منبع پایان نامه ارشد درمورد روش تفسیری، تفسیر قرآن، تفسیر عقلی، علامه طباطبایی

دانلود پایان نامه ارشد

احكامى كه به وسيله كتاب و سنت تشريع شده محدود و متناهى است و حال آنكه وقايع و حوادثى كه پيش مى‏آيد نامحدود است، پس يك منبع ديگر غير از كتاب و سنت لازم است معين شده باشد براى تشريع احكام الهى و آن همان است كه از او به «اجتهاد رأى» تعبير مى‏كنيم. در اين زمينه احاديثى هم از رسول اكرم(صلى الله عليه و آله) روايت كرده‏اند. از آن جمله اينكه رسول خدا صلى الله عليه و آله هنگامى كه معاذ بن جبل را به يمن مى‏فرستاد از او پرسيد در آنجا چگونه حكم مى‏كنى؟ گفت مطابق كتاب خدا. فرمود اگر حكم را در كتاب خدا نيافتى چگونه حكم مى‏كنى؟ گفت از سنت پيغمبر خدا استفاده مى‏كنم. فرمود اگر در سنت پيغمبر خدا نيافتى چه خواهى كرد؟ گفت: اجْتَهِدُ رَأيى يعنى فكر و ذوق و سليقه خودم را به كار مى‏اندازم. احاديث ديگرى هم در اين زمينه روايت كرده‏اند.
اما از نظر شيعه «اجتهاد به رأی » مشروع نيست. از نظر شيعه و ائمه شيعه اساس اوّلى اين مطلب يعنى اينكه احكام كتاب و سنت وافى نيست پس احتياج به اجتهاد رأى است درست نيست.
در فقه شيعه قياس و رأى به هيچ يك از دو عنوان بالا معتبر نيست. اما از نظر اول به جهت اينكه ما حكم تشريع نشده (ولو به‏طور كلى) به وسيله كتاب و سنت‏ نداریم ، و اما از نظر دوم به جهت آن كه قياس و رأى از نوع گمانها و تخمينهايى است كه در احكام شرعى زياد به خطا مى‏رود. اساس مخالفت شيعه و سنى در مورد قياس همان قسمت اول است‏گو اينكه قسمت دوم در ميان اصوليين بيشتر معروف و مشهور شده است.
حق «اجتهاد» در ميان اهل تسنن دوام پيدا نكرد. شايد علت امر اشكالاتى بود كه عملًا به وجود آمد، زيرا اگر چنين حقى ادامه پيدا كند خصوصاً اگر «تأوّل» و تصرف در نصوص را جايز بشماريم و هركس مطابق رأى خود تصرف و تأوّلى بنمايد چيزى از دين باقى نمى‏ماند. شايد به همين علت بود كه تدريجاً حق اجتهاد مستقل سلب شد و نظر علماى تسنن بر اين قرار گرفت كه مردم را سوق بدهند فقط به تقليد از چهار مجتهد و چهار امام معروف: ابوحنيفه، شافعى، مالك بن انس، احمد بن حنبل، و مردم را از تقليد و پيروى غير اين چهار نفر منع كنند. اين كار ابتدا در مصر شد (در قرن هفتم) و بعد در ساير كشورهاى اسلامى هم عمل شد.
3-1-4-2. اجتهادِ مشروع‏
كلمه «اجتهاد» تا قرن پنجم به همين معناى بالخصوص يعنى به معناى قياس و اجتهاد رأى كه از نظر شيعه اجتهادِ ممنوع است استعمال مى‏شد. علماى شيعه تا آن وقت در كتب خود «باب الاجتهاد» را مى‏نوشتند براى اينكه آن را رد كنند و باطل بشمارند و آن را ممنوع اعلام نمايند؛ مثل شيخ طوسى در عُدّه. ولى تدريجاً معناى اين كلمه از اختصاص بيرون آمد و خود علماى اهل تسنن مثل ابن حاجب در مختصر الاصول- كه عضدى آن را شرح كرده و تا اين اواخر كتاب اصول رسمى جامع ازهر بوده و شايد الان هم باشد- و قبل از او غزالى در كتاب معروف المستصفى‏ كلمه «اجتهاد» را به معناى خصوص اجتهاد رأى استعمال نكردند كه در عرض كتاب و سنت قرار بگيرد، بلكه به معناى مطلق جهد و كوشش براى به دست آوردن حكم شرعى به كار بردند كه با اين تعبير بيان مى‏گردد: استفراغ الوسع فى طلب الحكم الشرعى. به حسب اين تعريف معناى اجتهاد به كار بردن منتهاى كوشش در استنباط حكم شرعى از روى ادله معتبره شرعيّه است.176
به هر حال اجتهاد تدريجاً معناى صحيح و منطقى پيدا كرد، يعنى به كار بردن تدبر و تعقل در فهم ادلّه شرعيه، كه البته احتياج دارد به يك رشته علوم كه مقدمه شايستگى و استعداد تعقل و تدبر صحيح و عالمانه مى‏باشند. علماى اسلام تدريجاً برخوردند كه استنباط و استخراج احكام از مجموع ادلّه شرعيه احتياج دارد به يك سلسله علوم و معارف ابتدايى از قبيل علوم ادبيه و منطق و به دانستن قرآن و تفسير و حديث و رجال حديث و شناختن قواعد علم اصول و حتى اطلاع بر فقه ساير فرق. «مجتهد» به كسى گفتند كه اين علوم را واجد باشد.
پس اجتهادِ ممنوع و مردود از نظر شيعه يعنى رأى و قياس كه در قديم به نام اجتهاد ناميده مى‏شده، خواه آن را يك منبع تشريع و تقنين مستقل بشماريم و يا آن را وسيله استنباط و استخراج حكم واقعى قرار دهيم. ولى اجتهادِ مشروع عبارت است از به كار بردن كوشش و جهد بر مبناى تخصص فنى.
بديهى است كسى كه مى‏خواهد به قرآن و حديث مراجعه كند بايد تفسير قرآن و معانى آيات و ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه آن را بداند، حديث معتبر را از حديث غيرمعتبر تميز دهد؛ بعلاوه روى قواعد عقلائى صحيح تعارضها را در احاديث تا حدى كه ممكن است حل كند، موارد اجماعى و متّفَقٌ عليه مذهب را تميز دهد. در خود آيات قرآن و همچنين در احاديث يك سلسله قواعد كلى ذكر شده و استفاده و اعمال آن قواعد مانند همه قواعد ديگر در همه علوم تمرين و ممارست لازم دارد. بايد مثل صنعتگر ماهرى كه بداند از مجموع موادى كه جلويش ريخته است چه ماده‏اى را انتخاب كند مهارت و استعداد داشته باشد. مخصوصاً در احاديث، جعل و وضع زياد است، صحيح و سقيم بهم آميخته است. بايد قدرت تشخيص صحيح از سقيم در او باشد. به هر حال آنقدر معلومات مقدماتى بايد داشته باشد كه واقعاً اهليت وصلاحيت و تخصص فنّى داشته باشد.
استاد مطهری ، در مقام یک فقیه با اذعان به توان پاسخ گویی فقه شیعه به مشکلات زمان با توسل به منابع غنیّ اسلام نقاط قوت و ضعف حاکم بر اجتهاد و مجتهدین را بر شمرده و با تکیه بر نکات ضعف در تلاش برای احیا و نوسازی اجتهاد و توجه دادن به فلسفه وجودی اجتهاد می گوید: اجتهاد جزء وسایلی است که می توان گفت روح خودش را از دست داده است ، مردم خیال می کنند که معنی اجتهاد و وظیفه مجتهد فقط این است که همان مسائلی را که در همه زمان ها یک حکم دارد رسیدگی بکنند ، در صورتی که اینها اهمیت چندانی ندارند ، آن چه اهمیت دارد مسائل نو و تازه ای است که پیدا می شود و باید دید که این مسائل با کدام یک از اصول اسلامی منطبق است.177
با سیری گذرا ، در اندیشه استاد مطهری به این نتیجه می رسیم که از دیدگاه این شهید عزیز ، نظام اسلامی در هیچ زمینه ای به بن بست نخواهد رسید چرا که اسلام دین عقلانی است و با بیان اصل عقلانی « کل ما حکم به العقل حکم به الشرع و کل ما حکم به الشرع حکم به العقل » مسلح به کلید عقل است و درسایة تشبث به عقل با هیچ معضل و مشکلی مواجه نخواهد شد ، مگر آن که راه حل مناسب آن را خواهد یافت .
بنابراین استاد مطهری روش اجتهادی را از جمله مهم ترین روش های مطالعه شناختی دین بیان می کند ، خصوصا برای کسی که قصد احیای دین و بنای تفکر صحیح اسلام را دارد اجتهاد را شرط لازم می داند ؛ چرا که شخص احیا کننده ارزش های دین ، اولا باید دین را با تمام اصول و فروعش بشناسد تا بتواند در جامعه تحوّلی ایجاد کند و لازمه این امر اجتهاد در متون دینی است .
شخص احیاکننده آرمان های دینی ، علاوه بر اجتهاد ؛ باید زمان شناس بوده و متناسب با مقتضیات زمان و حوادث موجود در جامعه اجتهاد خود را به فعلیت برساند تا مردم از حیرت و تحیّر خارج شوند .
استاد مطهری ، در حیات فکری خود همواره به مبارزه با جهالت و تحجّر برخاست و بحث هایی در باب نقد خوارج و نقد تفکّر اشعری گری مطرح کرد و به دفاع از عدلیه برخاست و بر نقش عقل و اجتهاد در فهم دین تاکید نمود .
در بحث از اجتهاد، مطهری، یکی از نهضتهای فکری متحجر را اخباریگری می داند که در قرن پانزدهم به وسیله ملا امین اسد آبادی پا به عرصه وجود گذارد. این جماعت که منکر حجیت عقل بودند. ضد مکتب اجتهاد بودند، هر چند بزرگانی مانند وحید بهبهانی و شیخ مرتضی انصاری با این جریان به مبارزه برخاستند، اما به اعتقاد مطهری هنوز جمود اخباریگری در برخی ذهنها باقی است.
بدون شک ما از نظر فقه و اجتهاد در عصری شبیه به عصر شیخ طوسی زندگی می کنیم، دچار نوعی جمود و اعراض از مواجه با مسائل مورد نیاز خود هستیم ما نمی خواهیم زحمت گام برداری در راه های نرفته را که عصر ما پیش پای ما گذاشته به خود بدهیم .
3-1-5. جایگاه روش نقلی روایی استاد در معرفت دینی
مراد از این روش ، روش استفاده از ابزار یا منابع خاص در تفسیر قرآن است که معانی و مقصود آیه را روشن می کند و نتایج مشخصی به دست می دهد. روش یعنی چگونگی کشف و استخراج معانی و مقاصد آیات قران .
لذا روش تفسیری ، روش کشف معنا و مقصود آیه است براساس منبع و ابزار تفسیری هم چون عقل و نقل.178
روش تفسیری امری است فراگیر که مفسّر آن را در همه آیات قران به کار می گیرد و اختلاف در آن باعث اختلاف در کل تفسیر می شود و آن چیزی جز منابع و مستند های تفسیر نیست.179
بر همین اساس تفاسیر قران از دیرباز تاکنون به دو دسته کلی تقسیم شده اند، تفسیر نقلی یا مأثور و تقسیر عقلی و اجتهادی . آن گاه تفسیر نقلی را به اقسامی چون تفسیر قران به قران و تفسیر قران به سنّت و غیره ، و تفسیر عقلی یا اجتهادی را به تفاسیر فقهی ، علمی ، اجتماعی ، کلامی ، فلسفی ، ادبی و عرفانی ، جامع ، و غیره تقسیم کرده اند.
از دیدگاه استاد مطهری «ره» قران کتاب شناختنی است ولی نا شناخته مانده است و باید تفسیر صحیح و تأویل حق و حسن از سوی راسخان در علم در آید و حقایق معرفتی بی کران آن شناسانده گردد. از جمله معارف عمیق ، کارآمد ، پویا ، تحرک بخش و تکامل آور ، عشق آفرین ، سازنده و سوزنده اش همانا معارف عرفانی و سلوکی یا به عبارت دیگر ، عرفان ِ قرآنی است . زیرا قرآن ، دل و معارف مبتنی بر تهذیب نفس و سلوک ذوقی و باطنی را به رسمیت شناخته است . ایشان همواره با جهل و جمود ، به عنوان ریشه های اصلی انحراف فکری در فهم قران ، در مبارزه بودند.180
3-1-5-1. ویژگی های روش تفسیری استاد مطهری :
الف : تفسیر عقلی ، میزان صحت
یکی از ابزار های معرفتی انسان ، قوه ی تعقّل است . همان سان که ضرورت و پذیرش وحی به کمک نیروی عقل برای انسان امکان پذیر است ، فهم محتوای وحی نیز به یاری عقل میسور است . نادیده گرفتن این اصل در تفسیر قران ، تلاشی بی نتیجه و رویه ای ناصواب است، که آسیب های جبران نا پذیری را در پی خواهد داشت .
با مطالعه آثار تفسیری استاد مطهری ، این نکته روشن می گردد که ایشان به لزوم رویکردهای عقلانی به دین معتقد بوده و در عرصه ی خردورزی در معارف دینی حضوری فعال ، چشمگیر و جدی داشته و همواره بر پیوستگی و ارتباط متقابل عقل و وحی تاکید می ورزیده است ، به طوری که در سراسر آثار خود از عقل و جایگاه آن در فهم معارف دینی سخن گفته است.
ب ): تفسیر قرآن به قرآن ، ستیغ وحدت
قران کریم در آیات چندی خود را به عنوان تبیان ، مبین و … معرفی کرده است . کتابی که روشنگر همه چیز است ، روشنگر خویش نیز می باشد . از این رو درک صحیح هرآیه ای در پرتو توجه به آیات دیگر امکان پذیر است . آیه ی 7 سوره آل عمران این نکته را یاد آور گشته است که همواره برخی از آیات قران از جهت رساندن معنی و مفهوم رسا و واضح هستند و مفهوم و مقصود حقیقی آن ها روشن و بدیهی است که از این گونه آیات به « امّ الکتاب » تعبیر می شود و برخی دیگر از آیات قران متشابه هستند و برای رسیدن به معنی و مفهوم حقیقی آن ها باید از آیات محکم یاری جست و آیات متشابه را به « امّ الکتاب » ارجاع داد تا مقصود واقعی آیات روشن شود .این آیه که یکی از مستندات روش تفسیر قرآن به قرآن است راه را برای تفسیر واقعی قران گشوده است .
استاد مطهری با تأثیر پذیری از روش تفسیری استاد خویش مرحوم علامه طباطبایی و براساس پیش فهم ها و پیش فرض های تفسیری خود ، قران را به سان یک مجموعه بهم پیوسته و انفکاک ناپذیر ـ که برخی از آیات به آیات دیگر هم پوشانی دارد ـ مورد مطالعه قرار می دهد .
به جرأت می توان گفت ، اغلب آثار تفسیری و قران پژوهی استاد بر پایه ی روش تفسیر قران به قران سامان یافته است که نشان از نقش و جایگاه ویژه این روش در شکل گیری منظومه ی تفسیری استاد مطهری دارد.181
ج ) : تفسیر أثری ، تکیه گاه هدایت
خداوند حکیم ، همراه قران ، آموزگارانی

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد فرهنگ اسلامی، عرفان اسلامی، شهید مطهری، معرفت دینی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد دین و سیاست، تاریخ اسلام، زبان عربی، جریان شناسی