منبع پایان نامه ارشد درمورد سرمایه فرهنگی، سرمایه اجتماعی، جامعه شناسی، نابرابری ها

دانلود پایان نامه ارشد

کنش ها برای نهادینه کردن، نظیر مبادلات مادی و نمادی تضمین شود(همان:8). از نظر بوردیو مقدار سرمایه اجتماعی در تملک هر عامل اجتماعی به دو امر وابسته است:
1) اندازه شبکه ارتباطی که عامل اجتماعی به خوبی بتواند آنها را بسیج نماید.
2) مقدار سرمایه(اقتصادی، فرهنگی، نمادی) هر یک از کسانی که عامل اجتماعی با آن ها در ارتباط است.
به اعتقاد بوردیو سرمایه اجتماعی به عنوان شبکه ای از روابط یک ودیعه طبیعی یا حتی یک ودیعه اجتماعی نیست بلکه چیزی است که در طول زمان و با تلاش بی وقفه به دست می آید. به عبارت دیگر، شبکه روابط محصول راهبردهای سرمایه گذاری فردی و جمعی، آگاهانه یا ناخودآگاه است که هدفش ایجاد یا بازتولید روابط اجتماعی است که مستقیما در کوتاه یا بلند مدت قابل استفاده هستند. بوردیو توجه خود را بر فوایدی که از برکت مشارکت در گروه ها نصیب افراد می شود، به تعبیر خود «معاشرت پذیری عمدی با هدف دسترسی به منابع اجتماعی»، متمرکز می سازد، ولی معتقد است برخورداری افراد از منافع گروهی به واسطه موقعیت آنها در گروه یکسان نیست: «هر گروه شکل های کم و بیش نهادینه نمایندگی خود را دارا است که قادر می سازد تمامی سرمایه اجتماعی اش را که شالوده هستی گروه است در دستان یک عامل واحد، یا گروه کوچکی از عاملان متمرکز کند. گروه با کمک این سرمایه جمعی قدرتی را اعمال می کند که با سهم شخص عامل نامتناسب است». او در جایی دیگر می نویسد:«افراد مختلف از طریق نمایندگی گروه ها و بسته به میزان سرمایه آن سودهای بسیار نابرابر از سرمایه تقریبا برابر اقتصادی، فرهنگی به دست می آورند؛ چراکه سازوکار های تفویض اختیار و نمایندگی –که به منزله شرط تمرکز سرمایه اجتماعی معنا می یابد- بذرهای حیف و میل و سواستفاده از سرمایه را که گروه گرد می آورد، نیز در خود دارد». بنابراین نابرابری و رقابت بر سر منابع نه تنها میان طبقات و گروه های ممتاز در جامعه، بلکه در درون گروه ها و ر میان افراد نیز جریان دارد و لذا سرمایه اجتماعی از نظر بوردیو ابزاری است که وضعیت گروه و در نتیجه فرد را بازتولید می نماید(همان:9-10).
بوردیو همچنین بر تبدیل انواع مختلف سرمایه تاکید داشت و سرمایه اقتصادی را ریشه انواع دیگر سرمایه می دانست، می توان گفت سرمایه اجتماعی در نظر بوردیو لباس مبدلی برای سرمایه اقتصادی است. بنابراین به کمک سرمایه اجتماعی، کنشگران قادر هستند مستقیما به منابع اقتصادی (مانند بازارهای حمایت شده) دست یابند. به علاوه آنها می تواندد سرمایه فرهنگی خود را از طریق تماس با متخصصان و فرهیختگان (سرمایه فرهنگی متجسم) بیافزایند یا به جای آن به نهادهایی که مدارک معتبر رایه می دهند(سرمایه فرهنگی نهادینه) بپیوندند.
2-4-3-3- سرمایه نمادین
سرمایه نمادین، یعنی مجموعه ابزارهای نمادین، حیثیت، احترام و قابلیت های فردی در رفتارها که فرد در اختیار دارد. سرمایه نمادین جزیی از سرمایه فرهنگی است و به معنای توانایی مشروعیت دادن، تعریف کردن و ارزش گذاردن است.(فکوهی،300:1381)
2-4-3-4- سرمایه فرهنگی
مفهم سرمایه فرهنگی در چهار دهه گذشته نقش برجسته ای در شکل گیری پژوهش های تجربی رشته های علمی گوناگون مثل جامعه شناسی، تاریخ، مطالعات فرهنگی و پژوهش های فمینیستی داشته است. این مطالعات به بررسی نقش فرهنگ و منابع فرهنگی در عرصه نابرابری های اجتماعی پرداخته اند. جامعه شناسی خاصه جامعه شناسی آموزش و جامعه شناسی هنر، بیش از سایر رشته ها و حوزه ها پذیرای این مفهوم در قلمرو پژوهش های تجربی بوده است. نقش سرمایه فرهنگی در نابرابری های تحصیلی و نوع سلایق فرهنگی افراد در طبقات مختلف و تأثیر برخورداری از این سرمایه در بهرمندی بیشتر از فرایند تحصیل و بهرمندی از اقلام فرهنگی، از جمله موضوعاتی بوده است که بسیاری از پژوهش های تجربی در سراسر جهان به آن پرداخته اند.
2-4-3-4-1- سرمایه فرهنگی چیست؟
از مفهوم سرمایه فرهنگی تعریف واحدی ارائه نشده است. دارایی های فرهنگی، آموزش و دانش، سلیقه و ترجیحات و اطلاعات خاص افراد از سیستم های نهادی مثل آموزشی، تحصیلات رسمی، تعاملات فرهنگی فضای خانواده و غیره برخی از تعریف هایی است که برای این مفهوم بیان شده است. در چند دهه گذشته پژوهشگران تفاسیر و تعابیر گوناگونی از از مفهوم سرمایه فرهنگی و مکانیسم تأثیرگذاری آن در عرصه نابرابری های اجتماعی ارائه نموده اند. گروهی در قالب مدل بازتولید فرهنگی بر ارتباط بین پیشینه اجتماعی و سرمایه فرهنگی و موقعیت اکتسابی افراد تاکید دارند، در مقابل این رویکرد، گروهی دیگر در قالب مدل تحرک فرهنگی معتقدند که سرمایه فرهنگی نقش مهمی در شکل دادن به نابرابری های اجتماعی بازی می کند اما این نابرابری ها بیشتر از آنکه ناشی از ارتقا موقعیت های ممتاز انتسابی باشد ناشی از توسعه فرصت های بیشتر برای طبقات پایین است. این مدل قائل به تعامل تأثیرگذار بین منابع فرهنگی والدین و پیشینه اجتماعی آنها وسرمایه فرهنگی فرزندان نیست و اثرات پیشینه اجتماعی و سرمایه فرهنگی را مستقل در نظر می گیرد. به خصوص سرمایه فرهنگی والدین را برای فرزندان لایه های بالا چندان مفید نمی داند (جانعلیزاده؛خوش فر؛سپهر،1389: 221-219).
در نتیجه برای رسیدن به نتیجه مشخص و دست یابی به تعریفی روشن و جامع، سعی بر آن شده است، به اختصار، دیدگاه های نظریه پردازانی که در این حوزه تلاش نموده اند را مورد مرور و بررسی قرار دهیم. بدین ترتیب ابتدا به بررسی نظریه سرمایه فرهنگی بوردیو و نظریه بازتولید می پردازیم و سپس نظریه تحرک فرهنگی پل دیماجیو را مطرح می کنیم؛
2-4-3-4-2- نظریه سرمایه فرهنگی پی یر بوردیو
پی یر بوردیو در سال 1977 اولین بار مفهوم سرمایه فرهنگی را برای تحلیل اینکه چگونه فرهنگ و تحصیلات تعامل دارند و در بازتولید اجتماعی سهیم هستند، بکار برده است. از نظر او سرمایه فرهنگی نیز مانند سرمایه اقتصادی به صورت نابرابر در فضای اجتماعی توزیع شده است ولی این توزیع نابرابر سرمایه فرهنگی، انعکاس نابرابری اقتصادی نیست، بلکه انعکاس استراتژی تشخیص و تمایز یا مبارزه طبقاتی در یک فرهنگ است. علاوه بر این به خاطر اختلاف در مصرف، تولیدات فرهنگی با دیگر ابعاد ساختار اجتماعی مرتبط می گردد و مطالعه سرمایه فرهنگی در ارتباط با هر نوع مطالعه نابرابری اجتماعی قرار می گیرد. (توسلی،1383)
به طور کلی بوردیو متفکری است که موضوع نابرابری از موارد مورد اهتمام او است. او با استناد به تمایزی که وبر بین طبقه و گروه های منزلتی قائل است، از طرفی به سیطره ی جبرگرایی اقتصادی سنت مارکسیستی بر ادبیات جامعه شناسی پایان می دهد، و از طرف دیگر با طرح کلید واژه سرمایه فرهنگی، رویکرد نوینی در جامعه شناسی ایجاد می کند.(نوربخش،109:1389)
در واقع بعد از ماکس وبر نظریه پردازان اجتماعی نقش منابع فرهنگی را همچون منابع اقتصادی در شکل دادن به ساختارهای قدرت مورد توجه قرار دادند. اما با کار پی یر بوردیو بود که محققان به صورت مشخص از رویکرد فرهنگی مبتنی بر ارزش های ذهنی زیبایی شناختی فاصله گرفتند و به سمت توضیح قدرت نمادین آن در شکل دادن به نابرابری های اجتماعی حرکت نمودند(جانعلیزاده؛خوش فر؛سپهر،1389: 218).
تحقیقات بوردیو بر این مساله تاکید دارند که چگونه طبقات اجتماعی به خصوص طبقات حاکم و روشنفکر، امتیازات اجتماعی خود را از طریق پیشرفت های آموزشی در نسل های مختلف حفظ می کنند. بوردیو به شیوه ای غیر جزمی از جامعه شناسی انتقادی مارکس و وبر سود می برد؛ از این رو نظریه اش مانند نظریه فوکو جذب پهنه تفکر چپ میانه ای می شود که دیدگاه متعصبانه تر آموزه مارکسیستی جامعه طبقاتی را رد می کند.(صالحی،سپهرنیا،13:1390)
فرهنگ از نظر بوردیو مانند نوعی اقتصاد یا بازار است و تمام افراد بشر کنشگرند،چه آنهایی که آگاهانه عملی را انجام می دهند و چه آنهایی که ناخودآگاه پذیرای سلطه اند، به عبارت دیگر، افراد فعال و منفعل یک کنشگرند. منظور از کنش عملی است که در یک میدان رخ می دهد و هر میدان عرصه ای است که در آن،نیروی بالقوه با یکدیگر وارد تبادل می شوند. پس برای درک معنی عمل باید معنی میدان را درک کرد که خود حاصل تبادل نیروها است.(فکوهی،1:1381) بوردیو فرهنگ را سرمایه ای می داند که امکان دسترسی انحصاری به پاداش های کمیاب را فراهم می نماید و این قابلیت را دارد که در بین نسل ها انتقال یابد.
از نظر او، در نتیجه فرایند تقسیم کار و تفکیک گذاری امور، جهان باز و کلان اجتماعی به میدان های کوچک و بسته بسیاری، از جمله میدان هنری، میدان سیاسی، میدان دانشگاه، میدان دینی و … تقسیم شده است. این جهان های کوچک یا میدان ها، جزیی از جهان اجتماعی هستند که به شکل خودمختار عمل می کنند و هر کدام منافع، مباحث، قوانین و اهداف خاص خود را دارند. هر فرد در آن واحد عضو چندین میدان است و در هر میدانی جایگاهی متفاوت دارد. شرط ورود به هر میدان، آشنایی و تسلط با قوانین داخلی آن است. برای ورود به اسن میدان ها، باید با فرهنگ آن، زبان و ارزش های آن میدان آشنا بود. در غیر این صورت، از آن حذف و یا مورد خشونت نمادین قرار خواهد گرفت. داشتن انواع سرمایه، عملا پیش شرط های ورود به این میادین است.(صالحی،سپهرنیا،13:1390)
در کلام بوردیو نیز می توان دید که او دو حوزه «والا» و «عام» را جداگانه طبقه بندی می کند و معتقد است که گروه های نخبه هر جامعه با تعریف مشروع و نا مشروع، ارزش مهارت ها و دانش های خاص، خودشان را محفوظ نگه می داند و از این طریق، منزلت یا شان خود را تحکیم می بخشند و فرهنگ والا را که پالوده روشنفکرانه دارد در تقابل با فرهنگ مردمی که مبتذل و زودگذر است، قرار می دهند. شیوه عمده ارزش نهادن در این گونه جوامع با تاکید بیشتر بر فرهنگ والا در برابر فرهنگ مردمی، آن هم از راه تمایز گذاری میان امر با ارزش و امر مبتذل انجام می گیرد. از منظر او، فرهنگ توده ای مدرن، فرهنگ تحمیل شده بر افراد است که افراد را به پذیرش خود وادار می کند، به نحوی که آنهااین فرهنگ را تحمیلی محسوب نمی کنند. صنعت فرهنگ در این میان، نقش مهمی دارد. از نظر صنعت فرهنگ، تولید فرهنگ، فرایند استاندارد شدن است و انگیزه سود ماهیت اشکال فرهنگی را تعیین می کند. بوردیو معتقد است که قدرت صنعت فرهنگ در تضمین تسلط و تداوم سرمایه داری و قابلیت آن برای شکل دادن و خلق پیام گیران ضعیف، وابسته و منفعل و خدمت گذار است نهفته است. صنعت فرهنگ از طریق فراورده های خود به توده ها هویت می بخشد و کردارهای آنها را تعیین می کند و در نهایت، به ابژه سازی و شی گشتگی انسان نی انجامد. بنابراین در دیدگاه بوردیو فرهنگ و ارزش فرهنگی توسط طبقات والای اجتماعی جامعه و در راستای سرمایه های فرهنگی، بر گرفته از سطوح تحصیلاتی و معرفتی ایشان مشخص و تعیین می شود.(همان:15)
بوردیو همچنین بر خلاف مارکس که طبقه را نظامی از حقوق مادی می داند، برداشت پیچیده ای از طبقه را مطرح می کند که انواع سرمایه، یعنی سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی و سرمایه اقتصادی را در بر می گیرد. در ادامه بوردیو معتقد است انواع سرمایه از نظر سیالیت، قابلیت تبدیل، فرسایش و تورم با هم متفاوت اند. سرمایه اقتصادی سیال تر است و به آسانی قابلیت تبدیل به سرمایه فرهنگی و اجتماعی را دارد. در مقابل تبدیل سرمایه سرمایه اجتماعی به سرمایه فرهنگی دشوارتر و پر هزینه تر است. سرمایه اجتماعی سیالیت کمتری دارد و در معرض فرسایش قرار می گیرد. با وجود اینکه تبدیل سرمایه اجتماعی به سرمایه فرهنگی دشوار است اما تبدیل سرمایه فرهنگی به سرمایه اجتماعی آسان تر صورت می گیرد. اصولا از آنجایی که بخش عمده ای از سرمایه فرهنگی معطوف به جنبه های ذهنی و نگرشی افراد است، تغییر و انباشتگی این سرمایه در افراد با کندی صورت می گیرد(نوربخش،110:1389).
بوردیو معتقد است که افراد می توانند موقعیت مربوط به طبقه اجتماعی خویش را نه تنها با مالکیت سرمایه اقتصادی که با دارا بودن سرمایه فرهنگی بهبود بخشند. دلالت بوردیو از سرمایه فرهنگی مجموعه ای از توانمدی ها، عادت ها و طبع های

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد سرمایه اجتماعی، روابط اجتماعی، منابع اجتماعی، جامعه شناسی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد سرمایه فرهنگی، آموزش و پرورش، نابرابری ها، سرمایه اقتصادی