منبع پایان نامه ارشد درمورد توانایی ها، برنامه های تلویزیون، برنامه های تلویزیونی، کودکان پیش دبستانی

دانلود پایان نامه ارشد

که به ستایش و یا انتقاد از برنامه تلویزیون می پردازند عقیده درستی در این مورد دارند که این رسانه می تواند برنامه هایی را ارائه کند که برای کودکان مفید یا زیانبار باشند.290
کودکانی که اغلب به تماشای برنامه تلویزیون می نشینند نسبت به کودکانی که محتوای متفاوتی را تماشا می کنند و یا تجربه های بی ربطی به آنها ارائه می شود (مثل رفتار پرخاشگرانه، خواستن محصولات آگهی شده و یا آگاهی یافتن در مورد کشورهای دیگر) و برای انواع اثرهای دیگر (از جمله اطلاعات نگرش رفتار یا اکتساب) نشان داده شده اند. اثرها معمولاً در طرح هایی که از روش های آزمایشی سود می جویند در مقایسه با روش هایی که اعتبار بومی شناسی کمتری دارند روشن تر و محکم ترند و نقش علنی تلویزیون نیز از ابهام کمتری برخوردار است. سوالی که اغلب اوقات مطرح می شود این است که آیا تأثیرهای محتوایی که به وسیله تلویزیون منتقل می شود همانند تأثیر همان محتوا است که به شیوه دیگر انتقال می یابد؟ با مقایسه کودکانی که محتوا را از تلویزیون گرفته اند و کودکانی که همان محتوا را از والدین، همسالان، معلم ها، فیلم ها و کتاب ها و یا رادیو آموخته اند، مشاهده می کنیم که میان این نوع دو آموخته تفاوت مشخص و معنی داری وجود ندارد.291
برای اکثریت اطفال در دنیا تماشای تلویزیون (با وجود تمام اشکالاتی که پیش می آورد) می تواند تجربه ای لذت بخش باشد. اما برای پاره ای از اطفال که نمی توانند دنیای فانتزی و تخیل آمیز تلویزیون را از دنیای واقعیات جدا کنند، تلویزیون می تواند به صورت تجربه ای ناگوار در بیاید. بنابراین می توان نتیجه گیری کرد که:
1- یک برنامه معین تلویزیونی نمی تواند بر روی تمام اطفالی که آن را مشاهده می کنند به یک صورت تأثیر بگذارد.
2- یک کودک معین از تمام برنامه های تلویزیونی که مشاهده می کند به یک صورت و اندازه متاثر نمی شود.
تحقیقات پین فاند292 در سال های 1930 در آمریکا در مورد تأثیرات فیلم ها بر روی کودکان مؤید این نکته بود که تماشای فیلم ها بر روی کودکان تأثیر بسیاری زیادی بر جای می گذارد و نکات و مسائل متعددی را به آنها می آموزد. از این گذشته فکر و گرایش کودکان بر اثر تماشای فیلم ها تغییر پیدا می کند. منتها این تغییر به صورتی نیست که پس از برخورد کودک با موضوع یک فیلم مخصوص به چشم بخورد، بلکه پس از تماشای چندین فیلم و تکرار معین قدرت خود را آشکار می سازد. همچنین وقتی کودک نسبت به آنچه می بیند صاحب حس تشخیص قوی نیست و در نتیجه نمی تواند مثل افراد بزرگسال خود را از آن جدا احساس کند، تأثیر روانی برنامه شدیدتر خواهد بود. ادراک و شناسایی طفل از حوادث و موضوعاتی که به صورت گوناگون تصویر می شود، تابع رشد ذهنی اوست.293
دیدگاه کاملاً متضاد دیگری نیز وجود دارد که معتقد است تلویزیون دیدگاه های جدید و نمونه هایی از چگونگی رفتار را به بینندگان تزریق نمی کند و در واقع آنها ظرف توخالی نیستند که بدون تفکر چیزی را بپذیرند. چندین روش وجود دارد که کودکان به آن روش ها یاد می گیرند که تلویزیون را بفهمند و داوری های پیچیده دربارهی برنامه ها انجام دهند. مانند:
1- درک کودکان نسبت به ویژگی های بارز شکل و قالب برنامه ها
2- توانایی کودکان برای دنبال کردن روایت ها و قصه های تلویزیون
3- توانایی متمایز کردن مسائل واقعی از خیالی در کودکان
4- قضاوت های کودکان درباره شخصیت ها و کردار آنها294
البته نباید این نکته را از یاد برد که تأثیر تلویزیون و برنامه های آن در کودکان بیش از هر چیز بستگی به خصوصیات روانی و روابط اجتماعی آنها دارد. ممکن است کودکان به دلیل محرکه های فیزیکی که از برنامه ای ایجاد می شود به تلویزیون توجه کنند. برای مثال به دلیل صداهای جالب توجهی که می شناسد، تغییر زیر و بمی موسیقی یا دیگر جلوه های صوتی، اغلب پژوهشگرانی که روی درک کودکان از تلویزیون تحقیق می کنند بر دگرگونی هایی تأکید کرده اند که با بالاتر رفتن سن گسترده تر می شوند.
اگر چه گرایشات سنی تنها عامل مهم محسوب نمی شوند، توجه به شکل و محتوای برنامه ها و نیز چگونگی تأثیر آنها بر استنباط و رشد درک افراد حائز اهمیت است. ممکن است کودکان زیر شش سال در توانایی درک برنامه هایی که از تلویزیون تماشا می کنند، مشکلات خاصی را تجربه کنند. ممکن است آنها بتوانند قسمتی یا صحنه های مجزای برنامه ای را که تماشا کرده اند به خاطر آوردند اما نمی تواند تمام بخش های یک داستان را طوری در کنار هم قرار دهند که مجموعه ای به هم پیوسته را تشکیل دهد. به طور کلی در این سن ذهن کودکان درگیر زندگی در زمان حال است و در پیوند دادن تکه های آغازین، میانی و پایانی برنامه ها که در نقطه های زمانی متفاوتی ظاهر می شوند با مشکل مواجه می شوند. چرا که فرآیند تفکر آنها هنوز به قدر کافی پرورش نیافته است و از قابلیت استدلال استنباطی عاجز هستند.295
رایدین296 و همکارانش روی درک کودکان پیش دبستانی تحقیق می کردند اما این کار را نه تنها به خاطر به دست آوردن روشی که بینشی نسبت به درک کودکان از تلویزیون در اختیارشان قرار می داد انجام دادند، بلکه کاری که آنها انجام دادند، تحقیقات سازندهای بود که می توانست ایده هایی برای تولید برنامه های بهتر در اختیار تولیدکنندگان قرار دهد. در بررسی برنامه “دو مورچه بیشتر از چهار فیل هستند” مشخص شد که با وجود لذت بردن کودکان و والدینشان، آموزگاران و دیگر منتقدان ادعا کردند که به علت سرعت زیاد فیلم و محتوای برنامه که نمی توانست کنجکاوی کودکان را برای یافتن معنای عمیق تر تحریک کند مناسب نبوده است. این انتقادها موجب تحقیقات بیشتر روی برنامه ای شد که “ماجرای یک دانه” نام داشت. این مطالعه درباره درک کودکان و حفظ اطلاعات و تأثیر موضوعات گنجانده شده در برنامه که با موضوع اصلی ارتباطی نداشت تحقیق می کرد. رایدین دریافت که تکرار اطلاعات یادگیری را تقویت می کند اما جزئیات نامربوط موجب کاهش توانایی به یاد سپاری موضوعات واقعی می شود.297
تلویزیون می تواند تجربیات بسیاری در اختیار کودکان قرار دهد. نباید همه تجربیاتی که تلویزیون در اختیار می گذارد به مثابه تجربیات بد تصور شود. در واقع هم تلویزیون می تواند کودکان را با علومی آشنا کند و هم آنها را از مزایای دیگری بهره مند سازد که از طریق هیچ منبع دیگری امکان پذیر نیست. آن دسته از مردم که بر جنبه های منفی تلویزیون تاکید می کنند در داوری خود نسبت به تعیین و ارزیابی نقشی که این رسانه می تواند در زندگی کودکان ایفا کند کوتاهی می کنند. تلویزیون می تواند بر کودکان تأثیر بگذارد. تأثیرات آن می تواند خوب یا بد باشد و این بستگی به این دارد که این رسانه به چه صورت استفاده شود در هر صورت تأثیرات تلویزیون بر کودکان کم سن و سال به ندرت ساده یا مستقیم است. برای شروع، تأثیرات تلویزیون می تواند در شماری از سطوح رخ نماید. تلویزیون می تواند بر علم کودکان، باورها و ارزش های آنها تأثیر بگذارد و می تواند در نگرش های آنها یا احساساتشان نسبت به چیزهای مختلف دگرگونی ایجاد کند و می تواند موجب بروز اعمال خاص و دگرگونی در الگوهای رفتاری شود. همچنین تأثیرات تلویزیون بر کودکان می تواند بستگی به این داشته باشد که چه نوع برنامه هایی را تماشا می کنند. عامل مهم دیگر این است که آن برنامه ها چگونه ساخته می شوند. بعضی از برنامه ها به این منظور ساخته می شوند تا به کودکان اطلاعات و آموزش دهند. در حالی که برخی دیگر به منظور سرگرم کردن آنها تهیه می شوند اگر چه همیشه نمی توان برنامه ها را به این سادگی در این مقولات مناسب قرار داد.298

6-6: نحوه برقراری ارتباط کودک با تلویزیون
حال که با بررسی شخصیت کودکان در مراحل مختلف به نیازها و علایق وتوانایی های ادراکی و شناختی آنان در گروه های سنی مختلف آشنا شدیم می توانیم در مورد انتخاب موضوعاتی که برای هر گروه شایسته تر است اقدام کنیم و همچنین ساختار تصویری مناسبی را برای هر یک از رده های سنی کودک در نظر بگیریم. اما آیا همین برای جذب کردن این مخاطبان بازیگوش کفایت می کند یا نه؟ چگونه می شود این مخاطب را پای کلاس درس انیمیشن آموزشی خود بنشانیم و انتظار داشته باشیم تا آخر درس به تلویزیون زل بزند و مطالب آموزشی را فرابگیرد؟ برای کشف نکاتی اساسی و شناختن بیشتر مخاطبان کوچک خود شاید خالی از لطف نباشد اگر در مورد نحوه تماشای کودکان به تلویزیون و ارتباطی که آنها به طور معمول با تلویزیون برقرار می کنند بیشتر بدانیم.
در کتاب کودک و تلویزیون نوشته بری گونتر درمورد نحوه تماشای تلویزیون توسط کودکان چنین آمده است: «در اوایل دهه 60 ویلبر شرام299و همکارانش انواع استفاده های اصلی کودکان را از تلویزیون شرح دادند. نخستین مورد به لذت مثبتی اشاره می کند که در نتیجه سرگرمی ایجاد می شود. چرا که تلویزیون دنیایی خیالی عرضه می کند که کودک می تواند از مشکلات و خستگی های زندگی واقعی رهایی یابد. شرام مشاهده کرد که کودکان هنگام تماشای برنامه های مطلوب خود با چهره های مجذوب می نشینند. دومین مورد، استفاده اطلاعاتی بود مثلاً درباره چگونگی پوشش، رفتار و…»300
بنابراین می بینیم که کودکان با تمام کنجکاوی ها و علاقه شان به یادگیری، در تماشای تلویزیون، اولویت را برای سرگرم شدن و لذت بردن از برنامه می گذارند و آموزش را به شرط سرگرمی و همراه با آن می پذیرند. چرا که آنها علیرغم اشتیاق به فراگیری، به تدریج مهارت ها و آگاهی های پس زمینه لازم برای فراگیری موثر و کارآمد را کسب می کنند. توانایی های کودکان برای شناخت چیزهای مهم و گزینش آن ازمیان موضوعات دیگر درمقایسه با بزرگسالان محدود است . زیرا توجه و حافظه آنان کوتاه است. کودکان ابزار و فنونی را که بسیاری از بزرگسالان برای جلوگیری از پرت شدن حواسشان و به خاطر آوری چیزها به کار می برند در اختیار ندارند. همچنین آنان قادر نیستند به اندازه تصاویر به نمایش درآمده به صدای آن نیز توجه نشان بدهند و آن را درک کنند. کودکان مایلند حتی با وجود عناصر مهم متعدد، توجه خود را فقط به یک یا به معدودی از آنها معطوف کنند. با رشد کودکان به تدریج تفاوت میان آنها و بزرگسالان کم می شود. اما کودکان در تمام رده های سنی، در هر حال تا حدی از نظر روشی که برای پیگیری ، یادآوری و استفاده از فیلم های انیمیشن به کار می برند با بزرگسالان تفاوت دارند.
«توجه آنان به صفحه تلویزیون نه پیوسته است و نه منفعل. میزان توجهی که کودکان حاضرند به هر برنامه مبذول دارند به طور مستقیم به این موضوع بستگی دارد که آیا پیام سمعی و بصری آن معنی خاصی برای آنها دارد. آیا زمان کافی در اختیار آنها قرار می گیرد که آن معنی ومفهوم را جذب کنند. از این نگاه، شکل برنامه ها اهمیت بسیاری دارد. بنابراین یکی از عوامل اصلی کنترل کننده این که چرا و چگونه برنامه های به خصوصی را تماشا کنند، بستگی به این دارد که تا چه حد بتوانند برنامه را پیگیری و اطلاعاتی را که در برنامه داده می شود را درک کنند.»301
ماهیت توجه کودکان به برنامه ها با بالارفتن سن و درک آنها از برنامه ها متحول می شود به نظر می رسد در میان بینندگان نسبتاً بی تجربه، توجه به تلویزیون می تواند با تغییر رویدادهای فیزیکی در برنامه به شکل قابل اهمیتی تغییر یابد. عکس العمل نسبت به تغییر رخدادها در میان کودکان بسیار کم سن وسال کمتر موشکافی می شوند تا بعدها زمانی که بزرگتر شوند. بر طبق گفته های بری گونتر در کتاب کودک و تلویزیون، کودکان درباره انواع برنامه ها اطلاعات به دست می آورند و توانایی خود را برای شناخت شخصیت ها یا برنامه های خاص پرورش می دهند، نسبت به راه های پاسخگویی به تأثیرات سمعی و بصری و دیگر منابع تحریک کننده که در برنامه ها وجود دارد انتخابگر می شوند. هرچند برای کودکان خردسال که حوصله و انگیزه کمتری نسبت به کودکان بزرگتر از خود

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد تأمین کننده، ایدئولوژی، وسیله ارتباطی، محدودیت ها Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد برنامه های تلویزیون، جهان مادی، برنامه های تلویزیونی، زندگی روزمره