منبع پایان نامه ارشد درمورد زیبایی شناختی، تجربه گرایی، جامعه شناسی، زیبایی شناسی

دانلود پایان نامه ارشد

پایان یا نقطه ی نهایی تکمیلی خود رسیده است(Caygill 1989).کانت در این کتاب، دو اصل متناقضی که سنت روشنگری توانایی رفع آنرا نداشت را، بقاعده درآورد و آنرا حل کرد: مفهوم زیبایی می بایست که مشترک و جهان شمول باشد. اما چگونه می توان چیزی را که منحصرا بر مبنای ذهنیت است را امری جهان شمول و همگانی تلقی کرد؟ در سنت فکری نظریه حس اخلاقی تلاش های زیادی برای حل این دو اصل متناقض انجام شد. تجربه گرایی بواسطه مفهوم ذوق سلیم این دو تناقض را حل کرد، با پیش کشیدن استانداردهایی که بین اکثریت مشترک بودند، اما نه همه، بلکه تنها اعضای یک گروه و کسانی که به واسطه مطالعات تجربی این امر را درک می کردند؛ یا به عبارت دیگر سلیقه یک گروه اجتماع خاص، بویژه جامعه سطح بالا. هرچند، این چاره سازی از نظر تئوری قانع کننده نبود و نقد های بسیاری بر آن وارد بود و کانت هم به انتقاد از آن پرداخت. از نقطه نظر کانت، عمومیت و اعتبار سلیقه در تجربه گرایی با آن اعتبار جهان شمولی که از داوری ذوقی حقیقی انتظار می رود، هیچ ارتباطی ندارد(Gronow,1997,11).
گرونو(1997) معتقد است، بوردیو یکی از راه حل هایی که تجربه گرایی برای رفع تناقض سلیقه ارائه می دهد را، می پذیرد. این ادعا که سلیقه طبقه حاکم، همواره سلیقه مشروع یک جامعه است. اما در دیدگاه بوردیو، این سلیقه مشروع، آن سلیقه حقیقی نیست: در واقع، احتمال وجود هیچ سلیقه حقیقی وجود ندارد. سلیقه مشروع مدعی است که اعتباری جهان شمولی و بی غرضی دارد، در حالیکه در واقعیت این سلیقه چیزی جز سلیقه ی یک طبقه خاص، یعنی طبقه حاکم نیست.
اگر از منظر تاریخی به مفهوم سلیقه مشروع و امر ناب زیبایی شناختی که قادر است اثر هنری را همان طور که اثر اقتضا می کند-یعنی به عنوان شکل و نه کارکرد- درک کند، نگاهی بیاندازیم، متوجه خواهیم شد که این مفاهیم از ظهور خاصی از مولدان هنر جدایی ناپذیر است. مولدانی که توسط یک قصد هنری ناب برانگیخته می شوند، و البته ظهورشان از ظهور یک حوزه یا میدان هنری مستقل و خودآیین جدایی ناپذیر است. میدان هنری مستقل که می تواند در برابر الزامات و خواسته های بیرونی، اهداف و نیت های خاص خود را صورت بندی و تحمیل کند. البته حصول نگاه ناب نسبت به آثار هنری با زمینه و شرایطی همچون دیدار از موزه ها و گالری ها در سنین پایین و تماس دراز مدت با آموزش هنر، مرتبط است(بوردیو،1379: 150).
تحلیل ناب گرا از اثر هنری و تجربه زیبایی شناختی به چیزی دست می یابد که در واقعیت یک نهاد است، نهادی که به طور ذاتی دارای هستی دولایه در ذهن و اشیا است. این نهاد که در قلمرو اشیا به صورت نوعی حوزه ی هنری وجود دارد، نوعی جهان اجتماعی نسبتا خود آیین که محصول یک فرایند آهسته و کند شکل گیری است. در قلمرو ذهن نیز، این نهاد در شکل موضع گیری هایی که به واسطه همان فرایندی که حوزه هنری را ایجاد کرده است، ایجاد می شود. موضع گیری هایی که سریعا خود را با این حوزه تطبیق می دهند. هنگامی که اشیا و اذهان به طور بی واسطه با هم هماهنگ باشند، آنگاه این حوزه، همراه با همه ی محصولاتی که عرضه می کند، در برابر بیینده خود به مثابه امری ظاهر می شود که به طور بی واسطه واجد معنا و ارزش است. به همین علت اگر پرسش غیر عادی منشا ارزش اثر هنری مطرح شود، درک آن مستلزم تجربه ای خاص می بود، تجربه ای که در نظر یک شخص فرهیخته امری کاملا استثنایی می بود، هرچند که همین تجربه برای کسانی که فرصت و بخت کسب خلقیات و موضع گیری هایی را که جزو الزامات درک اثر هنری اند، نداشته اند، کاملا امری عادی می بود. برای مثال، آرتور دانتو در دیداری که از آثار نمایشگاه اندی وارهول در گالری استیبل و دیدن تابلوی جعبه های بریلو داشته، در می یابد که ارزش هنری دادن به اشیا خصلتی کاملا دلبخواهی است. چراکه این ارزش توسط حوزه هنر تولید می شود و در مکانی که هم تقدیس شده و هم تقدیس کننده است به نمایش گذاشته شده است(همان:152- 151).
بنابراین می توان گفت که تجربه اثر هنری به عنوان چیزی که مستقیما و بی واسطه دارای ارزش و معناست، نتیجه هماهنگی و همسازی دو وجه یک نهاد تاریخی است که هر دو وجه متقابلا بنیان گذار یکدیگرند: نگاه ناب و فرهیخته و حوزه هنری. پس اثر هنری به عنوان شی نمادین که دارای ارزش و معناست، تنها در صورتی وجود خواهد داشت که مخاطب آن توانایی درک آنرا داشته باشد، تماشاگریی که بهرمند از خلق وخو و توانایی یا مهارت زیبایی شناختی است. به عبارت دیگر این تماشاگر اهل ذوق یا فرهیخته است که اثر هنری را به عنوان یک اثر هنری بر می سازد(بوردیو،1391).
بوردیو در کنار این مهارت و توانایی زیبایی شناختی یادآوری می کند که این توانایی و مهارت در صورتی امکان پذیر است که فرد اهل ذوق خود محصول فرایند طولانی مجاورت و آشنایی با آثار هنری باشد. این حلقه – فرد اهل ذوق و حوزه هنری- یا دور، وجه مشترک همه موسسات و نهادهایی است که کارکرد آنها در گرو آن است که به طور همزمان در چارچوب عینیت یک بازی اجتماعی و در چارچوب خلقیات و موضع گیری هایی که علاقمندی و مشارکت در این بازی را القا می کنند، مستقر و تاسیس شوند. مثلا موزه ها می توانستند بر سر در خود بنویسند: ورود فقط برای عاشقان هنر اما واضح است که چنین نوشته ای مورد نیاز نیست، چرا که کارها بدون حرف و بحث پیش می رود(بون ویتز،1389).
حوزه هنری، دقیقا به لطف کارکرد خود، آن موضع گیری زیبایی شناختی را خلق می کند که بدون آن ادامه حیات خودش امکان پذیر نیست. حوزه هنری بواسطه برقراری رقابتی که میان عاملانی که برخی از علایق و منافع خودشان در گرو حوزه ی هنری است، به بازتولید بی پایان این منافع و علایق می پردازد. بوردیو برای نشان دادن نحوه عملکرد این تلاش و بازتولید پیشنهاد می کند تا به رابطه میان ناقدان آوانگارد و تقدسی که آنها برای برخی از آثار هنری قائل می شوند، نگاه کنیم؛ آثاری که ارزش قدسی آنها حتی به سختی از سوی عاشقان فرهیخته هنر یا حتی پیشرفته ترین رقبای خود این ناقدان درک می شود.
امر ناب نیز در تاریخ خود را از طریق فرایند خود آیین سازی مطرح می کند و در خلال آن است که حوزه هنری تاسیس می شود و طی همین فرایند عاملان این حوزه هنری یعنی هنرمندان، منتقدان، مدیران موزه ها و گالری ها و غیره معرفی می شوند و همچنین فنون، مقولات و مفاهیمی چون ژانرها، شیوه ها، دوره ها وغیره که مختص این حوزه هنری اند ابداع می شوند. در طول این فرایند برخی مفاهیم مانند مفهوم سلیقه مشروع و هنرمند خالق امری بدیهی شده اند. به حدی که حتی مورخان هنر نیز نمی- توانند به طور کامل به بررسی ریشه های آن بپردازند و در دام تفکر ذات گرا گرفتار نشوند. تفکر ذات گرایی که خود جز جدایی ناپذیر کاربرد واژه هایی است که از دل تاریخ سر برآورده اند و در نتیجه قدیمی و کهنه شده اند.(بوردیو:1379) به طور خلاصه می توان اینگونه بیان کرد که، پرسش از معنا و ارزش اثر هنری، همچون پرسش از ماهیت خاص حکم ناب زیبایی شناختی، همراه با تمامی مسائل تقدیس شده زیبایی شناسی فلسفی، فقط در چارچوب تاریخ اجتماعی هنر و نگاه جامعه شناختی به هنر قابل حل است، جامعه شناسی شریط رواج و گسترش این نوع نگرش ناب گرایانه زیبایی شناسی را که در حوزه هنری شکل گرفته را، واکاوی می کند.
جامعه شناسی این نکته را مطرح می کند که چگونه تصاویر هنرمندان از خویش و تصاویری که از آثار تولیدی خویش در ذهن دارند ساخته و پرداخته تصاویری هستند که دیگر عاملان فعال در حوزه هنری –یعنی سایر هنرمندان، منتقدین، مشتری ها و صاحبان مجموعه ها و گالری ها- از آنان و آثارشان ترسیم می کند و به آنان انتقال می دهند. بدیسان می توان دریافت که فاعل یا سوژه تولید اثر هنری همان تولید کننده ای نیست که به واقع اثر یا شی را به لحاظ مادی خلق می کند، بلکه مجموعه ای از عوامل و عاملان در حوزه هنری دست اندرکارند. این عاملان عبارتند از تولید کنندگان محصولاتی که تحت عنوان آثار هنری طبقه بندی می شوند، منتقدانی با دیدگاه های گوناگون که خودشان در چارچوب حوزه هنر شکل گرفته اند، صاحبان مجموعه ها، واسطه ها و به طور کلی تمامی افرادی که با هنر در ارتباط اند؛ کسانی که در مبارزات مختلف با یکدیگر روبرو می شوند، مبارزاتی که هدفش تحمیل یک جهان بینی خاص از جهان هنر است.(بوردیو،1391: 155-157)
عاملانی که در این حوزه هنری فعال اند هریک معنای متفاوت و گاه متضادی را به مفاهیم و اصطلاحاتی نسبت می دهند که قصد نفی یا ابطال آنها را دارند، و بدین سان افرادی که در یک فضای اجتماعی واحد مواضع مخالف را اشغال کرده اند، فرصت این را پیدا می کنند تا معانی و ارزش هایی سراپا مخالف و متعارض را به قیدهایی نسبت دهند که عموما برای توصیف آثار هنری یا اشیا عادی به کار برده می شوند. به طور نمونه بوردیو (1379) از قیدی همچون «دقیق» و «موشکافانه» اشاره می کند که غالبا از حیطه سلیقه «بورژوایی» طرد می شود، صرفاً بدین دلیل که تجسم سلیقه خرده بورژوایی است. با استقرار در منظر تاریخی می توان، فهرست پایان ناپذیری از مفاهیم و مقلاتی را یافت که همگی در ادوار گوناگون یا در نتیجه ی انقلاب های هنری، معانی متفاوت و حتی متضادی به خود گرفته اند.
بنابراین مفاهیمی که مخاطبان برای درک و داوری های ذوقی نسبت به آثار هنری به کاربرده می شود، وابسته و مقید به زمینه ی تاریخی اند. این مفاهیم که به جهانی اجتماعی و زمان و مکانی خاص تعلق دارند، تابع کاربرد ها یا مصارفی می شوند که خود به لحاظ اجتماعی وابسته به مقام و موضع اجتماعی مصرف کنندگانِ این مفاهیم اند؛ یعنی همان کسانی که به کمک این مفاهیم و مقولات دست به انتخاب ها و داوری های زیبایی شناختی می زنند، آن هم از طریق اعمال خلق و خو یا موضع گیری های خویش که اساس منش آنان است. اکثر مفاهمی هم که هنرمندان و منتقدان برای برای تعریف دیدگاه خودیا تحقیر دیدگاه مخالفان بیان می کنند، به واقع در حکم سلاح نبردند، و بسیاری از مفهوم یا اصطلاحاتی که مورخان هنر برای توصیف موضوع خود بکار می گیرند غالبا چیزی نیستند مگر مقولاتی برگرفته از خود موضوع که در ابتدا عمدتا برای توهین یا محکوم کردن طرح شده اند و بعد ها به صورت ماهرانه ای از نظر مفهوم دگرگون شده اند. این مفاهیم به لطف تحلیل ها ، انتقاد ها، مقالات و رساله های دانشگاهی حالتی ابدی پیدا می کنند.
برای ورود به نزاعی که میان دیدگاه های متضاد وجود دارد، بهترین روش و آنکه بیش از همه بری از خطاست، روش تکیه زدن بر کرسی قضاوت یا داوری است. چنین روشی تضادهایی را که در واقعیت قابل حل نیستند را، حل و فصل می کند. همچنین متضمن کسب رضایت و لذت بردن از صدور احکام است، مثلا اینکه چه کسی هنرمند است و چه کسی هنرمند نیست، یا کدام حکم و سلیقه زیبایی شناختی مشروع است و کدام سلیقه عامیانه است.
حکم درباب اینکه چه کسی هنرمند است و کدام سلیقه زیبا شناختی است امری بسیار مهم و حیاتی است، زیرا در این گونه مبارزات زیباشناختی، یکی از دعواهای اصلی، همیشه و همه جا، بر سر مساله مشروعیت تعلق به حیطه یا حوزه ای خاص و مشخص کردن حدود جهان هنری است(Gronow,1997). اگرچه طبقه بندی ها یا داوری های متضادی که از سوی عاملان درگیر در حیطه ی هنری ارائه می شوند، یقینا توسط موضع گیری ها و منافع خاصی تعیین و هدایت می شوند که با موضعی معین در چارچوب هنری مرتبط اند، مع هذا این داوری ها بر اساس نوعی دعوی به کلیت –قضاوت مطلق- صورت بندی می شوند که خود در حکم نفی کامل نسبیت دیدگاه هاست(بوردیو،1379: 159).
بنابراین تقابل هایی که ادراک و داوری های زیبایی شناختی را شکل می دهند به صورت تاریخی تولید و بازتولید می شوند و به صورت پیشینی داده نمی شوند. این تقابل ها توانایی استقلال از زمینه تاریخی خود را ندارند. نگرش زیبایی شناختی آن اشیا و موضوعاتی را که به لحاظ اجتماعی برای مصرف و اعمال نگرش طراحی شده اند، به منزله آثار هنری، رسمیت و مشروعیت می بخشد. در تعریفی که بوردیو از مشرعیت می دهد آماده است که: «مشروعیت، [صفت] نهاد، یا کنش یا رفتاری است که [بر ما] سلطه

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد زیبایی شناسی، زیبایی شناختی، جامعه شناسی، جامعه شناختی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد زیبایی شناسی، زیبایی شناختی، خودمختاری، گروه اجتماعی