منبع پایان نامه ارشد درمورد تاریخ نگاری، اقتدارگرایی، نقش اجتماعی، زندگی روزمره

دانلود پایان نامه ارشد

مالیسم196 یا هنر مفهومی به بن بست رسیده‌اند هنرمندان به سوی هنر اجرا به عنوان راهی برای برهم ریختن طبقه بندی روی آورند و جهت گیری‌های نوینی را نشان دادند. افزون بر این، چهارچوب تاریخ هنر پیشتاز (آوان گارد)197 منظور هنرمندانی است که در تداوم یک سنت هنری گسست ایجاد کرده‌اند در قرن بیستم هنر اجرا در صف مقدم قرار دارد.)) (همان، 16)
((به رغم این واقعیت که بیشتر آنچه امروز درباره کارهای فتوریستی، کانستراکتیوسیتمی، دادائیستی و سورئالیستی نوشته شده بر آثار هنری تولید شده در هر دوره متمرکز مانده است، غالباً چنان نیست که این جنبش‌ها ریشه‌های‌شان را درک کنند و بر آن باشند تا موضوعات دشوار را در اجرا رفع نمایند. ولی باید اذعان کرد زمانی که اعضای این گروه‌ها هنوز دهه بیست سالگی‌شان را می‌گذراندند یا در اوایل سی‌سالگی‌شان بودند، در چهارچوب هنر اجرا بود که آرای خود را سنجیدند و بعد در قالب آثار مادیت یافته آرای خود را به کار بستند، برای مثال بیشتر دارائیست‌های زوریخی، شاعر، هنرمندان دوره‌گرد و اجراگرانی بودند که پیش از آنکه خودشان در عمال اثری دادائیستی بیافرینند، آثار جنبش‌های گذشته را بلافصل به نمایش گذاردند، مانند آثار اکسپرسیونیست‌ها، به همین قیاس بیشتر دادائیست‌ها و سورئالیست‌های پاریسی پیش از آن که آثار و نقاشی‌های سورئالیستی بیافرینند، شاعر، نویسنده و مبارز بودند. متن برتون (سورئالیسم و نقاشی198) تلاشی دیرهنگام برای یافتن ساز و برگ نقاشانه199 در راستای آرای سورئالیستی بود، همچنان این تلاش ادامه یافت تا سرانجام پس از چند سال پرسشی شکل گرفت: نقاشی سورئالیستی چیست؟ حال آن که برتون چهارسال پیشتر اعلام کرده بود آیا غایب عمل اختیاری200 سورئالیستی شلیک رولوری تصادفی سوی جمعیت نخواهد بود؟
بیانه هنر اجرا،‌ از زمان فتوریست‌ها با به حال، ابزار بیانی دگراندیشانی است که تلاش می‌کنند تا ابزاری دیگر برای ارزشیابی بیان هنری در زندگی روزمره بیابند. هنر اجرا به راهی برای جذب مستقیم مخاطبان گسترده و همچنین ایجاد شگفتی در تماشاگران به واسطه بازنگری در عقایدشان درباره هنر وارتباط آن با فرهنگ تبدیل شده است. از سوی دیگر، علاقمندی همگانی به رسانه‌های جمعی، خصوصاً در دهه هشتاد، از خواست آشکار آن گروه از مردم به دسترسی به دنیای هنر نشأت می‌گرفت که می‌خواستند تماشگر آیین‌ها و جمع متفاوت آن دنیا باشند و به واسطه نمایش‌های غیرمنتظره و همیشه غیرمتعارفی که هنرمندان طرح می‌افکندند شگفت زده شوند. کارها می‌توانست تکی یا گروهی، با نور پردازی، موسیقی یا ابزارهای کمک دیداری که توسط خود هنرمند یا با همکاری دیگران اجرا می‌شد، در گستره مکانی متنوع، از گالری هنری یا موزه تا «فضایی (جایگزین) آلترناتیو»201 تماشاخانه، کافه، بار یا گوشه خیابان اجرا شود. برخلاف تئاتر که اجراگر هنرمند است، به ندرت در هنر اجرا شخصیتی مانند یک بازیگر حضور می‌یابد و مضمون به ندرت از طرح یا داستان مبتنی بر قراردادهای نمایشی (دراماتیک) منتج می‌شود. هنر اجرا بایستی مجموعه‌ای از ژست‌هایی در مقیاس بزرگ و از نظر بصری تئاتری باشد، می‌توان از چند دقیقه تا ساعات بی‌شمار به طول انجامد، ممکن است یک بار اجرا یا چند بار تکرار شود، می‌تواند با یا بدون متن از پیش‌آماده یا مبتنی بر بداهه‌ای خودجوش و یا تمرین چند ماهه باشد))(همان، ۱۷)
((هنر اجرا می‌تواند آیین قبیله‌ای، همایش دینی قرون وسطایی، تماشاواره عصر نوزایی (رنسانسی) یا شب‌نشینی‌ای202 که هنرمندان دهه بیست در استودیوهای خود در پاریس ترتیب می‌دادند باشد. این هنر برای هنرمندان امکان حضور در جامعه را فراهم کرده است. این حضور بر ماهیت اجرا بستگی دارد، می‌تواند تمثیلی، جادویی، آموزشی، تحریک آمیز یا سرگرم کننده باشد. نمونه‌های عصر نوزایی هنر اجرا حتی هنرمند را در نقش آفرینشگر و کارگردان تماشاواره‌های همگانی نشان می‌دهد، رژه‌های پیروزمندانه و خیال‌انگیز که اغلب به ساخت استادانه سازه‌ای موقت نیاز داشت با رویدادهای مجازی که از توانایی‌های چند رسانه‌ای نسبت داده شده به انسان عصر نوزایی بهره‌برداری می‌کرد نبرد ساختگی دریایی که پلیدرودا کاراواجیو203 در سال 1589 طراحی کرد، در حیاط پر شده از کاخ پیتی204 در فلورانس به اجرا درآمد، لئوناردو داوینچی اجرا گران را مانند سیارگان تن‌پوش پوشاند، و آنان را واداشت تا اشعاری را درباره عصر طلایی در جسن همراه با دسته‌وری205 با عنوان ((پارادیزو))206 (1490) از بربخوانند، هنرمند باروک جان لونزو برنینی207 نمایش‌واره‌هایی را به صحنه برد که برای آنها متن نمایشی نوشت. صحنه و تن‌پوش طراحی کرد، عناصر معماری ساخت و حتی صحنه‌های واقعی سیل درست کرد. مانند نمایش ((سیل گرفتگی تایبر208 )) (همان، 18)
((هنر اجرا در آغاز دهه هفتاد به منزلۀ منادیان دورانی تازه ستوده شدند، دورانی که در آن این اشکال نقش اجتماعی و زیبایی‌شناسی مهمی ایفا کرده‌اند. دست‌اندرکاران باور داشتند که هنرهای بصری با استفاده از رسانه‌های تجربی، وابستگی دیرینۀ خود به مادیت اشیا را تکان خواهند داد و مستقیم‌تر از بیش با تماشا‌گر پیوند خواهند خورد. از طریق واقعیت تشدید شدۀ یک رویداد زنده با حضور فراگیر تلویزیون که امروزه تقریباً پدیده‌ای است گریزناپذیر، گروه‌های بیشتری از مردم قابل دستیابی‌اند و تاثیر همه جانبۀ گسترده‌تری بر کل تماشاگران خواهند داشت.)) (اسماگولا، هوارد جی، 1381، 327)
((پس از دهه شصت میلادی، جنبش هنری تازه‌ای در برابر اقتدارگرایی مدرنیسم قد برافراشت و در رویارویی با فرمالیسم رایج، که اثر را از محتوا تهی کرده بود، جانی تازه به رابطۀ هنرمند، اثر هنری و مخاطب بخشید. این جنبش جدید، با ارائه انگاره‌های هنری نو و اندیشه‌هایی مبتنی بر طرح مسائل بنیادین اجتماعی، رویکردها و جایگزین‌هایی ممکن برای حل برخی معضلات اجتماعی عرضه کرد و مسئولیت‌های سیاسی و اجتماعی پیچیده‌ای همچون فیمنیسم، مسائل نژادی، پیامدهای شوم جامعه لیبرال، جهانی شدن و تقدس‌زدایی پیکر مقدس209 را بر دوش هنر نهاد. یکی از جریان‌های نو در این بخش، هنر پرفورمنس210 یا هنر اجراست. پدیده هنری دوران معاصر که از سال ۱۹۵۰ به طور جدی در حوزه‌های خلاقیت نوین پدیدار شد. ویژگی زنده بودن و شکل (تاثیرگذار و حساس هنر پرفورمنس) در میان هنرهای جدیدی که از سال 1960 در برابر مدرنسیم و به خصوص فرمانیسم، قد علم کردند، جایگاه برجسته‌ای دارد. هنر پرفورمنس، که در تعریف آن با تعابیری متفاوت مواجهیم، به بیان ماروین کارلسون211 (از نظریه پردازان هنر) در اساس مفهومی مناقشه برانگیز است. در ردیابی خاستگاه هنر اجرا، بی‌آنکه دچار عارضه تاریخ نگاری هنر شویم. به دیدگاه‌های نظریه‌پردازانی درباره آن اشاره می‌کنیم.)) (ضیایی، م . ب، ۱۳۹۲، ۵)
((هنر اجرا در قرن بیستم، هنری است سهل با بی‌ثباتی‌های بی‌پایان، هنرمندانی که از محدودیت فرم‌های تثبیت شده و کلیشه‌ای بی‌تاب شده بودند این آثار را آفریدند، هنرمندانی که مصمم بودند تا هنر خود را بی‌پرده به مردم ارائه نمایند. به همین خاطر، بنیان این آثار همیشه آنارشیستی بوده است و به دلیل ماهیت آن، این هنر از تعاریف مشخص یا دقیق به جز این بیان ساده که هنری‌است زنده که توسط هنرمندان اجرا می‌شود، سرباز می‌زند. هر تعریف دقیق‌تر بی‌درنگ امکان خود اجرا را از میان می‌برد، چرا که هنر اجرا آزادانه از همه رشته‌ها و رسانه‌ها به عنوان مواد ادبیات شعر، تئاتر، موسیقی،رقص،معماری،نقاشی،وهمچنین ویدئو،فیلم و اسلاید و داستانگویی بهره برداری می کند و آنها را در هر ترکیبی آرایش می دهد.در واقع هیچ فرم بیان هنری دیگری از چنین اصول راهنمای بی‌مرزی برخوردار نیست، چرا که هر اجراگر تعریف خود را از هنر اجرا در طی فرآیند و رویکردش به اجرا می‌آفریند.))(گلدنبرگ، رزلی، ۱۳۸۸، ۱۸)
((ریچارد شکنر212 در (بررسی نظریه اجرا) آغاز و ریشه پرفورمنس را در مراسم آیینی جستجو می‌کند. این آیین‌های نخستین را ساکرولدوس213 می‌نامند که در فرایند تکوین و تحول آن، دیتی رامب214 (بازی مقدس) به وجود آمد و سپس تراژدی یونانی از دل آن سربرآورد.)
شکنر در تعریف اجرا می‌گوید: “اجرا بزرگترین مجموعه کل رویدادهاست که بیشتر آنها بدون جلب توجه اتفاق می‌افتد.”این تعریف عام، حوزه هنرهای تجسمی و تئاتر را هم دربرمی‌گیرد. اجرا با پرفورمنس، روایت انسان و تولید پیکر اوست که در دوران مدرن و بعد از آن در دوران پسامدرن، به جای پیکر مقدس «نجات دهنده» (مسیح) می‌نشیند، مفهوم جسورانه‌ای که پیکر مقدس مسیحی را به پیکر مادی، ملموس، لجام گسیخته، گستاخ و دردمند معاصر تبدیل می‌کند. درک مفهوم بدن و هنجارهای معنی‌دار آن، به خلق اسطوره‌های جدید از روایت‌های نوین انجامید. در هنر پرفورمنس، هنجار و حرکت به رکن اصلی بدل شده، کلام به پس‌زمینه حتی به محدودۀ پیشازبانی، یعنی آواها و واج‌ها رانده می‌شود.))(ضیایی، م.ب، 1392، ۵)
((در این گونه موارد، ساختار کاملاً از سلطه نحو215 تداعی‌های تدریجی، معانی و عملکردهای فزاینده معمول جدا شده و به عنصری آوایی تبدیل می‌شود. عنصری که تحت سیطرۀ ارزش‌های صوتی ناب است و این ارزش‌های صوتی، بر مواد و عناصر پیشاکلامی حاکم‌اند216 هنر پرفرمومنس، با حفظ برخی ویژگی‌های نیرومند آیین‌های نمایشی، فضایی پلاسمایی ایجاد می‌کند و از این رهگذر، مخاطب را در وضعیت زندگی تجربی قرار می‌دهد و او را وامی‌دارد در برابر درک مفاهیم و حس‌های دریافتی خود، واکنش نشان دهد.))(همان،‌۵)
((اگر همانطور که والتر نوارینا217 می‌گوید: “ما هیچ گاه به زندگی در بدن تحمیل شده عادت نمی‌کنیم.” در این صورت، در دنیای فعلی، با واقعیت‌های تحمیلی‌اش، چه باید بکنیم؟ اگر تاب تحمل آن را نداریم، آیا می‌توانیم آن را دوباره از نو بسازیم؟ آن را دوباره تعریف کنیم؟ فرم دیگری به آن بدهیم و یا حداقل نواقصش را برشمریم؟ و هر بار هم دوباره آن را زیر سوال ببریم؟
هنرمند پرفورمنس آرت، درک و تجربه‌ی عمیق و عینی از واقعیتی دارد که برایش تحمل‌ناپذیر است. آیا باید در این پرفورمنس‌ها، بازهم شاهد قربانی شدن آدم‌ها در بارگاه جامعه باشیم؟از خودم می‌پرسم: ریشه و بن مایه‌ی حضور هنرمند در هنر چیست؟ و ژوزف بویز به این سوال، این گونه پاسخ می‌دهد: “وقتی وارد موقعیت‌های پیچیده‌ی زندگی در جهان می‌شویم، بی‌شک نیاز داریم آن را و یا حداقل تقابل خود با آن را تعریف کنیم. این پدیده می‌تواند ریشه‌های گوناگونی داشته باشد. می‌تواند از فکر نشئت گرفته باشد، از احساسات، از تجارب پشت سر و یا حتی می‌تواند به واسطه‌ی انگیزه‌های درونی شکل بگیرد…. و این همان نیرویی است که میل به ایجاد ردپایی از خود در (چیزها) را در انسان ترغیب می‌کند، مثل انگیزه‌ی تولید یک محصول.
ژوزف بویز عقیده دارد که بسیاری به بهره‌گیری در واسطه‌ی زبانی بسنده می‌کنند و در مرحله‌ی کنش کلامی باقی می‌مانند، بعضی دیگر با دیدی مادی به این عمل نگاه می‌کنند و آن را در قالب نوشتاری حروف، جملات، مفاهیم، فرم‌ها و غیره به کار می‌بندند برای این گروه، هنر، دریچه‌ی گسترش زبان شفاهی یا نوشتاری است.با هنر، چیزهای بسیار بیان می‌شود و یا حداقل سعی می‌کنیم چیزهایی را که در زبان از بیانشان قاصر است، به واسطه‌ی هنر منتقل کنیم.)) (همان،41)
((ژوزف بویز می‌گوید: “انسان برای اعمال نیات خلاقه‌ی خود برجهان راهی جز کنش (آکسیون) ندارد. انسان باید در این مقابله با [ماوراء] از پس خودش بربیاید. باید حرکاتی انجام دهد وتلاش کند تا با خودش ارتباط برقرار کند، و معنای حقیقی کلمه‌ی خلاقیت نیز همین است”.218)) (همان ۴۲)
((هنرمندی چون جوزف بویز، در اجرایهای انتراکتیو219 و تعاملی خود، مخاطب را در قاعده‌مندی‌های کنش و واکنش دخیل می‌کند. برای مثال، در اجرای کاشتن ده هزار درخت، جمعیت نیز همراه هنرمندان، در این اجرا شرکت می‌کند. این هنجار همگانی، خود را در شکلی از آگاهی واکنشی بروز می‌دهد و در اجرای هنرهای تجسمی که بر محورهای هنجار، واکنش، فی‌البداهگی و حادثه استوار است، از سامانه و ساختار تعیین شده تئاتر فاصله می‌گیرد.

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد تاریخ هنر، ناخودآگاه، پدیدار شناسی، پست مدرنیسم Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد تدوین و اجرا، زیبایی شناختی، کانستراکتیویسم، انقلاب اکتبر