منبع پایان نامه ارشد درمورد جبران خسارت، از دست دادن فرصت، ورزشکاران

دانلود پایان نامه ارشد

زيان‌ديده شده باشد، دادگاه پس از رسيدگي و ثبوت صدور امر، اورا به جبران خسارات مزبور محکوم مي‌نمايد”.
بنابراين ورزشکاري که به حيثيت او لطمه وارد آمده جدا از آن که مي‌تواند بر طبق ماده 697 قانون مجازات اسلامي تقاضاي کيفر مفتري را بخواهد، اين اختيار را دارد که جبران ضرر و زيان وارده را نيز مطالبه نمايد. بديهي است که خسارات معنوي مزبور بايد شرايطي مانند مسلم و قطعي بودن آن و نيز وجود رابطه علت ميان فعل زيان بار و خسارت وارده را داشته باشد. به بيان ديگر خسارت مزبور به طور مستقيم ناشي از فعل زيان بار باشد323.
سؤال ديگري که پيش مي‌آيد آن است که در صورتي که بر اثر تقصير مسئولين باشگاه ورزشي در تدارک تجهيزات ايمني مناسب براي ورزشکاران در صورتي که ورزشکار يا حتي تماشاگري مصدوم شود يا فوت نمايد آيا وراث ورزشکار مصدوم يا فوت شده مي‌توانند جدا از مطالبه‌ي ديه قانوني، خسارات معنوي ناشي از مصدوميت يا فوت فرزند خود را نيز مطالبه کنند؟
در تاريخ 26 / 12/ 1375 آقاي صادق کلهر نفر اول تيم ملي اسکي جوانان ايران پس از پايان تمرين به سرعت به پايين پيست، اسکي مي‌کند وي پس از عبور از معبر باريک سعي مي‌کند مماس با انتهاي قابل رؤيت کابل شمالي از کنار کابل عبور کند ولي غافل از آن که قسمتي از کابل در زير برف پنهان است و اين قسمت پنهان همان قسمتي از کابل بوده که کفش صادق به آن گير مي‌کند و شدت شوک حاصل از در تله افتادن پا و سرعت نسبتاً زياد باعث مي‌شود تمامي بدن به استثناي پا و کفش را به چندين متر جلوتر پرتاب شود. بدين ترتيب صادق کلهر نفر اول تيم اسکي جوانان ايران پاي راست خود را از ناحيه‌ي زانو از دست مي‌دهد. علت اصلي حادثه نامناسب و ناکافي بودن حصار محوطه وزنه توازن بوده است که در درجه اول حصار مي‌بايستي با فاصله کافي از کابل نصب مي‌شد. کابل مي‌بايستي حداقل با دو متر فاصله در داخل محوطه محصور قرار مي‌داشت علاوه بر آن حصار مي‌بايستي دوبله و از جنس توري‌هاي ايمني مي‌بود324.
به بيان ديگر آيا وراث ورزشکار فوت شده مي‌توانند از بابت نقض عضو يا مرگ فرزند خود بالاصاله جبران خسارات معنوي را بخواهند؟ در فرانسه با وجود اين که جبران خسارت معنوي صراحت ندارد رويه قضايي از سال 1833 با تفسير موسع از ماده 1382 در جبران اين خسارات ترديدي به خود راه نداده است. به موجب رأي 22 اکتبر 1946 به والديني که فرزند آن‌ها در اثر حادثه فلج شده بود حق مطالبه‌ي خسارات از عامل زيان داده شد و نيز در دعواي ديگري به مردي که زوجه‌اش در اثر حادثه ناقص يا زشت شده بود حق مطالبه‌ي خسارت معنوي ناشي از تأثر و تألم خود را داد.
ضمن اين که در صورتي که نزديکان متوفي شخصاً به واسطه‌ي صدمه يا فوت متوفي متحمل خسارت معنوي و درد و تأثر روحي گردند حق مطالبه‌ي خسارت معنوي خود را دارا مي‌باشند.325
در حقوق ايران در اين رابطه نص صريحي وجود ندارد. اما برخي پس از بحث راجع به اين که بايد خويشان نزديک را سزاوار مطالبه خسارات معنوي دانست، اظهار نظر کرده‌اند که: “امکان مطالبه‌ي زيان معنوي براي نزديکان زيان‌ديده‌ي اصلي، محدود به موردي نيست که قرباني حادثه فوت کرده باشد. هيچ قاعده‌اي جبران خسارت کساني را که از زجر و تأثر زيان ديده‌ي اصلي رنج برده‌اند را ممنوع و يا آن را ويژه فوت نمي‌داند. پس پدر و مادري که فرزند آنان در اثر حادثه‌ي زمين‌گير شده باشند حق دارند زيان معنوي خود را نيز از مسئول حادثه مطالبه کنند.326

ـ از دست دادن فرصت در حقوق ورزشي
2ـ1. حقوق ايران
براي پذيرش دعواي مسئوليت مدني خواهان ميبايست اولاً وجود ضرر را به عنوان رکن اصلي ثابت نمايد. ثانياً ثابت نمايد که بين فعل زيانبار خوانده و ضرر وارده، رابطه سببيت وجوددارد. در برخي موارد هم پيش ميآيد که تقصير خوانده به نوعي در ايجاد ضرر مؤثر است و آن را تسهيل ميکند. هنگامي که تحقق زيان در آينده مورد ترديد باشد و يا اين اطمينان وجود نداشته باشد که ميان فعل زيانبار و خسارات وارده رابطه سببيت وجود داردو بر اثر عمل شخصي کسي فرصتي را از دست بدهد مبحث از دست دادن فرصت مطرح مي‌شود.327
مثلاً مالک اسبي در يک مسابقه اسبدواني ثبتنام ميکند و با کاميوني عازم محل برگزاري مسابقه ميشود و در اثر تقصير راننده، کاميون واژگون ميشود و او از شرکت در مسابقه محروم ميشود و در نتيجه فرصت و شانس برنده شدن جايزه را از دست ميدهد. بحثي که مطرح ميشود اين است که نميتوان ادعا کرد که هرگاه متصدي حمل يا راننده کاميون مرتکب تقصير نميشد و اسب سوار در مسابقه شرکت ميکرد حتماً برنده ميشد و جايزه را تملک ميکرد، بلکه اگر در مسابقه هم شرکت ميکرد احتمال برنده شدن او وجود داشت و احتمال هم داشت که برنده نشود. اگر چنين قطع و يقيني وجود داشت راننده بيشک مسئول بود زيرا وي باعث از بين رفتن نفعي شده که به طور قطع قابل تحصيل بوده است و عدمالنفع مسلم هر ضرري است مسلم و قابل جبران. يا براي مثال، بازيکن باشگاهي مدعي شود که به دليل عدم ثبت قرارداد داخلي او با باشگاه مربوطه که به نوعي براي او الزام در عدم قرارداد با باشگاههاي ديگر مينمود و حال که باشگاه مربوطه قرارداد او را ثبت ننموده است او از حضور در باشگاههاي اروپايي محروم گرديده است با اين استدلال که چون به قرارداد داخليام پايبند بودم پيشنهادات تيمهاي ديگر را رد کردم. در اينجا هم اين بحث مطرح ميشود که آيا او قطعاً با حضور در تمرينات تيمهاي ديگر، رسماً به عضويت اين باشگاهها درميآمد يا خير؟ ميدانيم که از شرايط تحقق مسئوليت مدني مسلم بودن ضرر است ولي در اينجا بايد بررسي کرد که آيا نفع مسلمي وجود داشته است يا خير؟ و آيا رابطه سببيت در اين باره بين فعل زيانبار و ضرر وارده وجود داشته است يا خير؟ به هر صورت تفاوت اصلي و عمده‌اي که بين دو مفهوم عدم النفع و از دست دادن فرصت وجود دارد اين است که در مورد از دست دادن فرصت، ضرر بالفعل است ولي در مورد “عدم النفع”، ضرر مربوط به آينده است. به هر صورت در ايران اساتيد حقوق با پارهاي تعديلات، نظريه از دست دادن فرصت را پذيرفتهاند. تعديلاتي که ايشان کردهاند عبارت از اين است در مواردي که نفس فرصت داراي ارزش مستقل است مانند بليط بختآزمايي، قابل جبران باشد و نيز در موردي که از دست دادن فرصت موجب زيان معنوي باشد و البته در مورد خطاي پزشکي به استناد “ايجاد خطر” فوت فرصت را قابل جبران ميدانند.328
2ـ2. حقوق کشورهاي اروپايي
در پروندهاي در انگلستان، مالکان يک مکان ورزشي به دليل نامناسب بودن زمين بازي آن مجموعه ورزشي براي آن بازي، محکوم به جبران خسارت گرديدند.
در پرونده کوک عليه مجموعه ورزشي دان کاستر329 خواهان يک سوارکار حرفهاي اسب سواري بود که در رقابتهاي اسب سواري که در مجموعه ورزشي دان کاستر برگزار مي‌شد شرکت کرده بود و مجموعه ورزشي متعلق به خوانده و توسط او مرمت و مهياي انجام فعاليتهاي ورزشي شده بود. به هر حال در حالي که خواهان آقاي کوک داشت به خط پايان نزديک ميشد ناگهان اسب، سکندري خورد و خواهان را محکم به زمين زد و باعث شکستگي استخواه ترقوه او شد. خواهان قادر نبود براي بقيه فصل مسابقه بدهد و بنابراين قرارداد سودمند و پرمنفعت مسابقه‌اي را که قرار بود در آينده در کشور هنگ کنگ برگزار شود را از دست داد.
دادگاه حکم کرد که زمين مسابقه نامناسب براي مسابقه اسب سواري بوده است و حکم به پرداخت 350 هزار پوند خسارت به نفع او به دليل از دست دادن موقعيت و درآمد حاصله مزبور داد330.
همان طور که در اين پرونده ملاحظه گرديد در اينجا خوانده در آستانة گذشتن از خط پايان بوده است که ناگهان به دليل تقصير و کوتاهي خوانده در مرمت زمين و نيز نامناسب بودن آن، از رسيدن به جايزه محروم شده بوده است.
در اين پرونده دادگاه ضرر مزبور را مسلم و قابل تحقق تلقي و حکم به جبران خسارت نموده است.
در پرونده ديگري باشگاه ورزشي منچستر سيتي انگليس به دليل شکايت بازيکن تيمش جاناتان وودگيت مبني بر جبران خسارت ناشي از دست دادن فرصت محکوم گرديد. استدلال جاناتان اين بود که با مصدوميت وي در اواخر فصل مسابقات ليگ برتر انگلستان که به دليل قصور باشگاه در تجهيزات ورزشي صورت پذيرفته است و با اتمام فصل مسابقات باشگاه اقدام به تمديد قرارداد او ننموده است، بنابراين او به دليل اينکه فصل نقل و انتقالات پايان يافته است از حضور در باشگاههاي ديگر محروم گرديده است استدلال دادگاه اين بود که استمرار مصدوميت جاناتان که ناشي از تقصير باشگاه در فراهم آوردن امکانات مناسب بوده است سبب عدم انعقاد قرارداد جاناتان با باشگاههاي ديگر بوده است331.
به هر صورت در فرانسه هم دادگاهها گاهگاهي حکم به جبران خسارت ناشي از دست رفتن فرصت را ميدهند332.
البته بايد توجه داشت که از دست دادن فرصت، زياني است که با عدمالنفع يا خسارتي که زيانديده متحمل شده است فرق دارد. هنگامي که شانس جلوگيري از اين خسارت، واقعاً وجود داشته باشد دادگاه براي زيان ناشي از اتلاف اين شانس، حکم به جبران خسارت ميدهد. اما در اينجا براي جبران خسارت بايد مشخص شود که زيانديده تا چه حدي مي‌توانست از خسارت مورد نظر جلوگيري کند و امکان دستيابي او به بهرة مورد انتظار و يا امکان پيشگيري از اتلاف به بار آمده تا چه حد بوده است يا اينکه زياني که در نهايت به بار آمده تا چه ميزان اهميت داشته است.333
گفتار سوم:
جبران خسارات وارده از ناحيه ورزشکاران تحت استخدام،
نسبت به اشخاص ثالث (ورزشکاران تيم حريف و تماشاگران)
1. جبران خسارات وارده بر ورزشکاران حريف
براي آن که باشگاه و مؤسسه ورزشي مسئول جبران خسارات ناشي از فعل کارکنان خود (اعم از مربيان و ورزشکاران، گردد شرايطي لازم مي‌باشد که در ذيل بحث مي‌شود:
شرايط تحقق مسئوليت باشگاه‌هاي ورزشي
1ـ1. تقصير کارکنان باشگاه (ورزشکار و يا مربي)
1ـ1ـ1. حقوق ايران
در حقوق ايران در خصوص اين که آيا صدور تقصير از ناحية ورزشکاران و کارکنان براي مسئول دانستن باشگاه لازم است يا خير، بايد به بررسي اين امر پرداخت.
البته يک باشگاه و يک مؤسسه ورزشي مي‌بايست با انتخاب ورزشکاران و مربيان واجد صلاحيت اخلاقي و فنّي حد الامکان، امکان ورود ضرر و خسارت از ناحية ايشان را به پايين‌ترين سطح ممکن تنزل دهد.
برخي از حقوق‌دانان ايراني در پاسخ به اين سؤال که آيا “مسئوليت کارفرما منوط به تقصير کارگر است؟” بيان نموده‌اند که: در اين زمينه ممکن است دو پاسخ گوناگون داده شود:
1ـ مسئوليت کارفرما فرع بر مسئوليت کارگر و براي تضمين حقوق زيان‌ديده است. به همين جهت کارفرما بعد از جبران خسارت اشخاص ثالث مي‌تواند به کارگر مقصر رجوع کند. از سوي ديگر بر طبق مادة يک قانون مسئوليت مدني اصولاً شخص در صورتي مسئول قرار مي‌گيرند که زيان را به عمد يا در نتيجه بي‌احتياطي باعث شده است. در رابطة کارگر و زيان‌ديده هيچ قاعدة استثنايي حکومت ندارد، نه تقصير او فرض شده و نه مسئوليت عيني به وجود آمده است. پس زيان‌ديده بايد تقصير کارگر را به عنوان مقدمة رجوع به کارفرما اثبات کند.334
2ـ در موردي که از فعل کارگر زيان به بار مي‌آيد، زيان‌ديده مي‌تواند به طور مستقيم و بدون اين که نيازي به دخالت کارگر باشد به کارفرما رجوع کند. در قانون اشاره به لزوم اقامة دعوي به طرفيت کارگر نشده است و همين امر نشان مي‌دهد که اثبات تقصير او نيز ضرورت ندارد. زيرا به طور معمول تقصير بايد در برابر مرتکب آن اثبات شود. به علاوه الزام و اثبات تقصير کارگر با هدف قانون‌گذار از وضع ماده 12 ق.م.م منافات دارد.
به هر حال ايشان در نهايت نظر دوم را منطقي‌تر دانسته‌اند و معتقدند با اين که مسئوليت کارفرما به منظور تضمين دين کارگر (ورزشکار، مربي و …) به وجود آمده است ولي از مفاد ماده 12 ق.م.م چنين بر مي‌آيد که زيان‌ديده – اعم از ورزشکاران حريف و تماشاگران – مي‌توانند به طور مستقيم به کارفرما رجوع کرده و نيازي به اثبات تقصير کارگر ندارند.335
1ـ1ـ2. حقوق کشورهاي اروپايي
در حقوق کشورهاي خارجي نيز مسئوليت يک باشگاه و مؤسسه ورزشي در

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد ورزشکاران، جبران خسارات، جبران خسارت Next Entries مدیریت دانش، خدمات کانتینری، شرکت حمل و نقل