منبع پایان نامه ارشد درمورد دفاع مشروع، قتل عمد، قانون مجازات، شهرستان قم

دانلود پایان نامه ارشد

فرار زده باشد از باب دفاع محسوب نمي گردد.
اما روشن نيست، نه از شهادتها مي توان کشف کرد و نه اظهارات متهم و مطلعين و گواهان به گونه اي است که بتوان احراز کرد در چه حالي چاقو زده است از سويي هم مسلما مقتول بدون اجازه وارد خانه متهم شده و مقتول نيز با چوب به قتل رسيده است. اگر چنانچه دفاع مشکوک باشد يا اينکه برخي مقدمات آن محرز گشته در اينگونه موارد نميتوان حکم به قصاص کرد کدام قاضي در اين گونه موارد با شرايط اين پرونده به صورت جزم و قطع
ميتواند حکم به قصاص صادر نمايد؟! و به عبارت ديگر دراينجا دفاع موضوعش موجود است اما وجودش مشکوک، بنابراين قصاص منتفي است.
سزاوار بود شعبه ديوان عالي لااقل در رابطه با دفاع توضيح مي داد و به گونه اي قاضي را راهنمايي مي کرد تا قاضي بعدي تصميم درستي اتخاذ نمايد. به هر حال در تحريرالوسيله جلد اول صفحه 488 مسئله هشت در کتاب دفاع مسئله اي که فتاويه فقهاي ديگر نيز مطابق آن ميباشد.لو تعديه عما هوالکافي في الدفع بنظرهه و واقعاً فهو ضامن الاحوط يعني اگر در هنگام دفاع تعدي نمايد و از مقدار لازم و مورد نياز تجاوز کند او ضامن است.
اگر در مورد پرونده متهم براي دور کردن مقتول طبق مراتب نهي از منکر يا مراتب دفاع از اول با تهديد و ترساندن و سپس با چاقو زدن به دست يا پا يا جايي که نوعاً کشنده نيست ميتوانست به اين هدف نايل آيد و در اينصورت مسئله اي پيش نمي آمد و قتلي چه بسا رخ نمي داد. ولي هنگام دعوي و نزاع نميشود نرخ تعيين کرد که تو فقط به اينجا بزن و به جاي ديگر مثلا نزن.
در نتيجه من معتقدم مقتضاي جمع بين همه حقوق و احتياط در باب دماء اين است که بگوييم اگر رأي دادگاهها که حکم برائت داده اند مقصود برائت از قصاص ميباشد برائت از قصاص صحيح است چون قصاص منتفي است و اين امر منافاتي با ترتيب ديه ندارد به جهت تعدي در دفاع و اما اگر چنانچه مقصود از برائت،برائت مطلب حتي نسبت به ديه باشد اين امر صحيح نيست بلکه به جهت مذکور ديهء يک مرد مسلمان بايد پرداخت گردد.والسلام
رئيس جناب آقاي افشاري
من يک نکته که نوعاً در ماده 61 مطرح ميشود عرض ميکنم و آن اينکه مسئلهء دفاع مشروع يک مسئله است،مسئلهء قابل تعقيب و مجازات بودن يک مسئله است.همانطور که دوستان اشاره کردند ما قرائن متعدد در پرونده داريم که مسلماً در مقام دفاع از خودش حتي زنش که مورد متلک گفتن مقتول واقع شده و اينها در مقام دفاع بوده منتها آيا آن شرايطي را هم که قابل تعقيب نباشد رعايت کرده يا نه؟از بند يک ماده61 بر مي آيد که اين رعايت نشده همانطور که جناب آقاي نيري فرمودند ميتوانست مثلا اين چوب را نهايت به پايش بزند به جايي که در هر حال کشته نشود به هر حال با آن مسئله اي هم که جناب آقاي رازي زاده اشاره فرمودند مسئله دفاع بوده منتهي جهاد را رعايت نکرده،پس ضامن ديه است و نتيجتاً راي دادگاه مورد تأييد است مشروط بر اينکه متهم ديه را بپردازد.
رئيس:جناب آقاي سيد عبدلله رضايي
بنده بر خلاف آنچه که بعضي از دوستان و همکاران عزيز فرمودند هم دفاع را مسلم ميدانم هم تناسب دفاع را محرز ميدانم و معتقدم که رأي دادگاههاي تالي به طور کلي صحيح و با موازين صدور يافته به اين دليل:آنچه مسلم است اينکه مقتول به قاتل هجمه برده و به ناموس او هم احانت کرده و اگر غير از اين باشد انگيزه اي براي قتل نميتوانيد پيدا کنيد به چه حساب قاتل،مقتول را کشت چه دليل و انگيزه اي در کار بوده؟ بي جهت کسي کسي را نخواهد کشت اين موضوع مسلم است که سوابق شرارتي که مقتول داشته و مزاحمت هاي پي در پي نسبت به ناموس قاتل اين جريان پيش آمده.موضوع قتل مسلم،موضوع دفاع هم مسلم.اما راجع به تناسب مشروعيت بنده قدري توضيح ميدهم:
هجمه و حمله قاتل مسلم است چندين نفر ميگويند مقتول وارد خانه قاتل شد و اين موضوع را شهادت ميدهند و بعد هم چاقو به قاتل ميزند.آيا چاقوي قاتل را ميتوانيد انکار بکنيد بحثي نيست که مسلم قاتل چاقو خورده و نظريه پزشکي قانوني حاکي از اين واقعيت و حقيقت است پس قاتل چاقو خورده کسي که چاقو ميخورد و در برابرش مهاجم مسلح را ميبيند دست و پايش را گم ميکند متوسل به چوبي ميشود که ديگر نميفهمد که چه کار ميکند تا کشته نشود و الاّ مهاجمي که مسلح است او را ميکشد مجبور است از نظر وجداني و از هر نظر خودش دفاع کند چوب را بر ميدارد و براي دفاع از خود تووي سرش ميزند پزش قانوني هم ميگيد علت مرگ و قتل خونريزي مغزي است که در اثر ضربه چوب به قتل رسيده است.
شعبه ديوان عالي کشور به موضوعي اشاره مي کند و مي گويد که تضاد در حرف قاتل وجود دارد اول مي گويد با چوب زدم بعد اصلاً منکر مي شود که يعني من نزدم و اين تضاد باعث مي شود که اقرار اوليه اش از بين برود که مي گويد به من حمله کرد من عرض مي کنم اين آقا بعد از آني که شخص را کشته براي او که او را قاتل معرفي نکنند منکر شده و الا هجمه را انکار نمي کند مي گويد من نزدم من نفهميدم خودش به در و ديوار خورد و تلو تلو خورد به اين جهت مي خواهد بگويد مرده اما آمادن به خانهاش را هيچ انکار ندارد بعد از اينکه اين را هم نميتواند بگويد منکر است و آمدن به خانه مسلم است چاقو هم دارد ، ضربه هم زده ، طرف هم با چوب زده و او را کشته، مسلم اين قتل ، قتل مشروع و متناسب است که قاتل در اين گونه موارد به پرداخت ديه و قصاص محکوم گردد.
رئيس جناب آقاي فرهي
اگر يک متهمي منکر يک عملي است ميگويد من اصلاً نزدم و آن وقت ما بگوييم دفاع کرده، دفاع زماني محقق است که بگويد زدم و حق هم داشته ام بزنم به اين دليل. بعلاوه اينکه به فرض قبول دفاع تناسب بين دفاع و حمله احتمالي وجود ندارد بعلاوه اينکه حرفهاي مدعي دفاع مشروع متفاوت است يکجا ميگويد متهم خوابيده بوده بعد از يک ربع آمد، يکجا مي گويد دم در بود، يک جا مي گويد به عيالش متلک گفت حرفهاي متفاوتي مي زند اما اساس عرض بنده و حکم ما اين است که وقتي يک متهمي منکر زدن است ما چطور بگوييم که دفاع مشروع کرده اصلا اين عمل متهم از مصاديق دفاع مشروع نيست زماني مي تواند متهم مشروع تلقي شود که شرايط مندرج در مده 61 قانون مجازات اسلامي جمع باشد و لا غير.
رئيس: مذاکرات کافي است، جناب آقاي اديب رضوي نظريه جناب آقاي دادستان محترم کل کشور را قرائت فرمايند.
نظر به گزارش اوليه نيروي انتظامي شهرستان قم که جريان درگيري و نزاع بين ميرسعادت و مقتول و درنتيجه فوت نامبرده را به دادگاه عمومي اعلام داشته است و با توجه به شکايت اولياء دم و همسر مقتول و اقارير متهم در بازجويي اوليه که حاکي از اين است که از سه ماه قبل با مقتول درگيري داشته و در روز حادثه مقتول با چاقو او را مجروح کرده او هم با چاقو مقتول را زده که پس از رسيدن به بيمارستان فوت نموده است و اينکه پزشک پس از معاينه جسد اظهار نظر کرده است پارگي عميق به طول 5 سانت از جلو به عقت آهيانه سمت چپ مقتول مشاهده شده است علت مرگ را شکستگي جمجمه و خون ريزي مغزي تشخيص داده است با توجه به اظهارات متهم که مدعي شده وچون مقتول با چاقو او را مجروح کرده در مقام دفاع او را با چوب زده است شبهه دفاع مشروع مطرح مي باشد لکن چون دفاع غير متناسب به نظر مي رسد بنابراين متهم ضامن ديه خواهد بود و از اين جهت قابل تعقيب و مجازات مي باشد.
با توجه به اين که متهم در مقام دفاع مرتکب قتل شده و در اين مورد طبق ماده 61 قانون مجازات اسلامي قاتل قابل تعقيب و مجازات نيست و دادگاه عمومي نيز بر همين اساس حکم برائت صادر نموده و اعتراض مؤثري نيز به عمل نيامده است بنابراين باستناد بند ج ماده 24 قانون تشکيل دادگاههاي عمومي و انقلاب دادنامه شماره 1062-17/9/1375 شعبه دوم دادگاه عمومي قم با اکثريت آراء ابرام مي شود.
هيأت عمومي ديوان عالي کشور (شعب کيفري)
6- رأي هيأت عمومي ديوانعالي کشور بشماره 18 – 22/8/1375162
خلاصه جريان پرونده: پيرو گزارش مورخ 16/2/1374 به اين دادگاه کيفري يک ياسوج بر اساس کيفرخواست مورخ 22/9/1372 دادسراي عمومي راجع به اتهام آقاي کهزاد به ارتکاب قتل عمدي مرحوم سيد عباس خادمي با سلاح جنگي و تخريب زراعت با شرکت غريب ( که به قتل رسيده) 2- اتهام عبدالمجيدخادمي به ارتکاب قتل عمدي غريب با اسلحه گرم غير مجاز 3- اتهام فخرالدين خادمي بمعاونت در قتل عدمي غريب با انجام محاکمه که با حصور طرفين و وکلاي آنها صورت گرفته و اين که ورثه سيد عباس اظهار داشته اند مهاجمين چهار نفر بودهاند – اولياء دم غريب (برادران و خواهران غريب چون او فاقد والدين و اولاده بوده است) عليه عبدالمجيد خادمي به عنوان مباشر و عليه فخر الدين بعنوان معانون در قتل اعلام شکايت کرده و قصاص قاتل و مجازات معاون را تقاضا کرده اند.
آقاي کهزاد متهم در قبال تفهيم اتهام جواب داده گوسفندان را گم کرده بوديم باتفاق غريب شبانه در نزديکي منازل خادميها ميگشتيم جلو ما را سد کردند مرتکب زخمي شدن غريب گرديدند از قتل عباس خادمي اظهار بي اطلاعي کرده اضافه کرده غريب تيراندازي کرد من اسلحه دنبال گوسفند بوديد جواب داده براي احتياط اضافه کرده ذرت متعلق به خانواده خادميها را خودشان تخريب کردند در آخرين دفاع اظهار داشته همراه مقتول (غريب) بودم ولي تيراندازي نکردم کسي را نکشتم. وکيل او به لايحه تقديمي خود استناد کرده.
عبدالمجيد خادمي در قبال تفهيم اتهام جواب داده هفده نفر شبانه به منازل ما هجوم آوردند پدرم با چراغ قوه جهت اطلاع دادن به پاسگاه از منزل بيرون آمد که توسط مهاجمين به قتل رسيد بدست کهزاد به قتل رسيد. وقتي بيدار شدم و از خانه بيرون آمدم متوجه قتل پدرم شدم منکر ارتکاب قتل مي باشد اقرار نزد بازپرس (111 الي 112) را جواب داده اصلاً اقرار نکرده ام نزد مأمورين هم اقرار نکرده ام همچنين اظهارات فخرالدين برادرش را قبول ندارد در آخرين دفاع خود را بيگناه دانسته وکيل مدافع او با اشاره به انکار موکل اظهار داشته کهزاد (متهم همراه مقتول)‌در تمامي مراحل تحقيقات اعتراف کرده به اتفاق مقتول(غريب) با قضد و برنامه قبلي به مقصد تخريب زراعت که به منازل مسکوني آنها متصل بوده حرکت نموده اند و تفنگ کلاشينکف همراه داشتند که بدون دليل نبوده يقيناً براي استفاده حمل مي کرده اند باحتمال قوي تخريب ذرت وسيله بوده که خانواده موکل را تحريک کنند وعکس العمل نشان دهند و او را به قتل رساند بااستناد به ماده 61مجازات اسلامي اضافه کدره برفرض اينکه اول تيراندازي کرده باشد دفاعغ در مقابل يک خطر قريب الوقوع بوده و دفاع مشروع است تقاضاي برائت نموده بعلاوه مقتول و همراهش در درون ذرت ناپديد بوده اند نشانه گيري دقيق ميسر نبوده موکل بدون هدف به سمت زراعت ذرت تير اندازي کرده بفرض عدم قبول دفاع مشروع عنصر عمد در قتل احراز نمي شود.
متهم رديف سوم به نام فخر الدين منکر بزه انتسابي اظهارات قبلي خود را (اوراق 122 الي 124) قبول ندارد در آخرين دفاع خود را بيگناه دانسته:
دادگاه با اعلام ختم دادرسي با شرح سابقه کدورت فيمابين طرفين راجع به ازدواج يکي از فرزندان سيد عباس (مقتول) با دختري از طايفه مشايخ که نامزد کهزاد وده و خانواده دختر اين ازداح را اهانت به خود تلقي و شبانه به منزل سيد عباس حمله ور و توسط احد از مهاجمين لايه گوش داماد قطع مي گردد که پرونده امر منتهي به صدور حکم قصاص عضو جاني شده است متعاقب حادثه مذکور کينه طرفين به مرور شعله شده نهايتاً در شب 13/5/1372 کهزاد همراه غريب(مقتول) با قصد تخريب وارد زراعت ذرت خادمي ها که نزديکي منازل آنها بوده شده خانواده خادمي ها از جمله متهمان دريف 2 و 3 که از قبل منتظر چنين تحرکي بوده اند با استفاده از مهتاب متهم رديف دو با تحريک متهم رديف 3 به طرف مخربين زراعت تير اندازي مي کند که منجر به قتل غريب مي گردد کهزاد با مشاهده وضعيت غريب با اسلحه کلاشينکف بصورت رگبار به سمت مقابل تيراندازي کرده که يک تير به مرحوم سيد عباس اصابت کرده به قتل ريده دادگاه با ذکر دلايل از جمله وجود اختلاف بين طرفين با حصول علم جرائم انتسابي به متهمين را محرز تشخيص داده بعلاوه فرازهايي از اظهارات اولهي متهمين را بازگو کرده اجمالاً اين

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد دفاع مشروع، شهادت شهود، ضرب و جرح، شهرستان قم Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد دفاع مشروع، قتل عمد، قانون مجازات، ضرب و جرح