منبع پایان نامه ارشد درمورد دفاع مشروع، قانون مجازات، استان کرمانشاه، شهرستان کرمان

دانلود پایان نامه ارشد

لحاظ بي سوادي و عدم اطلاع از قانون و نتيجتاً ترس از کيفر بوده، زيرا مجموع محتويات پرونده و اوضاع و احوال قضيه، مراتب مذکور در فوق را اثبات و مدلل مي دارد.
در امور کيفري، اقرار يا انکار به تنهايي موثر در مقام نيست. بنابراين به نظر دادگاه عمل متهمان منطبق است با ماده 175 مکرر قانون کيفر عمومي و با شقوق 2 و 3 از ماده 189 قانون مجازات عمومي، عليهذا، دادگاه به استناد ماده اخيرالذکر، حکم به معافيت متهمان از کيفر صادر و اعلام مي نمايد.
اقليت دو نفر بوده و عقيده بر برائت آنان داشته و دلايل را عليه متهمان کافي ندانسته اند و رأي دادگاه ابلاغ شده آقاي داديار استان به همان دلايل اوليه تقاضاي فرجام کرده، که جناب آقاي دادستان کل مرقوم فرموده اند: از نظر اصراري بودن براي تصميم مقتضي به شعبه ارسال شود. پرونده براي رسيدگي به شعبه 9 ارجاع گرديده است که اظهار نظر کرده اند. (بنا به رويه معمول پرونده به هيأت عمومي ارسال شود.)
موضوع هيأت عمومي ديوان عالي کشور طرح شده، پس از بررسي اوراق پرونده و کسب نظريه نماينده جناب آقاي دادستان کل کشور، مبني بر نقض رأي فرجام خواسته، مشاوره نموده به شرح زير بيان عقيده نموده اند:
از طرف دادسراي استان کرمانشاه، اعتراضي که مستلزم نقض حکم باشد، نشده است و چون از حيث رعايت اصول و قواعد رسيدگي و جهات ديگر نيز اشکالي به نظر نمي رسد، دادنامه فرجام خواسته به اکثريت آراء ابرام مي شود.

13- رأي هيأت عمومي ديوان عالي کشور بشماره 256 – 2/4/1350168
گزارش کار: (ح) در تاريخ خرداد ماه 42 به اتهام ارتکاب قتل عمد مورد تعقيب دادسراي شهرستان کرمانشاه واقع با انجام تحقيقات لازم و اصدار قرار مجرميت و تنظيم کيفر خواست و تطبيق اتهام متهم با ماده 170 قانون کيفر عمومي تقاضاي کيفر وي از دادگاه جنائي استان پنجم بعمل آمده در دادگاه با اجراي تشريفات مقرر و تشکيل جلسه مقدماتي پنج نفري و صدور دستور تعيين وقت دادرسي بالاخره رسيدگي طبق مقررات خاتمه يافته و اتهام متهم را دفاع مشروع تلقي و دفاع را متناسب با خطري که او را تهديد مي نموده تشخيص وبا استناد ماده 170 و 41 و 184 قانون کيفر عمومي متهم را با اکثريت از کيفر معاف نموده و دادخواست ضرر و زيان مدعيان خصوصي را به علت اينکه بعد از تشکيل جلسه مقدماتي تسليم گرديده رد نموده است.
دادسراي استان فرجام خواسته و لايحه نيز تقديم و جناب آقاي دادستان کل نيز با رد درخواست فرجام ماهوي دادسراي مذکور موافقت نموده و رسيدگي به شعبه 11ديوان کشور ارجاع و شعبه 11 مذکور دادنامه فرجام خواسته را به شرح زير نقض کرده است:
(در خواست رسيدگي و فرجام ماهوي جناب آقاي دادستان کل با توجه به مندرجات پرونده و جريان وقوعع حادثه موجه است زيرا مستفاد از تصديق پزشک قانوني اين است که مجني عليه بر اثر ضربات متعدد و جراحات مهلکي که به نقاط حساس بدن او وارد شده به قتل رسيده چون کيفيت عمل با نحوه دفاع متهم مغايرت داشته و مستبعد است کسي که مورد اصابت گلوله خطرناکي قرار گرفته آنقدر توانايي و رمق براي او باقي مانده که قوياً با مجني عليه گلاويز شده و درمقام دفاع از نفس او را وسيله چند ضربه کاري کارد به قتل رسانده باشد و ظن غالب آن است که قبلاً متهم و مجني عليه حمله ور و او را از چند نقطه بدن با کارد شديداً مجروح کرده است و حاصل اينکه معافيت متهم از مجازات به اعتبار دفاع مشروع ب خلاف ادله و قرائن و شواهد موجود در پرونده است عليهذا حکم فرجامخواسته نقض و رسيدگي با رعايت ماده8قانون تشکيل محاکم جنائي به دادگاه جنايي استان 5ارجاع مي شود)
دادگاه جنائي پس از انجام تشريفات مقرره و تشکيل جلسه مقدماتي 5نفري و صدور قرار رسيدگي بالاخره دادرسي در هيئت پنج نفري خاتمه يافته و دادگاه عمل متهم را با توجه به موقعيت مکاني و سلاحي که مقتول دردست داشته و عدم دسترسي به قواي دولتي دفاع مشروع دانسته و با احراز موجه بودن دفاع دادگاه باستناد ماده 184 قانون مجازات عمومي (ح) را از کيفر با اکثريت معاف مي نمايد.
داديار داسراي استان فرجامخواسته و لايحه تقديم و جناب آقاي دادستان کل نيز با درخواست فرجام دادسراي مذکور موافقت نموده اند و پرونده سرانجام بهيئت عمومي فرستاده شده است.
هيئت عمومي ديوانعالي کشور در تاريخ 2/4/1350 به رياست جناب آقاي عمادالدين ميرطاهري رياست کل ديوانعالي کشور و با حضور جناب آقاي عبدالحسين علي آبادي دادستان کل کشور و جنابان آقايان روسا و مستشاران شعب ديوان عالي کشور تشکيل گرديد پس از طرح و بررسي اوراق پرونده و قرائت گزارش و کسب نظريه جناب آقاي دادستان کل مبني بر نقض راي فرجامخواسته بدين شرح:
شرح جريان واقعه خلاصه به شرح زير است:
در تاريخ هفتم خرداد ماه سال 42 پاسگاه ژاندارمري چالدر گزارشي طي شماره 323به دادسراي کرمانشاه ارسال و طي آن با قيد فوريت اعلام ميدارد که به موجب اطلاع و اصله از قريه … وسيله يکي از افراد آن قريه شخصي که خود را (ح) و اهل سنقر کرمانشاه معرفي مي نمايد در پانصد قدمي دهکده با داد وفرياد اهالي قريه را به کمک طلبيده و در حاليکه بدن او با خون آغشته بوده اظهار داشته است يکنفر را کشته که به مجرد ورود مامورين به محل چون شخص يادشده در اثر اصابت گلوله به ناحيه پهلو مجروح و مصدوم گرديده و احتمال خطرجاني براي او مي رفت نامبرده رابه بيمارستان کرمانشاه اعزام و اکنون تقاضا دارد براي معاينه جسد ديگر و اقدام قانوني نماينده دادسرا وپزشک قانوني در محل حضور يابند.
با ارجاع پرونده به آقاي بازپرس شعبه چهارم دادسراي کرمانشاه مشاراليه به معيت آقاي دکتر مرزباني پزشک قانوني به محل واقعه در 42 کيلومتري کرمانشاه عزيمت و پس از ورود وضع محل را به اين شرح در پرونده منعکس
مينمايد:
پس از ورود به قريه … محل وقوع ملاحظه شد در دو کيلومتري قريه و در حدود پنجاه قدمي جاده در ميان گندم زار جسدي وجود دارد که در 5 الي 6 قدمي جسد مقدار نسبتاً زيادي خون لخته شده ريخته شده وضع قرار گرفتن حسد و خوابيدن گندمها حکايت مي کند که مقتول با قاتل مدتي کشمکش داشته در نزديکي جسد يک جلد اسلحه کمري و يک کمربند و يک جفت گيوه آلوده به خون و کثافت وجود دارد جسد غرق به خون است شکافي در قسمت پستان راست و شکاف ديگري در کشاله ران پاي چپ و ناحيه شکم ديده مي شود که روده ها از آنجا خارج شده و روده هاي مقتول در دو محل بريدگي پيدا کرده و محتويات روده قسمتي در داخل شکم ريخته. شکاف ديگري از ناحيه پستان چپ ديده شده که ظاهراً سطحي بوده ولي پس از شکافتن معلوم گرديد که عميق است و عضلات آن قسمت را پاره کرده و اين جراحات حکايت دارد که آلت برنده اي که بکار رفته شيئي نظير کارد و چاقو که قوي بوده مي باشد جسد از روي پستانها تا نوک پا غرق در خون بود همچنين در ناحيه سر (درخلف) يک شکاف و در گردن جسد نيز شکافي ديگر پس از بررسي کامل جسد ملاحظه مي شود.
آقاي دکتر مرزباني پزشک قانوني نيز با معاينه جسد جراحات مذکور را تأييد و اظهار نظر مي کند با آثار و علائمي که مشاهده شد علت مرگ ورود ضربات با آلت برنده قوي شبيه چاقو و کرد و غيره در نواحي حساس بدن و خونريزي و عفونت بوده است و اين آثار حکايت مي کند که ضارب به قصد کشتن به مقتول حمله نموده و با ضربه وارد کرده است سپس با تجسس در اطراف جسد اسلحه اي نيز بدست مي آيد که داخل لوله آن گلي بوده است.
بازپرس پس از معاينه و جسد به کرمانشاه عزيمت و در ساعت 5/5بعدازظهر در بيمارستان از (ح) که به علت صدمه وارده بستري بوده در اطراف جريان حادثه تحقيق مي نمايد.
نامبرده واقعه را با اين شرح بيان مي کند که از سنقر به سوي کرمانشاه ميرفته و ظهر در بيستون استراحت نموده و از بيستون حرکت مي کند که يکنفر سوار بر اسب به او مي رسد و با او همراه مي شود و سئوال مي کند به کجا
مي روي او پاسخ ميدهد کرمانشاه ميروم که اسبم را بفروشم و بعد او از من جلو افتاد و به طرف جاده خاکي رفت من گفتم چرا از اين راه مي روي اظهارات داشت از اين جاده راه خيلي نزديک مي شود همينطور که شايد هم من حدود 5يا 6قدم جلوتر بودم يک مرتبه صداي تيري شنيدم و لرزه به جانم افتاد و به اطراف نگاه کردم کسي را نديدم از همسفرم پرسيدم تو بودي به من تيراندازي کردي گفت نه ولي من ديدم يک اسلحه کمري که در دستش بود گذارد وسط کمرش وبعد من نفهميدم شب است يا روز از اسب افتادم و نمي دانم اسبم چطور شد و آن شخص کجا رفت و چون بازپرس اعلام اتهام قتل آن مرد را به او مي کند اظهار مي دارد کسي را نکشته بلکه آن شخص همراه او را زده و فرار کرده و در همين تحقيقات ضمن سئوالات مکرري که از او مي شود تناقض گويي نموده و در توضيحات بعدي مي گويد که پس از رفتن به سوي جاده خاکي چون قبول نکرده اسبش را با است مقتول معاوضه کند همانطور که از جلو ميرفته يک مرتبه آن شخص نامردي کرده و او را از عقب با تير زده است.
بازپرس از او سئوال مي کند شما که در ابتدا اظهار داشته اي متوجه نشدي چه کسي تو را با تير زد چگونه اکنون ادعا مي کني آن شخص نامردانه به تو تيراندازي کرده جواب ميدهد چون اسلحه کمري داشت و مي خواست اسب مرا صاحب بشود اينکار را کرد در تحقيقاتي که در همان روز ساعت 5/9 از متهم مذکور وسيله مامورين ژاندارمري در بيمارستان به عمل مي آيد نامبرده جريان واقعه را به نحو ديگر و مغاير با اظهارات فوق به اين شرح بيان مي کند که پس از رسيدن سوار و همراه شدن با او در دوراهي هرسين باران به شدت مي باريد و من به رفيقم گفتم چون باران مي بارد من مي مانم و به طرف قهوه خانه برگشتم و او هم برگشت و سر اسب ها را در دست گرفتيم و نشستيم تا باران خاتمه پيدا کند قدري که باران کم شد رفيقم گفت شايد تا صبح باران بيايد حرکت کنيم به راه افتاديم در بين راه به من پيشنهاد کرد بيا اسبت را با اسب من معاوضه کن من گفتم عوض نمي کنم و مي فروشم و يکبار ديگر تقاضا کرد بيا سوار اسب من شو و اسب خودت را به من بده که قبول نکردم و سپس ماجراي تيراندازي را بيان نموده و صريحاً اظهار مي کند که با آن شخص گفته چرا مرا ميکشي بيا اسب را ببر و سپس روي زمين سقوط مي نمايد و آن شخص مي آيد روي سرش و يک لگد به صورتش مي زند.
در گزارش تکميلي که پاسگاه ژاندارمري چالدر به دادسراي کرمانشاه طي شماره 25 مورخ 9/3/32 تقديم مي دارد اظهارات تعداد زيادي از ساکنين قريه … را که بر بالين متهم پس از شنيدن صداي داد و فرياد او حاضر شدهاند منعکس و نامبردگان اظهار بعضاً اظهار مي دارند که پس از رسيدن بر بالين متهم نامبرده داشته است که من يک نفر را کشته ام و در ميان گندم زار انداخته ام مرا به شهر برسانيد بلکه از بين نروم و عده اي هم مي گويند متهم اظهار داشته با شخصي همراه بوده و آن شخص به سوي او تيراندازي کرده و نامبرده او را با چاقو تکه تکه نموده و در ميان گندمها انداخته است.
مامور تحقيق از متهم در بيمارستان از وي سوال مي کند بطوريکه عده زيادي از مردم قريه … شهادت داده اند شما در اولين برخورد گفته اي که مقتول به دست شما کشته شده چه مي گويي متهم در پاسخ اظهار مي دارد من چنين چيزي را نگفته ام بلکه در پاسخ گفته ام يک نفر با گلوله مرا زده و نگفته ام يکنفر را کشته ام و در پاسخ اين سوال که چه کسي مقتول را کشته است اظهار مي دارد که پس از تيراندازي به من بيهوش شدم و ديگر بهوش نيامدم اگر او را کشته اند خدا کند راست باشد گروه کثيري از اهالي قريه محل واقعه با امضاي استشهاديه اي گواهي داده اند که در اولين برخورد متهم بکشتن مقتول اقرار کرده و اظهار داشته او را با چاقو کشته و در گندم زار انداخته است.
20 روز بعد مادر مقتول اهل قريه صحنه به پاسگاه و بازپرسي مراجعه و با ادعاي توضيحاتي و مشاهده عکس هاي مقتول بالاخره به عنوان قتل فرزندش اعلام شکايت مي نمايد و ادعا مي کند مقتول مبلغ هفتاد هزار ريال وجه نقد به منظور خريد اسب و مقداري پول سفيد نقره به منظور ساختن وسائلي براي همسرش به کرمانشاه مي رفته که به قتل رسيده است.
در تحقيقات مجددي که در تاريخ 1/5/42 يعني

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد قانون مجازات، قتل عمد، استان کرمانشاه، استان کرمان Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد دفاع مشروع، قتل عمد، قانون مجازات، قتل و مرگ