منبع پایان نامه ارشد درمورد روان نمایشگری، ایفای نقش، روابط اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

داده وبه منزله عنصری مهم برای درمان به آن می نگرد.
2-4-4 الگوی شخصت چندوجهی39
نظریه نقش در پسیکودرام دیدگاهی چندوجهی از فرد ارائه می دهد وبه فرد اجازه می دهد که از مختلط بودن وگاهی متضاد بودن احساسات خود،آگاهی پیدا کند،بدون اینکه احساس غیرطبیعی بودن به او دست دهد.در برخی از موارد”درست بودن” مجموعه ای از واکنش های پیچیده را ایجاد می کند.تلاش برای نشان دادن وجهه ای(پرسونا)40یکدست موجب تنزل می شود.در حالی که نشان دادن چندبعد متفاوت همزمان منجر به خلاقیت ونوآوری می شود.
2-4-5 روان شناس با دیدگاه بازتر وآگاه تر از جامعه
پسیکودرام پلی قوی بین فرد وروان شناسی اجتماعی برقرار کرده وکمک می کند که افراد مجددا به اهمیت ماهیت اجتماعی خود پی ببرند.چنین دست آوردی مخالف جریانی است که والاچ41(1983) آن را رسوم روان خودخواهی42 می نامد .به علاوه چنین روشی که در برگیرنده نظرات غنی وشیوه های کارا برای کاوش در حوزه روابط بین فردی است،ماهیت پدیده تله(واژه مورنو بر سلیقه فردی)وبرخی از انواع پویایی های گروه را که درروش سوسیومتری مورنو آمده اند،بررسی می کند(بلانر،1988).
2-4-6 پالایش احساسات عامل شفا
تئاتر درمانی به خصوص برای بیدارسازی وپالایش احساسات مفید است.تئاتر درمانی در خدمت شخص اول وبرای در تملک گرفتن احساسات واپس زده گذشته است.چنین عملی در بازگشت به شخص اول اجازه می دهد که تصویرهای اصلاح شده وتجارت کارآمد زندگی خود را تمام وکمال به کار گیرد.می توان گفت که کودک درونی او خواهد گفت:بله،من کاملا درد تو را حس می کنم واز این پس می توانم آگاهی کنونی ام را برای حمایت از خود به کارگیرم.بدون وقوع تخلیه یا پالایش هیجانی-احساسی،کودک درونی اطمینان بخشی های سطحی را باور نمی کند وبرخورد او این گونه خواهد بود که تو همه ابعاد احساس مرا درک نمی کنی،بنابراین نمی توانم به تو اعتماد کنم.بیشتر تاثیر پویایی های پالایش احساسی بخشی مهم از درمان تلقی می شد ولی امروز کمتر به آن توجه می شود(جاکسون،1994)درک اثرپالایش احساسی در مجموعه روش های تئاتر درمانی بسیار مهم است(جین43،کلرمن،1984،وبلانر،1985).
2-4-7پسیکودرام،از مونولوگ تا دیالوگ
از دیدگاه مورنو،پسیکودرام(روان نمایشگری)امکان برقراری یک ارتباط دیالتیک بین دو طرف یک ارتباط را محقق نمی نماید،واین ارتباط نیاز اصلی عصر ماست.پسیکودرام،یکی از کارآمدترین ابزارهای وراسی گزاره های ذهنی است.شخص در صحنه پسیکودرام،به انتقاد از خویشتن می پردازد..بار عصبیت های جهالت بار خود را فرو می نهد،تا در سایه عقلانیت به دست آورده اش نفس بکشد.در صحنه پسیکودرام،افراد پاره های وجودشان را یافته ودر من بازیافته خود،هریک از این مولفه ها را جایگزین می کنند.بنابراین،صحنه،محل ایفای نقش نسیت،مکان خودبودن وخودشدن وخودیابی است.چنانکه مورنو می گوید،شخص بیمار انسانی است که روابط بیمارگونه دارد.بدین ترتیب آنچه باید تصحیح ودرمان شود،رابطه او با دیگران است.مفهوم رابطه جز در مکتب پسیکودرام جایگاه واقعی اش را به دست نیاورده است.بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی فردی است که رابطه اش با جهان واقعی قطع شده است.بیمار افسرده،شخصی است که رابطه اش با دنیای بیرون نقصان گرفته است.مبتلایان به پارانویا به ناهشیار درصدد قطع ارتباط خود با دیگران اند.بیماران مضطرب،از رابطه خود با اشیاء وانسان ها در هراسند وبالاخره،معتادان به سوء مصرف مواد به زعم خود درصدد تقویت وتصحیح ارتباط خود با افراد وپدیده ها هستند.در روش پسیکودرام،زندگی تنها در روابط معنی می یابد.صریح تر بگوییم:زندگی،چیزی جز رابطه نسیت ومرگ به معنی قطع شبکه ارتباطی است.چنین تعریفی از زندگی به طریق اولی در زندگی فرهنگی واجتماعی صدق می کند.اگر قطع رابطه فرد با جهان عینی بیرون به معنی اسکیزوفرنی است،پس تصور فرهنگی درون گرا ومنطقع نیز،یک اسکیزوفرنی اجتماعی است وبه همین ترتیب،نگارنده هراس از ارتباط با فرهنگ های دیگر را پارانویای اجتماعی می نامد.
افسردگی اجتماعی،آنگاه گریبان قوم را خواهد فشرد که لحظه به لحظه،شعاع روابط فرهنگی نقصان پذیرد واضطراب جمعی نیز محصول نهایی این اختلالات ارتباطی است.پسیکودرام روش جمعی اصلاح رفتار ورویکردی رابطه محور است.بنابراین،یکی از بهترین روش های درمان بیماری خودمحوری فردی وجمعی است . در صنه تئاتر درمانی ،بیماران خودمحوری کشف می شود.شخص در صحنه،ابتدا داستان زندگی خود را برای خود بازگو می کند تا برای اولین بار وصف خود را از زبان خویشتن بشنود.او ممکن است قادر به توصیف خود نباشد،چه باید کرد؟یاوری به یاری او می شتابد.یعنی شخص از مونولوگ به دیالوگ می رسد.که این گفت وگو انعکاسی از روابط درونی شخص اول است.پس شخص اول یا پروتاگونسیت،به هر طرف که می نگرد خود را می بیند.او در تمام ابعاد صحنه،خود را می نگرد وسرانجام آگاهانه،خودی می یابد که به او نزدیک تر است.هدف این خودنگری،خودیابی است.اما نفر دوم وسوم وچهارم،با آنکه مستقیما تحت درمان نیستند،شاهد فرآیند خودبودن خودشدن یک انسان اند.در نتیجه آن ها نیز چه هشیارانه وچه به گونه ای ناهشیار،دنیای درونی خویش را وارسی می کنند وسرانجام اعضای دیگر گروه هم،معابر تحول وتکامل درونی وبیرونی را طی می کنند.تکامل جمعی بدون تحول درونی افراد ممکن نیست.پسیکودرام/دنیای دراماتیزه زیبایی است که پایه های تفکر خودمحور را سست می نماید وشخص اول ادراک عمیق تری از زندگی مبتنی بر روابط بدست می آورد.تمامی فنون پسیکودرام به گونه ای طراحی شده اند که به گسترش چشم اندازهای شخصی از واقعیات زندگی می انجامد.شخص اول در صحنه پسیکودرام،برنقایص خود وقوف می باید وبراین نکته اشراف پیدا می کند که اگر نتوانسته است در دیگران نفوذ کند ودر نتیجه،تنها مانده است،نه از آن روی است که دیگران برای انزوای او هم پیمان شده اند،بلکه این خود اوست که از مفهوم ومکانیزم ارتباط بی خبر بوده ویا گرفتار خطاهای شناختی در مفهوم وفرآیند ارتباط شده است.انسان بی رابطه وفرهنگ منزوی،هر دو انعطاف پذیری خلاقانه را از کف داده وقدرت پذیرش واعمال تغییر در خویشتن را امتیاز دادن به رقیب می نامد.در جلسه پسیکودرام افراد یاد می گیرند که ابتکار عمل را به دست گرفته وبه گونه ای خودانگیخته،شایستگی های ورود به عرصه را در خود تقویت نمایند(فتحی، طاهر ،1380)
2-4-8 عمل گرایی در روان نمایشگری
برای مورخان وانسان شناسان،انسان نخستین موجودی عمل گرا بوده است.گویند در آغاز،فقط عمل بود(هولمز وهمکاران،1998،به نقل از نریمانی،رجبی1386). گویی انسان،جز عمل وظیفه ای نداشت.این ویژگی مهم انسان در طول تاریخ تحول نوعی،تدریجا شکل ذهنی یافت وبسیاری از فعالیت های انسان از حوزه عملکرد عینی به قلمرو فکر انتقال یافت.شعور خلاق موجب شد که برآوردن بسیاری نیازها،به طریق فکری وبا حداقل فعالیت های جسمانی انجام پذیرد وحیطه فعالیت های حرکتی او روز به روز محدود تر شود.کاهش تدریجی حوزه عملکردی وایجاد وگسترش قلمروفکری به عنوان فرآیند تاریخی،انتقال از عمل به تامل نام گرفته است.در کنار آثار عظیم مادی ومعنوی که بر این تفکر وتامل مترتب شد،انسان از اصیل ترین نیاز خود یعنی عمل وحرکت فاصله گرفت.اکنون شواهد بیشماری وجود دارد که عمل وحرکت به عنوان تداوم آن خصلت آغازین،نه تنها زاید نبوده،بلکه نقش تصحیح کننده دائمی را برای ذهن انسان ایفا کرده است.در هر عملی،نوعی آزمون واقعیت وجود دارد.بدین ترتیب،هر شیوه درمانی که این خصلت آغازین انسان را در نظر نگیرد،توفیق چندانی نخواهد داشت(فتحی، طاهر،1380). مهمترین وجه تمایز روان نمایشگری نسبت به سایر روش های درمانگری را باید در عملی واجرایی وبدن آن دانست.اغلب مکاتب روان درمانگری،رابطه درمانگر-مراجع را در سطح کلامی محقق کرده وتمام هنر خود را در همین دیالوگ به کار می گیرند.پسیکودرام براساس رهیافت های نظری خود،عمیقا به عمل واجرا،آن هم در صحنه باور دارد.اصولا،نمایشی بودن این روش،حاکی از تشابه فراوان آن به تئاتر است.برای روان نمایشگران ارائه یک بازی زیبا وهنرمندانه از سوی مراجع،هدف نخستین محسوب نمی شود.بلکه هدف از اجرا ونمایش بازی های تئاتری،دست یابی به اهداف درمانی است.با این همه،هرچه شرایط جلسه درمان به شرایط وجو نمایش های عادی نزیک تر باشد-تئاتری کالیستی باشد-درمان،مسیر آسان تری را طی خواهد کرد.
2-5 پسیکودرام از نظر اهداف اجراکنندگان به سه دسته تقسیم می شوند:
1-پسیکودرام تشخیصی
2-پسیکودرام درمانی
3-پسیکودرام تربیتی
در پسیکودرام تشخیصی،درمانگر به فرافکنی ویژگی های شخصیت در کردار،گفتار،عواطف،خلق وانتخاب موضوع نمایش به وسیله بازیگرنقش،توجه بیشتری می کند.در پسیکودرام درمانی،درمانگر متعاقب فعالیت های بالا،راه های درمانی را نیز در نظر می گرد وهمزمان از همان طریق ایفای نقش را گام به گام به اجرا می گذارد.پسیکودرام تربیتی در محیط های بازپروری وآموزشی با موفقیت بیشتری به کار برده می شود.در این مکان تلاش می شود که از طریق شیوه های مختلف اجرای پسیکودرام به اصلاح مفاهیم وپندارهای روانی-اجتماعی نادرست یا ناکافی تشکیل دهنده کودکان ونوجوانان پرداخته شود وبه آن ها فرصت داده شود که خودبه خود نقطه عف های شخصیتی یا روابط اجتماعی خود پی ببرند(بهرامی ،هادی ،1374)
2-6 ارکان وابزار تئاتر درمانی
روش تئاتر درمانی معمولا دارای پنج ابزار اصلی است:صحنه،پروتاگونیست،رهبر گروه یا تسهیل گر(کارگردان)،یاور(عضو یا اعضای کمکی)،حضار(بلاتنر،2000،به نقل از یانیو،2011)
1-صحنه:مهمترین بخش تئاتر درمانی ا است.در صورت لزوم ونیاز هرکجا می تواند باشد؛صحنه جنگ،کلاس درس،خانه،حل تعارضات شدید در یک صحنه یا فضای امن صورت می گیرد.این صحنه را”صحنه مورینو”می نامند که معمولا به صورت بالکن دایره شکل است ونورخاصی دارد.صحنه در سه سطح اجرا می شود1)سطح گفتگو وتبادل نظر2)سطح مصاحبه3)عالی ترین سطح که سطح عمل است(نوابی نژاد،شکوه ،1389)به گفته مورینو صحنه تئاتر درمانی باید مدور باشد تا میان بازیگر وتماشاگر ونیز خود بازیگران ارتباط بهتری برقرارد شود.دایره یک ساختار مهم است.این شکل گیری کلیت،توجه وتمرکز است وحاوی ویژگی های تسیکن دهنده گی وشفابخشی است(خوجه ئیان،1382).مورینو با اعتقاد عمیق به اصل درمانی دایره،سه دایره متحدالمرکز ارائه نمود.با آن که دایره ها در درون هم بودند،اما سطح های یکسانی نداشتند ودر نتیجه سه سطح پدید آمد.مورینو معتقد بود که این سه سطح نمادی از سطوح آمادگی شخص اول است.سطح اول حاکی از کسب اولین آمادگی ها برای ایفای نقش است.سطح دوم نمادی از کسب آمادگی بیشتر وسرانجام سطح سوم،نشانه آمادگی کامل او برای حضور در صحنه نمایشگری است.بررسی های تاریخی نمایش نشان می دهد که صحنه مکان تجربه عمیق تر فرآیندهای روانشناختی است.فضای صحنه تئاتر درمانی نمادین وانعطاف پذیر است.فضای صحنه نمادی از تمامی مکان های زندگی گذشته،حال وآینده اوست(فتحی،طاهر ،1380)در روی صحنه وبرای کمک به ایجاد حس فضایی وزمانی”اینجا واکنون”برای گروه از وسایلی کمک گرفته می شود که می تواند به طور کلامی نشان داده شود یا با استفاده از صندلی ها وبالش های مشخص گردد.استفاده از وسایل صحنه به پروتاگونیست(درمانجو)کمک می کند به گونه ای فزاینده در تماس با خاطرات وهیجاناتی قرارگیرد که به واسطه ی آن،فضا تداعی شود(هولمز،1994)ابزار صحنه نمایش را وسایلی چون یک میز ساده،چندصندلی،چندبالش(برای بکارگیری تخیل وبرون ریز مشکلات)تشکیل می دهد که بازیگر اصلی باید با بهره گیری از تخیل،به ان ها معنای نمایدن بدهد(انصاری،1385).همچنین مانند سایر نمایش های معمولی،در تئاتر درمانی نیز از”نور ونورپردازی”استفاده می شود.اصولا نمادگرایی نور در صحنه مورد توجه واستفاده ی بسیاری از درمانگران است.مثلا رنگ قرمز نمادی از جهنم است ومی تواند درانتقال احساس خشم مفید باشد.رنگ آبی اشاره ای به رویاهاست.بسیاری از کارگردان ها از رنگ آبی در تداعی بستر مرگ بهره می برند.رنگ سبز،بیانگر مکانی جنگل،باغ وزیبایی های طبیعت است.رنگ قهوه ای را می توان به

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد روان درمانی، ایفای نقش، نمایش درمانی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد ایفای نقش، خودانگیختگی، همسان سازی