منبع پایان نامه ارشد درمورد رابطه نامشروع، قتل عمد، قانون مجازات، انقلاب نسبت

دانلود پایان نامه ارشد

برداشتم، ديدم فرصت خوبي است من به قصد کشتن او را زدم، تا اينکه افتاد، ميخواستم جگرش را دربياورم که مردم نگذاشتند … من به آرزويم رسيدم و از دينم و ناموسم دفاع کردم، همه ضربات چاقو را خودم زدم و برادرم ابراهيم نقشي نداشته است. ابراهيم اظهارات خود را تکرار کرده و گفت مقتول با چوب ضربه اي به سر او وارد نموده است. وکيل متهمان از موکلين خود دفاع کرده و آنها را بي گناه اعلام داشته، هاشم در مقام آخرين دفاع بيان داشت از جانم و ناموسم و اسلام و قرآن و دين دفاع نمودم. ابراهيم نيز در مقام آخرين دفاع بيان داشت، دخالتي نداشتم. دادگاه ختم رسيدگي را اعلام:
به شرح رأي شماره 491 – 25/3/1378 اتهام انتسابي به هاشم داير به ارتکاب قتل عمدي داود با توجه به شکايت اولياء دم و گزارش مأمورين انتظامي و گواهي پزشک قانوني و اظهارات مطلعين و مطالب معنونه از ناحيه وکلاي طرفين و اقرار و اعتراف صريح متهم که بدواً اظهار داشته قصد کشتن داود را نداشتم ولي بعداً اعلام داشته (به دنبال فرصت مناسب مي گشتم که روز درگيري ديدم فرصت خوبي است و به قصد کشتن او را چاقو زدم مي خواستم جگرش را هم دربياورم که مردم نگذاشتند و همه ضربات چاقو را تنها خودم زدم و برادرش اصلاً نقشي در زدن ايشان نداشت) و با در نظر گرفتن دادنامه شماره 1758 – 16/10/1377 صادره از شعبه هفتم دادگاه عمومي و دادنامه شماره 223 – 222 – 13/3/1378 شعبه سوم دادگاه تجديد نظر استان و ساير محتويات پرونده بزه انتسابي به نامبرده محرز و مسلم تشخيص و او را حسب تقاضاي اولياء دم به اعدام محکوم نموده و ابراهيم را از اتهام معاونت در بزه قتل عمدي تبرئه کرده است.
محکوم عليه و وکيل وي در فرجه قانوني نسبت به رأي صادره تقاضاي تجديدنظر نموده اند که رسيدگي به اين شعبه ارجاع شده است و اما لازم مي داند جريان دادرسي پرونده کلاسه 77/1512 شعبه هفتم دادگاه عمومي قم که در رأي بدوي به آن نيز اشاره شده و موثر در وقوع حادثه موضوع اين پرونده بوده تهيه گردد. آقاي هاشم طي شکوائيه مورخ 8/9/1377 و اوراق تحقيق از همسرش به نام سهيلا و داود به اتهام داشتن ارتباط نامشروع شکايت کيفري نموده و در مواجهه حضوري با سهيلا به شرح صورت جلسه مورخ 8/9/1377 اظهار کرده در تاريخ 2/9/1377 ساعت 8 شب سر زده داخل منزل شدم ديدم داود پسر عمه ام با سهيلا همسرم داخل منزل هستند، يک ميله گرد را داخل خانه بود برداشتم او را زدم فرار کرد، همسرم نيز منزل را ترک نمود و رفت، پس از يک هفته مراجعه کرد که مانع ورود او شدم، از داخل کمد نامه عاشقانه و يک عدد نوار پيدا کردم که مبين ارتباط نامشروع آن دو با يکديگر است. بانو سهيلا منکر داشتن ارتباط نامشروع با داود است.
رسيدگي به شعبه هفتم دادگاه عمومي قم ارجاع شد شاکي در اوراق بازجويي و جلسه دادرسي مطالب فوق را تکرار نموده ولي خانم سهيلا و داود منکر بزه انتسابي شده و رفت و آمد خود را فاميلي اعلام داشتند. محرمعلي پدر شاکي در برگ تحقيق مورخ 16/10/1377 اظهار داشت من يک روز وارد منزل هاشم پسرم شدم چون من کليد داشتم، ديدم داخل زير زمين عروسم سهيلا دمرو خوابيده و داود روي او خوابيده من چيزي نگفتم آمدم پسرم قاسم و هاشم را ببرم آنها را نديده ام. فقط به هاشم گفتم داود را راه نده به خانه ات و قرار شد خانه هاشم را رهن بدهيم و هاشم بيايد خانه خودم، در خانه ما هم ارتباط داشتند تلفن هم بعد هاشم هم ديده است. بعد تصميم گرفتيم پنهاني داود را بکشيم و او از آنجا ببريم ولي نشد، حتي داخل ماشين داود شکر ريختم که وسط راه ماشين وي خراب شود که نشد، قاسم (برادر شاکي 27 ساله) در برگ تحقيق اظهار داشت که يک روز من رفتم منزل داداشم هاشم، لاي در باز بود ديدم … سرپايي داود با سهيلا زنا مي کند، شلوار خود را پايين نکشيده بودند، فقط داود آمد بيرون آنها فکر کردند من نفهميدم، بعد به داداشم گفتم مواظب خانه ات باش ولي حقيقت و آنچه را که ديده بودم به او نگفتم. محمد حسين به عنوان گواه در برگ تحقيق اظهار داشت يک روز صبح پسر خانم سهيلا آمد درب منزل ما و يک نامه آورد و گفت مامانم کارت دارد، رفتم خانه سهيلا گفت من زنگ زدم خانه داود … شوهرم فهميده من به هاشم مي گويم من به (محمد حسين …) زنگ زدم نه سهيلا و من قبول نکردم. ناصر … 10 ساله فرزند هاشم و سهيلا در برگ تحقيق اظهار داشت پدرم گاهي در منزل با مادرم سر غذا و موضوعاتي درگير مي شدند، پدرم هميشه مراقب مادرم بود و سرزده به منزل ما مي آمد و با مادرم صحبت مي کرد و مادر چادر و روسري خودش را پيش او در مي آورد و براي هم … و بگو بخند مي کردند که من از ترس به پدرم چيزي نمي گفتم، تا اينکه يک روز داود مادرم را به داخل حمام برد و در آنجا با هم صحبت مي کردند، که بعد از چند دقيقه داود از حمام بيرون آمد و منزل را ترک کرد و من هر موقع خواستم اين موضوع را به پدرم بگويم مي ترسيدم تا اينکه خود پدرم اين صحنه را ديده و شکايت کرده، دادگاه پس از بررسي در اطراف نامه عاشقانه کشف شده در کمد خانه سهيلا … که بيشتر به خط داود … شباهت دارد و استماع اظهارات طرفين ختم رسيدگي را اعلام به شرح رأي شماره 1708 – 16/10/1377:
جرم انتسابي به داود … و سهيلا … را دائر به ارتباط نامشروع با توجه به گزارش مأمورين انتظامي و اظهارات مطلعين محرز تشخيص و به استناد ماده 637 قانون مجازات اسلامي هر يک از آنان را به 99 ضربه شلاق محکوم کرد.
سهيلا … و داود … با خط خود در ذيل رأي نوشته اند اعتراضي ندارند. وکيل شاکي خصوصي نسبت به رأي مذکور درخواست تجديد نظر کرده، شعبه سوم دادگاه تجديد نظر استان قم حسب رأي شماره 223 – 222 – 13/2/1378 حکم بدوي را نقض و رأي برائت متهمان را صادر نموده، آقاي هاشم … بر اساس ماده 31 قانون تشکيل دادگاه هاي عمومي و انقلاب نسبت به رأي مرقوم اعتراض کرده که با موافقت جناب دادستان کل پرونده به ديوان عالي کشور واصل، جهت رسيدگي به اين شعبه ارجاع شده و اين شعبه حسب دادنامه شماره 362/9 – 5/7/1378 به لحاظ وجود دلايل اثباتي حکم معترض عنه را نقض و رسيدگي را به شعبه ديگر دادگاه تجديد نظر استان قم ارجاع کرده، شعبه چهارم دادگاه تجديدنظر استان قم به موجب دادنامه شماره 772 – 5/11/1378 حکم بدوي را درمورد محکوميت خانم سهيلا … به اتهام رابطه نامشروع که به 99 ضربه شلاق محکوم شده تأييد کرده و نسبت به داود … حکم بدوي را نقض و به لحاظ فوت وي قرار موقوفي تعقيب صادر نموده است. اين شعبه با توجه به محتويات پرونده امر و پرونده اشاره شده به موجب دادنامه شماره 281/9 – 2/5/1379 چنين رأي داده است:
به حکم شماره 491 – 25/3/1378 شعبه هفده دادگاه عمومي قم از جهت احراز بزهکاري هاشم … مبني بر قتل داود … با توجه به اقرار صريح نامبرده به شرح اوراق تحقيق پاسگاه انتظامي و نزد قاضي تحقيق و جلسه دادرسي ايراد و اشکالي مترتب نيست ولي از جهت تشخيص نوع قتل و تعيين کيفر اعدام به جهات ذيل واجد اشکال شرعي و قانوني است زيرا محکوم عليه تجديد نظر خواه ساعت 5/8 شب 2/9/1377 همسر خود بانو سهيلا … را با داود … در حال زنا مشاهده و نامه عاشقانه بين آنها را کشف کرده و به طرح شکايت کيفري به شرح پرونده کلاسه 77/7/1512 شعبه هفتم دادگاه عمومي قم اقدام نموده، ناصر … طفل خردسال محکوم عليه به شرح برگ تحقيق مضبوط در پرونده کيفري مادر خود بانو سهيلا … را با داود … که در حمام خانه خلوت کرده بودند مشاهده نموده، پدر محکوم عليه به نام محرمعلي … و برادرش قاسم … به شرح اوراق تحقيق بانو سهيلا … عروس خود را با داود … در حال زنا مشاهده کرده اند، شعبه هفتم دادگاه عمومي قم به موجب رأي شماره 17581 – 16/10/1377 رابطه نامشروع بين داود … و سهيلا … را احراز و هر يک را به نود و نه ضربه شلاق محکوم نموده که شعبه چهارم دادگاه تجديد نظر استان قم حسب دادنامه شماره 772 – 5/11/1378 حکم مذکور را از جهت محکوميت بانو سهيلا تأييد و نسبت به داود … به لحاظ فوت وي قرار موقوفي تعقيب صادر کرده و در چنين شرايطي محکوم عليه درمانده از همه جا فتواي يکي از مراجع تقليد را شنيده که خون دو نفر ياد شده به وي حلال مي باشد و با توجه به اظهارات بي شائبه محکوم عليه تجديد نظر خواه در جلسه دادرسي مبني بر اينکه براي دفاع از ناموسم و اسلام و دين به کشتن داود … اقدام کردم بنابراين محکوم عليه به اعتقاد مهدورالدم بودن داود … اقدام به قتل وي نموده و با اين کيفيت قتل به منزله خطاي شبه عمد بوده و با تبصره 2 ماده 295 قانون مجازات اسلامي انطباق دارد در نتيجه تجديد نظر خواهي از اين جهت وارد و حکم تجديد نظر خواسته مستنداً به شق ب ماده 265 قانون آيين دادرسي کيفري از جهت مرقوم نقض مي شود. تجديد رسيدگي به تجويز بند 4 شق ب ماده مرقوم به شعبه ديگر دادگاه عمومي قم ارجاع گردد.
شعبه بيستم دادگاه عمومي قم پس از استماع اظهارات متهم و وکيل وي و اظهارات اولياء دم و استماع اظهارات پدر متهم و گواهي شش نفر گواه به شرح صورت جلسه مورخ 2/12/1379 که اعلام داشتند متهم به آنها گفته داود … با زنش زنا کرده و رابطه نامشروع داشته او را خواهد کشت و استماع توضيحات ناصر … فرزند متهم به شرح صورت جلسه مورخ 2/12/1379 که اظهارات قبلي خود را تکرار نموده و نيز تحقيق در مورد کيفيت استفتاء متهم از دفتر حضرت آيت الله سيستاني، ختم دادرسي را اعلام و به شرح رأي شماره 1689 – 11/12/1379:
طي شش فراز اجمالاً 1- اقرار صريح متهم در مراحل تحقيق، 2- اعتقاد به مهدورالدن بودن مقتول، آموزش وکيل او بوده 3- قتل در حين درگيري و منازعه بين طرفين واقع شده، 4- متهم بيان داشت اگر به شکايت وي در مورد رابطه نامشروع مقتول با زنش مورد رسيدگي قرار نگيرد او را مي کشد، 5- زمان استفتاء متهم حضرت آيت الله سيستاني در ايران نبوده و شخص پاسخ دهنده به سوال را متهم معرفي نکرده، 6- دليلي بر احراز اينکه متهم اعتقاد به مهدورالدم بودن متهم را داشته اقامه نشده، ارتکاب هاشم … را به قتل عمدي داود … محرز تشخيص داده و حکم به قصاص نفس نامبرده صادر کرده.
دادنامه در تاريخ 20/12/1379 به هاشم … و در تاريخ 17/1/1380 به وکيل وي ابلاغ شد. محکوم عليه طي لايحه اي که در تاريخ 25/12/1379 به دفتر زندان واصل شده و وکيل وي طي لايحه که به شماره 59 – 8/2/80 ثبت دفتر دادگاه بدوي گرديده نسبت به رأي ياد شده تقاضاي تجديدنظر کرده اند. تبادل لوايح انجام شده، لايحه جوابيه وکيل اولياء دم ضميمه گرديده، پرونده به ديوان عالي کشور ارسال و به لحاظ سبق اظهارنظر رسيدگي به اين شعبه ارجاع شده لايحه طرفين هنگام شور قرائت مي شود.
هيأت شعبه در تاريخ بالا تشکيل گرديد، پس از قرائت گزارش آقاي حجت الله يزدان زاده عضو مميز و اوراق پرونده مشاوره نموده و چنين رأي مي دهد:
استدلال مشروحه در حکم شماره 1689 – 11/12/1379 شعبه بيستم دادگاه عمومي قم مقبول نبوده و قابل پذيرش نيست، نظر به اينکه دادگاه مرقوم بدون تبعيت از رأي اين شعبه به مفهوم و مدلول رأي شعبه هفده دادگاه عمومي قم اصرار ورزيده مستنداً به بند ج ماده 266 قانون آيين دادرسي کيفري قضيه قابل طرح در هيأت عمومي شعب کيفري ديوان عالي کشور ميباشد، لذا مقرر ميدارد دفتر پرونده را بحضور رياست محترم ديوان عالي کشور ارسال دارد… .
رئيس: کفايت مذاکرات را اعلام ميکنم. جناب آقاي منتظري نظريه جناب آقاي دادستان کل کشور را قرائت فرمايند.
با توجه به مقررات تبصره 2 ماده 295 قانون مجازات اسلامي در صورت مهدورالدم بودن مقتول قاتل موظف است طبق موازين شرعي مهدور الدم بودن مقتول را در دادگاه اثبات نمايد و چون در اين خصوص مراتب در دادگاه به اثبات رسيده است موجبي براي تغيير عنوان قتل عمد و شبه عمد وجود ندارد، بنابراين رأي صادره از شعبه نهم ديوان عالي کشور مورد تأييد نمي باشد و رأي دادگاه هاي بدوي و تجديدنظر مبني بر عمدي بودن قتل طبق موازين شرعي و قانوني به نظر مي رسد.
رئيس: آقايان لطفاً در اوراق رأي آراء خود را مرقوم فرماييد.
رئيس: نتيجه بحث و مذاکرات
اعضاء محترم حاضر در جلسه 39

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد قتل عمد، قانون مجازات، قانون کار، دفاع مشروع Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد قانون مجازات، ارتکاب جرم، قتل عمد، دفاع مشروع