منبع پایان نامه ارشد درمورد سرمایه فرهنگی، سرمایه اقتصادی، سرمایه اجتماعی، موجودی سرمایه

دانلود پایان نامه ارشد

فرهنگی، شامل دانش، زبان، سلیقه یا ذوق و سبک زندگی است. انتقال این سرمایه اقتصادی از نسلی به نسل دیگر و از طریق ارث و میراث صورت می گیرد در حالی که انتقال سرمایه فرهنگی امری پیچیده تر است. مفهوم کلیدی این فرایند مفهومی است که بوردیو عادت واره قالب مانندی از حساسیت ها، ارج شناسی ها و کنش ها می نامد منظور از عادت واره شامل تمایز میان سلیقه خوب و بد، فرهنگ والا و روشنفکرانه و فرهنگ پست و عوامانه و ارز این قبیل است. در این فرایند، کودکان طبقه حاکم فرا می گیرند که به فرهنگ طبقه خویش ارج نهند و فرهنگ عامه پسند طبقه پایین را به مثابه امری پست و فورمایه بنگرند(روحانی،16:1388).
در نظریه مارکس سرمایه می تواند ارزش افزوده بیشتری تولید کند و سرمایه بیشتری را انباشته سازد یا به دیگران و از جمله فرزندانش از طریق حقوق مالکیت یا ارث انتقال دهد. اما در مقابل، در نظریه سرمایه فرهنگی که بوردیو ارائه می دهد، مالکیت سرمایه فرهنگی به فرد اجازه می دهد در حوزه ی تولید فرهنگی اعمال کنترل کند. با وجود این، مالکیت سرمایه فرهنگی نمی تواند آن را به دیگران انتقال دهد و باید فرایند تولید آنرا مورد استفاده قرار دهد(نوربخش،112:1389).
چنین می توان برداشت نمود که سرمایه فرهنگی به مثابه نوع خاص سرمایه در زمره ارزش ها و هنجارهای والای جامعه است و طوری نیست که شخص به یک باره آنرا کسب کند و یا انتقال دهد و یا اینکه قابل خرید و فروش باشد. بوردیو سرمایه فرهنگی را به مثابه دانش و شناختی می داند که افراد را قادر به تفسیر کد های فرهنگی گوناگون می کند. سرمایه فرهنگی ناظر بر این ادعاست که شخص بر اساس منش برتر فرهنگی جامعه، جامعه پذیر می شود. بوردیو ضمن بحث از سرمایه فرهنگی که منجر به بازتولید فرهنگ طبقه مسلط می شود، اشاره به این امر دارد که چون طبقات مسلط دارای امکانات بیشتری هستند و دسترسی بیشتری به انواع مثلا موسیقی ها ، ورزش ها، غذاها و … دارند، می توانند ذائقه های خود را مستقر سازند. به عبارت دیگر بوردیو هرآنچه را جز علایق خاص طبقه مسلط است، به عنوان معیار سنجش سرمایه فرهنگی در نظر می گیرد. (روحانی،17:1388).
ریترز در توضیح نظریه سرمایه فرهنگی بوردیو می نویسد: «این سرمایه بیشتر خاستگاه طبقه اجتماعی مردم و تجارب آموزشی شان سرچشمه می گیرد. در این بازار، انسان ها سرمایه شان را جمع می کنند و آنرا یا برای بهبود جایگاه شان هزینه می کنند و یا جایگاهشان را از دست می دهند و باعث می شود که جایگاهشان در چارچوب اقتصاد فرهنگی وخیم تر شود»(ریتزر،728:1380).
به طور کلی می توان گفت:
1- سرمایه اقتصادی در مقایسه با سرمایه فرهنگی و اجتماعی با سرعت بیشتری به سرمایه های دیگر تبدیل می شود.
2- سرعت فرسایش و اضمحلال سرمایه اجتماعی به مراتب بیشتر از سرمایه اقتصادی و فرهنگی است.
3- سرمایه فرهنگی پابرجاترین و ثابت ترین سرمایه است.
برخی دیگر چون گولد33معتقدند که سرمایه فرنگی جزیی از سرمایه اجتماعی است که با آنچه مد نظر بوردیو است، همخوانی ندارد. با این حال، پانتام نگاه دقیق تری دارد و سرمایه اجتماعی و فرهنگی را به لحاظ تعلق در مقابل هم می بیند. سرمایه فرهنگی متغلق به فرد و سرمایه اجتماعی نزد اعضای یک گروه است. سرمایه اجتماعی را می توان مجموعه ای از ارزش ها یا هنجارهای غیر رسمی مشترک میان گروهی از افراد دانست که با همدیگر همکاری می کنند.(هانتینگتون و هریسون،205:1383)
هایس نیز اصطلاح سرمایه فرهنگی را بازنمای جمع نیروهای غیر اقتصادی مانند زمینه خانوادگی، طبقه اجتماعی، سرمایه گذاری های گوناگون و تعهدات نسبت به تعلیم و تربیت، منابع مختلف و مانند آنها می داند که روی هم رفته به موفقیت آکادمیک تأثیر می گذارد. سرمایه فرهنگی به عنوان صلاحیت در فرهنگ پایگاه ها، گرایش ها و ایده ها تعریف می شود که اغلب یک مکانیسم مهم در بازتولید سلسله مراتب اجتماعی در نظر گرفته می شود. تمرکز اصلی تئوری سرمایه فرهنگی این است که فرهنگ از طریق سیستم آموزشی که بازتاب فرهنگ طبقه حاکم است، انتقال می یابد و تشویق می شود و در نهایت موجب بازتولید همان فرهنگ خواهد شد(تراسبی،1382: 68- 74).

2-4-4- صورت ها و ابعاد سرمایه فرهنگی
سرمایه فرهنگی مانند منش، عادتی مفهومی است که ابعاد متعددی دارد، از جمله: دانش عینی درباره هنرها و فرهنگ، سلیقه ها و ترجیحات فرهنگی، ویژگی های صوری(مثلا داشتن مدارج دانشگاهی و گذراندن آزمون موسیقی)، توانایی تمیز و تشخیص«خوب» و «بد»(اسمیت،224:1381). بنابراین سرمایه فرهنگی از یک سو می تواند به معلومات کسب شده مانند با فرهنگ بودن یا فعالیت در حوزه خاصی از دانش و هم از سوی دیگر، می تواند در حالتی عینیت یافته تبلور یابد، مانند اموال فرهنگی از قبیل اجناس و تابلوهای هنری؛ همچنین می تواند در اشکل نهادینه شده مانند مدارک تحصیلی و موقعیت های شغلی نیز اطلاق شود.
2-4-4-1- سرمایه فرهنگی ملموس
سرمایه فرهنگی ممکن است مملموس باشد، یعنی به شکل بناها، محل ها، مکان ها، مناطق, آثار هنری مثل نقاشی ها و مجسمه ها، مصنوعات و نظایر آنها باشد؛ با ابن حال سرمایه فرهنگی محدود به میراث فرهنگی مملموس نیست. چنین سرمایه ای واجد همان ویژگی های ظاهری سرمایه مادی یا انسانی است؛ یعنی همچون سرمایه مادی ممکن است برای دوره ای از زمان قابل استفاده باشد، اگر دوام نیابد، می تواند از بین برود، به مرور زمان موجب جریانی از خدمات شود، می تواند از طریق سرمایه گذاری منابع جاری در تولید آن افزایش(روحانی، 1388: 22). معمولا این نوع سرمایه می تواند خرید و فروش شود و دارای ارزش مالی قابل اندازه گیری است. همچنین ارزش فرهنگی آن را می توان با استفاده از انواع نماگرها یا ضابطه های ارزش فرهنگی تعیین کرد(صالحی وسپهرنیا،25:1390).
2-4-4-2- سرمایه فرهنگی ناملموس
در عین حال باید اشاره کرد که سرمایه فرهنگی ممکن است نا ملموس باشد، یعنی به صورت سرمایه معنوی به شکل ایده ها، اعمال، عقاید و ارزش هایی باشد که در یک گروه مشترک است. این صورت از سرمایه فرهنگی به شکل آثار هنری از قبیل موسیقی و ادبیات نیز وجود دارد که در زمره کالاهای عمومی است. در این معنا وجود سرمایه می تواند بر اثر بی توجهی از بین برود یا از طریق سرمایه گذاری جدید افزایش یابد. این موجودی هم به مرور زمان موجب پیدایش جریانی از خدمات می شود. همچنین حفظ سرمایه موجود و هم آفرینش سرمایه جدید از این نوع، نیازمند منابع است(روحانی،22:1388).
به طور کلی می توان سرمایه فرهنگی ملموس و معنوی را به عنوان موجودی سرمایه ای در نظر گرفت که هم بر حسب شرایط اقتصادی و هم بر حسب شرایط فرهنگی به نوبه خود به عنوان یک دارایی، ارزش گذاری می شوند. این موجودی، موجب پیدایش جریانی از خدمات سرمایه ای می شود که ممکن است مستقیما مورد مصرف نهایی قرار گیرد یا ممکن است مستقیما مورد مصرف نهایی قرار گیرد یا ممکن است با دیگر نهادهاترکیب شود تا کالاها و خدمات بیشتری را تولید نماید که هم ارزش اقتصادی دارد و هم ارزش فرهنگی. ممکن است این کالاهاو خدمات، بیشتر خودشان مورد مصرف نهایی قرار گیرند یا به نوبه خود با نهادهای بیشتری ترکیب شوند، و به همین ترتیب در هر مرحله از این توالی تولید، ممکن است کالاها و خدمات فرهنگی تولید شده به موجودی سرمایه، افزوده شوند و سطح یا ارزش آنرا در ابتدای دوره بعد بالا ببرند. به همین منوال، موجودی سرمایه ممکن است به مرور زمان از بین برود و حفظ کردن آن نیاز به صرف منابع داشته باشد. تأثیر خالص همه این جمع و تفریق ها از موجودی سرمایه در یک دوره زمانی مفروض، نشان دهنده سرمایه گذاری/سرمایه برداری در سرمایه فرهنگی طی آن دوره است که هم بر ححسب شرایط اقتصادی و هم بر حسب شرایط فرهنگی قابل اندازه گیری است و ارزش اولیه موجودی در ابتدای دوره بعدی را معین می کند(ایزدی،1386).
بوردیو نیز(1990) از سه گونه سرمایه فرهنگی سخن می گوید:
1- سرمایه فرهنگی تجسم یافته: که مشتمل بر هر دو گونه مکتسبات آگاهانه و میراث بری های منفعلانه یک شخص می باشد.به عبارتی بیانگر چیزهایی است که افراد می دانند و می توانند انجام دهند. نکته ای که بوردیو بر آن تاکید دارد، آن است که سرمایه فرهنگی به صورت خودانگیخته منتقل نمی گردد بلکه در طول زمان خود را در یک شخص یا گروه مجسم می سازد یا بتدریج بخشی از وجود فرد شده و در او تثبیت شده اند.
2- سرمایه فرهنگی عینیت یافته: منظور سرمایه فرهنگی است که به صورت اعیان فیزیکی به تملک درآمده است مانند آثار هنری.
3- سرمایه فرهنگی نهادینه شده: گونه ای سرمایه فرهنگی است که اغلب به صورت اعتبارها یا کیفیات علمی یک فرد شناخته می شود. مانند صلاحیت های تحصیلی که در قالب مدارک و مدارج تحصیلی عینیت پیدا می کنند و به دارنده ی آن هم از نظر قانونی و هم از نظر عرفی ارزش اجتماعی تعریف شده می دهد.(بوردیو،74:1391)
2-4-4-3- سرمایه فرهنگی تجسم یافته
اکثر خواص سرمایه فرهنگی را می توان از این نکته استنتاج کرد: این سرمایه در حالت بنیادین خود با کالبد بوده و مستلزم تجسد است. انباشت سرمایه فرهنگی در حالت متجسد، یعنی به شکل آنچه فرهنگ و پرورش و تربیت نامیده می شود، پیشاپیش پی ایند تجسد بخشیدن و به صورت جزیی از کالبد درآمیدن، به کالبد پیوستن و جزیی از آن شدن است. این سرمایه متجسد را که به جز جدا نشدنی وجود شخص و محدوده اعمال عادت گونه او تبدیل شده را نمی توان فورا (بر خلاف پول، حقوق مالکیت، یا حتی القاب اشرافی) با هدیده یا خرید و مبادله، انتقال داد(تاج بخش، 1384: 140-137).
سرمایه فرهنگی را، بسته به دوره زمانی، جامعه و طبقه اجتماعی، می توان به اندازه های مختلف به دست آورد. این سرمایه را نمی توان فراتر از ظرفیت های متناسب با یک فرد انباشت کرد، بلکه بر عکس، همراه خود فرد رو به افول می نهد و می میرد(صالحی،سپهرنیا،26:1390).
از آنجا که سرمایه مذکور بدین ترتیب از راه های متعدد با شخص به لحاظ قرابت زیست شناختی پیوند دارد، در معرض انتقالی وراثتی است که همواره پنهان است. سرمایه فرهنگی بدین گونه موفق می شود شان خصایل ذاتی را با فضیلت های اکتسابی در هم آمیزد و باز از آنجا که شرایط اجتماعی انتقالش در مقایسه با شرایط سرمایه اقتصادی مستترتر است، پس پیشاپیش آماده است تا همچون سرمایه نمادین عمل کند، یعنی به عنوان سرمایه محسوب نشود، بلکه به عنوان صلاحیتی مشروع و در مقام نوعی اقتدار که تأثیری به صورت عدم شناخت اعمال می کند، شناخته شود(تاج بخش، 1384: 141).
سرمایه فرهنگی بوردیو در بخش فردی شامل نگرش، آگاهی، مهارت و دانش است. در راستای ارزیابی این حوزه شاخص هایی از قبیل میزان اثرگذاری تحصیلات والدین بر تحصیلات و انتخاب شغل های مدیریتی توسط فرزندان، میزان ارتباط طبقه اجتماعی و اقتصادی خانواده بر پیشرفت یا عدم پیشرفت تحصیلی فرزندان، بررسی نوع سلائق و ارتباط آنها با نوع طبقات اجتماعی، نوع و میزان مصارف محصولات فرهنگی آنها و ارتباط بیم قدرت تصمیم گیری والدین بر روی توسعه سلامتی و کارهای متنوع دیگری از این دست انجام پذیرفته است که گوتهی ارتباط ارتقا سرمایه فرهنگی افراد با این مولفه ها بوده است(صالحی،سپهرنیا،27:1390).
2-4-4-4- سرمایه فرهنگی عینیت یافته
در خصوص سرمایه فرهنگی عینیت یافته باید گفت که این نوع از سرمایه فرهنگی چند خصوصیت دارد: سرمایه فرهنگی که به شکل اشیا مادی و رسانه هایی چون نوشته ها، نقاشی ها، بناهای تاریخ، ابزارها و غیره عینیت پیدا می کند، در حالت مادیت قابل انتقال است. برای مثال، مجموعه ای از تابلوهای نقاشی را می توان درست مانند سرمایه اقتصادی منتقل کرد، در واقع کالاهای فرهنگی را می توان هم به طور مادی به تملک درآورد(که مستلزم سرمایه اقتصادی است) و هم به طور نمادین(که مستلزم سرمایه فرهنگی است). این بدان معناست که مالک ابزار تولید باید راهی بیابد که یا سرمایه مضمون را که پیش شرط یک مالکیت مشخص است، یا خدمات صاحبان این سرمایه را، از آن خود کند.(روحانی،25:1388)
محل شکل گیری و خاستگاه این بخش از سرمایه در اجتماع و در بین

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد سرمایه اجتماعی، روابط اجتماعی، منابع اجتماعی، جامعه شناسی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد سرمایه فرهنگی، آموزش و پرورش، نابرابری ها، سرمایه اقتصادی