منبع پایان نامه ارشد درمورد دفاع مشروع، شهادت شهود، قانون مجازات، قتل عمد

دانلود پایان نامه ارشد

پيدا شدن چاقو اشاره اي نشده است.) بلافاصله از متهم بازجويي شده اظهار داشته سه ماه قبل درگيري مختصري با محمد داشت از آن پس او قصد درگيري شديد با من داشت که خود را دور مي کردم تا اين که امروز ساعت4 بعدازظهر وقتي مقابل منزلم ايستاده بودم همسرم و دو فرزندم نزديک من بودند با گفتن ناسزا گذر نمود. قصد تعقيب او را داشتم مادرم مانع شد بعد از چند لحظه مجدداً برگشت من در حال داخل شدن به منز بودم که مرا با چاقو تعقيب و قصد وارد شدن به داخل منزل داشت او حالت مستي با چاقو مرا از ناحيه سينه مجروح کرد من هم براي جلوگيري از ضرب و جرح بيشتر چوب برداشتم متوجه نشدم چگونه و به کجاي بدن او اصابت کرد در حين درگيري به زمين افتاد که او را به برداشتم متوجه نشدم چگونه و به کجاي بدن او اصابت کرد در حين درگيري به زمين افتاد که او را به بيمارستان رساندم فوت نمود با اشاره به سابقه شرارت او و اين که سابقه خود زني داشته مدعي است در حالي که با او درگير بوده خود را به ديوار زده در گواهي پزشکي معاينه ميرسعادت بريدگي کمتر از يک سانتيمتر سمت راست قفسه سينه همراه با کبودي بخيه شده بر اثر اصابت جسم برنده اظهار نظر شده است. پدر مقتول از فردي که پسرش را کشته اعلام شکايت کرده همسر متهم در همان تارخ اظهار داشته در کوچه بودم محمد … عبور مي کرد به من متلک گفت به او گفتم پدرسوخته به منزل آمدم درب را بستم پس از لحظه اي درب حياط زده شد باز کردم ديدم محمد مشتي مي باشد گفت آمد ام ترا بکشم چاقو نيز در داخل دستمال در دستش بود داد و فرياد کردم همسرم ميرسعادت آمد او نيز به وي اصرار که وي را از منزل بيرون نمايد که همديگر را هل دادند بيرون رفتند … من نزاع آنها را نديدم (ص7) از پنچ نفر شهود بازجويي شده است. ( اوراق 9 الي 11) در گواهي معاينه جسد پارگي عميق بطول پنج سانت از جلو به عقب روي آهيانه سمت چپ مشاهده شده که شکستگي مختصر استخوان که بر اثر اصابت جسم سخت لبه دار ايجاد شده علت مرگ شکستگي جمجمه و خونريزي مغزي متعاقب آن تعيين شده است.
در جلسه محاکمه 22/7/1373 ( برگ24) متهم اظهار داشته پسر خواهرم براي تعمير موتور گازي مرا صدا کرد مشغول بودم خانمم کنار ايستاده بود محمد به او حرف زشت زد خانمم به او فحش داد رفتم داخل حياط بعد از مدتي استراحت درب حياط نواخته شد همسرم باز کرد محمد داخل شد درگير شديم همين که مي خواستم از طاق خارج شوم به من حمله کرد و درگير شديم چاقو دستش بود و مرا از ناحيه سينه مجروح کرد افتادم زمين که بيشتر نزند که از حياط خارج شد نمي دانم داخل حياط که مادرم يقه اش را گرفته بود چه شد بعد مردم گفتند داخل کوچه افتاده است که او را به بيمارستان منتقل کردم در جواب سوال دادگاه به اين که در بازجويي اقرار به وارد کردن جرح با چوب شده جواب داده چون ترسيده بودم و حال عادي نبودم اين مطالب را گفتم حواسم جمع نبوده راجع به شهادت شهود جواب داده تقاضا دارم مجدداً از آنها تحقيق شود چنانچه سه نفر شهادت بدهند من با چوب ايشان را زده ام قبول مي کنم که بر طبق دستور حاکم دادگاه مرجع انتظامي از شهود استماع شهادت کرده خانم الف … و آقاي م … 13ساله و آقاي غ … شهادت داده اند (برگ26).
در جلسه 25/7/1373 دادگاه، والدين مقتول و همسر او عليه مير سعادت شکايت و قصاص او را تقاضا کرده اند متهم با تفهيم اتهام به ارتکاب قتل عمدي و دلايل جرم از جمله اقرار اوليه در پاسگاه جواب داده با چوب نزده ام در دستم چوب نبوده او جلو در حياط به من حمله کرد با چاقو به داخل حياط هم آمد مرا مجروح کرد من دست خالي با او درگير شدم که زمين افتادم مادرم آمد فرياد کرد او خودش را به اين ور و آن ور مي زد که از حياط خارج شود پس از مدتي شنيدم که کنار جدول افتاده، از جهت چاقو کشي و ورود به عنف عليه مقتول اعلام شکايت کرده است.
در جلسه 19/9/1373، دادگاه با حضور طرفين و وکلاي آنها تشکيل گرديده (ص71) و اولياء دم شکايت و تقاضاي قبلي را تکرار کرده اند، وکيل آنها با اشاره به تناقض گوئي متهم و اين که به لحاظ خصومت شخصي و بستن راه بر مقتول و وارد کردن ضربه با جسم سخت موجب قتل شده بر طبق مواد 205 الي 207 قانون مجازات اسلامي تقاضاي قصاص نموده است.
همسر متهم که همراه شوهرش و خواهرزاده او در کوچه موتورگازي او را درست مي کرده ضمن شرح واقعه اظهار داشته محمد … (مقتول) داخل منزل آمد با شوهرم درگير شد شوهرم را با چاقو زد که افتاد … مادر شوهرم محمد را که مي خواست فرار کند گرفته بود سه روز بود محمد مرتب مزاحم من بود بعد نفهميدم چطور از دست مادر شوهرم فرار کرد مي گفتند محمد … بيرون از خانه زمين خورده که در همان حال او را به بيمارستان رسانده ام. مادر متهم بنام خيرالنساء اظهار داشته با شنيدن جيغ عروسم به حياط آمدم ديدم پسرم محمد آمد توي حياط و پسرم را چاقو زد فرياد کردم رفتم وسط ايستادم گفتم دعوا نکنيد مرا هل داد و فرار کرد، نديدم خودش را به کجا زد پسرم با اين که مجروح شده بود او را به بيمارستان برد اضافه کرده چيزي دست پسرش نديده متهم با شرح جريان واقعه که همسرش توضيح داده و گفته محمد ناسزا گفته و رد شده مي گويد رفتم منزل، خوابيده بودم خانمم وارد اتاق شد گفت محمدمي خو.اهد با چاقو وارد اطاق شود خواستم بيرون بيايم مادرم جلويش را گرفته که داخل حياط نشود که مادرم را هل داد وارد حياط شد با هم درگير شديم مرا با چاقو زد افتادم فرياد کردم مادرم بين ما قرار گرفت و يقه اش را گرفت او هم خود را به اين در و آن در زد مي خواست از خانه خارج شد افتاد زمين مردم جمع شدند او را به بيمارستان برردم اضافه کرده آنچه در صفحه 4 پرونده گفته ام به کلانتري مراجعه کردم چون چاقو خوردگي تا به حال نديده و مردن هيچ شخصي را هم نديده بودم حال عادي نداشتم متوجه نبودم چي گفت شهادت آقاي غ و بانون الف (برگ 9) را قبول دارم .
وکيل متهم لايحه اي در نه برگ تقديم کرده که از جانب وکيل اوليا دم به اين خلاصه ÷اسخگويي شده است: با اشاره و راجع به شهادت آقاي غ که شاهد نزاع هم نبوده است با محمد اختلاف داشته و اظهارات بانو الف را روي خصومت و کينه دانست است و بيان داشته همسر متهم در صفحه 7 گفته درگيري خارج از منزل بوده و نزاع آنها را نديده و در محضر دادگاه خلاف واقع مي گويد که درگيري داخل منزل بوده است. راجع به طرح دفاع مشروع از جانب وکيل متهم توضيح داده و بحث کرده است.
وکيل متهم داشته متوفي به منزل موکل و ناموس او هجوم برده با سبق تصميم قصد قتل موکل را داشته بر فرض که موکل تناقض گويي کرده باشد حقيقت امر همانست که به عرض رسيد .
متهم آخرين دفاع را به وکيلش واگذار کرده و وکيل متهم بلحاظ دفاع موکلش از جان و ناموس تقاضاي صدور حکم بر برائت نموده است و در جواب سوال دادگاه اظهار داشته در صورت تشخيص غيرعمدي بودن قتل ديه درهم را تعيين مي کند.
دادگاه استماع شهادت شهود را لازم دانسته طي صورت مجلس 4/2/1374 که با حضور طرفين و وکلاي آنها صورت گرفته و در هفت برگ نوشته شده (برگ110) از شهود استماع شهادت کرده است (که عين اظهارات در صفحات بعدي منعکس شده است) پس ختم دادرسي را اعلام و به اين خلاصه رأي داده است:
با توجه به اظهارات متهم و همسر او و استناد به موادي شهادت شهود، نحوه اظهارات متهم و وکيل او، گواهي پزشکي و سابقه متهم و ساير قرائن و امارات موجود، حمله و هجمه را از ناحيه مقتول تشخيص، عمل متهم را دفاع مشروع تلقي با استناد فتواي حضرت آيت الله العضمي گلپايگاني (قدس سره) در مجمع المسائل، ج3، ص239، س55حکم بر برائت متهم را صادر کرده است. (ص116).
با تجديد نظر خواهي وکيل اولياء دم و رد و بدل پرونده با دادگاه تجديد نظر استان که نهايتاً با راي وحدت رويه شماره 600 مواجه شده پرونده در اين شعبه بررسي و مورد رسيدگي قرار گرفته و شعبه مذکور:
با بيان دلايلي از جمله اينکه متهم در مرحله بازجويي اقراربه واردکردن ضربه نموده و در محاکمه نزد دادگاه منکر داشتن چوب و مصدوم کردم محمد مي باشد مساله هجوم و دفاع از نفس و عرض مطرح نبود در چنين شرايطي ادعاي وکيل مدافع در دفاع مشروع موکل را قابل توجه ندانسته زيرا هم انکار و هم دفاع مشروع قابل جمع نيست همچنين از جهت اين که دادگاه با استماع پاسخگويي وکيل اولياء دم در در تحقق شرايط دفاع مشروع استدلال و اظهارنظر نکرده است. فتواي حضرت ايت ا… العظمي گلپايگاني مربوط هجوم زني بوده که قابل تطبيق با موضوع پرونده نيست و نظر به اينکه دليلي بر اثبات تعرض به جان و ناموس متهم ارائه نشده و نهايتا با استناد به مفاد لايحه وکيل تجديد نظر خواه دادنامه تجديد نظر خواسته را نقض در رسيدگي را به شعبه ديگر محول کرده است.
شعبه هشتم دادگاه عمومي قم با حضور طرفين و وکلاي آنها در چهار صفحه محاکمه را انجام داده از شهود استماع شهادت نموده (برگ 193) (جلسات 5/1/1375 و 31/3/1375) با حضور طرفين و وکلاي آنها تشکيل شده،آقاي س.م شهادت داده: ” ديدم محمد… رفت به طرف خه ميرسعادت که آنجا هم خانه داشت.اين که با هم غرض داشته اند يا خير اطلاعي ندارم ، بعد از مدتي ديدم که مير سعادت…-محمد… (مقتول) را از کوچه مي آورد و با چوب يا آهن در دست داشت و به او مي زد و آخر يک ضربه به سر او زد و در کوچه کسي جز اين دو نفر آنجا نبودند” گواه ديگر بنام آقاي ح- اظهار داشته: “من حدود 10 متر با اينها که مشغول نزاع بودند فاصله داشتم از آنجا رد مي شدم ديدم مير سعادت با چوب به محمد … زد و خورد زمين جمعيت هم آنجا جمع بود… او يک مرتبه از پشت زد به محمد… محمد چيزي در دست نداشت ” شاهد ديگر بنام آقاي م- 14 ساله شهادت داده: ” من فقط ديدم که در کوچه را که اين مرتبه ديدم،دفعه قبل هم گفتم که شنيدم ولي دادگاه …بر شهادت من نوشتند در صورتي که شهادت من همين است که الان گفتم.” توسط وکيل اولياء دم از شاهد سوال شده پزشک قانوني يک ضربه را تأييد و شاهد دو ضربه را اعلام نموده گواه در پاسخ اظهار داشته : “اولاً ديد من دور بوده ، ثانياً-من نمي دانم که دو ضربه خورده يا نه اطلاعي ندارم ” در جلسه 17/8/1375 با حضور طرفين آقاي غ… شهادت داده: “مشاهده نمودم که محمد بيرون از خانه سيد مشغول صحبت با سيد و مادرش شدند بعداً جدا شدند سيد و مادرش به داخل خانه رفتند محمد… هم به طرف خانه خودش راهي شد بعد از يک ربع ديگر خبر رسيد که محمد… وسط کوچه افتاده است.”
دادگاه به همين تاريخ با استناد به ماده 61 قانون مجازات اسلامي و اصل 37 قانون اساسي حکم بر برائت متهم صادر کرده.
که با تجديد نظر خواهي وکيل اولياء دم پرونده به اين شعبه ارجاع و مورد رسيدگي مجدد (اصراري) قرار گرفته است : ضمناً جهت مزيد اطلاع شهادت شهود در محضر دادگاه صادر کننده حکم اولي (منقوض) مورخ 4/2/1374 که قبلاًبه آن اشاره شده است اضافه مي نمايد خانم الف بعنوان شاهد اظهار داشته : ” ديدم محمد… آمد محله ما بدنش کمي مريض حالت بود از کنارم تند رفت به طرف زن ميرسعادت نميدانم به او چه گفت زن ميرسعادت جيغ کشيد رفت داخل خانه ، محمد هم دنبال او رفت به داخل خانه ، بعد دويدم ببينم چه خبر است ديدم زن ميرسعادت داخل خانه نبود داخل کوچه هم نبود و مير سعادت در خانه اش بود و محمد… داخل کوچه تلو تلو مي خورد و مير سعادت دستش به سينه اش بود و مي گفت محمد مرا زد نگذاريد برود مردم آمدند….”
(مقايسه با شهادت مورخ 19/7/1373 مندرج در برگ11)-آقاي غ… شهادت داده : بعد از اين که محمد به مغازه ام آمد و سيگاري گرفته با من دست داد رفت خانه ميرسعادت… از جلو مغازه نگاه مي کردم بعد از چند دقيقه اي ديدم مير سعادت و خانمش و مادرش با هم از منزل بيرون آمدند محمد… هم بود در مغازه خودشان که نفت فروشي بود صحبت کردند بعد از هم جدا شدند و رفتند به خانه شان بعد از نيم ساعت شنيدم دعوي شده از مغازه بيرون آمدم ديدم که مردم جمع شده اند محمد… افتاده ميرسعادت… او را به بيمارستان برد.آقاي س.م… شاهد ديگر اظهار داشته : ديدم محمد….رفت به طرف خانه مير

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد قانون مجازات، دفاع مشروع، قتل عمد، حقوق جزا Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد دفاع مشروع، شهادت شهود، ضرب و جرح، شهرستان قم