منبع پایان نامه ارشد درمورد دفاع مشروع، شهادت شهود، ضرب و جرح، شهرستان قم

دانلود پایان نامه ارشد

سعادت… ديدم رفت توي کوچه سيد ، دمي (لحظه اي) نکشيد که ديدم سيد محمد دستمال ابريشمي بود بعد يک چوب سيد به سر محمد زد محمد زد محمد سر گيجه گرفت و افتاد (ص 109) شاهد ديگر بنام آقاي ح… همچنين شهادت داده : “بعد از ظهر بود که از اين کوچه عبور مي کردم ديدم سروصدا بلند شد و رفتم جلو ديدم يک نفر چوب در دست دارد و به ديگري زد بعد محل شلوغ و من نرفتم و حدود بيست متر فاصله داشتم و ديگري دستمال سياه رنگي دستش بود. “آقاي م… 13 ساله شهادت داده: “من بالاي پشت بام رفته بودم داداشم را بياورم ديدم سروصدا شده آمدم جلوتر سر پشت بام ديدم مقتول چاقويي در دستمال ابريشمي دارد چاقو را در آورد و وارد منزل سيد شد فحش هم داد بعد از پشت بام آمدم ديدم که مقتول در خيابان افتاده درحدود بيست قدمي خانه ميرسعادت ، بعد ميرسعادت محمد… را برد به بيمارستان و توجه نکردم که سيد مجروح است يا خير و شنيدم که سيد به محمد و … چوب زده است و محمد به سيد چاقو زده است.” و همانطور که قبلاً اشاره شد حکم برائت متهم صادر گرديده است.
هيأت شعبه در تاريخ بالا تشکيل گرديد پس از قرائت گزارش آقاي عبدالحسين فرهي عضو مميز و اوراق پرونده و نظريه کتبي آقاي عسگري داديار ديوان عالي کشور اجمالاً مبني بر:تقاضاي صدور رأي شايسته و قانوني دارم.
در مورد دادنامه تجديد نظر خواسته مشاوره نموده چنين رأي ميدهند:
نظر به اين که شعب دادگاه عمومي شهرستان قم راجع به اتهام آقاي ميرسعادت… به ارتکاب قتل عمدي مرحوم محمد… عمل متهم را دفاع مشروع مشروع ندانسته و راي اين شعبه از ديوان عالي کشور را نپذيرفته و حکم بر برائت صادر کرده و اصرار در نظريه خود داشته اند و اين شعبه دفاع مشروع را محقق نميداند و انقلاب پرونده را جهت طرح در هيأت عمومي شعب کيفري به دفتر معاونت محترم ديوان عالي کشور ارسال مي دارد.
رئيس: جناب آقاي آموزگار
برداشتهاي مختلفي از اين پرونده در ذهن خودشان گرفته اند، علت اين برداشتهاي مختلف، اختلاف در شهادت شهود و اظهارات اوليه و بعدي متهم در تحقيقات مختلف بوده است، ظاهراً متهم همان حرف اول را زده از باب اينکه هنوز به او تعليم نکرده اند آن حرف اول درست بوده گفته من زدم او را متوجه نشدم چه طور زدم با چوب زدم بعداً خوب حرفهايش را عوض کرده غافل از اين که تعويض سخن در مراحل بعدي بر عليه خودش تمام
ميشود اگر از همان اول حرف خودش را صريحاً مي زد و مي گفت اين طور شده پرونده لوث نمي شد يعني الان با توجه به شهادات مختلف افراد و تضارب آنها پرونده يک مقداري ابهام پيدا کرده است. اما بنده خارج از اين حواشي از اين که ادعا شد فرض کنيد که اين آقا تحت کتک بوده يا اينکه ادعا شده آمده در منزل ما با چاقو زد و اين ادعا ميشود ما فعلاً به حواشي کار نداريم ما مي رويم روي اصل متيقن پرونده که مسلم پيش همه است وجود درگيري بين قاتل و مقتول است، اين مسلم که مقتول با قاتل درگير شده است و شکي در آن نيست و استضهار ميشود اينجا که مقتول اول متعرض شده يعني آمده در خانه، از مجموع شهادات و اظهارات همسر متهم و غير اين مقدار استفاده ميشود که حداقل مقتول اول آمده فحش داده بعد گفته که ديگر جريان خيلي روشن نيست و اين که نزاع در داخل منزل بود اين احتمال موجود است اما متقين نيت و يقين ندارد به اين مساله با توجه به تضارب شهود مخصوصاً شهود همسايه ايشان که گفت من ديدم آوردمش در بيرون و او را مي کشيد و زد بر سرش و افراد ديگري… .
ما اگر آنقدر متقين را بگيريم که بگوييم بالاخره فرض کنيد که اين آقاي مقتول به داخل منزل قاتل هم نرفته و در بيرون کوچه درگير شده اند آنچه مسلم است ، در جيب اين آقاي مقتول چاقو بوده و در اول گزارش هم اين طور آمده است. در گزارش و صورت مجلس مأمورين انتظامي مسئول بخش اورژانس بيمارستان (اوراق 2و3پرونده) به پيدا شدن چاقو اشاره اي نشده است مي خواهم عرض کنم اين عدم الوجدان هست که لايدّل علي عدم الوجود بالاخره وقتي که پاسگاه ميگويد آقا من چاقو را پيدا کردم در پاسگاه موجود است، بقيه به عهده مقامات قضائي است که اين چاقو مطالبه ميکردند و استناد ميکردند به گزارش نيروي انتظامي که حجت است به عنوان ضابط قوه قضائيه مگر خلاف آن ثابت بشود و بر طبق قانون حجيت دارد.
اينها مي گويند چاقو در جيب مقتول پيدا شده و در پاسگاه موجود است اين يک امر و مؤيد اين مسأله گواهي پزشکي قانوني است که مي گويد قاتل قسمت راست قفسه سينه او و به اندازه يک سانتي متر جراحت با جسم برنده دارد پس اين قرينه و اين دو مطلب با هم نشان ميدهم و توجه به اين که اول مقتول رفته درب خانه قاتل نشان دهد که اين آقا مهاجم بوده و با چاقو هم حمله کرده است به آن آقا، آن آقا هم چوب گرفته دستش چاقو نبود چوب پيدا کرده دم در حالا داخل خانه بود يا بيرون منزل در مقام دفاع از ناموس خودش و جان خودش که چاقو ديده چوب را بلند کرده زده به او آنچه مسلم است زده به اين آقا خودش هم اقرار دارد انکارات بعدي بيخود و بي اثر است اگر همانطور اصرار ميکرد به حرف اولش که من دفاع کردم ، دفاع مشروع صحيح بود چون کسي که چاقوي برنده دارد با يک اشاره ممکن است به قلب انسان بزند و انسان را از پا در بياورد انسان اگر چوب بگيرد به سر او بزند اين دفاع مشروع تلقي ميشود ودرعرف جامعه.
بنابراين معتقدم که نظر به اين که متقين از قضيه ، درگيري شده و چاقو هم نزد مقتول پيدا شده و قاتل هم بواسطه مقتول مجروح شده است مسلم است و مقتول هم بوسيله قاتل با چوب زده شده حسب اقرار اوليه خودش، اين مسلم است و بنابراين دفاع، دفاع مشروع است و شعبه محترم 20 ديوان عالي کشور هم در رد حکم دادگاه يک استدلال موجهي نکرده فقط گفته دفاع مشروع نيست و در مقام رد استدلال نکرده است که چرا دفاع مشروع نيست، اگر آدم خود را در ميزان قرار دهد اگر يک کسي امروز در خيابان، در منزل با چاقو به ما حمله کرد و ما هيچ چيز نداشته باشيم تصادفاً فرض کنيد مثلا در جيبمان از آن کليدهاي سابق و قديمي در خانه بود در اورديم و زديم بر سرش خوب مي ميرد بالاخره آهن است دفاع مشروع تلقي مي شود، پس چگونه بايد دفاع کنند پليس که آن ساعت به داد انسان نمي رسد، بلکه آنهم باشند به عنوان متفرج تماشاچي هستند من ديدم در بعضي حوادث پليس مأمورين انتظامي مي بينند دارد درگيري مي شود اصلا هيچ کاري ندارد، جلو نمي روند بنابراين دفاع، دفاع مشروع است و شعبه ديوان هم استدلال متيني در رد شعب دادگاه نکرده است معتقدم راي شعبه دادگاه صحيح است.

رئيس: جناب آقاي عروجي
در بدو امر بايد عرض کنم که شعبه محترم ديوان عالي کشور کشته شدن محمد توسط متهم را قبول دارد و ظاهراً مجروح شدن متهم توسط مقتول را هم قبول داشتاه باشند يعني چيزي را که به عنوان دليل بر رد اين قضيه باشد اظهار نکرده اند، در نتيجه يک نحوه درگيري بين متهم و مقتول را خود شعبه محترم ديوان عالي کشور هم قبول دارد. يعني اکر بنا باشد که ما قتل مقتول را توسط متهم قطعي بدانيم ولي از آن طرف هيچ گونه انگيزه و هدف در اقدام متهم به زدن چوب يا وسيله ديگر بر سر مقتول نداشته باشيم براين مدعا هيچ گونه انگيزه و هدف در اقدام متهم به زدن چوب يا وسيله ديگر بر سر مقتول نداشته باشيم بر اين مدعا هيچ گونه انگيزه و هدف در اقدام متهم به زدن چوب يا وسيله ديگر بر سر مقتول نداشته باشيم بر اين مدعا هيچ گونه دليل از شهادت شهود و ديگران ما در پرونده امر نمي بينيم در نتيجه بنظر بنده اين قضيه از نظر شعبه محترم ديوان عالي کشور هم قطعي است که يک نحوه درگيري بين متهم و مقتول بوده مجروح شدن متهم هم نشانه اين درگيري و اين نزاع بين اين دو تا است که شعبه محترم اظهارات بعدي متهم را رد کرده اند و اظهارات اوليه ايشان را گرفته اند و اين حرف را با انکار بعدش وجه جمعي بين اين دو تا نديده اند و گفته اند و پس؛ از باب دفاع هم نبوده بنظر بنده جاي تأمل و دقت است عنايت داريد که معمولاً متهمين در بدو امر و قبل از اينکه آموزش ببينند از رهگذر زندان رفتن اي از رهگذر وکيل و ديگران آموزش ببينند آنچه که واقعيت دارد در بدو امر ما مي توانيم از زبان اينها بشنويم، بنظر بنده حرفهاي نخستين متهم را بنا بر آنچه که در اين گزارش آمده است بنده بخوانم.
مي گويد که: بلافاصله از متهم بازجوئي شد و اظهار داشت سه ماه قبل درگيري مختصري با محمد داشته از آن پس او قصد درگيري شديد با من داشته علت اين حرف را هم از زبان ديگري هم مي توانيم بشنويم در شهادت بعضي از شهود دارد که اين آقاي متهم هم همان جا خانه داشته يعني متهم و مقتول هر دو در يک محله در يک کوچه سکونت داشته و اين که اگر سه ماه قبل درگيري داشته بعد از 2 ماه مدام در تعقيب قضيه بوده و اينها نشانگر اين هست که بايد اين مقتول در مسيري باشد که بتواند متهم را مدام تعقيب بکند و اين حکايت از هم محل بودن دارد که در شهادت بعضي از شهود هم مطرح است بله سه ماه قبل او قصد درگيري شديد با من داشته که خود را دور مي کردم تا اين که امروز ساعت 4 بعدازظهر وقتي که مقابل منزلم ايستاده بودم همسرم و دو فرزندم نزديک من بودند با گفتن ناسزا گذر نمود قصد تعقيب او را داشتم مادرم مانع شد بعد از چند لحظه مجدداً برگشت من در حال داخل شدن به منزلم بودم که مرا با چاقو تعقيب و قصد وارد شدن به داخل منزل داشت او حالت مستي داشت با چاقو مرا از ناحيه سينه مجروح کرد من هم براي جلوگيري از ضرب و جرح بيشتر چوب بر داشتم و متوجه نشدم چگونه و به کجاي بدن او اصابت کرد در حين درگيري به زمين افتاد که او را به بيمارستان رساندم.
عرض بنده اين است که بين اين دو نفر (مقتول و متهم) درگيري قطعي و مسلم است و از اين که مقتول به در خانه متهم آمده باشد بنابر مجموع قرائن اين هم بنظر جاي ترديد نمي آيد از اين که مقتول قصد ايجاد درگيري و نزاع با متهم داشته باشد اين هم دور از واقعيت بنظر نمي رسد همان متلک گفتن و درگيري سه ماه قبلش و بعضي از قرائن ديگر از جمله اظهارات يک عده از شهود هم مي گويد در خانه متهم رفته بوده اينها همه حکايت از اين دارد که مقتول به در خانه متهم آمده و قصد درگيري هم داشته است و حرفهاي متهم در وهله اول را بنده منتبطق با واقعيت مي بينم که اين هم چوب را برداشته به سر مقتول زده است اگرچه هيچ گونه نشانه اي از بودن چوب در کوچه نيست و ما از زبان هيچ کس نشنيديم يعني هيچ کدام از شهود هم نگفته اند که اين چوب کجا بوده اين چه شده آيا کسي بلند کرده از صحنه بيرون برده؟ آيا شکسته و خرد شده و از بين رفته؟ آيا خود متهم يا اعضاي خانواده اش اين چوب را رد کرده اند که دست مأمورين و مسئولين قضايي نيفتد؟ هيچ گونه مطلب و تحقيقي در رابطه با اين قضيه ما نمي بينيم ولي حرف اول متهم مطلب و تحقيقي در اين قضيه ما نمي بينيم ولي حرف اول متهم دليل است بر اين که چوب دستش بوده و بر سر او زده اما از اينکه ما اين درگيري و اين چوب زدن را بدون مقدماتش لحاظ کنيم و اين را از باب دفاع مشروع نگيريم پس اسمش را چه بگذاريم؟ آيا متهم بر مقتول ابتدائاً حمله کرده؟ آيا متهم بر مقتول ابتدائاً دست انداخته؟ آيا متهم اول چوب دست گرفته بر سر مقتول بزند هيچ کس اين حرف را ابتدائاً نزده است، از مجموع قرائن بر مي آيد که متهم در مقام دفاع از خود بوده و در خانه اش هم مورد ضرب و جرح با چاقوي مقتول قرار گرفته است لذا از نظر بنده دفاعش لاريب فيه است اما اگر دفاع از حد مشروع و قانوني اش بيرون است آن بحث ديگري است ولي در اين قسمتش بنده نظريه محاکم را تأييد مي کنم و با نظريه شعبه محترم ديوان عالي کشور موافق نيستم.
رئيس: جناب آقاي رازي زاده
صحبت هايي تا کنون شده من بعضي از آنها را تأييد مي کنم و سعي مي کنم خيلي مختصر و به طور خلاصه مطلبي را عرض کنم.
اگرچه چاقو زدن در منزل قاتل (متهم) واقع شده باشد يقيناً دفاع محسوب مي گردد. البته با صرف نظر از تعدي و عدم تعدي در دفاع. يعني با ملاحظه اينکه مقتول با چاقو وارد منزل قاتل گشته پس در اين فرض دفاع صدق ميگردد و ترديدي در آن نيست همچنان که اگر متهم مقتول را هنگامي که در حال دور شدن و

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد دفاع مشروع، شهادت شهود، قانون مجازات، قتل عمد Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد دفاع مشروع، قتل عمد، قانون مجازات، شهرستان قم