منبع پایان نامه ارشد درمورد بازداشت موقت، قرار بازداشت موقت، استان کرمانشاه، قانون مجازات

دانلود پایان نامه ارشد

موضوع نداشته مجبور به اقرار به ارتکاب قتل و قلب حقيقت بااينکه ابتدا مقتول به او شليک نموده است تا حس ترحم مردم را برانگيزد و از مرگ رهايي يابد و الا چگونه قابل تصور و ممکن است کسيکه تير به پهلويش اصابت نموده و قسمت مهمي از ريه او را متلاشي کرده و در خون خود غوطه ور است و بنا به اظهار خودش مقتول هم با اسلحه روي سر او ايستاده بتواند با کارد به او حمله ور شده و اين چنين ضربات و جراحاتي به او وارد سازد.
در خاتمه لازم به تذکر مي داند که دادسراي شهرستان کرمانشاه و بازپرسان مأمور رسيدگي در تحقيقات مقدماتي رسيدگي را تکميل نکرده و نقائص فراواني در اقدامات دادسراي مذکور به چشم مي خورد که اگر اين نقايص به موقع خود رفع شده بود شايد توسل متهم به دفاع از مشروع غير ممکن مي شد.
از جمله جاي تأسف است که بازپرس به معاينه متهم و اخذ نظريه پزشک بلافاصله پس از وقوع حادثه توجهي نداشته و پس از قريب دو ماه آنهم با تذکر داديار و به بهبودي نسبي متهم از او معاينه به عمل آورد بديهي است در صورتيکه همان موقع و بلافاصله پس از وقوع حادثه اين اقدام به عمل مي آمد پزشک مي توانست صريحاً اظهار نظر کند که آيا اين شخص يا اين جراحت قادر به حرکت بوده و توانايي مجروح ساختن مقتول را آنهم به نحوي که منعکس است داشته يا نه؟
به علاوه بعد از آنهم مي توانست موضوع را در کميسيوني متشکل از اطباء ذيصلاح محلي يا با ارسال پرونده به تهران در پزشکي قانوني مطرح و در اين باره نظريه پزشکان را استعلام نمايد. همچنين در مورد اظهار متهم دائر بر اينکه مقتول سوابقي داشته است هيچگونه تحقيق و بررسي نشده و چقدر به جا و مناسب بود که سوابق هر دو نفر از شهرباني کرمانشاه و اداره تشخيص هويت مرکز استعلام مي گرديد در مورد آلت قتاله و چاقويي که متهم مدعي ايراد جرح به مقتول بوسيله آن بوده نيز هيچ گونه تحقيق و اقدامي مشاهده نمي شود و حتي از متهم سئوال نشده چاقوي مذکور را چه کرده و براي پيدا کردن آنهم در محل واقعه هيچ گونه تجسسي به عمل نيامده است.
مشاوره نموده به شرح زير بيان عقيده مي نمايند:
(اعتراض دادسراي استان کرمانشاه و درخواست رسيدگي فرجامي موجه به نظر مي رسد زيرا دادگاه جنائي با احراز اينکه فرجام خوانده عمداً مرتکب قتل شده و عمل او با ماده 170 قانون مجازات عمومي انطباق دارد ادعاي متهم را داير به اينکه براي حفظ جان خود اقدام نموده موجب معافيت او از مجازات دانسته در صورتيکه ادعاي مزبور با گواهي پزشک قانوني و نحوه ضربات و جراحات مهلکي که به نقاط حساس بدن مقتول وارد شده و اظهار متهم در مراحل تحقيق و کيفيت اصابت گلوله به متهم و ساير ادله و شواهد و قرائن موجود در پرونده خلاف اين ادعا را مدلل مي دارد و عنوان دفاع مشروع در اين مورد صادق نيست و حکم فرجام خواسته مخدوش است و بر طبق ماده 430آئين دادرسي کيفري با اکثريت نقض مي شود و رسيدگي به موضوع با رعايت ماده 8 قانون تشکيل محاکم جنائي به دادگاه جنايي کرمانشاه ارجاع مي شود).

14- رأي هيأت عمومي ديوانعالي کشور بشماره 4 – 16/2/1376169
پيرو گزارش و دادنامه شماره 409/11-7/9/1374 اين شعبه که طي آن دادنامه به شماره 489 -1/9/1373 صادره از شعبه 143 دادگاه عمومي تهران ارجاع گرديده است شعبه مذکور هم همانند دادگاه قبلي متهم را به قصاص نفس محکوم نموده و پرونده در اثر اعتراض محکوم عليه به راي صادره به ديوان عالي کشور ارسال و بنابر سابقه به اين شعبه ارجاع شده است . قضيه به اين شرح است که به دنبال مجروح شدن آقاي شکار بوسيله چاقو و انتقال او به بيمارستان سينا و اطلاع امر به نيروي مامور انتظامي به بيمارستان اعزام و از مجروح تحقيق نموده است . شکار نگهبان گاراژ سانترال اظهار داشته اينجانب در ساعت 22 شب مورخ 10/4/1372 از شخصي بنام محرم حدود ده هزار تومان ظلب داشتم و قبلا در قهوه خانه بغل گاراژ کار مي کرد به من مراجعه کرد و گفت چون من در چلوکبابي کار مي کنم در دو سه هفته ديگر به شما دارم مي دهم و رفت که بعدا در ساعت 1 همين شخص (محرم) از بالاي درب ورودي گاراژ سانترال که خودم نگهبان هستم وارد شد و من در خواب بودم که ايشان با چاقو به من حمله ور شد و شش جاي بدن من را با چاقو زد .
از دو نفر بنامان حسين و مهدي که مجروح را به بيمارستان انتقال داده بودند تحقيق شده که آنها از مجروح نقل کرده اند که گفته شخصي بنام محرم مرا با چاقو رده است (ص 4و5 ) فردي بنام حميد 49 ساله راننده سازمان گوشت اظهار داشته شکار مانند فرزند خودش از محرم نگهداري مي کرد و تمام خرج و خوراک محرم را مي داد و ساعت 22 مورخ 10/3/1372 محرم خودش به گاراژ وارد شد و پس از احوالپرسي محرم و شکار با هم شام خوردند و شکار به محرم شماره تلفن داد و گفت چرا به من سر نمي زني که تا ساعت 24 شب جاري با هم بوديم و بعد از آن نمي دانم چه اتفاقي افتاد(ص1) از فردي به نام شاهپور تحقيق شده که او شکار را پدرخوانده خود معرفي نموده و گفته از دو سال قبل مادرم را عقد کرده است او اطلاعات خود در مورد قتل شکار را از اهالي و کسبه محل نقل کرده و در پاسخ به اينکه چرا محرم شکار را کشت و گفته فقط مي دانم ده هزارتومان به شکار بدهي داشته است. (ص1)
در تحقيق از اولياء دم آنها از محرم بعنوان قاتل پدر خود شکايت نمود, تقاضاي صدور حکم بر قصاص را کرده اند. پزشکي قانوني تهران پس از معاينه جسد و تعيين و محل و کميت و کيفيت بريدگيها بوسيله جسم برنده, علت مرگ شکار را آسيب احشاء و عروق داخل اعلام کرده است. (ص)
در تحقيق از شخصي به نام زاهد 19ساله و محصل، گفته: روز عاشورا حدود ساعت 5/8 الي 9 شب بود که محرم به گاراژ آمد نزد شکار بعد از احوالپرسي و صرف شام و صحبت کردن شماره تلفن باطريسازي علي را از مقتول گرفت و حدود 5/12 تا يک شب بود که بگفته مقتول در گاراژ را بستم و سپس قفل کردم و من رفتم داخل اطاق روي بالکن خوابيدم محرم هم روي تخت بغل مقتول داخل محوطه گراژ خوابيد و صحبت مي کردند حدود يک ساعت بعد از سر و صدا بيدار شدم بلافاصله بيرون آمدم محرم را ديدم توي راهرو گاراژ ايستاده بود و مقتول نيز ايستاده بود و حدود يک متر با هم فاصله داشتند مقتول خون زيادي از او سرازير بود و به من گفت محرم را بگير که بلافاصله محرم از در گاراژ بالا رفت که من به دنبال او دويدم و پايش را گرفتم که پاي ديگرش را توي صورتم زد و رفت بالاي در متواري شد. او در پاسخ به اين سوال که به غير تو و محرم و شکار فرد يا افراد ديگري هم داخل گاراژ بودند گفته خير چون تعطيل بود.
محرم در شهر پارس آباد دستگير و در نخستين تحقيق مورخ 18/5/1372 در دايره اول آگاهي تهران ضمن معرفي خود به عنوان محرم 19ساله اهل مشکين شهر و اعتراف به ايراد جرح با چاقو به شکار در مورد انگيزه درگيري با نامبرده گفته” من حدود ساعت 19روز 10/4/1372 به خيابان هلال احمر جلوي گاراژ سانترال مراجعه و جلوي گاراژ علي (زاهد) را ديده که اولين بار بود با علي روبرو شدم ضمن احوالپرسي به اتفاق علي رفتيم داخل محوطه روي تخت نشستيم حدود نيم ساعت بعد مرحوم شکار به ما ملحق شد و علي با شکار مشغول شام خوردن شدند و به من تعارف کردند چون شام نخورده بودم من با آنها شام خوردم و حدود ساعت 21 خسته بودم و دچار خواب گرفتگي شدم بصورت طاقباز رو تخت دراز کشيدم و شکار با علي (زاهد) لبه تخت نشسته بودند متوجه حدود ساعت 22 بود در حاليکه به صورت روي شانه خوابيده بودم متوجه شدم دستي روي شورت من است و قصد دارد پايين بياورد که ناگهان از خواب بيدار شدم ديدم شکار لب تخت کنار من نشسته بود و چون ديدم شلوار و شورتم مقداري پايين کشيده شده از جاي خود بلند شدم رفتم دستشويي و شورت و شلوارم را بالا کشيدم و در حين برگشت از دستشويي البته قبل از اينکه از دستشويي بيرون بيايم صداي شکار و علي (زاهد) را مي شنيدم که شکار مي گفت علي بيا کمي باش حال کنيم که من دچار وحشت شدم و دوباره گفتم شايد شوخي کند از دستشويي بيرون آمدم ديدم شکار و علي جلوي اطاق دفتر گاراژ که لامپ آن روشن بود ايستاده اند و علي رفت داخل اطاق يک چاقوي کارد مانند دسته چوبي که رنگ دسته آن قهوه اي بود قبلاً هم در همان اطاق ديده بودم آورد به شکار داد، من که اين وضعيت را ديدم ترسيدم و برگشتم به سمت درب خروجي گاراژ که محل را ترک کنم که علي در حالي که لخت و فقط يک شورت در پا داشت دويد آمد جلو در بسته در مقابل من ايستاد و دستهايم برا به کمر زد در همين حين شکار هم با چاقو که علي در اختيار وي قرار داد به من نزديک شد و چاقو را در پهلوي قسمت من گذاشت ولي فرو نکرد و علي هم به من پيچيد که من از خودم دفاع کردم و در همين لحظه که شکار و علي مرا محاصره کرده بودند و من چاقو را از دست شکار با زور گرفتم و به او حمله ور شدم و ديگر نمي دانم چند ضربه به او خورده و چاقو را به زمين انداختم و فرار کردم و به محوطه گاراژ که علي با صندلي مرا دنبال کرد و سپس فرياد مي کشيدم خودم را به جلوي در گاراژ رساندم و از بالاي در گاراژ رفتم و به پايين پشت در پريدم که حتي دکمه هاي پيراهنم کنده و فرار کردم.
او در پاسخ به اين که شکار پول از شما طلب داشت گفته” بله مبلغ ده هزار تومان قبلاً به من داده است که در ايام نوروز مبلغ پنج هزار تومان به او دادم و پنج هزار تومان ديگر از من طلب داشت که آن شب خودم به عمو (شکار) گفتم انشا ا… به اين زودي بقيه پول را پس مي دهم”.
سوال: آيا عمو صحبت از ده هزار تومان طلب که از شما بگيرد آن شب حادثه نکرد؟
جواب: خير اصلاً چنين صحبتي نبوده است.
س: چند ضربه چاقو زدي؟
ج: پس از گرفتن چاقو از او من فقط يک چرخ زدم و اصلاً متوجه نشدم که چاقو به او خورد يا نه و در حاليکه فرار کردم شکار سرپا ايستاده بود.
س: آيا قبلاً هم مرحوم شکار تقاضاي چنين عملي از شما کرده بود؟
ج: خير اصلاً
س: آيا با افراد ديگري چنين کاري کرده؟
ج: من نديده بودم ولي از ديگران شنيده بودم چنين عملي با بعضيها مي کرده
س: از چه افرادي شنيدي؟
ج: از شخصي به نام داود که قهوه خانه جنب گاراژ را اجاره کرده بود.
س: حاضري با داود مواجه شوي؟
ج: بله
در مواجهه حضوري زاهد معروف به علي موضوع قصد تجاوز خود و شکار به محرم را تکذيب کرده و محل خواب خود را از داخل اطاق و محل خواب شکار و محرم را با فاصله 15متري داخلي محوطه گاراژ اعلام نموده است.
محرم در تاريخ 20/5/1372 در نزد بازپرس شرح ماوقع (بمثابه مرحله قبل) به ايراد جرح با چاقو به شکار اعتراف کرده و زاهد (علي) نيز با بيان اين مطلب که ” مدتي که محرم بيدار بود و با من و شکار صحبت مي کرد هيچ گونه درگيري و اختلافي بين شکار و محرم و من پيش نيامده ادعاي محرم مبني بر قصد تجاوز او و يا شکار به نامبرده را تکذيب کرده است. محرم در دفاع مجدد گفته من قبول دارم که با چاقو به طرف شکار حمله کرده ام و ممکن است چاقو به او خورده باشد ولي قصد کشتن او را نداشتم. آقاي بازپرس با صدور قرار بازداشت موقت در مورد متهم و دستور تحويل او به آگاهي جهت تحقيق و بازسازي صحنه، دستور تحقيق از اخلاق مجني عليه را که آيا انحرافات اخلاقي داشت يا خير داده و به اعتراض متهم به قرار بازداشت موقت هم رسيدگي و قرار صادره تاييد داشت يا خير داده و به اعتراض متهم به قرار بازداشت موقت هم رسيدگي و قرار صادره تاييد گرديده است متهم در تحقيق آگاهي، در مورد رابطه خود با شکار چنين پاسخ داده:
س: ميزان رفاقت خود با شکار را بگو؟
ج: صميمي شده بوديم و شوخي مي کرديم.
س: شوخي از جانب تو بود يا شکار؟
ج: هميشه از جانب شکار شوخي شروع مي شد.
س: به چه نحوي شوخي مي کرد؟
ج: بيشتر سعي داشت به من نزديک شده و سر و گردنم را مي گرفت و مرتب مرا دستمالي مي کرد حتي ويدويي داخل انبار داشت و با جوان هاي آنجا مي رفت و فيلم تماشا مي کردند.
س: اهالي و کسبه در مورد شکار چه مي گفتند؟
ج: مي گفتند بچه باز است مواظب خودت باش او هرچه در مي آورد خرج بچه ها مي کند.
س: با شاهپور (دوست محرم) هم مسئله داشت؟
ج: مي گفتند, حتي ويدئو را

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد دفاع مشروع، قتل عمد، قانون مجازات، قتل و مرگ Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد قتل عمد، دفاع مشروع، زبان آزاد