منبع پایان نامه ارشد درمورد روان درمانی، ایفای نقش، نمایش درمانی

دانلود پایان نامه ارشد

اجرای این رح اولا روان نمایشی است که با اصالت دادن به هستی در محیط مالوف خود ودر چارچوب همان جامعه اجرا می شود وثانیا:روان نمایشی بی طرف،عینی وقابل انعطاف است.روان نمایشی به جای روش طبیعی از روش آزمایشگاهی استفاده می کند وبرای پاسخ گویی به نیازهای اجتماعی،فرهنگی شخص صورت می پذیرد(هادسن،ترجمه؛آقا عباسی1383)مورینو می گوید:”شخص بیمار،انسانی است که روابط بیمارگونه دارد.بدین ترتیب آنچه باید تصحیح ودرمان شود رابطه او با دیگران است.تئاتر درمانی روش گروهی اصلاح رفتار ورویکردی رابطه محور است.تئاتر درمانی یکی از بهترین روش های درمان بیماری خودمحوری است(بلاتنر،2007b).تئاتر درمانی باعث شفاف شدن احساسات وافکار وایجاد فضای امن وانگیزه در بیماران می شود.در تئاتر درمانی گروهی،بیماران با ایفای نقش های ساده ناخودآگاه ذهنی خود را تخلیه کرده ودر عین حال به علت برون ریزی هیجانی،احساس لذت وآرامش کرده وبا استفاده از حرکات وتبدیل به عمل سازی احساسات،خشم ها وپرخاشگری هایشان را نشان می دهند ودر مدت زمان کوتاه برون ریزی عاطفی،بصیرت تصحیح عادات وافزایش اعتماد به نفس با این روش بدست می آید وحتی زمان بستری شدن بیماران را کاهش می دهد(زادهمحمدی،علی، 1391).از آنجایی که تئاتر درمانی روش گروهی اصلاح رفتار ورویکردی رابطه محوراست،در شرایط درمان،ادراک های مخدوش،نارسایی ارتباطی،پاسخ های هیجانی نارسا،رفتارهای کلیشه ای،رفتار تکانشی واز خودبیگانگی می تواند بررسی وتغییرداده شوند.تئاتر درمانی در مقایسه با روش های دیگر روان درمانی که برپایه گفتگو استوار هستند،برای دستیابی به بینش ودرک هیجان هاواحساسات موجود در تجربه ها با ایفای نقش آن ها،کاربرد بیشتری می تواند داشته باشد.برای اینکه افراد احساس بهتری داشته باشند،باید مهارت های اجتماعی شان را افزایش دهند.چنین چیزی اغلب به معنای یافتن راه های گوناگون برای برقراری ارتباط با دیگران از راه ایفای نقش های گوناگون می باشد(کورکی وهمکاران1390).تئاتر درمانی توانسته است میزان شکایت های جسمانی،وسواس بی اختیاری،حساسیت در روابط بین فردی،افسردگی،اضطراب،پرخاشگری،هراس،افکار پارانوئید را در بیماران روانی مزمن مبتلا به اسکیزوفرنی را کاهش دهند(زاده محمدی ، علی، 1391)پژوهش های زیادی نشان داده اند که تئاتر درمانی توانسته است در رفع مشکلات عاطفی وهیجانی(چانگ،2006)مدیریت پرخاشگری در افراد ناشنوا(خلعتبری،1388)،بهبود مشکلات رفتاری ورشد هیجانی(مونتای،2008)،کاهش احساس تنهایی ونارضایتی اجتماعی(اناری،1387)موثر واقع شود.
2-4 تاریخچه تئاتر درمانی
تاریخ تئاتر درمانی به عنوان یک روش درمانی به روش دکتر مورینو به سال 1921 برمی گردد.از میان روانشناسان قرن بیستم نخستین کسی که به اثرات آرامش بخش بازی ونمایش در ذهن وضمیر بازیگر پی برد”اکوب لوئی مورینو”بود.او به اصل رسید که از هنر نمایش برای بروز فشارها وتضادها وهمچنین
“عقده گشایی” و”تخلیه هیجانی”به راحتی می توان استفاده کرد.او در سال 1920تحت تاثیر روانکاویتئاتر درمانی را پایه ریزی کرد وگسترش داد.در دهه 1960میلادی در اثر تحولات اجتماعی در اروپا وآمریکا هنر نمایش در این ممالک روی دیگر به خود گرفت وبه پیشرفت هایی نائل آمد وآن را تئاتر درمانی نامیدند(فخری،1380)مورینو پیشگام اصلی گروه درمانی ونظریه نقش بود ونشان داد که ایگو در یک محیط درمانی امن،بینشی جدید پیدا می کند وخارج از نقش های اولیه اش توسعه واستحکام پیدا می کند ومی تواند نقش های ویژه ای را اعمال کند والگوهای رفتاری غیرانطباقی را تسهیل وتغییر دهد(یانیو،2011)
مورینو تئاتر درمانی را “علم کشف حقیقت”نامید.معمولا مورینو ابتدا خود در میان گروه به صحنه می آمد ویک واقعه مربوط به اخبار روز را که از جراید بیرون آورده بود،توصیف می کرد.حضار با کارگردان(مورینو)در این زمینه شروع به بحث می کردند وسپس کارگردان از آن ها دعوت می کرد تا به صحنه بیایند وآن واقعه را به صورت تئاتر به اجرا درآورند.این بازیگران در زمینه تئاتر حرفه ای نبودند،بلکه هر یک مشکل فردی-روانشناختی داشتند که برای درمان مراجعه کرده بودند(فخری،افسانه ،1384)
مورینو متعقد بود که در تمام اختلالات روانشناختی می توان از اصول تئاتر درمانی به عنوان یک روش درمانی مفید بهره گرفت؛حتی در جنون ها.او کاربرد تئاتر درمانی را به بیماران محدود نمی کرد،بلکه این روش ها را در مورد بزهکاران،مجرمان،افراد عادی وجمعیت ها وموسسه ها نیز به کار می گرفت.همچنین در موقعیت های آموزشی،مشاوره ازدواج،مشکلات مراکز صنعتی وبه طورکلی برای کلیه موارد مشاوره وراهنمایی با روش شناسی مشخص از تئاتر درمانی استفاده می شود.از سال 1940به بعد موسسه مورینو تئاتر درمانی را به جمع مردم آورد وبه این ترتیب همه توانستند در آن شرکت نمایند.مورینو معتقد است که شاید روزی بتوان تئاتر درمانی را در تلویزیون به صورت”روانپزشکی توده مردم”مطرح نمود(بلاتنر،2007)
هرچند که تئاتر درمانی بیشترین اثر را در موقعیت های گروهی(گروه درمانی)دارد اما با انطباق روش های آن در فرآیندهای درمانی تحلیل خانواده،زوج درمانی وحتی درمان انفرادی نیز به کار می آید.فراتر از روش ها،اصول تئاتر درمانی عمق بیشتری به درک پدیده فردیت وروان شناسی اجتماعی می بخشد.روش های تئاتر درمان بسیاری از رویکردها همچون رفتاری،شناختی،خانواده درمانی،درمان با رویکرد گشتالتی وسایر موارد نفوذ کرده است.تئاتر درمانی و روانکاوی در اروپا وجنوب آمریکا بیش از ایالات متحده وحدت پیدا کرده اند،اما در دهه گذشته درک تاثیر متقابل روش های تجربی وروانکاوی افزایش قابل توجهی پیدا کرده است.می توان از چندمثال برای توصیف جایگاه تئاتر درمانی در درمان استفاده کرد.ارتباط روش های اجتماعی در موقعت درمانی گاهی همچون ارتباط ابزار برقی ونجاری است.نجار باید به حدی از مهارت کارکردن با چوب رسیده باشد تا بتواند از ابزار به خوبی استفاده کند.اما ابزار خوب ونو برای او جلوه وتنوع بیشتری در کار ایجاد می کند.همچنین روش های تئاتر درمانی را می توان به اضافه کردن سازهای بادی به مجموعه یک ارکستر تشبیه کرد.وارد کردن این سازها دامنه وعمق اثر ارکستر را توسعه می دهد.دو موضوع یا دو شیوه اغلب اثر افزاینده بر یکدیگر دارند وموجب پیدا شدن شکل جدیدی می گردند که قوی تر از مجموع تک تک آن هاست(حق شناس، حسن ،اشکانی،حمید ،1370).نمایش درمانی یک درمان گروهی است وبه حرکات،ساختارهای ارتباطی وبازی گروهی توجه دارد.به این ترتیب نمایش درمانی اصالت را که همانا ارتباط طبیعی با تئاتر ومسائل تئاتری یعنی ایفای نقش در یک فضای خاص به همراه دیگر هنرپیشگان ویا تماشاگران حفظ کرده است.نقش درمانگر در نمایش درمانی،مشابه کارگردان تئاتر است.او علی رغم تمام مقاومت ها،تلاش ها وابهامات که لازمه فرآیند خلاق است می بایست ازترتیب ونظام کار یک تصور ذهنی داشته باشد ودر سایه این تصور کلی است که ساختار کار شرکت کنندگان ساخته می شود ومی توانند خلاقانه مفهوم ایفای نقش خود را کشف کرده ویا آن را تصحیح کنند.این تصویرکلی الزاما ثابت نیست ومی تواند هماهنگ با نظم بندی گروه تغییر کند(فخری، افسانه، 1380).
پایه های نظری پیسکودرام:تئاتر درمانی در پایه درک نظری پیچیده اما بسیار توانمندی استوار است.در واقع برخلاف نظریه های رایج،چنین درکی بر اصولی یگانه ومحدود متکی نیست.تئاتر درمانی نوعی روش است که در بیشتر مکتب ها ودیدگاه های روانشناختی محملی برای آزمایش است؛همچنین امکان عملی شدن اصول درمان آن نظریه را فراهم می کند.این حوزه عملی روان درمانی از اصول عام روانشناسی وروان درمانی تغذیه شده وبه درک ما از ماهیت انسان دیدگاه های جدیدی را اضافه می کند.پیسکودرام،درمان بیانی26است واز عناصر نظری سایردرمان های هنری خلاق27،همچون استفاده از هنرهای موسیقی،رقص،حرکت،شعر ودرام در درک تاثیر چندوجهی(در ابعاد زمان ومکان)تئاتر درمانی موثر است(بالنر،1999).پیسکودرام دارای رویکردی بسیار اجتماعی است.این موضوع بیشتر به علت تمرکز آن بر حوزه اجتماعی وارتباط پویای انسان وجامعه است.بنابراین هم عمق وهم جنبه های نهفته تجربه انسانی وهم پیچیدگی تعاملات اجتماعی با روش های تئاتر درمانی بهتر کشف ومشاهده می شوند.برهمین اساس بسیاری از نظریه های روان شناسی اجتماعی،می توانند از روش های سایکودارم برای توضیح وتوعه نظریه های خود استفاده کنند.برخی از گرایش های سال های اخیر در حوزه ی روان شناسی و روان درمانی نیز دلایلی اساسی برای استفاده از تئاتر درمانی پیدا کرده اند؛در این زمینه به خصوص از روانشناسی روایتی28،ساختاری،بین فردی،هرمونیک(شفابخشی)،اسطوره شناسی شخصی29،نظریه فمنیسیتی30،وسایر نگرش های پسامدرنی می توان نام برد.بنیادهای پسیکودرام را با کاربرد برنامه ریزی زبانی-عصبی31،در نظریه های سازه های شخصی جورج کلی وبسیاری دیگر از سیستم های تئاتری وعلمی در فرهنگ معاصر می توان یافت(بانی واسکات،1983؛باچانان ولیتل32،1983 به نقل از حق شناس واشکانی،1383).با مروری بر نظریه های همجوار وبین رشته ای با سایکودارم که در بالا اشاره شد،حال به نظریه پایه ای این رویکرد می پردازیم.به صراحت می توان گفت که تئاتر درمانی یعنی تعامل بین چهار عامل:خلاقیت،خودجوشی،بازیگری33 ودرام.مورنو بر اهمیت تاثیر مسائل افراد در کاهش سط خلاقیت آنان تاکید کرده است.مهمتر اینکه خلاقیت را نمی توان به زور وتعمد ایجاد کرد(خلاقیت با نشستن وفکرکردن به مساله ایجاد نمی شود).برعکس،خلاقیت فی البداهه از درگیری افراد توام با تبادل فعال وتجربه به دست می آید.به علاوه تجربه کردن،کنشی آزمایشی وآزمایشگاهی است وپسیکودرام را می توان آزمایشگاهی اجتماعی-روان شناختی به شمار آورد.عناصر متنوع آن عناصر زنده ای معادل لوله ها،مواد شیمیای ولوازم الکتریکی آزمایشگاهی دانشمند علم فیزیک وشیمی است(مورنو،1956؛کاتلر34،1994).مورنو دریافت که برای پیدا کردن جایگزین های کارآمدتر درام یا تئاتر،برای موقعیت های مساله ساز،تقلید یا اجرای آن ها،گرداننده وپیش برنده کشف ریشه نگرش ها واحساسات است(نریمانی، محمد ،رجبی، سوران ،1385).
2-4-1 گستره ی خزانه نقش35
پسیکودرام در مقایسه با روش های دیگر روان درمانی که برپایه گفت وگو استوار هستند برای راهیابی به بینش ودرک هیجان واحساسات موجود در تجربه ها،موثرتر است.چنانچه اشاره شد،پسیکودرام برجنبه های هیجانی-عاطفی،تجسم وتخیل وبه کارگیری حس خردمندانه تاکید می کند.جنبه های تحرک جسمانی موجود دراین روش ها موجب جذب وتجربه قوی تر یادگیری می شود واین یادگیری هاست که اجزای حیاتی یک برنامه روان درمانی را می سازند(آنژیو36،1984)
2-4-2 اهمیت بازی وخودجوشی
پسیکودرام بازی را نه از آن روی که فی البداهه است،حمایت وتشویق می کند بلکه به عنوان عنصری حیاتی به آن می نگرد.جمله نوشته شده بر آرمگاه مورنو این واقعیت را به خوبی نشان می دهد”اینجا مردی آرمیده است که خنده(شوخی)وبازی را به روانپزشکی بازگرداند”.همچنین خودجوشی خصوصیتی حیاتی است که باید مانند مهارتی ریشه دار در روح انسانی کاشته شود.مورنو هم مانند یونگ معتقد بود که ناخودآگاه نه فقط مخزن مجموعه درهم پیچیده افکار واحساسات واپس زده شده وناپذیرفتنی فرد،بلکه منبع بالقوه شعور وخلاقیت نیز هست.برای به حرکت درآوردن این نیرو باید فعالیت های فی البداهه ای را بپذیریم،به آن ها اعتماد کنیم ودر آن غوطه ور شویم تا حجمی از تصورات خوش بینانه ما را احاطه کند.یکی از خوش بینی های مورنو که بهترین راه رسیدن به خلاقیت است،توسعه خودجوشی است(کارپ37،1994).
2-4-3 روشی برای همدلی
روش نقش معکوس روشی است که به مراجعان روان درمانی ودانشجویان ودانش آموزان کمک می کند که دیگران را درک کنند؛چنین درکی با موعظه ونصحیت ایجاد نمی شود،بلکه با پرورش مهارت نگریستن دیگران وبا کاشتن مهارتی از زاویه عادت ها،خودمحوری وآنچه که آلفرد آدلر”حس جمعی”38 (آدلر،1939)می نامد،بدست می آید.بسیاری از درمان ها به این موضوع اهمیت چندانی نمی دهند،اما پسیکودرام این نظریه را در قلب-روش های خود جای

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد روان شناسی، اختلالات روانی، روان درمانی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد روان نمایشگری، ایفای نقش، روابط اجتماعی