منبع پایان نامه ارشد درمورد دلبستگی به مکان، تعاملات اجتماعی، فعالیت های اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

در عین حال مکان های اجتماعی غیرهمگن نیز فرصتی است تا افراد با یکدیگر بودن و تعاملات اجتماعی غنی و آزاد را تجربه کنند. در بسیاری موارد میزان مطلوبی از دلبستگی به مکان در شرایط کالبدی نامطلوب با عوامل اجتماعی مکان توجیه گردیده است.(دانشپور،سپهری مقدم، چرخچیان، 1388)
روانشناسان شهری بر این باورند که دلبستگی به مکان لزوماً اجتماعی است و آن را در قیاس و یا بر آمده از «حس اجتماع» تبیین مینمایند. در این تعریف اجتماع «مجموعهای پیچیده از شبکههای دوستی و خویشاوندی و گرههای ارتباطی رسمی و غیر رسمی است، که ریشه در زندگی خانوادگی و یا فرآیندهای اجتماعی جاری دارد». دو گونه از اجتماع بر این اساس مشخص شده است؛ جوامع علاقه52 که اعضای آن بواسطه سبک زندگی و علایق مشترک با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند و جوامع مکانی53 که موقعیت جغرافیایی واسطه ارتباط اعضای آن است. اجتماع بر مبنای علاقه لزوماً وابسته به مکان نیست، مانند گروههای اینترنتی، مجامع حرفهای یا اجتماعات مذهبی که میتواند بدون تعلق مکانی تشکیل شود و در نتیجه چندان در بحث دلبستگی به مکان نمیگنجد، و اما اجتماع بر پایه مکان از آنجا که مبین پیوندهای اجتماعیای است که ریشه در مکان دارد در مبحث دلبستگی به مکان جایگاهی ویژه دارد.(Scannell & Gifford, 2010)
برخی از نویسندگان دلبستگی به مکان را به معنای دلبستگی به افرادی که در مکان زندگی میکنند و تعاملات اجتماعی که در مکان شکل میگیرد میدانند و معتقدند پیوندهای فضایی54، زمانی اهمیت مییابند که نمادی از پیوندهای اجتماعی باشند. در نتیجه بخشی از پیوندهای اجتماعی با مکان شامل دلبستگی به افرادی است که مکان زمینه تعامل با آنها را ایجاد میکند و بخش دیگر شامل دلبستگی به گروهی اجتماعی است که مکان نماینده آن است. (Scannell & Gifford, 2010)
دریافت فضای اجتماعی مطلوب از سوی افراد، سبب افزایش رضایت و تشویق ارتباطات غیررسمی و مشارکت در فعالیت های اجتماعی و در نتیجه سبب توسعه و بهبود دلبستگی به مکان در آن ها میگردد. بنابراین این حس مثبت از تعاملات اجتماعی، دنیایی برای فرد خلق می کند که دل کندن از آن ، او را دچار تشویش می کند.تا آنجا که بر اساس تحقیق بنیتو و دیگران در بسیاری موارد میزان مطلوبی از دلبستگی به مکان در شرایط کالبدی نامطلوب با عوامل اجتماعی مکان توجیه گردیده است.(bonaiuto et al,2003)

3-7-3-2 بعد کالبدی مکان در دلبستگی به مکان
مفهوم وابستگی به مکان55 به نقش محوری مشخصات کالبدی مکان در ایجاد دلبستگی اشاره دارد. ممکن است افراد برای مکان به عنوان تأمینکننده شرایط و منابع لازم برای پاسخگویی به نیازها و نیل به اهداف شخصی، اهمیت قائل شوند.(Scannell & Gifford, 2010).
برخی فعالیت ها سبب ارتقای حس دلبستگی به مکان گردیده و به طور متقابل این احساس خود سبب مشارکت افراد در فعالیت های اجتماعی و نیز تداوم حضور آن ها در مکانها میگردد (Low &Altman,1992). بنابراین مکان ها علاوه بر داشتن سطحی از کیفیت فیزیکی باید فرصت های لازم جهت ایجاد رویدادها و تعاملات اجتماعی را فراهم سازند و فعالیت های پیش بینی شده باید متناسب با کاربران فعال فضا باشد. عوامل فیزیکی می توانند سبب تسهیل روابط اجتماعی شوند و در نتیجه به صورت غیر مستقیم بر دلبستگی به مکان تاثیر بگذارند.(رحمتیان،1392)
عوامل فیزیکی را می توان در مقوله های موقعیت و دسترسی ، گوناگونی و تنوع فضایی ، تراکم، زیبایی بصری ، ارتباط با طبیعت، خرد اقلیم، دید و منظر، اندازه و تناسبات مکان و درجه محصوریت دسته بندی کرد.اما باید توجه داشت که ارتقا حس دلبستگی مستقیما متاثر از تناسب عوامل کالبدی با ویژگی های فردی ، اجتماعی و فرهنگی مخاطبین است و همچنین اهمیت این فاکتورها با توجه به زمینه قرارگیری شان(مقیاس طراحی و نوع ساختمان) متفاوت است. البته بر خلاف تئوری علمی که جزئی نگر است معماری و طراحی یک مفهوم کلی نگر بوده و از سنتز یک سری عوامل فیزیکی و کیفیات کالبدی دلبستگی به مکان حصول می شود به این معنی که برای مثال تنها ارتباط با طبیعت نمی تواند سبب شکل گیری دلبستگی به مکان شود.(رحمتیان،1392)
وابستگي به مكان با سه بعد زير تعريف مي شود:
1. توانايي پاسخگويي مكان به نيازهاي فرد يا به عبارت ديگر فرصتهايي كه يك مكان براي رفع نيازها و اهداف وي فراهم ميكند كه به وجود يا امكان مشاركت در فعاليت هاي خاص در مكان نيز اشاره دارد
2. تأثيرات حسي در رابطه با مكان: احساس مثبت يا منفي نسبت به يك مكان.
3. ميزان تجارب قبلي فرد از مكان مبتني بر: تعداد تجارب قبلي از مكانهاي مشابه، تعداد دفعات حضور در مكان خاص و ميزان توقف در مكان
در واقع وابستگي به مكان جزء عملكردي دلبستگي به مكان است كه انعكاس دهنده نوع ارتباط فرد با مكان بوده و موجد ارتباطي مداوم بين فرد و مكان خاص بر اساس توانایی آن مکان در پاسخگویی به فعالیتها و اهداف وی است(دانشپور، سپهری مقدم و چرخچیان، 1388).
از نظر فریتز استیل مهترین عوامل کالبدی موثر در ادراک و حس مکان ، اندازه مکان، درجه محصوریت، تضاد، مقیاس، تناسب، مقیاس انسانی، فاصله، بافت، رنگ، بو، صدا و تنوع بصری است (Steel,1981).رایدن نیز به طبیعت فیزیکی مکان و جنبه هایی از محیط اشاره می کند که ما به واسطه حواس و حرکت آن ها را درک می کنیم، مانند رنگ، بافت، شیب، کیفیت نور، احساس باد، صداها و رایحه های پخش شده توسط باد.(Ryden,1993,38).
خرداقلیم نیز در ایجاد دلبستگی به مکان تاثیر دارد. منظور از خرداقلیم، شرایط اقلیمی (میزان رطوبت، دما، جریان هوا، نورگیری مناسب، آفتاب، سایه و غیره) است که می تواند در مقیاس بنای معماری ، حیاط، کلاس و غیره باشد. در واقع چیزی که در این مقوله مطرح میشود آسایش ناشی از فاکتورهای اقلیمی و کیفیات حرارتی است. کیفیات اقلیمی نقش مهمی را در تجربه ما از یک فضا و چگونگی احساس مان نسبت به یک مکان ایفا می کند.(رحمتیان،1392)

3-8 سطوح مختلف حس تعلق به مکان 56
شامای57 در بررسی های خود در مورد سطوح مختلف احساس به مکان سه مرحله اصلی تعلق به مکان ، دلبستگی به مکان و تعهد به مکان را اشاره و این حس را در 7 سطح طبقه بندی می کند:
1- بی تفاوتی نسبت به مکان: اين سطح معمولاً در ادبيات حسمكان مورد توجه واقع نمي شود ولي مي تواند در سنجش حس مكان مورد استفاده قرار گيرد.
2- اگاهی از قرارگیری در یک مکان: اين سطح هنگامي است كه فرد مي داند كه در يك مكان متمايز زندگي مي كند و نمادهاي آن مكان را تشخيص مي دهد ولي هيچ احساسي كه او را به مكان متصل كند، وجود ندارد . در اين حالت فرد ممكن است بداند كه در يك مكان مستقر است ولي نمي داند كه بخشي از آن مكان است . در اين سطح آگاهي از مكان فراتر از يك آدرس يا موقعيت نيست.
3- تعلق به مکان: دراين سطح فرد نه تنها از نام و نمادهاي مكان آگاه است، بلكه با مكان احساس بودن و تقدير مشترك داشتن نيز دارد، در اين حالت نمادها ي مكان محترم و آن چه براي مكان رخ مي دهد، براي فرد نيز مهم است.
4- دلبستگی مکان: در اين سطح فرد ارتباط عاطفي پيچيده با مكان دارد . مكان براي او معنا دارد و مكان محور فرديت است و تجارب جمعي و هويت فرد در تركيب با معاني و نمادها به مكان شخصيت مي دهد، در اين حالت بر منحصر به فرد بودن مكان و تفاوت آن با ديگر مكان ها تأكيد مي شود.
5 -یکی شدن با اهداف مکان : اين سطح نشان دهنده درآميختگي و پيوستگي فرد با نيازهاي مكان است . در اين حالت فرد اهداف مكان را تشخيص داده، با آنها منطبق شده و از آنها پيروي مي كند ، در فرد شور، عشق، حمايت و از خود گذشتگي نسبت به مكان وجود دارد.
6- حضور در مکان: اين سطح به نقش فعال فرد در اجتماع كه علت آن تعهد به مكان است ، توجه دارد . در مقابل تمامي سطوح قبل كه مبناي نظري داشتند، اين سطح و سطح بعدي از رفتارهاي واقعي افراد برداشت مي شود. فرد معمولاً اين سطح را به طور ضمني با سرمايه گذاري منابع انساني مثل زمان، پول و غيره نشان مي دهد.
7- فداکاری برای مکان:اين سطح بالاترين سطح حس مكان است و فرد عميق ترين تعهد را نسبت به مكان دارد و فداكاري هاي زيادي در جهت گرايشات، ارزش ها، آزادي ها و رفاه در موقعيت هاي مختلف از خود نشان مي دهد. در اين سطح آمادگي براي رها كردن علايق فردي و جمعي به خاطر علايق بزرگتر نسبت به مكان وجود دارد.
دو سطح اولیه مورد اشاره وی ، عمدتا سطوح ادراکی و شناختی فرد نسبت به محیط را شامل می شود ، از سطح 3 به بعد ، ابعاد احساسی فرد نسبت به مکان را شامل می شود ، به طوریکه رلف نیز بر عمیق ترین سطح وابستگی به مکان به صورت ناخود اگاه اشاره می نماید و اعلام میکند نا اگاهانه بودن حس تعلق زمانی خود را نشان می دهد که فقدان یا جدایی فرد و مکان اتفاق بیفتد و حس تعلق دارای طیف وسیعی از بی مکانی تا تعلق و همذات پنداری شدید با مکان می باشد.

3-9 اثرات و نتایج دلبستگی به مکان
در این بخش سؤال اساسی این است که افراد برای چه به مکان دلبسته میشوند و یا این که اثرات دلبستگی به مکان در زندگی فردی و جمعی چگونه بروز میکند؟ از جمله عمدهترین نتایج دلبستگی به مکان که در ادبیات به آن اشاره شده است میتوان به سه بحث عمده اشاره کرد؛ بقاء و امنیت، نیل به اهداف، و پیوستگی در زندگی. (Scannell & Gifford, 2010)

3-9-1 بقاء58 وامنیت59
بقاء بر جنبه کالبدی مکان و نمودهای شناختی و رفتاری دلبستگی به مکان اشاره دارد.به مکان به عنوان تأمین کننده نیازها و منابع لازم اهمیت داده میشود و پیوند رفتاری از طریق تداوم ارتباط و حفظ مجاورت با مکانهایی که تأمینکننده غذا، آب، سرپناه و دیگر منابع است، نمایان میشود. نقش پیوند شناختی با مکان در تأمین نیازها، آشنایی با چگونگی استفاده و دستیابی به منابع موجود در مکان است. چنین مباحثی از دلبستگی اغلب در سطح شخصی مطرح می شود تا گروهی.(Scannell & Gifford, 2010).
از دیدگاه لینچ محیطی سکونتگاه خوب تلقی می شود که سلامت و بهزیستی افراد و بقاء موجودات زنده را تامین کند.وی بقا، ایمنی و سازگاری را سه ویژگی اصلی برای ایجاد سرزندگی در محیط و ایجاد بستری مناسب برای زندگی بر می شمرد.. (لینچ،1381، ص 155)
فرید ارتباط امنیت و دلبستگی به مکان را اینگونه بیان میکند که افراد ارتباط خود را با مکان در صورتی حفظ میکنند که مکان محفوظ بودن و حس امنیت را به آنها عرضه نماید، این تعامل بین انسان و مکان اعتماد انسان نسبت به مکان را افزایش میدهد و امکان فعالیت و جستجو در مکان رابرای انسان فراهم میکند، با افزایش ارتباط انسان با مکان احساس امنیت نیز افزایش مییابد و تمایل برای کشف مکان و بهرهگیری از آن در فرد پرورش یافته و در نتیجه پیوند انسان- مکان قویتر میشود (Freid, 2000).علاوه بر این فرید بر این باور است که دلبستگی در میان افراد آسیبپذیر (مانند افراد حامله یا مریض) ویا اجتماعات آسیبپذیر(مانند مهاجران) قویتر است، و نتیجه میگیرد که پیوندهای عاطفی قوی با مکان و تلاش برای حفظ ارتباط با مکان از حس امنیت و آرامشی که یک مکان ایجاد میکند، ناشی میشود.(Scannell & Gifford, 2010)

3-9-2 نیل به اهداف60 و ارزیابی فردی61
امنیت به تنهایی دلبستگی به مکان را تشریح نمیکند، انسانها به مکانهایی دلبستگی مییابند که به آنها در پیشبرد اهدافشان یاری نمایند. پژوهشگران در این زمینه بر این باورند که محتوای پیوند مثبت عاطفی بین انسان و مکان از توفیق در دستیابی به اهداف به واسطه مکان حاصل میشود و نتیجه تعامل شناختی با مکان توقع و پیشبینی برای دستیابی به اهداف براساس تجارب قبلی است، که نتیجه آن وابستگی به مکان است، گونهای از دلبستگی که افراد مکان را به دلیل فعالیتهای خاصی که تأمین یا تسهیل میکند، ارزیابی میکنند.(Scannell & Gifford, 2010)
برخی دیگر بر این باورند که دلبستگی به مکان سبب تأمین غیرمستقیم اهداف فرد از طریق تسهیل فرآیندهای عادی روزانه می

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد دلبستگی به مکان، فضای شخصی، شخصی سازی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد هنرهای زیبا، دلبستگی به مکان، تأمین کننده