منبع پایان نامه ارشد درمورد سرمایه اقتصادی، طبقه اجتماعی، سرمایه فرهنگی، طبقه حاکم

دانلود پایان نامه ارشد

شود(Wilensky,1964,179). با اینحال، به میزانی که طبقات و خرده طبقات مشخصه الگوهای مصرف فرهنگی خود را دارند، این الگوهای مصرف فرهنگی ابزاری مناسب برای شناسایی و شناختن طبقات است (همان:143).
گافمن(1951) در مقاله ای که به این قبیل رفتارهای نمادین اشاره می کند، می نویسد:
رفتارهای نمادین، نشانه23هایی را عرضه می کنند که از آن به منظورکشف موقعیت دیگران می توان استفاده کرد، شیوه ای که در آن دیگران ترسیم می شوند… نشانه ها غالبا شیوه زندگی کسانی که موجب آن کنش نمادین شده اند را بیان می کنند. در این شیوه شخص درمی یابد که ساختار تجربیاتش در یک بخش از زندگی در کلیه ی دیگر تجربیاتش در دیگر بخش های زندگی تکرار شده است. این تکرار و تاکید موجب انسجام و همبستگی در گروه و توانگری و عمق در زندگی روانی اعضای آن می شود.
بنابراین، پذیرش نگرش، سلیقه و معیارهای هنری، و فعالیت های همبسته با طبقه اجتماعی به بنا نهادن عضویت شخص در آن طبقه کمک می کند. به طور نمونه مقام شغلی فرد به طبقه اجتماعی مشخص دلالت دارد اما اگر الویت های فرهنگی اش مغایر با الویت های فرهنگی آن طبقه مشخص باشد، موجب محرومیت او از اجتماع آن طبقه می شود. از طرف دیگر، ممکن است مقام شغلی شخصی متناسب با طبقه اجتماعی مشخص نباشد اما سلیقه هنری اش می تواند موجب مشروعیت حداقلی او و عضویت در حاشیه آن طبقه اجتماعی را ممکن سازد(همان:144).
پس، بررسی های اجتماعی نشان داده که سبک فرهنگی، که شامل نوع گرایش ها و علایق هنری است، اغلب به عنوان نشانه مناسب طبقاتی عمل می کند، بخصوص درمیان طبات بالا که نظام فرهنگی شان بدقت شکل گرفته است. مثلا، وبلن پیش از اینها نشان داده بود، ثروت مورثی یا شغلی طبقه حاکم بخودی خود به عنوان یک مدرک یا نشانه ی کافی برای ورود به بخش طبقه حاکم عمل نمی کند؛ بلکه برای مقبولیت و ورود به طبقه حاکم به مجموعه ای قابل قبول از ارزش ها و سبک زندگی شایسته با طبقه حاکم نیاز است. به همین نحو، گروه اجتماعی که خارج از این طبقه اند، اغلب به دنبال حمایت از هویت طبقه مرفه از طریق نگهداری و حفظ سبک فرهنگی این طبقه هستند.
به طور تلویحی این ارتباط و همبستگی طبقه و فرهنگ اجتماعی این مفهوم را می رساند که توزیع و مصرف هنری احتمالا بخشی از سیاست طبقات است که به شیوه سازمان دادن نظام آموزش مربوط است. طبقات بالاتر جامعه در تلاش اند تا دیگر طبقات را از دست یافتن به این علایق هنری محروم کنند تا از آن به عنوان ابزاری برای حفظ محدوده ی حاکمیت خود و انتقال آن از نسلی به نسل دیگر استفاده کنند. در آن واحد، اعضای طبقات اجتماعی دیگر، بخصوص طبقه متوسط بالا، برای دستیابی و دسترسی به موقعیت، مقام، منابع اقتصادی و جامعه اجتماعی طبقات بالا، در تلاش اند تا سبک فرهنگی لازم برای حرکت به سمت طبقات بالا را بدست آورند. نام نویسی در دانشگاه های ممتاز و ترویج و تربیت ذوق هنری روشنفکری هر دو ابزاری برای دستیابی به این اهداف اند. (Lessard, 1977 Dimaggio and Useem,1978:144;).
2-4-بخش چهارم: تعریف انواع سرمایه با تاکید بر سرمایه فرهنگی
2-4-1- مفهوم کلاسیک سرمایه
مفهوم سرمایه را می توان از آرای مارکس دنبال کرد. در مفهوم پردازی مارکس، سرمایه بخشی از ارزش اضافی است که سرمایه داران، کسانی که ابزار تولید را در اختیار دارند، از گردش کالاها و پول در فرایندهای تولید و مصرف آنرا به دست می آورند. در این گردش، به کارگران در مقابل کار (کالاشان) دست مزد پرداخت می شود که به آنها امکان می دهد کالاهایی را برای ادمه حیات خود (ارزش مبادله) خریداری کنند. اما کالای پردازش و تولید شده توسط سرمایه داران را می توان با قیمت بالاتری در بازار مصرف فروخت (ارزش مصرف کننده). در این تصویر از جامعه سرمایه داری، سرمایه بیانگر دو عنصر مرتبط اما متمایز است. از یک سو سرمایه بخشی از ارزش اضافی است که به رغم مارکس توسط کارگران تولید شده اما نصیب سرمایه دار می شود. از سوی دیگر، سرمایه بیانگر یک سرمایه گذاری از سوی سرمایه گذاران(در تولید و گردش کالاها) به امید بازدهی و کسب سود در بازار است. سرمایه به عنوان بخشی از ارزش اضافی محصول یک فرایند است؛ در عین حال سرمایه و ارزش اضافی حاصل از آن مرتبط با یک بازدهی/ بازتولید فرآیند سرمایه گذاری و ارزش اضافی بیشتر هستند. و این طبقه مسلط است که سرمایه گذاری می کند و ارزش اضافی را نصیب خود می کند. بنابراین سرمایه در مفهوم مارکسی(کلاسیک) نظریه ای درباره روابط اجتماعی استثماری میان دو طبقه است(توسلی،موسوی،2:1384-3).
اما سرمایه، معنای گسترده تری می تواند داشته باشد. در واقع سرمایه، تنها شامل مال، ثروت و دارایی نیست، بلکه توانایی ها، استعدادها، علاقمندی ها و حتی بینش یک فرد نیز جز سرمایه های او به شمار می رود؛ سرمایه هایی که برای یافتن آنها باید درکی عمیق و بینشی وسیع داشت(چاوش باشی،97:1387).
2-4-2-مفهوم جدید سرمایه
از دهه ی 60 به این سو، شاهد ظهور نظریه های جدید سرمایه هم چون سرمایه انسانی، فرهنگی و سرمایه اجتماعی و نمادین هستیم. اما به رغم تمام اصلاحات و جرح و تعدیل هایی که در این نظریه صورت گرفته، اندیشه ی اصلی مفهوم سرمایه یعنی «سرمایه گذاری با بازدهی مورد انتظار» در همه نظریه های زیر مجموعه نظریه سرمایه حفظ شده است. در عین حال، تبیین طبقاتی مستتر در مفهوم کلاسیک سرمایه، به عنوان یک جهت گیری نظری ضروری حذف شده است. به طور مثال نظریه سرمایه انسانی شولتز24 سرمایه را به مثابه سرمایه گذاری در آموزش با با بازگشت سرمایه(سود) معین در نظر می گیرد. کارگران در مهارت های فنی و دانش سرمایه گذاری می کنند تا بتوانند با کسانی که فرایند تولید (بنگاه ها و نمایندگی های آنها) را کنترل می کنند برای پرداخت به مهارت کارشان وارد مذاکره شوند. به همین ترتیب، سرمایه فرهنگی آن گونه که بوردیو توصیف کرده است بیانگر سرمایه گذاری های طبقه مسلط در بازار تولید مجموعه ای از نمادها و معانی ای است، که توسط طبقه تحت سلطه، غلط درک و درونی شده و آنها را به مثابه نمادها و معانی طبقه ی خود پذیرفته اند. در این نظریه، سرمایه گذاری در کنش های آموزشی فرایند بازتولید، همچون تعلیم و تربیت، قرار دارد که هدف از آن تلقین تودهها و درونی کردن ارزش های این نمادها و معانی است. ولی این نظریه می پذیرد که توده ها(طبقه تحت سلطه) به عنوان عاملان اجتماعی می توانند سرمایه گذاری کنند و این نماد ها و معانی را بدست آورند حتی اگر با درک نادرست آنان همراه باشد.(توسلی،موسوی،1384: 3-4).
بدین ترتیب تصویر ساختار اجتماعی از مبارزه دوگانه آشتی ناپذیر، به تصویر گفتمان های لایه بندی شده تغییر می یابد. از طرف دیگر در نظریه های سرمایه جدید به جای اینکه سرمایه به عنوان بخشی از فرایند استثمار طبقاتی در جامعه دیده شود(تحلیل سطح کلان)؛ به چگونگی سرمایه گذاری کارگران و عاملان به عنوان کنشگرانی که برای کسب ارزش افزوده کارشان در بازار سرمایه گذاری می کنند پرداخته می شود (تبیین سطح خرد) و کنش یا انتخاب به عنوان مولفه های مهم در نظریه های جدید سرمایه ظاهر می شوند. بنابراین در این نظریه ها یک گذر تبیینی از سطح تحلیل کلان به سطح تحلیل خرد مشاهده می شود. نظریه های جدید سرمایه هم چنین بر تعامل کنش های فردی وضعیت های ساختاری درفرایند سرمایه گذاری تاکید دارند.( همان:4)
در جدول زیر لین25تحول سرمایه در نظریه های جدید و تبیین مفهوم جدید از آنرا نشان داده است.
جدول (3-1): تحول سرمایه در نظریه های جدید و تبیین مفهوم جدید از سرمایه
نظریه کلاسیک
نظریه های سرمایه جدید

سرمایه اجتماعی
سرمایه فرهنگی
سرمایه اجتماعی
نظریه پرداز
مارکس
شولتز
بوردیو
لین،کلمن
بوردیو، کلمن، پاتنام
تبیین
روابط اجتماعی: استثمارکارگران توسط سرمایه داران
انباشت ارزش اضافی توسط کارگران
بازتولید نمادها و معانی(ارزش های) مسلط
دسترسی و استفاده از منابع نهفته در شبکه های اجتماعی
همبستگی و بازتولید گروه
سرمایه
الف) بخشی از ارزش اضافی بین ارزش استفاده در بازار مصرف و ارزش مبادله کالا در بازار تولید-کار
سرمایه گذاری مهارت ها و دانش فنی
درونی کردن یا درک نادرست از ارزش های مسلط
سرمایه گذاری در شبکه های اجتماعی
سرمایه گذاری در تایید و پذیرش متقابل
سطح تحلیل
ساختاری (طبقات)
فرد
فرد/طبقه
فرد
گروه/فرد
2-4-3-اشکال گوناگون سرمایه
بوردیو سرمایه را کار انباشته تعریف می کند و از این نظر تا حدودی به تعریف مارکسیستی وفادار است. اما بوردیو این مفهوم را در حوزه اجتماعی فراتر از مفهوم مارکسیستی آن بکار می برد و سرمایة اقتصادی و انباشت آن و سازوکارهای این انباشت را محور تحلیل اجتماعی- تاریخی خود قرار می داد. در نزد بوردیو، سرمایة یک منبع عام است که می تواند شکل پولی و غیر پولی و همچنین ملموس و غیر ملموس به خود گیرد. سرمایه هر منبعی است که در عرصه خاصی اثر بگذارد و به فرد امکان دهد که سود خاصی را از طریق مشارکت در رقابت بر سر آن به دست آورد(روحانی،1388:12). وی معتقد است که سرمایه در شکل های عینیت یافته یا متجسد خود، برای انباشته شدن نیازمند زمان است، سرمایه بالقوه می تواند برای تولید سود و به شکلی کاملا شبیه خود یا گسترش یافته بازتولید شود، همچنین سرمایه به طور ذاتی گرایش بدان دارد که وجود خود را ماندگار نماید(صالحی،سپهرنیا،17:1390).
بوردیو در کنار سرمایه اقتصادی و بسته به عرصه ای که سرمایه در آن عمل می کند، سه نوع دیگر از سرمایه را نیز معرفی می کند . نخست سرمایة فرهنگی شامل تحصیلات و به دست آوردن قابلیت های فرهنگی و هنری، بیانی و کلامی (فکوهی،1388) این سرمایه قابلیت تبدیل به سرمایه اقتصادی را دارد (صالحی،سپهرنیا،17:1390)؛ دوم، سرمایة اجتماعی به معنی به دست آوردن موقعیت های اجتماعی و برخورداری از شبکه‌های کم و بیش گسترده‌ای از روابط، دوستان و آشنایان که می توانند در مواقع ضروری به نفع فرد وارد عمل شوند. این سرمایه در برخی شرایط به سرمایه اقتصادی قابل تبدیل است و چه بسا به شکل اصالت و اشرافیت در آید (تاج بخش،134:1384)و سوم سرمایة نمادین که به دلیل موقعیت‌های کاریزماتیک و یا با تکیه بر نمادها و قدرت های پیش‌زمینه ای برای نمونه نهادها، سازمان‌ها، دین. قومیت و …. برای فرد ایجاد می شود. بدین ترتیب هر فرد و هر مجموعه‌ای از افراد در جامعه دارای سرمایه‌ای کلی می شوند که خود ترکیبی است از سرمایه های نامبرده(فکوهی،1388).
اگر همچون بوردیو، مفهوم سرمایه را تنها به حوزه ی اقتصادی محدود نکنیم، می توانیم به بازشناسی ویژگی های انواع سرمایه و تشابه های میان آنها را به خوبی نشان می دهیم. تشابهاتی همچون اینکه سرمایه از طریق عملیات سرمایه گذاری انباشته می شود، به شکل میراث انتقال می یابد، و فرصت هایی که دارنده ی سرمایه با انجام سودمند ترین جابه جایی ها فراهم می کند بهرمندی بیشتر از آن را امکان پذیر می سازد(بون ویتز:1389،67).
در واقع نهادی که بوردیو بر اساس مفاهیم «سرمایه اجتماعی»، «سرمایه فرهنگی» و «سرمایه نمادین» بنا می نهد، اساساً می کوشد تقلیل گرایی هایی را که منطق داد و ستد را به عوامل اقتصادی، بهرمندی از هنر، آموزش و غیره، محدود می کنند، نقض کند(صالحی،سپهرنیا،17:1390).
2-4-3-1- سرمایه اقتصادی
به طور کلی سرمایه اقتصادی از عوامل گوناگون تولید و مجموعه دارایی های اقتصادی- درآمد، میراث، کالاهای مادی- تشکیل شده است.( بون ویتز:1389،67) در اندیشه اقتصادی، اصطلاح «سرمایه» به معنی انباشت پول است، که می توان آنرا سرمایه گذاری کرد و امید سود در آینده داشت. این معنی احتمالا آن چیزی است که مردم هنگامی که از این اصطلاح استفاده می کنند، در ذهن دارند(جان فیلد:22،1385).
سرمایه اقتصادی با فلسفه کارل مارکس و کشاکش طبقاتی که او مطرح کرد اهمیت یافت. هرچند اهمیت اقتصاد در تاریخ انسانی در تفکر مارکس در واقع زیر تأثیر تحلیل نیرومند هگل از جامعه مدنی شکل گرفت. هگل گفته بود که روابط اقتصادی جامعه مدنی آوردگاهی است که در آن منافع

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد فرهنگ عامه، زیبایی شناختی، اجتماعی شدن، زیبایی شناسی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد سرمایه اجتماعی، روابط اجتماعی، منابع اجتماعی، جامعه شناسی