منبع پایان نامه ارشد درمورد تیراندازی، آسیای صغیر، دوره اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

نرم آهن، چهاردهم قراجوری» (همان، 1379، 55).
برای بازسازی فرم و تزیینات جنگافزار شمشیر ناگزیریم به منابع تصویری و مکتوب مراجعه کنیم. شمشیرهای ابتدایی دارای تیغهای کوتاه و دولبه بودند. همچنین تیغه این شمشیرها صاف بوده است که بعد از گذشت سالها به صورت خمیده ساخته میشدند. یک شمشیر متعلق به قرن هفتم یا هشتم هجری در موزه توپکاپی وجود دارد که ایرانی است. «در روی تیغ آن قاب گردی است که درونش دو شیر در ستیزند که با شفره کنده شده است. بخش پایینی تیغ فقط جلوهای ظاهری از دوشاخه شدن دارد، اما شمشیرها و قمههای ایرانی گاهی بیاد تیغ دو سر ذوالفقار، شمشیر علی(ع) واقعا دو شاخهاند و حال آنکه دیگر شمشیرها طرح کاملی از شکل دوشاخه که روی تیغه کنده یا فلز نشانشده دارند» (پوپ، 1387، 2972).
جهانگردان و سیاحانی که به ایران سفر کرده اند در باره سازندگان سلاح ها و انواع آنها مطالبی را ذکر کرده اند و همچنین تاریخ نویسان و عالمان ایرانی. «در آغاز قرن 12 ابن بلخی در تألیف خود یادآور شد که در چاهک فارس صنعتگران از معادن آهن این ناحیه برای ساخت فولاد و جنگ افزار استفاده می کردند. مارکوپولو مدعی این مطلب بود که در معادن نزدیک کرمان، رگه های آهن و آنتیموان به مقادیر زیاد وجود داشت وجنگ افزار سازان کرمانی در ساخت لوازم فلزی مانند دهنه اسب، شمشیر، قمه، کمان، تیردان و سایر لوازم جنگی از معادن نامبرده استفاده میکردند» (احسانی، 1382، 217-218).
آری «در قرون وسطی ایران در ساختن تیغه شمشیر از فولاد و آهن از مهمترین مراکز نواحی اسلامی بوده و گفتار جغرافی نویسان و جهانگردان بهترین شاهد این امر است» (زکی ، 1366، 271).
خنجرسازان ایرانی، همچون سازندگان شمشیر صنعتگرانی ماهر و کاربلد بوده اند. «کهن ترین خنجر ایرانی دوره اسلامی که تا به حال پیدا شده است در استروده osterrode پروس شرقی کشف شده است که ظاهراً طی حمله تاتارها در 813 ه.ق به آنجا رسیده است. قبضه آهن که هنوز آثاری از زرکوبی دارد، با نقوش گیاهی کنده کاری و تزیین شده است» (پوپ، 1387، 2975).
نمونه ای از خنجرهای نفیس و با ارزش ایرانی که هم اکنون نیز موجود میباشند را می توان در مینیاتورهای دوران صفوی مشاهده کرد.

شکل 3-9 شاهقلیخان در حال دادن انگشتری منسوب به محمد زمان، اصفهان، 1106 / 1694-1695 ، موسسه مطالعاتی سنپترزبورگ (کنبی، 1386، 134)
از جمله سازندگان ایرانی خنجر، که در دربار عثمانی می توان سلاح ساخته شده به وسیله او را مشاهده کرد احمد بکلی است. این خنجر در موزه توپکاپی محفوظ است «و از قرار تاریخی که روی آن است و سال 993 ه.ق (1528م) را نشان می دهد می نماید که این شخص در قرون دهم میزیسته است و این خنجر از اسلحه سلطان سلیمان اول پادشاه عثمانی (927- 974ه.ق برابر 1521-1566 م) بوده است» (زکی، 1366، 273). این اسلحه ساز «بی شک ایرانی است. تصویرهای یک عنقا و یک اژدها در حال نبرد، در فولاد حکاکی و ترصیع شده است، و بقیه آرایه روی تیغ که طرح درخت وقواق و کتیبه دارد، مرصع به طلا و چنان است که قسمت های مرصع برآمده تر از سطح زمینه است و به صورت نقش برجسته در آمده است. دسته عاج کنده کاری شده را غلافی مشبک از طلا به همراه فیروزه و یاقوت در بر دارد» (پوپ، 1387، 2977).

3-8-2 تاریخچه سلاح در ترکیه
ترکیه از قرنها پیش دارای تمدنی غنی و سرشار بوده است. این سرزمین به خاطر داشتن آب و هوای مساعد و منابع سرشار همواره مکان مناسبی برای تشکیل تمدنهای اقوام مختلف و تشکیل زندگی انسانی بودهاست. «آسیای صغیر، سرزمینی است که جغرافیادانان عهد عتیق در نوشتههای خود از آن بهنام آسیای کوچک یاد کردهاند و از دوران هلنیستیک به بعد برای آن اسم آناتولیا را به کار بردهاند. اکثر باستانشناسان و تاریخنویسان ترک در تألیف خود این سرزمین را به اسم آنادولو معرفی کردهاند. به حر حال با آمدن ترکها به آسیای صغیر (همانند تسلط ایرانیها و رومیان بر آن) این سرزمین یکپارچگی خود را بدست آورده و از آغازحکومت سلجوقیان، کلمهي ترکیه در مورد آن بکار گرفته شدهاست» (فیروزمندی، 1378، 1).
باستانشناسان عقیده دارند که این سرزمین طبقات مختلفی از تمدن بشر را از دورانهای کهن تا دوران اخیر شامل میشود. «با توجه به نتایج کاوشهای علمی باستانشناسی این سرزمین مهد فرهنگها و تمدنهای بسیار درخشانی بودهاست که قدمت قدیمیترین آنها به دوران پارینه سنگی میرسد و از لحاظ غنای آثار فرهنگی در ردهي سرزمینهای بینالنهرین، ایران و مصر قرار دارد» (همان، 1).
طی بررسیهای بعمل آمده در مورد چگونگی ساخت و تولید سلاح در این منطقه از دوران کهن، قبور سلاطین آلاجاهویوک میتواند مورد توجه واقع شود. «از داخل قبور سلاطین آلاجاهویوک خنجرهای فلزی بدست آمده که در نوع خود بسیار شایان توجه است.جالب توجه اینکه در ساختن یکی از این خنجرها از دو نوع فلز، یعنی برای دسته هلالی شکل از طلا و برای تیغه از آهن استفاده شدهاست» (همان، 171).

شکل 3-10 خنجر تشریفات از سنگ چخماق با دسته استخوانی به شکل مار (از طبقه VIA) چاتال هویک(فیروزمندی، 1378، 208)

در منابع ایرانی مطالب قابل توجهی در بارهي سیر تحول سلاح در ترکیه یافت نشد پس به ناچار باید به منابع لاتین مراجه کرد. در این منابع هم اغلب پژوهشها در مورد سلاحهای ایرانی، هندی و کمتر عثمانی بوده است و این خود شاید نشانگر قدمت و قدرت ساخت سلاح در ایران باشد. در یکی از این منابع شرح کوتاهی از نیروهای ترک و سلاحهای آنها آمده است که به شرح زیر است:
«اعتبار معرفی نیروهای فراوان ترک به ارتش های مسلمان بر عهده خلیفه ها المامون و المعتصم است. این نیروها جایگزین تعداد اندک اعراب و تعداد فراوان تر خراسانی ها شدند. در ابتدا این ترکها افراد آزاد در مرز دنیای اسلام بود . هر دوی این خلفا سیاست شدیدا اسلامی کردن ترکستان و جذب تعداد فراوانی از سربازان آزاد به همراه رهبران آنها را ادامه دادند این افراد به همراه سنتها و تجهیزات و تکنیک های نظامی خود وارد خدمت اسلام شدند. بردگان نوجوان تحت عنوان مملوک هم از این نواحی خریداری شدند تا به بغداد برده شوند. خوارزمیان ترک – ایرانی هم برای مدتی تحت عنوان مملوک فروخته شدند. بعدها مملوکان اغلب از فرای دارالاسلام خریداری می شدند.
سوءتفاهم گسترده ای در مورد جایگاه جنگجویان مملوک وجود دارد. این فرد به عنوان برده خریداری شده و در طی تعلیم نظامی هم برده می ماند. وی که اکنون به اسلام گرویده و سربازی شایسته بود آزادی خود را دریافت می کرد و به عنوان فردی آزاد به خدمت به ارباب خود ادامه می داد. بین آنها نوعی پیوند قدردانی و وفاداری بود که امروزه به سختی می توان ان را درک کرد. قابل ذکر است که المعتصم تنها یکبار و در سال 838 از این نیرو در برابر بیزانسی ها استفاده کرد. گمان نمی رود که برای قرن ها بعد از المعتصم هیچ خلیفهای شخصا ارتشش را فرماندهی کرده باشد. مملوک ها تنها از سرداران خود فرمان می گرفتند.
آنانی که به صورت کودک وارد دنیای اسلام می شدند تا در تاسیسات مسلمانان تعلیم ببینند به ندرت اسلحه و زره با خود به همراه داشتند. اگرچه این مملوکان توسط دولت تجهیز می شدند اما اسلحه های سنتی سرزمین های اصلی آنها بعدها تاثیر فراوانی بر اسلحه های مسلمان گذارد. در آسیای میانه که مدتها تحت نفوذ ساسانیان بود استفاده از بالاتنه و دامنهایی لایه لایه و آستین های زنجیربافت کوتاه و کلاه خود چند بخشی با محافظ صورت زنجیربافت بسیار رایج بود. سپر گرد کوچک از جنس ترکه بافته شده با نخ ابریشم هم اصلا از این منطقه امده است. براساس نوشته های امپراطور بیزانسی لئو ششم، ترکهای چادرنشین به زره بالاپوشی و شمشیر و نیزه و کمان مجهز بودند و اسب رهبران آنها دارای زره آهنی یا چرمی بود. تیراندازی بر روی اسب در حالت تاخت ویژگی جنگی ترک ها بود. بر اساس نوشته های لئو ششم این بیابانگردان نظم اندکی در میدان نبرد و به خصوص در زمان عقب نشینی داشتند اما با این همه قادر بودند تا تقریبا فورا دوباره خود را سازماندهی کنند و از هرگونه اشتباه از سوی دشمن سود ببرند. آنها بارها و بارها حمله می کردند و به تناوب از نیزه و تیراندازی روی اسب استفاده می کردند. انها بر خلاف بیشتر ارتش های خاور میانه برای نبرد به سه گروه تقسیم نمی شدند و در عوض در دسته های بیشماری جمع می شدند که تلاش می کردند تا دشمن را محاصره کنند. هر دسته مستقل بود اما در عین حال از سوی دسته های مجاور حمایت می شد. سربازان خسته عقب نشسته و تاز نفس ها جای آنها را پر می کردند و بنابراین می توانستند بدون توقف به حمله ادامه دهند. شهرت آنها در مورد تعقیب دشمن شکست خورده و نابودی کامل آن دشمن، عملی که به ندرت توسط نیروهای معمول بیزانس یا اسلام انجام می شد، به شهرت ترسناک آنها افزوده بود. این ترکمانها از پیاده نظام مرتب و سوارانی می ترسیدند که می توانستند اسب هایشان را زخمی کنند. بنابراین ترکمانهای آزاد و مملوکان با وجود ریشه های یکسان به شیوه های بسیار متفاوتی می جنگیدند.
توصیفات مسلمانان و بیزانسی ها از ترکمان توسط روایات لاتین جنگجویان صلیبی تایید می شود. نویسنده ناشناس اثر گزتا فرانکوروم، نبرد دورلیوم در 1097 را توصیف می کند. او می گوید: ترکها از همه جهت بر ما تاختند، غوغاکنان، دارت و زوبین و تیر را از فاصله حیرت آوری بر ما پرتاب می کردند. ارتش مسلمانان در دورلیوم اکثراَ از ترک هایی تشکیل شده بود که با ترکهایی که 20 سال قبل از آن بیزانسی ها را در منزیکرت شکست داده بودند تفاوت داشتند. این ارتش یک نیروی کمکی با کمک های قبلیه ای بود. البته این روش تیراندازی به ندرت به تنهایی به پیروزی منجر می شود و معمولا نیاز به نبرد تن به تن وجود دارد. زمانی که این جنگجویان ترک با نیزه و شمشیر حمله می کردند کمان را از شانه چپ خود اویزان می کردند. ترکها زمانی بر مردان ما تاختند که اسب های انان زخمی و در مشکل فراوان بود، آنگاه کمان هایشان را از شانه چپ خود زیر سپرهایشان آویزان کرده و با شمشیر و نیزه و به شیوه خصمانه حمله کردند.
اینطور معروف بود که جنگجوین ترکمن سرعت و قابلیت تحرک خود را به سبک اسلحه و زره خود مدیون هستند. نیزه های ترکی حتی از نیزه های عرب هم سبک تر بود. سپرهای کوچک گرد آنها برای صلیبیون تحت نام پلتا شناخته می شد. اگرچه ترکها توانایی به زه گذاری و تیراندازی با سرعت بسیار زیاد را داشتند اما تیرهای آنها در فاصله زیاد قدرت نفوذ خود را از دست می داد. اما این تیرها هنوز توانایی اسیب زدن به اسبها را داشتند و هدف اصلی آنها در نبرد هم همین بود.
در بهار جنگجویان در نقطه ای که قبلا از سوی سلطان مشخص شده بود جمع می شدند. این نقطه در میان سلجوقیان رومی معمولا در قیصریه بود. تابستان را در کمپ های تمرینی می گذراندند. سوارکاری و تیراندازی و شمشیربازی و چوگان. در سالهای آخر حکومت سلجوقیان افراد تعلیم دیده به عنوان خراج به خدمت جنگی می رفتند. بعضی به سمت استفاده بیشتر از شمشیر و نیزه می رفتند اما اکثریت سوارکاران تیرانداز باقی ماندند.
به علاوه گاهی اوقات ترکمن های آزاد برای جنگ در مرزهای دارای کشمکش و نبرد به عنوان قاضی با کافران فرستاده می شدند، همان کاری که جنگجویان عرب در قرن های اولیه انجام داده بودند. در عین حال ارتش های حرفه ای تقریبا تمامی از مملوکان تشکیل می شدند. نیروی ثابت والیان که به آنها عسکر گفته می شد شامل برده و بردگان آزاد شده و افراد آزاد بود. آنها برای عملیات های کوچک در هر زمانی آماده بودند. لشکرکشی های بزرگ مانند موارد انجام شده دربرابر صلیبیون به گردهم آوری عساکر منطقه و هم مرکزی و هم نیرو های کمکی عرب و ترکمن و کردها و غیره بستگی داشت. این ارتش ها معمولا از مناقشات رهبری رنج می بردند و در بهترین حالت تجمعی از نیروهای رقیب بودند.
اردوکشی های شیرکوه در مصر به سال 1168 شامل 6 هزار سواره نظام ترکمن و عسکری متشکل از 2500 مملوک و کردهای آزاد بود. زمانیکه صلاح الدین در تلاش برای کنترل مصر بود، بخش

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد موزه ملی، دوره اسلامی، چهار آینه Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد دوره صفوی، رضا عباسی، نقوش حیوانی