منبع پایان نامه ارشد درمورد ذريه، زيارت، حيات، چنين

دانلود پایان نامه ارشد

مُلْكِهِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ بَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسى‏ وَ آلُ هارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلائِكَةُ..” 802 دقت در آيه مى‏رساند كه قرآن كريم، از زبان پيامبر نقل مى‏كند كه بنى‏اسرائيل به آن صندوق تبرك مى‏جستند و آن قدر ارزش و شرافت داشته كه فرشتگان آن را حمل مى‏كردند. اينك مى‏پرسيم: اگر اين كار، با اصول توحيد، ناسازگار است، چگونه آن پيامبر، اين خبر را به صورت يك مژده به آنان نقل مى‏كند؟803
لازم به ذکر است که آن صندوقچه‏‏‏اي ‌‏که در آن بقايايي از آل موسي(ع) و آل هارون(ع) شايد چيزهايي چون عصا و نعلين و جز اينها آن قدر براي بني اسرائيل عظمت داشت که به آن تبرک مي‌جستند و با آن در نبردها و مشکلات پيروز مي‌شدند و به تصريح خداوند در آن آرامشي الهي بود و خداوند هم از آن به تمجيد ياد کرده است. حال وقتي صندوقچه‏اي با محتواي مذکور چنين آرامش الهي داشته باشد و ملائکه آن را حمل کنند و چنين آثار براي مردم داشته باشد، صندوقچه و يا ضريحي که در آن بدن مبارک امام معصوم(ع) باشد چه آثاري و چه آرامش الهي دارد خدا مي‌داند. لذا آمدن به نزد چنين صندوقچه‏اي که از آن به زيارت تعبير مي‌شود و متبرک شدن به آن يعني مسأله تبرک امري معقول و مشروع خواهد بود.
نكته قابل توجه اينكه ظاهرا فقط همين يك آيه را داريم كه تعبير “آلُ مُوسى‏ وَ آلُ هارُونَ” در آن آمده است. گويا اين عبارت حکايت از آن دارد که آل هارون(ع) نيز داري منصب الهي نبوت و وصايت و خلافت بوده‏اند که اجمالاً اين مطلب مؤيد روايي نيز دارد که زيرا وصايت و امامت به فرزندان هارون رسيد.804 از سوي ديگر همانگونه که بقايا و آثار آل موسي(ع) مقدس و متبرک است همنيطور بقايا و آثار آل هارون(ع) نيز مقدس و متبرک است. لذا با توجه به منزلت هارونيه اميرالمؤمنين(ع) نسبت به رسول خدا(ص) مي‌توان علاوه بر طرق ديگر، از اين راه نيز نتيجه گرفت که آثار و بقاياي آل علي(ع) نيز متبرک و متيمن است و اميدواري و قوت قلب و پيروزي آور است.
3-12-4- تبرک جستن به جايگاه اصحاب کهف
آيه “..إِذْ يَتَنازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقالُوا ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْياناً رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قالَ الَّذينَ غَلَبُوا عَلى‏ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً”805 نيز نمونه ديگري در تبرک جستن به آثار صالحين است. توضيح اينکه وقتى مؤمنان و يكتاپرستان، مخفى‏گاه جوانمردانِ “اصحاب كهف” را يافتند، با خود مى‏انديشيدند كه چه كنند؟ همه اتفاق نظر داشتند كه بر قبور آنان مسجدى بسازند تا محلّ عبادت باشد و وسيله‏اى براى تبرك‏جستن به عبادت در كنار آن پيكرهاى مطهّر گردد. قرآن كريم چنين نقل مى‏كند: “قالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلى‏ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً” مفسران مى‏گويند هدف از ساختن مسجد، برپايى نماز و تبرك به اجساد مطهّر آنان بوده است. دقت در اين آيات ما را از يك اصل علمى و قرآنى روشن آگاه مى‏كند و آن اينكه گاهى خواست الهى بر اين مى‏شود كه نعمت‏ها، مواهب مادى و معنوى را از خلال اسباب و عوامل طبيعى به بشر افاضه كند، بدون آنكه ميان امور مادى و معنوى تفاوتى باشد، مثل آنكه اراده الهى تعلّق گرفته تا بشر را از راه اسباب طبيعى هدايت كند، از اين رو پيامبران را به عنوان بشارت دهنده و بيم دهنده فرستاده است. ولى در همان حال، گاهى نيز اراده خدا بر اين تعلّق مى‏گيرد كه فيض خويش را از راه‏ها و اسباب غيرطبيعى جارى سازد. تبرّك يكى از آن راه‏هاى غيرطبيعى است كه انسان به آن روى مى‏آورد تا فيض الهى و نعمت پروردگار را به دست آورد. براساس همين روش، مسلمانان به آثار پيامبر اعظم(ص) و به موى شريف او و به قطرات آب وضوى آن حضرت و به جامه و ظرف و لمس بدن مطهّرش تبرك مى‏جستندكه نمونه‏هاى آن در روايت‏ها آمده است. پس تبرّك، سنتى شد كه صحابه به آن عمل مى‏كردند و تابعان و صالحان بعدى نيز از آنان پيروى كردند.806
گفتني است حال که بناء مسجد در جوار قبور ايشان مورد رضاي الهي است و آيندگان به قبور ايشان تبرک مي‌جستند با اينکه آنها در شمار انبياء، رسل و امامان معصوم نبودند لذا به طريق اولي بناء مسجد و زيارتگاه در جوار قبور امامان معصوم مورد رضاي الهي است و جايگاه تبرک خواهد بود.
3-12-5- مبارک بودن حضرت عيسي(ع)
مبارک بودن حضرت عيسي(ع) که در آيات “وَ جَعَلَني‏ مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ وَ أَوْصاني‏ بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا”807 ذکر شده نمونه ديگري از تبرک در قصص قرآن است.
توضيح اينکه در آيه يادشده حضرت عيسي(ع) خود را اينگونه معرفي کرده است که خداوند او را “مبارک” قرار داده است. از اين فراز مي‌توان چنين استنباط نمود که مبارک گردانيدن يک چيز و يا يک انسان از ناحيه خداوند متعال صورت مي‌گيرد و نيز مبارک شدن مختص به آثار حجج الهي و صالحان نيست بلکه خود حجج الهي و صالحان وجودشان مبارک است با اين توضيح مي‌توان گفت ائمه اطهار(ع) که خلفاء و حجج الهي و اوصياء پيامبر کرم(ع) هستند و وارث علوم و فضائل و مکارم انبياء و حجج الهي پيشين هستند و نيز با توجه به جايگاه والاي امامت، ائمه اطهار(ع) و آثار ايشان نيز از ناحيه خداوند “مبارک” قرار داده شده‏اند.
افزون بر اينکه به نظر مى‏رسد شايد در اين آيه بتوان گفت مبارك بودن حضرت عيسي(ع) به نحو مطلق ذكر شده و هيچگونه قيد در زمان حيات و پس از وفات ندارد. در واقع مبارک بودن وي به اطلاق مکاني ذکر شده يعني هر کجا که باشد مبارک است چه در زمان حيات و چه در زمان ممات از اين ويژگي برخوردار است. اما به قرينه سياق آيه كه توصيه به زكات و نماز و انجام اين دو مقيد به زمان حيات ذکر شده لذا انجام نماز و زكات مقيد به قيد حيات است و پس از وفات تكليفي نيست اما مبارك بودن به نحو مطلق بيان شده است لذا وجود عيسي پس از وفات هم هر كجا باشد وجودش مبارك است. اين مي‌تواند ردي بر ديدگاه وهابيت در رد زيارت و متبرک شدن به قبور انبياء و حجج الهي است. البته شايد اشکال شود که “بَرًّا بِوالِدَتي” نيز مطلق ذکر شده در حالي که مراد تا زمان حيات حضرت عيسي(ع) است چون پس از فوت که ديگر قادر به مهرباني و محبت به مادر نيست لذا با مرگ مهر و محبت از عيسي(ع) به مادر منتفي است. اما در پاسخ مي‌توان گفت که محبت کردن به مادر نيز يکي از واجبات الهي است لذا از اين حيث در عرض واجبات ديگري چون نماز خواندن و زکات دادن قرار مي‌گيرد که مقيد به حيات است. افزون بر اينکه ارتباط محبت رساندن به مادر و ديگران مي‌تواند مقيد به قيد حيات آنها نباشد زيرا مثلاً با انجام دادن کارهاي خير و اموري از اين قبيل توسط فرزندان بهره‏اي از ثواب به پدر و مادر وي مي‌رسد و اين يکي از مصاديق ابراز محبت پس از وفات است.
3-13- زيارت معصومان(ع)
“زيارت” در لغت به معنى “قصد” است و در موردى به كار مى‏رود كه فردى از نقطه‏اى به نقطه‏اى براى ديدار شخصى يا مكانى برود و هدفش از اين كار تعظيم و تكريم آن فرد يا آن مكان باشد.808 گاهى نيز زيارت به جمله‏ها و عباراتى گفته مى‏شود كه انسان با آنها با فرد سخن مى‏گويد و اين اصطلاحى ديگر غير از اصطلاح لغوى است.809
زيارت معصومان(ع) يکي ديگر از بن مايه‏هاي کلامي امامت در قصص قرآن کريم است که در آيات زير قابل بررسي است:
3-13-1- دعاء حضرت ابراهيم(ع)
آيه “رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتي‏ بِوادٍ غَيْرِ ذي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِيُقيمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوي إِلَيْهِمْ..”810 که حکايت از دعاي حضرت ابراهيم(ع) براي ذريه خويش دارد که مراد ذريه وي از طريق حضرت اسماعيل(ع) است که به امر خداوند در مکه سکونت داده شدند. بر اين اساس تحقق عيني اين دعا محبت و مودت عموم مردم به اين ذريه و روي آوردن مردم به زيارت ايشان در زمان حيات و نيز روي آوردن مردم به زيارت قبور ايشان پس از وفات باشد.
مؤيد اين مطلب که اين دعا پس از وفات ايشان نيز محقق مي‌شود اين است که فرمود: “مِنْ ذُرِّيَّتي” و تعبير به ذريه تنها ناظر به اسماعيل و هاجر نيست بلکه فرزندان از نسل او را نيز شامل مي‌شود که در آينده ظهور خواهند کرد. همانگونه که در آيات “وَ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ كُلاًّ هَدَيْنَا وَ نُوحًا هَدَيْنَا مِن قَبْلُ وَ مِن ذُرِّيَّتِهِ دَاوُدَ وَ سُلَيْمَنَ وَ أَيُّوبَ وَ يُوسُفَ وَ مُوسىَ‏ وَ هَارُونَ وَ كَذَالِكَ نجَْزِى الْمُحْسِنِينَ وَ زَكَرِيَّا وَ يحَْيىَ‏ وَ عِيسىَ‏ وَ إِلْيَاسَ كلُ‏ٌّ مِّنَ الصَّالِحِينَ وَ إِسْمَاعِيلَ وَ الْيَسَعَ وَ يُونُسَ وَ لُوطًا وَ كُلاًّ فَضَّلْنَا عَلىَ الْعَلَمِينَ وَ مِنْ ءَابَائهِمْ وَ ذُرِّيَّاتهِِمْ وَ إِخْوَانهِِمْ وَ اجْتَبَيْنَاهُمْ وَ هَدَيْنَاهُمْ إِلىَ‏ صرَِاطٍ مُّسْتَقِيمٍ”811 برخي از ذريه وي را برشمرده است. مؤيد ديگر صيغه‌هاي جمع در آيه است: “..رَبَّنا لِيُقيمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوي إِلَيْهِمْ..” در صورتي که در زمان اين دعا تنها اسماعيل متولد شده بود و حتي اسحاق نيز نبود.812 از سوي ديگر ذريه بر هاجر اطلاق نمي‌شود لذا دو ضمير جمع در ادامه آيه ناظر به ذريه و نسل ابراهيم خليل(ع) است که اين دعا را به نزد خداوند عرضه داشت. و نيز در آيات “الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى وَهَبَ لىِ عَلىَ الْكِبرَِ إِسْمَاعِيلَ وَ إِسْحَاقَ إِنَّ رَبىّ‏ِ لَسَمِيعُ الدُّعَاءِ رَبّ‏ِ اجْعَلْنىِ مُقِيمَ الصَّلَوةِ وَ مِن ذُرِّيَّتىِ رَبَّنَا وَ تَقَبَّلْ دُعَاءِ”813 که بي‏ترديد در حين دعا مصداق خارجي ذريه اسماعيل و اسحاق بوده‏اند اما بي‏ترديد دعاء ابراهيم خليل(ع) تنها نمازگزار بودن اين دو نيست بلکه نمازگزار بودن ذريه و نسل وي تا روز قيامت بوده است.
گفتني است کليني در باب “أَنَّ الْوَاجِبَ عَلَى النَّاسِ بَعْدَ مَا يَقْضُونَ مَنَاسِكَهُمْ أَنْ يَأْتُوا الْإِمَامَ فَيَسْأَلُونَهُ عَنْ مَعَالِمِ دِينِهِمْ وَ يُعْلِمُونَهُمْ وَلَايَتَهُمْ وَ مَوَدَّتَهُمْ لَهُ” به اسناد خويش روايتي را از امام باقر(ع) نقل کرده است که حضرت به مردمي که به دور کعبه طواف مي‌کردند نگاهي کرد و فرمود: “در زمان جاهليت نيز به همين وضع طواف مى‏كردند همانا دستور دارند كه بدان طواف كنند و سپس نزد ما بيايند و ولايت و دوستى خود را به ما اعلام نمايند و يارى خود را در اختيار ما گذارند، سپس اين آيه را خواند “پس دلهاى برخى از مردم را به سوى آنان گرايش ده”814عياشي نيز اين روايت را از امام باقر(ع) نقل کرده با اين تفاوت که حضرت پس از قرائت آيه مزبور فرمود: “آل محمد آل محمد، ثم قال إلينا إلينا”815
امام باقر(ع) در روايت ديگري در تفسير آيه “..وَ قَدَّرْنا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنِينَ”816 به قتاده فرمود: “اين آيه درباره كسى است كه از خانه خويش با توشه و مركب و كرايه حلال به قصد زيارت خانه كعبه بيرون آيد و به حق ما عارف و آشنا باشد و در دل هواى ما داشته باشد چنانچه خداوند فرمود: “پس دلهاى برخى از مردم را به سوى آنان گرايش ده” و مقصود ابراهيم اشتياق به خانه نبود و گر نه مى‏گفت: “هواى آن كند”(و اينكه “اليهم” گفت و ضمير را جمع آورد مقصودش ما بوده‏ايم) پس مائيم به خدا سوگند مقصود از ادعاى ابراهيم(ع) كه هر كه در دل هواى ما كند حج او پذيرفته است و گر نه نه، اى قتادة هر كس چنين باشد از عذاب جهنم در روز قيامت در امان و آسوده است‏”817
کليني در روايت ديگري از امام باقر(ع) نقل کرده است که حضرت مردم و اعمالي که در مکه انجام مي‌دادند، ديد سپس فرمود: “اين كارها به مانند كارهاى دوران جاهليت است. به خدا قسم مأمور بدان نيستند، و امر نشده‏اند مگر به اينکه حج را انجام دهند و به نذر خود وفا كنند و نزد ما آيند و ولايت خود را به ما اظهار كنند و نصرت خود را در اختيار ما گذارند”.818
در روايت ديگري از کليني چنين آمده که امام باقر(ع) به سدير فرمود: “همانا به مردم دستور داده شده كه بيايند به اين سنگها طواف كنند و سپس

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد حجج، موسي(ع)، اسرائيل، بني Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد امام صادق