منبع پایان نامه ارشد درمورد روان شناسی، تربیت هنری، ارزیابی شخصیت، قرن نوزدهم

دانلود پایان نامه ارشد

می شوند و همین آشنایی آنها را زودتر به سوی بزرگسالی سوق می دهد.
گروه همسالان یا کودکان همسن و سال در سن مدرسه دارای اهمیت زیادی است، چون کودک به صورتی فزاینده اوقات خود را با آنها می گذراند. برای کودک، وجود گروه دوستان، به عنوان یک عامل اجتماعی شدن برای تحول هویت و ارزش ها از اهمیت زیادی برخوردار است.125

فصل پنجم
نقاشی کودکان

تمام نظریه های مربوط به نقاشی کودکان، به طرزی اجتناب ناپذیر، با فرضیاتی درباره نوع و ماهیت تصویر همراهند. در اینجا نکته مهم آن است که این فرضیات شکافته و روشن شوند و درباره احساس، انگیزه و شناخت کودک از نقاشی اطلاعاتی حاصل شود که بتواند ما را در ساخت و یا مطالعه فیلم های انیمیشنی که برای تأثیرگذاری بر نقاشی کودکان تولید می شوند، یاری رساند.

5-1: تاریخچه
تاریخچه پذیرش گسترده کار کودکان در مقام هنر را می توان تا زمان پژوهندگان نامداری چون فرانتس چیزک126 در وین ردیابی کرد. در سال 1897، چیزک یک کلاس هنر دایر کرد که تأثیر اصول راهنمای آن تا امروز نیز به حیات خود ادامه می دهد. وجود و رواج نظریه ای مبنی بر اینکه کودکان نورس را از یک آمادگی طبیعی در جهت هنر برخوردارند، در درجه اول مدیون کارهای چیزک است. نکته جالب توجه اینکه خود چیزک نیز ظاهراً فقط به دلیل خصوصیات هنری کارهای کودکان بود که به آنها علاقه نشان می داد. آنقدرها که لوونفلد به احتمال سودمندی کلی درمانی و آموزشی در کمک به رشد هنری کودکان علاقمند بود، چیزک نبود.127
مطالعات جدید در خصوص نقاشی های کودکان از قرن نوزدهم آغاز می شود. بخش بزرگی از نخستین پژوهش های انجام شده در خصوص نقاشی کودکان، به شکلی جامع توسط هریس (1963) بازنگری شده است.128
از حدود سال 1885 تا دهه 29 – 1920، علاقه ای جهانی به تعیین نوعی طبقه بندی برای هنر کودکان وجود داشت. در بسیاری از کشورها، کوشش های فراوان در جهت گردآوری نقاشی های خودانگیخته کودکان و توصیف و طبقه بندی آنها به عمل می آمد.129
مهم ترین دستاورد آن مطالعات اولیه را شاید بتوان فراهم آوردن شالوده ای برای طبقه بندی نقاشی های کودکان در قالب مراحل یا زنجیره رشد دانست. سه محقق، به ویژه، کمک های شایانی به تشخیص و شناسایی این مراحل کردند. کرشنشتاینر130 در سال 1905، هزاران نقاشی انجام شده توسط شاگردان مدارس ابتدایی آلمان را مطالعه کرد و توانست آنها به سه گروه بزرگ تقسیم کند که تا حدودی نیز با توالی سنی کودکان مطابقت داشت: نقاشی های طرح گونه، نقاشی های دارای شکل ظاهر دیداری و نقاشی هایی که در تلاش برای بازنمایی از فضای سه بعدی انجام شده بودند. روما131 در سال 1913 به مطالعه نقاشی هایی پرداخت که شاگردان مدارس در طی چندین سال کشیده بودند و توانست به وجود 10 مرحله متوالی در شکل گیری و تکامل نقاشی از پیکره انسان در این آثار پی ببرد. اما مهم ترین طبقه بندی از میان این طبقه بندی های اولیه، احتمالاً همان طبقه بندی پیشنهادی توسط لوکه132 در سال های 1913 و 1927 باشد. این طبقه بندی متشکل از 5 مرحله رشد، به این علت از اهمیت خاصی برخوردار بود که خود تا حدودی تجسم نظریه ای یکپارچه بود و تا حدودی نیز به این علت که بعدها در کارهای پیاژه مؤثر واقع شد.133
بر اساس مراحل رشد پیشنهادی توسط لوکه (و دیگران)، خانم فلارنس گودایناف134 در سال 1926 کتاب خود را در زمینه اندازه گیری هوش کودکان از روی نقاشی های ایشان انتشار داد. این کتاب، به اضافه تجدید نظر و تکمیل آن توسط هریس در سال های بعد (1963)، سنتی نو و ماندگار در استفاده از نقاشی برای ارزیابی رشد عقلی پی ریزی کرد و بدان شکل داد. نتیجه مهم این کتاب، آزمایش معروف به “آزمون نقاشی آدمک” بود.135
از سال 1940 به بعد، علاقه ای نو به نقاشی کودکان بر اساس این فرض که کودکان هیجان ها و انگیزه های خود را به درون نقاشی هایشان فرافکنی می کنند، شکل گرفت و رونق یافت. این گونه بهره گیری از نقاشی برای ارزیابی شخصیت و سازگاری روانی، بخشی از کاربرد گسترده تر روش های فرافکنانه در روان شناسی بالینی و روانپزشکی را تشکیل داد. همچنان که در دیگر روش های فرافکنانه دیده می شود، مانند “آزمون لکه های جوهر رورشاخ” در استفاده تفسیری از نقاشی برای ارزیابی شخصیت، بر تأثیرات شهودی و ذهنی به مراتب بیش از تحلیل علمی توجه شده است.136
مجله هفتگی شانکار137 در هند و در دهه 1950 ابتکار بسیار جالبی به کار برد. به این شکل که هر سال مجموعه ای از نقاشی ها و نوشته های کودکان زیر 16 سال سراسر جهان را در یک شماره مخصوص انتشار داد و مسابقه و جوایزی برای ایشان صورت می داد. تنظیم این مسابقه بین المللی زمینه ای برای معرفی استعدادهای هنری کودکان جهان گردید و ابتکار شانکار نه تنها در هند بلکه در بسیاری از کشورهای جهان مورد استقبال و تقلید قرار گرفت.138
یونسکو نیز تحقیقاتی در این زمینه انجام داده است. کارشناسان این مرکز در سال 1960 برای دو گروه سنی (10 تا 14 سال و 14 تا 17 سال) دو داستان متفاوت تعیین و برای کودکان یازده کشور ارسال نمودند و از آنها خواستند تا نقاشی هایی در ارتباط با موضوع ترسیم و برای این مرکز بفرستند. پس از جمع آوری نقاشی ها و بررسی آنها، معلوم شد که نقاشی ها از لحاظ انتخاب رنگ برای مناظر، قیافه و رنگ پوست و فرم لباس های افراد و قهرمانان داستان، شکل و فرم ساختمان ها و خیابان ها، نوع درختان و گیاهان و اقلیم و بطور کلی در رابطه با نوع اقلیم، نوع آداب و رسوم، فرهنگ و نظایر اینها با یکدیگر فرق دارند و این بیانگر برداشت متفاوت کودکان از محیط اطراف و اجتماعاتشان است.139
از اواخر قرن نوزدهم به بعد، برخی از آموزشگران تدریجاً به این اعتقاد رسیدند که بیان هنرمندانه می تواند نقشی حساس در رشد و آموزش کودکان ایفا کند. یکی از نخستین اندیشمندان مؤثر در شکل گیری این سنت نوخاسته، چیزک در وین بود. از اندیشمندان بعدی در قاره اروپا می توان به هانس140 و میکلا اشتراوس141 از مرکز تحقیقات والدورف142 و رودلف اشتاینر143 اشاره کرد. یک شخصیت حساس و مهم دیگر در این سنت جدید، ویکتور لوونفلد نام داشت. لوونفلد معتقد بود که بیان انفرادی خویشتن به زبان هنر، لازمه رشد سالم هیجانی و شخصی است.144
یک نگرش هنرمندانه مهم دیگر به نقاشی، نگرش رودلف آرنهایم و انبوه پیروانش بود )مانند کلوگ، 1977؛ گاردنر، 1980(. آرنهایم (1956) در کتاب خود به نام هنر و ادراک دیداری145، روان شناسی ادراکی گشتالت را به پیچیده ترین و شناخته شده ترین شکل خود در هنر به معنی اعم کلمه و در نقاشی کودکان به معنی اخص آن به کار بسته است. نظریه هنری آرنهایم قابل توجه است، زیرا یکی از جامع ترین بررسی های نظری در زمینه نقاشی کودکان به شمار می رود و جنبه های ادراکی، هیجانی – بیانی و عقلی – رشدی را در درون یک چارچوب واحد در برمی گیرد و در اختیار ما قرار می دهد. به ویژه آنکه در آثار آرنهایم به توصیفات ساختاری نقاشی های کودکان از لحاظ اصول گشتالت ساماندهی ادراکی دست می یابیم. آرنهایم در یکی از کارهای بعدی اش (1969) جداً خواستار تأکید بیشتر بر تفکر دیداری در فرهنگ و آموزش و پرورش شده است.146
آنچه به قدر کافی در نظریه پیاژه مورد توجه قرار نگرفت مسائلی در زمینه سامان دهی و انتخاب مراحل کار است که کودک ضمن تلاش برای آفرینش نقاشی با آنها مواجه می شود. توجه نکردن به آن عوامل اجرایی در تبدیل اطلاعات اراکی (یا تصویر ذهنی) به بازنمایی یا تصویری قابل تشخیص بر سطح کاغذ، پیاژه را در اغلب موارد به سمت کم بها دادن به اطلاعات کودکان هدایت کرده است. فریمن147 (1980) مثال های بسیاری از تأثیرات بنیادی سوگیری عملکردی و مشکلات برنامه ریزی در شکل نهایی نقاشی تکمیل شده ذکر کرده است.148
گذار از مرحله مشاهده نقاشی ها به عنوان “خروجی” محتویات ذهنی به مرحله درنظر گرفتن آنها به عنوان ساختارهایی که شکل نهایی شان تابع مراحل به کار بسته شده برای تولید آنها است، یکی از مهم ترین تحولات اخیر در مطالعه نقاشی کودکان بوده است. به عبارت دیگر، این تغییر در نگرش ما به نقاشی کودکان بوده است. به عبارت دیگر، این تغییر در نگرش ما به نقاشی کودکان به قدری اهمیت دارد که پیامدهای آن هنوز می تواند هنر کودکان را به مقام محوری خود در روان شناسی عقلی (شناختی) کودک باز گرداند. با آنکه بسیاری از متخصصان امروزی اهمیت توجه به فرآیند ساخته شدن نقاشی را تأیید می کنند، گسترده ترین و یکپارچه ترین تحلیل فرآیند نقاشی کودک تا این تاریخ توسط فریمن به عمل آمده است (1980). راهبردهای مورد استفاده کودکان در آفرینش نقاشی، نه فقط از این لحاظ که به ما امکان می دهند هنر کودکان را به نحوی رضایت بخش تر تحلیل کنیم جالب هستند، بلکه چشم انداز و امکان پیشرفت در شناخت شکل گیری و رشد مهارت های برنامه ریزی و سامان دهی را نیز به طور کلی به روی ما می گشایند.149

5-2: اهمیت توجه به نقاشی کودکان
چنانچه اشاره گردید، در سال های اخیر روان شناسان نقاشی را در مقام فعالیتی بغرنج برای کودکان پذیرفته اند و همراه با این پذیرش، این واقعیت نیز تحقق یافته است که فرآیند نقاشی می تواند تأثیری چشمگیر در تصویر تمام شده داشته باشد. کودکان در جریان ساخت تصویر با مسائلی چون برنامه ریزی، جاگذاری و هم راستا کردن اجزای تصویر مواجه می شوند. راه حل های کودکان برای این مسائل را می توان تابع و تحت تأثیر گرایش های ادراکی و کارکردی ایشان دانست. فقط زمانی که تمامی این عوامل بررسی و درنظر گرفته شوند می توانیم به تفسیر نقاشی های کودکان از لحاظ آنچه ممکن است از دنیای ادراکات و احساسات ایشان در معرض دید ما قرار دهند بپردازیم.
اگر نقاشی کودک با دقت و با در نظر گرفتن حقایق اجتماعی او مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد، وسیله ای بسیار مهم برای زیر نظر داشتن روند تکامل و شناخت اجتماعی، ناراحتی های فکری و عاطفی کودک و علل ناسازگاری او با اجتماع و توقف یا آهسته تر شدن روند تکامل و پیشرفت اوست. حتی می توان گفت هیچ آزمایشی نمی تواند مثل نقاشی بطور کامل تفاوت های فکری و خصیصه ای افراد مختلف را عیان سازد.
همچنین از نقاشی برای سنجش توانمندی ذهنی کودکان استفاده می شود. به عبارت دیگر « غالباً وجود زندگی کودک در بازی یا نقاشی ظاهر می شود.»150
از دیدگاه پیاژه نیز نقاشی چیزی در حد فاصل بازی و تصویر ذهنی است که کودک به واسطه آن دنیای واقعی خود را بازنمایی می کند.151
کاربردهای نقاشی حتی شامل کودکان دچار محرومیت حسی، معلولیت ذهنی و اختلال در زمینه سازش با محیط زندگی نیز می شود. نقاشی برای کودکان عقب افتاده، یا کر و لال یا کودکان عصبی، وسیله بیان بسیار مؤثری است.
گی (2004) در تصریح پیامدهایی که تربیت هنری با خود به همراه می آورد، بیان می کند که تربیت هنری در حیطه های مختلف مؤثر است و آثار ناشی از تربیت هنری را در سه حوزه ارزش های اخلاق، پرورش ذهنی و مهارت های کاری و تقویت روحی و جسمی افراد مورد توجه قرار می دهد.152
هنرها به دانش آموزان می آموزند که مسائل می توانند بیش از یک راه حل داشته باشند و پرسش ها نیز می توانند بیش از یک پاسخ را به همراه داشته باشند. از طریق هنرها، این مفهوم دریافت می شود که کارهای خوب با شیوه های مختلفی قابل انجام است.153
به عقیده سایمون (1996)، هنر باعث رشد مهارت های کودک برای ابراز عقاید و احساسات به دیگران می شود و می تواند فرصتی را برای کودک فراهم کند تا به وسیله آنچه پدید می آورد به بیان خویشتن بپردازد. همچنین از آنجایی که هیچ درست و یا نادرستی در آنچه پدید آمده وجود ندارد، هنر می تواند برای فرد منشأ کسب موفقیت شود. هنر باعث رشد خلاقیت افراد نیز می شود.154
فعالیت های هنری به شناخت کودک از دیگران کمک می کنند و موجب آگاهی کودک نسبت به محیط اطرافش می شوند. کودکان در این بین به مشارکت و تبادل نظر و تبیین

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه نهج البلاغه، حوزه و دانشگاه، دانشگاهها Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه امام صادق