسش نامه هوش هیجانی بار-اون كسب مي كند.
1-6-2 تعریف مفهومی باورهای غیرمنطقی
باورهاي غيرمنطقي باورهايي هستند كه بر روان فرد سلطه دارند و عامل تعيين كننده نحوه تعبير و تفسير و معني دادن به رويدادها و تنظيم كننده كيفيت و كميت رفتارها و عواطف است. باورهاي غيرمنطقي حقيقت ندارد و با واقعيت منطبق نيست، بايد و حكم براي فرد مي آورد، تعادل فرد را از بين مي برد، از ايجاد نظم جلوگيري ميكند. و مانع مواجهه موفقيت آميز با حوادث تحريك كننده مي گردد (اليس21، 1995).
– تعریف عملیاتی باورهای غیرمنطقی: در این پژوهش منظور از باورهای غیر منطقی ، نمرهای است، که فرد در پرسش نامه باورهای غیر منطقی جونز كسب مي كند.
1-6-3- تعریف مفهومی سلامت روان
سازمان بهداشت جهانی22(2004) سلامت روانی را بعنوان حالتی از بهزیستی که درآن فرد توانمندی خود را شناخته و از آنها به نحو موثر و مولد استفاده کرده و برای اجتماع خویش مفید است تعریف می کند. بطورکلی سلامتروانی عبارتست ازحالت بهزیستی کامل جسمانی ،روانی ،اجتماعی ونه فقط فقدان بیماری یا ناتوانی ..
– تعریف عملیاتی سلامت روان
در این پژوهش منظور از سلامت روان، نمرهای است که فرد از طریق پاسخگویی به سؤالات پرسشنامه 28 ماده ای سلامت روانی (GHQ) را کسب کردهاند.

فصل دوم
بررسی ادبیات، متون و پیشینه تحقیق

2-1- مقدمه

ریشه لغوی واژه انگلیسی «health» در واژه های«haelth»،«haelp» به معنی کل و (heal) «haelen» انگلیسی قدیم و کلمه آلمانی قدیم«heilen»و«heilida» به معنی کل قرار دارد.
گراهام23(1992) این ریشه لغوی را با کلمات انگلیسی «halig» و آلمانی قدیم «heilig» که به معنی مقدس است ارتباط داده است. بنابراین از نظر ریشه شناسی لغوی سالم بودن به معنی کلیت داشتن یا مقدس بودن است بدین ترتیب شامل ویژگی‌های معنوی و فیزیکی است. از نظر سارتریوس سلامتی غیرقابل رویت است. و مستلزم تظاهر کارکرد بخشهای مستقل روانی جسمی و اجتماعی است. مانی این رویکردهای کل نگر در مورد سلامتی را به کل جهان گسترش می دهد و سلامتی بشر را از سلامتی سیاره زمین جدایی ناپذیر می داند. تودور24(1996) سلامتی روان را به شرح زیر تعریف می کند. سلامت روان شامل: توانایی زندگی کردن همراه با شادی، بهره وری و بدون وجود دردسر است. سلامت روان مفهوم انتزاعی و ارزیابی نسبی گری از روابط انسان با خود، جامعه و ارزش هایش است و نمی توان آنرا جدای از سایر پدیده های چند عاملی فهمید که فرد را به موازاتی که در جامعه به عمل می پردازد، می سازند. سلامت روان، شیوه سازگاری آدمی با دنیاست، انسان هایی که موثر، شاد و راضی هستند و حالت یکنواختی خلقی، رفتار ملاحظه گرانه و گرایش شاد را حفظ می کنند. سلامت روان عنوان و برچسبی است که دیدگاه ها و موضوعات مختلف مانند: عدم وجود علایم احساسات مرتبط با بهزیستی اخلاقی و معنوی و مانند آنرا در بر می گیرد. برای ارائه یک تئوری در مورد سلامت روان، موفقیت برون روانی کافی نیست باید سلامت درونی روانی را به حساب آوریم. سلامت روان ظرفیت رشد و نمو شخصی می باشد. و یک موضوع مربوط به پختگی است. سلامت روان یعنی هماهنگی بین ارزشها، علایقها و نگرشها در حوزه عمل افراد و در نتیجه برنامه ریزی واقع بینانه برای زندگی و تحقق هدفمند مفاهیم زندگی است.سلامت روان، سلامت جسم نیست بلکه به دیدگاه و سطح روانشناختی ارتباطات فرد، محیط اشاره دارد. بخش مرکزی سلامت، سلامت روان است زیرا تمامی تعاملات مربوط به سلامتی به وسیله روان انجام می شود. سلامت روان ظرفيت كامل زندگي كردن به شيوهاي است كه ما را قادر به درك ظرفيتهاي طبيعي خود مي كند و به جاي جدا كردن ما از ساير انسانهايي كه دنياي ما را ميسازند ،نوعي وحدت بين ما وديگران بوجود ميآورد. سلامت روان، توانايي عشق ورزيدن و خلق كردن است، نوعي حس هويت بر تجربه خود به عنوان موضوع و عامل قدرت فرد ،كه همراه است با درك واقعيت درون وبيرون ازخود و رشد واقع بيني واستدلال.

2-2- سلامت روان و تعریف آن
پیش از پرداختن به تعریف سلامتی روانی لازم است به یک نکته اشاره نماییم. سه واژهی « بهداشت روانی» و «سلامت روانی» و « بهزیستی روانی25» گرچه دارای معانی متفاوتی هستند، ولی در مواردی بجای یکدیگر به کار می روند(هرشن سن و پاور 26 1988،ترجمه منشی طوسی،1374).
کارشناسان سازمان بهداشت جهانی سلامت فکر و روان را این طور تعریف می کنند: « سلامت فکر عبارت است از قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران، تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی، عادلانه و مناسب»( میلانی فر،1376).
بهداشت روانی یک زمینه تخصصی در محدوده ی روانپزشکی است و هدف آن ایجاد سلامت روان به وسیله پیشگیری از ابتلاء به بیماریهای روانی، کنترل عوامل موثر در بروز بیماریهای روانی، تشخیص زودرس بیماریهای روانی، پیشگیری از عوارض ناشی از برگشت بیماریهای روانی و ایجاد محیط سالم برای برقراری روابط صحیح انسانی است. پس بهداشت روانی علمی است برای بهزیستی، رفاه اجتماعی و سازش منطقی با پیشآمدهای زندگی(میلانی فر،1376).
سلامت روانی را می توان براساس تعریف کلی و وسیع تر تندرستی تعریف کرد. طی قرن گذشته ادراک ما از تندرستی به طور گسترده ای تغییر یافته است. عمر طولانی تر از متوسط، نجات زندگی انسان از ابتلاء به بیماریهای مهلک با کشف آنتی بیوتیکها و پیشرفتهای علمی و تکنیکی در تشخیص و درمان، مفهوم کنونی تندرستی را به دست داده که نه تنها بیانگر نبود بیماری است. بلکه توان دستیابی به سطح بالای تندرستی را نیز معنی می دهد. چنین مفهومی نیازمند تعادل در تمام ابعاد زندگی فرد از نظر جسمانی، عقلانی، اجتماعی، شغلی و معنوی است. این ابعاد در رابطه متقابل با یکدیگرند، به طوری که هر فرد از دیگران و از محیط تاثیر می گیرد و بر آنها تاثیر می گذارد. بنابراین سلامت روانی نه تنها نبود بیماری روانی است، بلکه به سطحی از عملکرد اشاره می کند که فرد با خود وسبک زندگی اش آسوده و بدون مشکل باشد. در واقع، تصور بر این است که فرد باید بر زندگی اش کنترل داشته باشد و فقط در چنین حالتی است که می توان آن قسمت هایی را که در باره ی خود یا زندگی اش مساله ساز است تغییر دهد(هرشن سن و پاور،1988، ترجمه منشی طوسی،1374 ).
یهودا ( 1959، به نقل از منشی طوسی،1374 ) مواردی را برای تعریف سلامت روانی ارائه کرد:
الف) نگرش مثبت به خود ب) میزان رشد، تحول و خودشکوفایی
ج) عملکرد روانی یکپارچه د) خود مختاری یا استقلال شخصی
ه) درک صحیح از واقعیت و) تسلط بر محیط
دیگران نیز موارد دیگری را ارائه دادند ولی از نظر اسمیت27 ( 1961، به نقل از منشی طوسی، 1374 ) همهی این موارد، مفاهیم اصلی یکسان را در برداشتند. بنابراین وی پیشنهاد کرد به جای شمردن اینگونه موارد بهتر است ابعاد بهداشت روانی بر اساس اصول زیر انتخاب شود:
الف) نشان دادن ارزش های مثبت بشری ب) داشتن قابلیت اندازه گیری و تشخیص
ج) داشتن ارتباط با نظریه های شخصیت د) مرتبط بودن با بافت های اجتماعی که برای آن تعریف و مشخص شده اند.
به این ترتیب، متخصصان بعدی کارشان را روی مفاهیمی کلی از قبیل بهنجار بودن یا بهزیستی متمرکز کردند. امروزه مفهوم مقابله28 به منزله ملاک سلامت روانی به نوشته های رشته های تخصصی گوناگون بهداشت روانی راه یافته است(هرشن سن و پاور،1988، ترجمه منشی طوسی، 1374). بعضی از محققان معتقدند سلامت روانی حالتی از بهزیستی و وجود این احساس در فرد است که می تواند با جامعه کنار بیاید. سلامت روانی به معنای احساس رضایت، روان سالمتر و تطابق اجتماعی با موازین مورد قبول هر جامعه است(کاپلان و سادوک، 1999، ترجمه پور افکاری ،1376).
سازمان بهداشت جهانی، سلامت روانی را قابلیت ایجاد ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران، توانایی در تغییر و اصلاح محیط اجتماعی، و حل مناسب و منطقی تضادهای غریزی و تمایلات شخصی، به طوری که فرد بتواند از مجموعه تضادها ترکیبی متعادل به وجود آورد، می داند. طبق تعریفی که این سازمان ارائه می دهد، وظیفه اصلی بهداشت روانی، تامین سلامت روان است تا به مدد آن بتواند قوا و استعدادهای روانی را پرورش دهد. در واقع، بهداشت روانی مبتنی بر سه پایه است:
الف)حفظ و تامین سلامت روان
ب)ریشه کن ساختن عوامل بیماری زا و پیشگیری از ابتلاء به بیماریهای روانی ج)ایجاد زمینهی مساعد برای رشد و شکوفایی شخصیت واستعدادها تا حداکثر ظرفیت نهفته درآنها(سامی کرمانی،1354 ).
به طور کلی شخص دارای سلامت روان می تواند با مشکلات دوران رشد روبرو شود و قادر است در عین کسب فردیت با محیط نیز انطباق یابد. به نظر می رسد تعریف رضایت بخش از سلامت روانی برای فرد مستلزم داشتن احساس مثبت و سازگاری موفقیت آمیز و رفتار شایسته مطلوب است. بنابراین هرگونه ملاکی که به عنوان اساس سلامتی در نظر گرفته می شود باید شامل رفتار بیرونی و احساسات درونی باشد(بنی جمال

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد سلامت روان، سلامت روانی، نیروی انسانی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد سلامت روان، بهداشت روان، بهداشت روانی