منبع پایان نامه ارشد درمورد بورس اوراق بهادار، بورس اوراق بهادار تهران، عدم تقارن، تقارن اطلاعاتی

دانلود پایان نامه ارشد

بهای تمام شده يک واحد محصول می گردد. در زمينه اين مطالعه تئوری پيشنهاد می کند که يک کاهش در زمان گزارشگری اتفاق خواهد افتاد، با عنايت به اينکه تعداد گزارشات ساليانه توليد شده افزايش می ِيابد. مادامی که شرکت تداوم پيدا می کند و حسابدارانش بيشتر ياد می گيرند. مسئله دندان در آوردن، باعث خواهد شد که تأخيرهای غير عادی حداقل شود. در نتيجه، يک شرکت قديمی تر، و خوب اداره (مديريت) شده به احتمال قوی تر در جمع آوری، پردازش و انتشار اطلاعات، موقعی که مورد نياز هستند حرفه ای تر می باشد و آن هم بخاطر تجربه ی يادگيری است104.
به راستی عمر يک شرکت بايد از تاريخ تأسيس اش اندازه گيری شود. اما با توجه به قوانين ومقررات در ايران شرکت های خصوصی الزامی ندارند که صورت های مالی شان را بطور ساليانه برای عموم مردم گزارش کنند. لذا عمر يک شرکت از تاريخ پذيرش آن در بورس اوراق بهادار تهران اندازه گيری می شود.

2- 35- بخش دوم: پيشينه تحقيق
2-35-1- پیشینه داخلی
مشايخی، محمود آبادی (1390)، آنها در مطالعه خود به بررسی رابطه بين مکانيزم های حاکميت شرکتی با کيفيت سود پرداختند. يافته های تحقيق حاکی از آن است که با بيشتر شدن تعداد جلسات هيأت مديره و افزايش حضور مديران غير موظف در آن، کيفيت سود حسابداری افزايش يافته است. اين در حالی است که بين تفکيک مسئوليت های مدير عامل و رئيس هيأت مديره از يکديگر و کيفيت سود رابطه معنی داری وجود دارند. يافته های تحقيق حاکی از نبود رابطه معنی دار بين کيفيت اقلام تعهدی، به عنوان يکی از سنجه های کيفيت سود، با مکانيزم های حاکميت شرکتی مورد بررسی است.
محمدزاده سالطه (1389) به بررسي ارتباط بين شاخص هاي كيفيت سود (كيفيت اقلام تعهدي، پايدار ي سود، توان پيش بيني سود و نسبت و جه نقد عملياتي به سود) وابعاد حاكميت شركتي ( توانايي و كفايت) در شركت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است. بر اساس نتايج حاصل از آزمون فرضيه هاي اول بين كيفيت سود در شركت هاي با حاكميت شركتي كافي و ناكافي و بدون در نظر گرفتن توانايي حاكميت شركتي تفاوت معني داري وجود دارد. يعني شركت هايي كه داراي حاكميت شركتي كافي مي باشند داراي كيفيت سود بالاتري هستند. نتايج حاصل از آزمون فرضيه دوم نيز نشان مي دهد كه با در نظر گرفتن توانايي حاكميت شركتي بين كيفيت سود در شركت هاي با حاكميت شركتي كافي و ناكافي تفاوت معني داري وجود دارد. به عبارت ديگر قوي يا ضعيف بودن حاكميت شركتي هيچگونه تأثيري بر كيفيت سود نداشته است. همچنين نتايج فرضيه سوم بيان مي كند كه بين كيفيت سود در شركت هاي با حاكميت شركتي قوي و ضعيف تفاوت معناداري وجود ندارد. علاوه بر اين، يافته هاي حاصل از فرضيه چهارم تحقيق بيان مي كند تا زماني كه حاكميت شركتي كافي است بين كيفيت سود در شركت هاي با حاكميت شركتي قوي و ضعيف تفاوت معناداري وجود ندارد. بطور كلي، نتايج بيانگر اين مطلب است كه كفايت حاكميت شركتي در مقايسه با توانايي حاكميت شركتي، رابطه معناداري با كيفيت سود دارد.
نوروش و ميرحسيني (1388) با استفاده از داده هاي تاريخي سال هاي 1386-1381 مربوط به 51 شركت پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، رابطه بين كيفيت افشاي شركتي (شامل قابليت اتكا و به موقع بودن) ومديريت سود را بررسي كردند. در اين پژوهش، براي اندازه گيري كيفيت افشاء از دو معيار به موقع بودن و قابليت اتكاء استفاده گرديده و مديريت سود شركت ها با استفاده از مدل تعديل شده جونز برآورد شده است. يافته هاي اين پژوهش نشان دادند كه بين كيفيت افشاي شركتي و مديريت سود، رابطه منفي معني دار وجود دارد. همچنين يافته هاي پژوهش بيانگر وجود رابطه منفي معني دار بين به موقع بودن افشاي شركتي و مديريتي سود است.
آقايی و چالاکی درسال (1388) رابطه بين ويژگی های حاکميت شرکتی و مديريت سود بررسی نمودند. دراين تحقيق برای اندازه گيری کيفيت سود از اقلام تعهدی غير عادی استفاده شد. يافته های تحقيق حاکی از آن است که بين مالکيت نهادی و استقلال هيأت مديره با مديريت سود رابطه معنا داری منفی وجود دارد، اما ساير ويژگی های حاکميت شرکتی با مديريت سود رابطه معنا داری ندارد.
خدمتي همپا (1388) به بررسي ارتباط بين حاكميت شركتي و هموارسازي سود در شركت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند و به اين نتيجه رسيدند كه بين متغيرهاي درصد مالكيت اعضاي هيأت مديره، تعداد اعضاي غيرموظف هيأت مديره و درصد سهام شناور آزاد بر اساس هموارساز بودن يا غير هموار ساز بودن سود شركت تفاوت وجود ندارد و درصد مالكيت اعضاي هيأت مديره، تعداد اعضاي غيرموظف هيأت مديره و درصد سهام شناور آزاد بر هموار سازي سود شركت تأثيري ندارد، درحالت كلي، نتايج تحقيق نشان مي دهد كه در سطح اطمينان 95 درصد، حاكميت شركتي بر هموارسازي سود تأثير نداشته است.
علی سالکی(1388)، در تحقيقی با عنوان “رابطه ميان برخی سازوکارهای حاکميت شرکتی و عدم تقارن اطلاعاتی در شرکت های پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران” اظهار داشت ارتباط ميان تغييرات نقدينگی بازار (تغييرات اختلاف قيمت پيشنهادی خريد و فروش سهام و عمق بازار) در اطراف اعلاميه های سود به عنوان نماينده عدم تقارن اطلاعاتی و نسبت مديران غيرموظف هيئت مديره، درصد مالکيت سرمايه گذاران نهادی و واحد حسابرسی داخلی به عنوان سازوکارهای حاکميت شرکتی در شرکت های پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران آزموده شده است. نتايج حاصل نشان می دهد ميان واحد حسابرسی داخلی و نسبت مديران غيرموظف هيئت مديره و معيار های عدم تقارن اطلاعاتی رابطه معنی داری وجود ندارد. اما ميان درصد مالکيت سرمايه گذاران نهادی و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه منفی معنی داری وجود دارد. همچنين ازطريق مقايسه سطح اختلاف قيمت پيشنهادی خريد سهام بعد و قبل از اعلام سود با استفاده از آزمون ميانگين مقايسه دو رتبه مشخص شد که سطح تقارن اطلاعاتی پر از اعلام سود نسبت به پيش از اعلام سود بيشتراست و اين موضوع با تحقيقات پيشين مطابقت دارد.
مهدي مراد زاده و همكاران در سال (1388) تحقيق خود رابطه بين مالكيت نهادي و مديريت سود را بررسي كرده اند. در اين تحقيق رابطه بين تعداد سرمايه گذاران نهادي و همچنين تمركز آنها با مديريت سود بررسي شده است و به اين نتيجه رسيده اند كه بين مالكيت نهادي سهام و مديريت سود رابطه منفي معناداري وجود دارد.
مرادزاده و ناظمی اردکانی (1387) به بررسی رابطه مالکيت نهادی سهام و مديريت سود پرداختند و نتايج نشان داد بين مديريت سود و مالکيت نهادی رابطه منفی معناداری وجود دارد.
احمدپور و احمدی (1387) پژوهشی با عنوان «استفاده از ويژگی های کيفی اطلاعات مالی در ارزيا بی کيفيت سود، در بورس اوراق بهادار تهران» انجام دادند. نتايج پژوهش نشان داد که قدرت تو ضيحی سود، با بالا رفتن کيفيت آن، افزايش می يابد. بر اساس اين پژوهش، سود با کيفيت اثر گذاری و افزايش سود مندی اطلاعات برای تصميم گيری سرمايه گذاران می شود. در مجموع، می توان نتيجه گرفت که شرکت هايی که سود حسابداری آنان مربوط و قابل اتکا است، کيفيت سود بهتری دارند.
غلامرضا كرمي در سال (1386) بررسي خود رابطه بين مالكيت نهادي و محتواي اطلاعاتي سود را آزمون نموده و به اين نتيجه رسيده است، مالكيت نهادي سبب ارتقاي محتواي اطلاعاتي سود شركت نمي شود و ممكن است آن را تنزل نيز ببخشد.
قنبري (1386) در پژوهشي به بررسي رابطه بين مكانيز م هاي حاكميت شركتي و عملكرد پرداخته است. يافته هاي تحقيق نشان مي دهد نسبت حضور اعضاي غير موظف در تركيب هيئت مديره بر عملكرد شركت ها تأثيري نداشته و وجود حسابرس داخلي رابطه مستقيم و مثبت با عملكرد دارد. از طرف ديگر حضور سرمايه گذار نهادي با عملكرد شركت رابطه مثبت دارد.
مرادي (1386) در پژوهشي به بررسي نقش نظارتي سرمايه گذاران نهادي پرداخت. پرسش وي اين بود كه آيا مالكيت نهادي، بر كيفيت سود گزارش شده تأثير دارد. به طور كلي، نتايج پژوهش مذكور، بيانگر وجود يك رابطه مثبت بين سرمايه گذاران نهادي و كيفيت سود است، در حالي كه اين نتايج، عموماً نشان مي دهند كه تمركز سرمايه گذاران نهادي نه تنها در ارتقاي كيفيت سود تأثير ندارد، بلكه بر اساس نتايج حاصل از برخي مدل ها، موجب تنزل كيفيت سود نيز مي شود.
حسينی (1386) رابطه بين حاکميت شرکتی و بازده سهامداران را مورد بررسی قرار داده است. در اين پژوهش با مطالعه سهامداران نهادي و بررسی اثر آن بر بازده سهامداران، سعی بر آن شده است ميزان بازده اضافی سهامداران در شرکت هاي با حاکميت خوب محاسبه شود. نتايج حاکی از آن است که بين سهامداران نهادي و بازده سهامداران در ايران رابطه اي وجود ندارد.
مشايخ و اسماعيلي (1385) رابطه بين كيفيت سود و حاكميت شركتي را از ديدگاه سرمايه گذار مورد بررسي قرار دادند. آنها با استفاده از رويكرد نمايندگي، فرضيه هايي را درباره رابطه بين كيفيت سود و درصد مالكيت اعضاي هيأت مديره و تعداد مديران غيرموظف طراحي كردند. جامعه آماري مورد بررسي، شركت هاي1381 و روش آزمون پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار در دوره زماني1382 فرضيه ها، تجزيه و تحليل رگرسيون حداقل مربعات ادغام شده بود. آزمون فرضيه هاي پژوهش نشان داد كه تعداد مديران غيرموظف ودرصد مالكيت اعضاي هيأت مديره كه ازسازوكارهاي اصول راهبري شركت محسوب مي شوند، درارتقاي كيفيت سود شركت هاي پذيرفته شده در بورس، چندان مؤثر نيستند.
يزدانيان (1385) به بررسی تأثير چند معيار از حاکميت شرکتی بر کاهش مديريت سود پرداخته است. نتايج پژوهش نشان می دهد که تنها حضور سهامداران نهادي برکاهش مديريت سود تأثير دارد در حالی که وجود اعضاي غيرموظف هيئت مديره، تفکيک نقش مديرعامل و رئيس هيئت مديره و همچنين وجود حسابرس داخلی تأثيري بر مديريت سود ندارد.
نوروش و ابراهيمي كردلر (1384)، نقش سرمايه گذاران شركتي در كاهش تقارن اطلاعاتي در بورس اوراق بهادار تهران را مورد بررسي قرار دادند. در اين پژوهش، شركت هاي سرمايه گذاري و ساير مؤسسات تجاري به عنوان سرمايه گذاران شركتي تعريف شدند. يافته هاي اين تحقيق نشان داد كه شركت هاي با درصد بالاي سهامداران شركتي، نسبت به شركت هاي با درصد پايين سرمايه گذاران شركتي، اطلاعات بيشتري در رابطه با سودهاي آتي را گزارش كرده اند و در نتيجه عدم تقارن اطلاعاتي بيشتري در شركت هاي با مالكيت شركتي كمتر مشاهده شده است.
رحمان سرشت و مظلومي (1384) ” رابطه عملكرد مديريتي سرمايه گذاران شركتي با سهم مالكيت اين مؤسسات در شركت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ” را مورد مطالعه قرار دادند. آنان در اين پژوهش نقش سرمايه گذاران شركتي را مورد بررسي قراردادند و اين سؤال را مطرح كرده اند كه: آيا ساختار مالكيت سازمان ها، توان توجيه عملكردهاي متفاوت در آن ها را دارد؟ يافته هاي تحقيق نشان داد كه گروه هاي مختلف مالك (حقيقي و حقوقي) به يك ميزان از قدرت و هم سويي در اثرگذاري بر عملكرد شركت برخوردار نيستند و در مجموع تفاوت در ساختارهاي مالكيت شركت ها توانسته است بخشي از نوسانات در عملكرد شركت ها را توضيح دهد.
خواجوی و ناظمی (1384) ارتباط ميان کيفيت سود و بازده سهام را با تأکيد بر نقش ارقام تعهدی در بورس اوراق بهادار، بررسی کردند. اين پژوهش برای 96 شرکت در طی دوره ی زمانی1377تا1382 انجام شد. نتايج پژوهش نشان می دهد که ميانگين بازده جاری سهام شرکت ها، تحت تأثير ميزان ارقام تعهدی و اجزای آن، قرار نمی گيرند، به بيان ديگر، ميان کيفيت سود و بازده، ارتباط معناداری وجود دارد.

2-35-2- پیشینه خارجی
آلوز105 (2012) رابطه بين ساختار مالکيت شرکتی و مديريت سود در پرتقال درسالهای 2002 الی2007 مورد بررسی قرار دادند. تسلط سهامداران بزرگ، ويژگی ساختار نظام راهبری در پرتقال است که به صورت مستقيم يا غير مستقيم تصميمات مديريت را تحت تأثير قرار می دهد.
عبدالحمدي و وال106 (2010) به بررسی اولويت هاي مديريت سود در شرکت هاي خانوادگی و غيرخانوادگی شرکت هاي نروژي بين سال هاي 2000 تا 2007

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد اندازه شرکت، سودآوری، ارزش بازار، شرکت های کوچک Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد عدم تقارن اطلاعات، عدم تقارن، عدم تقارن اطلاعاتی، تقارن اطلاعاتی