منبع پایان نامه ارشد درمورد جمال الدین، عرفات العاشقین، کتابخانه ملی، ماوراءالنهر

دانلود پایان نامه ارشد

مثلا در قصیدۀ مشهور با مطلع:
آن مـصر مملکت کـه دیـدی خراب شـد وان نیل مکرمت که شنیدی سراب شد
سرو سعادت از تف خذلان ز کال گشت اکنون بر آن ز کال جگرها کباب شد
از ســیل اشـک بــر ســـر طـوفان واقعه خـوناب قبه قبه بـه شکل حباب شد
چل گز سرشک خون ز برخاک درگذشت لابل چـهل قـدم ز بـر ماهتـاب شد
صبح آه آتشین ز جـگر بـر کشـید و گفت دردا کـه کارهای خراسان ز آب شد
گردون ســر مـحمد یحیــی بــه بـاد داد محنت رقیب سنجر مالک رقاب شد

(خاقانی،1368:ص155)

2- 3- ممدوحان و معاصران
دو تن از خاندان شروانشاه ممدوح خاقانی بودند:
یکی خاقان اکبر ابوالهیجا فخرالدین منوچهربن فریدون شروانشاه که تا سال 554 زنده بوده است که دوازده قصیده در مدح و یک ترکیب بند در مرثیه او دارد، و دیگری پسرش خاقان کبیر جلال الدین ابوالمظفر اخستان بن منوچهر که قسمت عمدۀ اشعارش در مدح این پادشاه است.
غیر از شروانشاهان خاقانی با امرای اطراف و حتی سلاطین دورتری مانند خوارزمشاه نیز رابطه داشت و آنان را مدح میگفت و این ممدوحانند:
علاءالدوله اتسزبن محمد خوارزمشاه (521-551)که خاقانی او را در اوایل عهد شاعری خود مدح گفته بود.
علاءالدین تکش بن ایل ارسلان خوارزمشاه.
غیاث الدین محمد بن محمود بن ملکشاه از سلجوقیان عراق (548-554) که خاقانی در سفر عراق او را دیدار کرد.
مظفرالدین قزل ارسلان عثمان بن ایلدگز از اتابکان آذربایجان.
رکن الدین ارسلان بن طغرل (555-571).
نصره الدین اسپهبد ابوالمظفر کیالواشیر.
گذشته از آنها مدح عدهای از فرمانروایان مانند فرمانروای دربند و فرمانروای طبرستان و چند تن از وزیران مانند: جمال الدین موصلی و بزرگانی چون: بهاءالدین محمد بغدادی منشی علاءالدین تکش در دیوان او هست و نیز دانشمندان و بزرگان زمان خود را مدح گفته یا در مرگ آنان مرثیه ساخته که معروفتر از همه آنها امام محمد بن یحیی نیشابوری، فقیه و دانشمند بزرگ شافعی است که در واقعه حملهی غز به خراسان کشته شد.
شاعران معاصر او: رشیدالدین محمد وطواط، جمال الدین اصفهانی، مجیرالدین بیلقانی، فلکی شروانی، اثیرالدین اخسیکتی، نظامی گنجوی بودهاند که خاقانی با بیشتر آنان مکاتبه و مشاعره داشته و گاهی آنان را ستوده و یا به هجو آنان سخن گفته است. آنان نیز همین گونه با او رفتار کرده، اما بر روی هم به استادی او اعتراف کرده و مقامش را ارجمند دانستهاند.
(سجادی، 1387: ص10- صفا،1387:صص780-78)
2- 4 – آثار خاقانی
1- دیوان اشعار او که حدود هفده هزار بیت دارد و شامل: 106 قصیده بلند، 110 قصیده کوتاه، 330 غزل، حدود 300 رباعی،290 قطعه و450 بیت عربی است، ابتدا در هند و بعد در سال 1316 خورشیدی در تهران به تصحیح مرحوم عبدالرسولی چاپ شده و در سال 1338 با تصحیح و مقدمه و تعلیقات ضیاءالدین سجادی به طبع رسیده است. موضوعات دیوان بیشتر مشتمل بر مدح، غزل، بث الشکوی، زهد، رثا، مفاخره و در مواردی هجو و بعضی موضوعات پراکنده دیگر می باشد.
2- مثنوی تحفه العراقین که به نام جمال الدین اصفهانی وزیر صاحب موصل که از رجال معروف قرن ششم بوده است، سروده و به تصحیح یحیی قریب چاپ شده است. این منظومه را در شرح نخستین مسافرت خود به مکه و عراقین ساخت و پس از مراجعت از سفر مکه به سلک نظم در کشید. در این مثنوی معروف که بیش از سه هزار بیت دارد، نظم و وصف طبیعی با فنی و مصنوعی با هم است.
3- منشأت اوست که مشتمل بر نامه هایی که به دوستان و بزرگان زمان خود نوشته و سی و یک نامه آن در سال 1346 با تصحیح ضیاءالدین سجادی چاپ شده است و محمد روشن نیز شصت و یک نامه او را تصحیح و چاپ کرده است.
4- دیگر آثارش مثنوی ختم الغرائب است که نسخۀ ناقص و منحصر به فرد آن در فرهنگ ایران زمین سال 1344 با تصحیح و مقدمه سجادی به چاپ رسیده است.
( سجادی، 1387: ص13)

2-5-دامنه تاثیر اشعار خاقانی
خاقانی سرمشق شاعران بعد از خود قرار گرفته و بیشتر آنان از او پیروی کرده و سعی داشتهاند با او مقابله و معارضه کنند و بیشتر آنان نیز او را برتر شمرده و به استادیش اقرار کردهاند. از پیروان او امیرخسرو دهلوی(651-752) و عبدالرحمان جامی شاعران معروف قرن نهم هستند که به او نظر داشته و قصیدۀ «مرآت الصفای» خاقانی را استقبال کردهاند. توجه شاعران به خاقانی و پیروی از او و استقبال اشعارش تا دورههای اخیر شعر فارسی متداول بوده است، چنانکه قاآنی شیرازی شاعر قرن سیزدهم خود را «خاقانی ثانی» خوانده است.
اشعار خاقانی در زمان زندگی او شهرت داشته و در کتابهایی که در همان زمان نوشته شده مانند: راحه الصدور راوندی(599 ه.ق) آمده است. کتاب هایی مانند مرزبان نامه و المعجم فی معائیراشعارالعجم که چند سالی پس از فوت او نوشته شده از اشعار او فراوان نقل کردهاند.
هم چنین شعرهای خاقانی به مناسبت شهرت و توجه ادیبان و دانشمندان به آنها، شرح شده و بعضی از آن شروح مانند: شرح عبدالوهاب حسینی(1090 ه.ق) و شرح شادی آبادی (قرن دهم هجری) معروفترند.
قصیدۀ ترساییه یا «مسیحیه» او به وسیله چند تن شرح شده است.
چند تن از دانشمندان شرق شناس و ایران شناسان نیز دربارۀ خاقانی تحقیق کرده اند و آثاری منتشر ساخته اند که از آن جمله میتوان خانیکوف و مینورسکی و ریپکا و ویلچوسکی را نام برد.

(همان: صص12-13)

2-6-شرح احوال بدرچاچی
فخرالزمان بدرالدین محمد چاچی از شاعران قرن هشتم هجری است که در هندوستان شهرت یافته و آثار او در ایران رواجی نداشته است. چنانکه از نام بدرچاچی مستفاد میشود، ولادتش در شهر چاچ بوده است و چاچ نام شهری است از ماوراءالنهر که به تاشکند اشتهار دارد.
مجموعه اطلاعاتی که از تذکره ها و تواریخ دربارۀ نام و نسب و زندگی بدرچاچی به دست آمده بسیار اندک است. نام او در تذکرۀ صحف ابراهیم و مجمع الفصحا «بدرالدین چاچی»، در عرفات العاشقین «بدرالدین شاشی»، در منتخب التواریخ و هفت اقلیم «بدرشاشی»، در سفینۀ خوشگو «بدرچاچ»، در تذکرۀ حسینی «بدرالدین چاچ» و در مخزن الغرایب و تذکرۀ روشن «بدر»، «چاچی»، «بدرچاچی» و «بدرشاشی» آورده است. برخی از منابع متآخر نام او را «محمد» نوشته اند. ولی در تذکره ها بدین نام اشاره ای نشده است. با توجه به اینکه نام ممدوح بدر «محمد» بوده، اگر نام بدر نیز «محمد» میبود، انتظار میرفت شاعر در اشعارش به این موضوع به تصریح یا کنایه اشاره ای میکند چرا که این هم نامی میتوانست وسیلة خوبی برای تقرب به ممدوح به حساب آید. از کیفیت زندگانی و تحصیلاتش در زادگاه وی خبری نداریم وهمین قدر معلوم است که او ظاهراً در دوران جوانی به هندوستان رفت و در دستگاه سلطنت امرای تغلقیه که خود بدر غالبا آن را «آل بهرام» مینامد وارد شد و به سلطان ابوالحامد محمدشاه بن تغلق اختصاص یافت. راجع به مذهب و جزئیات زندگی او اطلاعات چندانی در دست نیست، اما آنگونه که از اشعارش پیداست؛ وی از اهل سنت بوده. بعد از شصت سالگی به زیارت حرمین رفت و در بازگشت به شروان عمر به سلامت گذرانید و سپس به صرع و لغوه دچار شد و در سال 754 هـ.ق درگذشت.
(صفا،ج3، بخش دوم، صص 852-853 / بدرچاچی،1387، ص18)

2- 7- سفر به هند
نابسامانی هایی که پس از فتنۀ مغول گریبانگیر مردم شده بود، باعث گردید عدۀ بسیاری از موطن خود کوچ کنند و درجستجوی مکانی آسوده تر برآیند. در این میان، هند هم بدان جهت در آن روزها نسبت به ماوراءالنهر از امنیت و رفاه بیشتری برخوردار بود و هم ازآن رو که پادشاه هند، محمد تغلق (ممدوح بدر) به مهاجران روی خوش نشان میداد، پذیرای میهمانان بیشتری شد. ادب دوستی خاندان انگیزه سفر به هند را برای شاعران و نویسندگان مضاعف کرد. به گفته ابن بطوطه احترام محمد تغلق به خارجیان تا حدی بود که مقرر فرمود به آنها «عزیز» گویند نه «غریب».
(بدرچاچی،1387:ص19، به نقل از ابن بطوطه)

بدر در سال 733 ه.ق از شهر چاچ به دارالخلافه دهلی وارد شد و ملازم و ندیم سلطان محمدشاه بن تغلق گشت. تغلق نسبت به بدر به نظر احترام مینگریست. چنانکه او را فخرالزمان لقب داد و بر خوان خویش نشاند و داروی خاص خود به او داد و او را به مأموریت سیاسی فرستاد و در بیماری او را دعا کرد و شفایش را از خدا خواست. مدت اقامت او در هند به درستی معلوم نیست، ولی چون در یکی از قصائد خود از بیعت محمد بن تغلق به ابوالربیع سلیمان اشاره کرده، پس قاعدتاً ورود او به دربار محمدشاه در اوایل عهد وی واقع شده بود و نیز از آنجا که در قطعهای از اشعار خویش که دربارۀ مأموریت خود به قلعۀ دیوگیری سروده، تاریخ آن را که ماه شعبان سال 745 ه.ق بوده است، به تصریح آورده :
بـه سـال دولت شـه بـود غرۀ شـعبان کـه سـوی مـملکت دیوگیر شـد فـرمان
(بدرچاچی،236:1387)
پس ناگریز تا این سال در خدمت محمدبن تغلق میزیسته است و از این روی میتوان وفات او را در سرزمین هند دانست.
(صفا،1387،صص854،855- بدرچاچی،1387،ص1)

2-8- دیوان اشعار
بدرالدین دیوان خود را در سال754(= دولت شه) تنظیم کرده است.
سال تاریخ عرب «دولت شه» بود به عقد کآسمان عقد سـخن های مرا داد نظام
(بدرچاچی،23:1387)
تعداد ابیات دیوان در عرفات العاشقین و مجمع الفصحا، دو هزار بیت و در خلاصه الاشعار سه هزار بیت و در تذکرۀ حسینی حدود شش هزار بیت ذکر شده است. ازاین دیوان نسخ کم موجود است. در تهران نسخۀ کتابخانه مجلس شورای ملی به شماره دفتر 14072و در پاریس نسخۀ ناتمام کتابخانه ملی به شماره 760.suppl از مجموعۀ نسخ خطی فارسی موجود است. نسخۀ کتابخانه مجلس درحدود 2100 بیت و کتابخانه ملی پاریس متجاوز از 1800 بیت دارد و آنچه تقی الدین کاشی از اشعار او در خلاصه الاشعار نقل کرده، از 500 بیت متجاوز نیست.
دیوان بدرچاچی مرکب از قصاید و قطعاتی است که جز در چند مورد که متضمن اشاره به احوال شاعر است، باقی همه در مدح محمدبن تغلق واستقبال از قصاید معروف انوری و خاقانی و پیروان مکتب این دو شاعر است و مقرون به صنایع و استفاده های بسیار از اصطلاحات علمی است.
شیوه ترکیب کلام در این اشعار عبارت است از ایراد کلام منتخب جزیل همراه با تشبیهات متعدد و علی الخصوص به کار بردن انواع مجاز و استعاره به حد وفور و به نحوی است که سخن استادان معروف پایان قرن ششم را بخاطر میآورد.
(صفا،1387،صص 855-856)

2-9 – مضامین شعری
بخش اصلی دیوان بدرچاچی شامل 61 قصیده، 36 قطعه و قصیدۀ کوتاه و بالغ بر 2170 بیت است و اغلب آنچه در بخشها افزوده آمده، شامل: قصیده، غزل، قطعه و رباعی است، اگرچه در هیچ کدام از نسخههای خطی دیده نمیشود، ویژگی های سخن بدر را داراست. هنر و مهارت بدرچاچی بیشتر در سرودن قصیده است و قطعههای او عمدتاً متضمن تکرار سادهتر همان مضامینی است که در قصایدش وجود دارد. مقدمهی قصاید غالباً دربارۀ طلوع خورشید، آمدن بهار، وصف خزان، وصف معشوق، توصیف شراب و ساغر و دعوت به میگساری و توصیف قلم است و از این حیث، شباهت زیادی با قصاید سلف بدر یعنی خاقانی دارد. متن اصلی این قصاید به مدح ممدوح اختصاص دارد. بدرچاچی شاعری مداح است و همانند همۀ شاعران درباری از اینکه چهار رکن هفت اقلیم را برای مبالغه در مدح به هم بریزد، هیچ ابایی ندارد. بدر در غالب این مدیحه ها به وصف شجاعت، بخشش، عدل ممدوح، اسب، شمشیر، قصر، قلم و… وی میپردازد و برای بزرگداشت ممدوح تا بدانجا پیش میرود که با محاسن خود درگاه سلطان را جارو میکند.
رواج و گسترش شعر خانقاهی در آن ایام باعث شده است که برخی مضامین و کلمات

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد شعر فارسی، خاقانی شروانی، جمع آوری اطلاعات، ساختار و محتوا Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد ایهام تناسب، مراعات نظیر، منطق الطیر، سلطان محمد