منبع پایان نامه ارشد درمورد سلامت روان، فرزندپروری، سبک های فرزندپروری

دانلود پایان نامه ارشد

آنها نسبتاً اضطراب و نا امیدی بیشتری را احساس می کنند. این افراد برای ابتلا به بزهکاری مستعد تر هستند و آینده مناسبی برای خود نمی بینند، بنابراین نسبت به آینده نا امید هستند و یأس و سرخوردگی در آنها نمایان است.
لازم است والدین از تأثیر هر یک از این الگوهای فرزند پروری بر وضعیت روانی و رفتاری فرزندانشان آگاهی‌ داشته باشند تا بتوانید از آسیبهای اجتماعی از جمله اعتیاد فرزند پیش گیری نمایند.بر اين اساس پژوهش حاضر مي‌كوشد تا وضعيت كيفيت فرزندپروري و سلامت رواني افرادمعتاد را با افرادغيرمعتاد مورد مقايسه قرار ‌دهد .
اهمیت و ضرورت انجام پژوهش:
بدون شک تأمین سلامتی و بهداشت اقشار جامعه یکی از مسائل اساسی هر کشوری است که می بایست آن را از ابعاد مختلف جسمی، روانی و اجتماعی مورد توجه قرار داد، لیکن بعد روانی سلامتی در بسیاری ازکشور های جهان به ویژه کشورهای در حال توسعه به دلیل توجه اصلی به سایر اولویت های بهداشتی از جمله بیماری های عفونی واگیردار و مشکلات تغذیه ای در گذشته و نیز بیماری های واگیردار نوپدید و مزمن عصر حاضر کمتر مورد توجه قرار گرفته است و این در حالی است که بر اساس برآوردهای سازمان بهداشت جهانی در دهه های اخیر در نتیجه پیشرفت تکنولوژی و گسترش روزافزون جوامع شهری و پیچیدگی بیشتر ارتباطات،میزان شیوع اختلالات روانی در کشورهای صنعتی ودر حال توسعه رو به افزایش است به طوری که بر اساس آمارهای این سازمان مشکلات سلامت روانی جهان از 5/11 درصد درسال 1991 به 15 درصد درسال 2020 خواهد رسید و این در حالی است که در برنامه ریزی های توسعه اجتماعی و اقتصادی پائین ترین اولویت به موضوع سلامت روانی افراد داده می شود.
بدیهی است وجود انسان های معتاد برای جامعه آسیب رسان خواهد بودچرا که وجود یک فردمعتاد به کار و اقتصاد خانواده لطمه وارد می کند، درآمد سرانه را کاهش می دهد، رفاه و نشاط فردی را از اعضای خانواده سلب کرده و با تخریب و ضایع کردن نیروی انسانی، در اقتصاد و اجتماع تأثیر نامطلوب وعمیق برجای می -گذارد.بنابراین در صورتی که بعد روانی سلامت به اندازه کافی مورد توجه قرار نگیرد، فراوانی مشکلات روانی و رفتاری رو به فزونی خواهد گذاشت تا حدی که عوارض ناشی از بی توجهی به آن در ابعاد فردی، اجتماعی، خانوادگی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی اثرات سوء غیر قابل جبران در پی خواهد داشت.
بنابر آنچه که ذکر شد دلیل عمده ای که ضرورت تحقیق حاضر را نشان می دهد اهمیت پیشگیری اولیه از اعتیاد است چرا که در پیشگیری سطح اول جمعیت سالم در جامعه مورد نظر می باشد و تمام اقداماتی که در این حیطه صورت می گیرد در جهت آماده سازی افراد و فراهم نمودن شرایط مناسب برای زندگی سالم از تمام جنبه های جسمانی ، روانی و اجتماعی می باشد.
اگرچه به لحاظ اهمیت موضوع تا کنون پژوهش های متعددی در ارتباط با اعتیاد و عوامل به وجودآورنده آن از جمله سلامت روان تیپ های شخصیتی و… به منظور پیشگیری از بروز و شیوع اعتیاد و مشکلات رفتاری در بین افراد جامعه و به ویژه جوانان به عنوان نیرو های جوان ومولد جامعه انجام شده است، لیکن در اکثر این مطالعات به سلامت روان فرد معتاد توجه شده،اما در مقابل کمتر به نقش سلامت روان والدین این افراد و سبک های فرزند پروری اجرا شده توسط آنها به منظور پیشگیری از اعتیاد فرزندان پرداخته شده است. بنابراین علیرغم اهمیّت سلامت روان والدین و سبک های فرزندپروری به کارگرفته شده توسط آنها که به نظر می رسد در روی نیاوردن به اعتیاد فرزندان مؤثر باشد، پژوهش های معدودی در این زمینه انجام شده و یافته ها اندک می باشد ودرکل خلاء تحقیقاتی مشهود بود، از این رو ضرورت بررسی نقش سلامت روان و سبک های فرزندپروری والدین در روی آوردن به اعتیاد فرزندان احساس می شد.
چنین مطالعه ای علاوه بر اینکه به عنوان پژوهشی اکتشافی در حوزه روان شناسی خانواده، نوع رابطه بین این متغیرها به ویژه رابطه سبک های فرزندپروری و سلامت روان والدین در مورد افراد معتاد و غیرمعتاددر نمونه های ایرانی مشخص می کند، اقدامی در جهت توجه به کارکردهای خانوادگی ودر صورت وجود رابطه مثبت ومعنادار بین متغیرهای تحقیق، تقویت این کارکردها در پیشگیری از اعتیاد افراد خواهد شد.
یافته های این پژوهش می تواند اطلاعات مفیدی را در اختیار والدین، مربیان، روان شناسان، مشاوران و درمان گران خانواده قرار دهد تا با ارائه سبک های فرزندپرری صحیح و تقویت فرآیند ها و تعاملات مثبت بین اعضاء خانواده، بتوانند توان مندی فرزندان را در رویارویی با عوامل استرس آور ارتقاء داده و در نهایت سلامت روان و روی نیاوردن به اعتیاد آنان را تضمین نمایند.
اهداف پژوهش
هدف اصلی:
بررسی مقایسه سلامت روان و سبک های فرزند پروری والدین افراد معتاد و افراد عادی شهرستان صحنه در سال1393 است.
اهداف اختصاصی :
تعیین تفاوت سلامت روان والدین افراد معتاد و افراد عادی.
تعیین تفاوت سبک های فرزندپروری والدین افراد معتاد وافراد عادی.
فرضيه‏هاي تحقیق:
میزان سلامت روان والدین افراد معتاد و افراد عادی متفاوت است.
سبک های فرزند پروری والدین افراد معتادو افراد عادی با هم تفاوت دارد.
بین سلامت روان و سبک های فرزند پروری والدین افراد معتاد و افراد عادی رابطه وجود دارد.
تعاريف مفهومی و عملیاتی:
– تعريف مفهومي سبک های فرزندپروری:
“سبكهاي فرزند پروري به دو عامل بستگي دارد: پاسخدهی و توقع. پاسخدهي عبارت است از ابراز محبت، ملاحظه نيازهاي كودك و استفاده از استدلال در تربيت بچه ها. توقع نيز، ميزان سفت و سخت بودن قواعد و توقع والدين از فرزندشان است(كاپلان،1990. فيروزبخت، 1384).”
– تعریف عملیاتی سبک های فرزندپروری :
در این پژوهش سبک های فرزندپروری والدین، میزان نمره ای است که فرد از پرسشنامه شیوه های فرزندپروری بامریند، (1972)کسب می نماید.
– تعريف مفهومي سلامت روانی :
از نظرسازمان بهداشت جهانی(2010) سلامت روانی عبارت است از: قابلیت فرد در برقراری ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران، توانایی در تغییر و اصلاح محیط اجتماعی خویش و حل مناسب و منطقی تعارض های هیجانی و تمایلات شخصی خود.
– تعریف عملیاتی سلامت روانی :
در این پژوهش سلامت روان، نمره ای است که آزمودنی ها از پرسشنامه 28 سؤالی سلامت عمومی (28-GHQ) گلدبرگ و هیلیر20(1979) کسب می نمایند.
– تعريف مفهومي فرد معتاد:
DSM-IV-TR2013 در تعریف اعتیادبیان می دارد، فردی که در یک دوره یکساله حداقل 3 علامت از  7 علامت زیر را داشته باشد:
1 – مصرف مداوم مواد بدون آنکه بتواند آن را متوقف کند( توضیح: مصرف مواد مخدر حالت تکانشی و ناخواسته است21
2 – تحمل22
3 – علائم ترک
4- تلف کردن وقت جهت تهیه ، مصرف و ریکاوری
5- ادامه مصرف علیرغم محدودیتها
6- افت دائمی و پایدار شخصیت اجتماعی، شغلی و خانوادگی
7- کاهش دیگر فعالیتهای
8- تداوم مصرف به نحوی که منجر به اختلال در انجام وظایف اصلی فرد شده است
9- تداوم مصرف به شکلی که سبب رفتارهای خطرناک او شده است( مثلا در حین رانندگی)
10- تداوم مصرف علی رغم مشکلات اجتماعی حاصله
11- وسوسه مصرف
– تعریف عملیاتی فرد معتاد :
در این پژوهش معتاد فردی است که مواد مخدر یا محرک استفاده میکند و به آن وابستگی دارد.

فصل دوم
پیشینه پژوهش

تاریخچه اعتیاد
در نخستین ویرایش راهنماي تشخيصي و آماري اختلالات رواني (DSM 1952) اعتياد به الکل و مواد را واكنشهاي ضد اجتماعي كه (بعدا اختلال شخصیت ضد اجتماعی شناخته شد) به عنوان یک طبقه تشخیص مجزا که در کل اختلال شخصیت سایکوپاتی نامیده شد قرار گرفت.بنابراین اعتیاد به الکل و مواد مخدر درنخستین ویرایش DSM در طبقه اختلالهای شخصیت و مسائل جنسی قرار گرفت به دلیل این وجهه تشابه که در هر سه این رفتارها قوانین اجتمایی نقض می شد. تهیه کنندگانDSM-II (APA,1968) نیز به خاطر همین دلیل مشابه این سه اختلال را در یک طبقه قرار دادند.وقتی که یکسری پژوهش های جدید ی به نقش عوامل ژنیتیکی و محیطی در سبب شناسی بسیاری از اختلالات روانشناختی تاکید کردندتهیه کنندگان(APA1980)DSM-III و متن بازنگری شده آنDSM-III-R (1987) از بنیانهای روان درمانی پیشینیان خود در سالهای 1952 و1968 فاصله گرفتند و به سمت اطلاعات سبب شناسی وتشخیص تجربی حرکت کردند. راهنمای تشخیصی 1980 و1987 برخلاف گذشتگان خود تاثیر رفتارهای اعتیاد به الکل و مواد مخدر را از اثرات سیستم عصبی مرکزی جدا کردند.آنها همچنین نشانه ها و علائم اعتیاد به الکل و مواد مخدر را به صورت واضح از بقیه جدا کردند. هر چند در حالی که تشخیص در DSM-III نیازمند حضورنشانه های تحمل و ترک بود DSM-III-R بر روی نشانه های تحمل و ترک برای تشخیص تاکید نکرد و تاکید آن بر روی مجموعه ای از رفتار ها بود که ناشی ازدست دادن کنترل خود هنگام نوشیدن می باشدکه ادوارد و گراس23 ( 1976 ) آن را سندرم اعتیاد به مواد نامیدند. سندرم وابستگی به الکل ادوارد وگراس شدیدا تشخیص وابستگی را در DSM-III-R  و به میزان کمتری در DSM-IV  تحت تاثیر قرار داد بنابرین در DSM-IV  علاوه بر عدم کنترل بر استفاده نشانه تحمل وترک نیز برای تشخیص ضروری می باشد درنهایت در DSM-IV-TR نیز علاوه بر این علائم، وابستگی روانی نیز در نظر گرفته می شد.(برگلند24،2003)
تعریف اعتیاد : اولين تعريف از اعتياد توسط سازمان بهداشت جهاني يا WHOدر سال 1950 ارائه شد بر اساس اين تعريف يك داروي اعتيادآور بايد سه ويژگي داشته باشد .
1- وابستگي رواني ايجاد كند.
2- تحمل ايجاد كند (براي رسيدن به اثر اوليه بايد مرتبا مقدار مصرف را افزايش داد).
3- وابستگي فيزيكي ايجاد كند ( فرد زماني ميتواند به شكل طبيعي فعال باشد كه مواد در بدون وجود داشته باشد و در غير اينصورت علائم فيزيكي ترك مشاهده ميشود).
تعریف اعتیاد از نظر  DSM-IV-TR
فردی که در یک دوره یکساله حداقل 3 علامت از  7 علامت  زیر را داشته باشد:
1 – مصرف مداوم مواد بدون آنکه بتواند آن را متوقف کند( توضیح: مصرف مواد مخدر حالت تکانشی و ناخواسته25 است).
2 – تحمل 
3 – علائم ترک
4- تلف کردن وقت جهت تهیه، مصرف و ریکاوری
5- ادامه مصرف علیرغم محدودیتها
6- افت دائمی و پایدار شخصیت اجتماعی، شغلی و خانوادگی
7- کاهش دیگر فعالیتهای
تعریف سوء مصرف از نظر DSM-IV-TR
کسی که یک یا بیش از یکی از معیارهای زیر را داشته باشد را سوء مصرف کننده26می نامند:
-مصرف مواد در حد خطرناک
-اختلال در روابط اجتماعی و فردی با دیگران
– غفلت از انجام وظایف اصلی
– وقوع مشکلات قانونی
تعریف اعتیاد و سوء مصرف از نظر DSM-5
در طبقه بندی DSM-5هیچ نشانی از دو واژه اعتیاد و سوء مصرف وجود ندارد و این دو در هم ادغام شده اند و به جای آن واژهاختلالات سوء مصرف مواد27آمده است. در این طبقه بندیکه در سال 2013 منتشر شد جمعا یازده معیار وجود دارد که هفت معیارآن در بالا ذکرشد و 4 معیار دیگر آن عبارتند از:
1- تداوم مصرف به نحوی که منجر به اختلال در انجام وظایف اصلی فرد شده است
2- تداوم مصرف به شکلی که سبب رفتارهای خطرناک او شده است( مثلا در حین رانندگی)
3- تداوم مصرف علی رغم مشکلات اجتماعی حاصله
4- وسوسه مصرف
کسیکه دو یا بیش از دو فقره از این معیارها را داشته باشد مبتلا به سوء مصرف مواد شناخته می شود. سپس مصرف ماده بر اساس راهنمای زیر به سه دسته ضعیف، متوسط و شدید طبقه بندی شده است تعاریف و سوتفاهم های زیادی در باره اعتیاد هم در متخصصین و مردم عامه وجود دارد، امروزه اعتیاد بیشتر به شکل یک بیماری مطرح میگردد و متخصصین در برخورد با این مشکل بیشتر سعی میکنند از اصطلاحات علمی تری استفاده کنند. مثلا ناتوانی در قطع مصرف مواد که در آن فرد مصرف کننده حتی زمانی که تمایل به قطع مصرف مواد دارد توانایی انجام اینکار را ندارد. خیلی اوقات اصطلاحاتی مثل وابستگی شیمایی، سو استفاده از مواد، وابستگ

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد سلامت روان، بهداشت روان، سلامت روانی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد مصرف مواد، اختلال شخصیت، سوءمصرف مواد