منبع پایان نامه ارشد درمورد جنگ جهانی دوم، ایالات متحده، انسان و ماشین، برنامه آموزشی

دانلود پایان نامه ارشد

با(رنگ، فرم، طبیعت و هنر، انسان و ماشین، پژواک شناسی و علم مکانیک) توصیف شده بود. شلمر جهت‌گیری این اثر را به کالیگاری (اشاره به فیلم کابینه دکتر کالیگری،290 تولید سال ۱۹۱۹)، امریکا و خودش منتسب کرد. (بدنه ویلون)291، (شطرنجی)292، (اصلی)293، (شهروند طبقه بهتر)294، (مشکوک)295، (دوشیزه ُرزی رد)296و (ترک)297 به صورت تمام، نیمه یا یک چهارم عروسکی اجرا شد. دستانی که دیده نمی‌شوند عروسک‌ها را برای یک ربع ساعت، به حرکت درمی‌آوردند. عروسک‌ها قدم می‌زنند، می‌ایستند، معلق می‌مانند، سرمی‌خورند، می‌چرخند یا جست و خیز می‌کنند. به نظر شلمر: اجرا به هم ریختگی‌ای بابلی298 بود، پر از روش، آمیزه‌ای از فرم، شیوه و رنگ برای دیدن (کابینه مجازی دو) نسبت به (کابینه مجازی یک) با پیکرک‌هایی فلزی سیم‌دار که از پس زمینه به جلوی صحنه پرتاب می‌شد ودوباره به عقب می‌رفت، متفاوت طرح‌ریزی شده بود.))(همان، ۱۴۲)
((تجربه‌های اجرای اسکار شلمر (در سال 1920) در مدرسۀ باوهاس آسمان، دریچه‌های دیگری را با شیوه‌های حرکت، حالت و رقص به روی پرفورمنس گشود. (شبانه‌های باوهاس)شلمر، به رویدادهای دیداری، حرکتی و اجرایی تبدیل شدند که او را در تدوین (نظریه صحنه‌ای) کمک کرد. نظریۀ او به تحلیل پیوسته اجرا و ارائه راه‌کارهایی نو در ساماندهی حرکت صورت و کاربرد اشیاء در صحنه مبتنی است.))(ضیایی، 1392، 7)
((اجرا برای شلمر موفقیتی به تمام معنا بزرگ بود، چرا که ابزارهای ماشینی و طراحی سراسر تصویری‌اش بازتاب حساسیت‌های هنری و همچنین فناوری باوهاس بود. توانایی شلمر در ترجمان استعداد نقاشی (طرح‌های الویه پیکرک‌ها قبلا در نقاشی‌های او نقش زده شده بود) به اجراهای نوآورانه مدرسه مورد تقدیر بسیار قرار گرفت. چرا که مدرسه باوهاس، مخصوا جذب هنرمندانی را که فراتر از رشته خود کار می‌کردند هدف گرفته بود. انکار طبقه‌بندی‌های هنری توسط شلمر، اجراهایی را به بار آورد که سریعا به کانون فعالیت‌های باوهاس تبدیل شد، در ضمنی که موفقیت وی به عنوان سرپرست تام تئاتر باوهاس نیز قاطعانه مستحکم شد.))(گلدنبرگ، زرلی ۱۳۸۸، ۱۴۲)
((همگام با این وجه هجوآلود و اغلب ابزورد بسیاری از اجراها و جشن‌ها، شلمر نظریه مشخص‌تری در باب اجرا را بسط داد. در سراسر بیانیه‌های بی‌شمار، همچنین در نوشته‌های خصوصی‌اش که در دفترچه خاطراتی از روزهای نخست 1911 تا روز مرگش به همراه داشت، نظریه اجرای شلمر کمکی یگانه در باوهاس بود. وی با باریک‌بینی موضوع نظریه و علم را که در چنین برنامه آموزشی نقش محوری داشت، تحلیل کرد. شلمر این پرسشگری را در قالب تقابل اسطوره‌ای کلاسیک میان آپولون و دیونوسوس ابراز کرد. نظریه وابسته به آپولون ایزد خرد بود در حالی که عمل در جشن‌های بی‌بندوباری دیونوسوس نمادینه شده بود.
کارهای متناوب خود شلمر میان نظریه و عمل بازتاب اخلاق سختگیرانه اوست. او نقاشی و طراحی را وجهی از کار که شدیداً خردورزانه بود در نظر می‌گرفت، در عین حال لذتی ژرف که از تجربه‌های تئاتری به دست می‌آورد، پیوسته وی را به سازوکار این خرد بدگمان می‌کرد. در نقاشی و همچنین در تجارت تئاتری، کند و کاو اصلی شالمر موضوع فضا بود، نقاشی دو بعد فضا را تصویر می‌کرد، در حالی که در تئاترهایی برای تجربه کردن «فضا» مهیا می‌شد.))(همان، ۱۴۷)
((گرچه به هنگام تعریف دقیق دو رسانه نقاشی و تئاتر تردیدهای شلمر را محاصره می‌کرد، با این همه وی آنها را فعالیت‌های مکمل می‌انگاشت. در نوشته‌هایش وی به روشنی نقاشی را پژوهش نظری در عین حال اجرا را(عمل)همسنگ آن توصیف کرد. وی نوشت: “رقص، دیونوسوسی و در اصل شوریدگی‌ای تمام عیار است.» اما این نظر تنها وجهی از خلق و خوی وی را خشنود می‌کرد. «میان دو روح در سینه‌ام در کشمکش هستم یکی همساز شده با نقاشی و به بیانی روشن‌تر فلسفی ـ هنری و دیگری تئاتری یا رک و راست بگویم روح اخلاقی و روح زیباشناختی.”))(همان، ۱۴۷)
((چالش‌های ذهنی و اجرایی شلمر از رودررویی دو قطب مخالف آپولونی و دیونیزوسی متاثر بود. دیدگاه آپولونی معرف خدای هشیاری، خرد و نظم است و دیدگاه دوم نماد جشن‌های جنجالی و پرغوغا دیونیزوسی است. نیچه درباره این دو دیدگاه (خردمحور)و (احساس و هیجان)درکتاب زایش تراژدی به تفصیل بحث کرده است. شلمر یکی از نخستین هنرمندانی است که مفهوم نظری اجرا وهنرهای تجسمی شکل خالص هنر را به نمایش می‌گذارند که پالوده و منزه است و احساس و هیجان مستقیم گرایش دارد و ذهنیتی دیونیزوسی را باز می‌تاباند. او دنیای نقاشی را دنیای پژوهش299و جست‌جو می‌داند، در حالی که اجرای خصلیتی عاطفی300 دارد.))(ضیایی، م.ب، 1392، ۹)
((شلمر می‌نویسد:”من در حال مبارزه بین دو روح وجودم هستم، یکی گرایشی است که بر نقاشی و به طریق اولی، بر فلسفه هنر تکیه می‌کند و دیگری بر تئاتر تاکید دارد، یعنی در یک کلام یک روح اخلاقی301 و یک روح زیباشناختی302.”
نظریه صحنه‌ای شلمر، ما را به کشف عنصر مهم دیگری که نقش اساسی در معنابخشیدن به حرکت در صحنه به عهده دارد، یعنی دریافت از فضای واقعی، رهنمون می‌شود. پژوهش‌های او در باوهاوس به سال 1920 به کشف واقعی و معناگونه فضا منجر شد. این امر به مفهوم درک حجم مرئی303 است که خود، کشف بسیار ارزشمندی در صحنه‌پردازی و طراحی حرکت و اجراست. از نظر شلمر، زمانی می‌توان رابطه منطقی هندسه مسطح304 و ژرف‌نمایی فضایی305 را دریافت که فضایی را تخیل کنیم که از جوهره‌ای قابل تغییر و انعطاف‌پذیر، پر شده باشد، جایی که فیگور خلق شده از تناوب و جابه‌جایی حرکت رقصنده و اجراگر، به فرم تهی، جامد و سفت بدل شود. عناصر یاد شده بالا در نظریه شلمر، بعد از 1960، از اصول محوری پرفورمنس‌ها و انستیلاسیون‌های نصری به شمار می‌رفت.))(همان، ۹)
((انسان وماشین در تحلیل باوهاس از هنر و فناوری به همان اندازه مورد توجه بود که برای روس‌های کانتراکتیویسم یا اجراگران فتوریست ایتالیایی، تن پوش‌های کارگاه تئاتر به منظور دگرریخت کردن پیکرانسانی به شی‌ای ماشینی طراحی می‌شد.)) (گلدنبرگ، رزلی، ۱۳۸۸، ۱۵۳)
((تا سال 1923 عروسک‌ها و پیکرک‌ها مشاینی کنترل شونده، سیماچه‌ها و تن‌پوش‌های هندسی به مشخصه‌های محوری بسیاری از اجراهای باوهاس تبدیل شدند. کورت اشمیت306 «باله‌ای ماشینی»307 را طراحی کرد که در آن پیکرک‌های قابل حرکت که با حروف A, B, C, D, E مشخص شده بود به کمک رقصندگانی نامرئی حمل می‌شود و توهم رقص آدمک‌های ماشینی را می‌آفرید.)) (همان، ۱۵۴)
((باوهاس آخرالامر در سال 1932 بسته شد. سپس مایس فان در روهه308 کارگردان تلاش کرد تا مدرسه را به عنوان نهادی خصوصی در کارخانه غیرقابل استفاده تلفن در برلین راه‌اندازی کند. اما از آن زمان به بعد تئاتر باوهاس اهمیت خود را در تاریخ اجرا با استواری تحکیم کرد. اجرا ابزاری برای تعمیم اصل (اثر هنری فراگیر) باوهاس بود که این اصل منجر به تولید اجراهایی شد که به دقت کرویوگرافی (طراحی رقص) و طراحی شده بود. باوهاس مشغله‌های ذهنی هنری و زیباشناختی را مستقیم به هنر زنده و «فضای واقعی» تبدیل کرد. گرچه همیشه بازیگوش و هجوآلود ظاهر شد اما هیچگاه به عمد تحریک کننده یا به تمامی سیاسی مانند آثار فتوریست‌ها، دادائيست‌ها یا سورئالیست‌ها نبود. با این همه، باوهاس مانند آنها اهمیت هنر اجرا به عنوان رسانه‌ای صاحب حق تقویت کرد. با نزدیک شدن جنگ جهانی دوم در میزان فعالیت‌های پیرامون اجرا کاهش قابل اعتنایی رخ داد، نه تنها در آلمان بلکه همچنین در دیگر کشورهای اروپایی.
4-5-3-6 هنر اجرا در سال‌های پس از جنگ
((بی‌گمان تحولات اجتماعی بعد از سال‌های جنگ و به خصوص رویدادهای تند اواخر این دهه و ارائه راهکارهای جدید برای جامعه اروپایی بعد از جنگ جهانی دوم و آمریکای درگیر با جنگ آسیای جنوب شرقی، ایجاد ابرشهرها و عبور از جامعه شهری و نیز تبدیل اجتماعات کوچک خردشمول با کشاند. هنر معاصر در بطن چنین جوشش و غلیانی شکل گرفت و با چرخه عظیم فناوری دگرگون شد. هنر پرفورمنس، بستر مناسبی شد برای آنکه اعتراضات خیابانی با درگیری‌های حساس‌تری به محیط‌های هنری، نگارخانه‌ها و تالارها و حتی محیط‌های اجتماعی بکشاند.
تعریف‌ها و جهان‌بینی جدید، پرسش‌های بنیادینی درباره چرایی هنر و زندگی و رابطه بین هنر و زندگی و مرگ را در آثار هنرمندان مطرح کرد و تعریف‌های جاری و آکادمیک زیبایی‌شناسی فلسفی درباره هنر، ارزش و هویت خود را از دست دادند. از آن پس، با طرح پرسش‌های بنیادینی درباره زیبایی‌شناسی اثر میرا، طبقه‌بندی آثار، دغدغه بسیاری از نظریه پردازان، منتقدین و فیلسوفان شد. آثاری همچون هنر پرفورمنس که محدوده‌های بسته «اثر ثابت» را در هم شکسته و در زمان واقعی جاری شده بودند.
بدن انسان، از حصار بسته و قرون وسطایی «پیکر مقدس» رها و به نقالۀ شگفت‌انگیز و پرقدرت اجرا تبدیل شد. در دهه پنجاه میلادی، هنرمندانی چون آلن کاپرو309، رد گرومر310، کلاس الدنبرگ311، جیم دین312، روبرت راوشنبرگ313، رویدادهای اجرایی با عنوان هپنینگ314 ارائه کردند که شکل جمعی از یک اجرا را بیان می‌کرد. بسیار از هپینیگ‌ها از عناصر چند رسانه‌ای تشکیل شده بود. مثل تصاویر روی پرده، آوا، صدای زنده و یا ضبط سند، حرکات و اندام و بدن، عناصر دیداری و عناصر نمایشی، رقص و موسیقی.))(ضیایی، م.ب، 1392، ۹)
((در اواخر دهه پنجاه اجرای اروپایی به موازات آنچه که در ایالات متحده صورت گرفت، پرورش و گسترش یافت تا بدانجا که هنرمندان اجرا را به عنوان رسانه‌ای کارآمد پذیرفتند. تنها دو سال پس از جنگ بزرگ توان فرسا، بسیاری از هنرمندان احساس کردند که نمی‌توانند مضمون در بنیاد غیرسیاسی اکسپرسیونیسم انتزاعی و شدیداً مردمی را پذیرفتند. به باور هنرمندان از نظر اجتماعی کاملا غیرمسئولانه بود که در استودیویی جدا افتاده نقاشی کنند، زمانی که موضوع‌های سیاسی بسیار در پیش رو بود. این آگاهی سیاسی بیانیه‌های دادا ـ مانند و حرکات نمایشی را به عنوان ابزاری برای یورش به ارزش‌های تثیبت شده هنری تشویق کرد. در اوایل دهه ۶۰، برخی از هنرمندان به خیابان‌ها ریختند و چند رویداد ستیزه‌جویانه سبک فلوکسز را در شهرهایی چون آمستردام، کلن، دوسلدوف و پاریس برپا کردند. دیگران که بیشتر درون‌گرا بودند، با این نیست که عواطف هنرمندان را به عنوان نیروی انگیزش دهنده315 و پرجوش و خروش جامعه ثبت وبازنمایی کنند، آثاری آفریدند. سه هنرمند اروپایی که در آن زمان آثارشان به بهترین وجه چنین نگرش‌هایی را تصویر می‌کنند عبارتند از ایوکلاین316 فرانسوی، پیرومانسونی317 ایتالیایی و یوزف بویس318 آلمانی.)) (گلدنبرگ، رزلی، ۱۳۸۸، ۲۰۲)
((در آلمان هنرمند برجسته، یوزف بویس باور داشت که هنر باید معضلات اجتماعی را در خود بازتاب داده و یا ارائه جایگزین مناسب، مشکلات جامعه را حل کند. او در سلسله سخنرانی‌هایش (صد روز سخنرانی در دانشگاه دوسلدوف) و در مضامین سیاسی مطرح شده در مجسمه‌های اجتماعی319معتقد بود با هنر می‌توان جهان را تغییر داد. او می‌گفت: “باید اندیشه انسان را دگرگون کنیم، بیش از هر چیز باید دگرگونی بنیادینی در انسان رخ دهد. انسان، هنگامی موجودی آزاد و خلاق است که بتواند چیزی نو و بدیع به وجود آورد. آن گاه می‌تواند زمان را هم از بنیاد دگرگون کند.”
پرفورمنس‌های بویز نمادین و روایی است و با نوعی شمنیسم و عرفان نظام‌مند پیوند دارد. قوانین کهن طبیعت و انسان که در آنها هماهنگی طبیعت وجود دارد، بن مایه بسیاری از اجراهای بویس است. او در اجرای مشهور کویوت320 (گرگ آمریکایی) که در ماه مه سال 1974 در نگارخانه نیویورکی رنه بلوک321 به صحنه رفت، خود را ۷ روز در قفسی که برای او و یک گرگ تهیه شده بود، حبس کرد. اجرای او عبارت از سلسله حرکت‌های نمایشی بود که با این حیوان وحشی انجام داد و در طول این ساعت‌ها، با او به دوستی و لطافت شگفت‌انگیزی رسید. در این اجرا، گرگ نماد سرخ‌پوستان آمریکاست که سپیدپوستان مهاجر اروپایی، سرزمین‌شان را فتح و تمدن مایایی و آزتک را نابوده کرده‌اند.
بویس در این اجرا نشان می‌دهد اجراگر (انسان نمادین) می‌تواند حتی با گرگ

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد ناخودآگاه، جنگ جهانی دوم، ایالات متحده، رابطه نامشروع Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد هنر معاصر، اجتماعی و سیاسی، زیبایی شناسی، مصرف کننده