منبع پایان نامه ارشد درمورد ایفای نقش، همسان سازی، شگفت انگیز، امواج مغزی

دانلود پایان نامه ارشد

يافت که پخش عام نداشت.
در سال‌هاى بعد در نبود نشريه موسيقي، نشرياتى چون ”آدينه“ ، ”دنياى سخن“ ، ”فصلنامه هنر“ ، ”کيهان فرهنگي“ ، ”اطلاعات“ ، ”اطلاعات هفتگي“ ، ”تکاپو“ ، ”کلک“ ، ”سوره“ ، ”همشهري“ ، ”ايران“ ، و از همه مهم‌تر ”ادستان“ ، هر يک سهمى در اشاعه موسيقى بطور مکتوب را برعهده داشتند.
حسين دهلوي، ”حسين عليزاده“، ”خسرو جعفرزاده“، ”محمد افتخاري“، ”على تجويدي“، ”ساسان سپنتا“ و ”على محمد رشيدي“ در ”کتاب ماهور“ مقاله داشته‌اند. ”کتاب ماهور“ از سال ۱۳۷۳ ديگر نشر نيافت و از سال ۱۳۷۸، فصلنامه موسيقى ماهور جاى آن را گرفت. اين نشريه در بهترين حد ممکن، با مخاطبان در سطح بالايى ارتباط برقرار کرده است و از نظر کيفيت مطالب و محتوا و آراستگى صفحات، در حد مطلوبى قرار دارد.
در سال‌هاى ۱۳۷۰ و ۱۳۷۱ نشريه موسيقيايى آوا، توسط ”محمدرضا شجريان“ ، خواننده نامى معاصر، با نظارت ”م.ج سعيدي“ در آلمان چاپ مى‌شد.
اولين شماره ”نامه شيدا“ در سال ۱۳۶۷ در آمريکا منتشر شد. انتشار اولين مجله موسيقى ايرانى در خارج از کشور، کار ”محمدرضا لطفي“ بود. شماره‌هاى بعدى ”نامه شيدا“ در فاصله بهار ۱۳۶۸ تا تابستان ۱۳۶۹ منتشر شد و ديگر ادامه نيافت. لطفى ادامه کار خويش را با انتشار کتاب سال ”شيدا“ از سر گرفت. اين کتاب چند بار تجديد چاپ شد و جلد سوم آن در سال ۱۳۷۸ بچاپ رسيد.
در سال ۱۳۷۶، نخستين شماره فصلنامه ”مقام“، نشريه موسيقيايى متعلق به جوزه هنى سازمان تبليغات اسلامى انتشار يافت.
آخرين نشريه موسيقى به صاحب امتيازى و سردبيرى ”مهدى ستايشگر“ بنام ”هنر موسيقي“ در سال ۷۷ چاپ و منتشر شد. اين نشريه مخاطبان عام‌تر و بيشترى را مدنظر داشته است. مباحث آن بيشتر به موسيقى ايرانى اختصاص دارد و به موسيقى جهانى نيز نظر دارد. در هر شماره نت يکى از قطعات معروف موسيقى ايرانى چاپ شده است(شبکه اینترنتی آفتاب).

17- اثرات موسیقی بر مغز
موسیقی کلاسیک، ضرباهنگ و خلاقیت موسیقی کلاسیک بواسطه ریتم و ملودی بر روی ساختار و تواناییهای مغز تاثیر گذار است. ریتم نسبت به افزایش سطح سروتونین تولیدی در مغز کمک می کند. سروتونین به عنوان یک هورمون عصبی عامل انتقال پالسهای اعصاب جهت تداوم حفظ حس شادمانی و سرور است. هنگامی که مغز به تولید سروتونین میپردازد موجب انبساط خاطر میگردد، در حقیقت افسردگی فرآیند ناشی از کمبود ترشح این هورمون می باشد. سروتونین زمانی شروع به ترشح می نماید که مغز در معرض شوک مثبتی قرار گیرد به عنوان مثال اگر ما به نقاشی زیبایی نگاه کنیم ، رایحه ی دلپذیری به مشام ما برسد، حس فوق العاده ای را تجربه کنیم، غذای مطبوعی بخوریم یا به موسیقی مسحور کننده ای گوش فرا دهیم، مغز اجازه آزاد سازی مقدار معینی از سروتونین که باعث تحریک و به اوج رسیدن احساسات دلپذیر میشود را خواهد داد. ریتم موسیقی همچنین میتواند موجب تحریک سایر ضربانات طبیعی بدن مانند ضربان قلب یا امواج آلفای مغز شود و همین تاثیر گذاری یکی از راههای مقابله با گسترش افسردگی و معالجه بالینی است. در عوض ملودی همانند جرقه های شتاب دهنده و کاتالیزورهای فرآیند خلاقیت در مغز محسوب میشوند.
ویژگی دیگر موسیقی آن است که در زمان بیان اشعار و کلام ادیبانه که تکیه بر استدلال و منطق دارد با دمیدن روح خود بر هیجانات این رابطه برقرار است، با شروع کلام، موسیقی این مرحله را قطع و مسیر را مستقیم به سوی حس ارتباطی فرد با شعر برقرار مینماید. موسیقی از این گذرگاه برای بیان ماهیت وجودی خود استفاده نمی نماید و این صحیح ترین گذرگاه عبور احساسی است.
با ایجاد و تولید سلسله هیجانات مختلف ، گوش کردن به یک نوع خاص از موسیقی میتواند بنیان و شالوده ای را برای نوع پندار، گفتار و کردار آدمی بوجود آورد . موسیقی تشدید کننده لذات و تسکین دهنده آلام، تقویت کننده روحیات سرافکندگی و آرام کننده افرادآشفته است. این رابطه ی میان شنونده و موسیقی است که میتواند عامل تعیین کننده برای مدت زمان ادامه ی این تاثیرات باشد.
تاثیرات شناخته شده موسیقی بر مغز متفاوت و گوناگون میباشد: موسیقی بر مغز انسان و حیوان و رشد گیاه موثر است.
موسیقی در انسان بواسطه ی افزایش حافظه ی موقت و طولانی باعث افزایش بهره هوشی فضایی می گردد. در حقیقت موسیقی با تربیت موزیسین ها به امکان پاسخ دهی بهتر انها در بخش حافظه لغات نسبت به سایر افراد بالغ کمک می نماید.
کودکان به مراتب بیش از افراد بالغ از مزایای موسیقی کلاسیک بهره مند میگردند ، آنها تجربه و موهبت مزایای شناختی خویش را کسب مینمایند.
پدیده معروف به ” موتزارت افکت ” به گسترش عملکرد قوه تحلیل و استدلال منطقی و همچنین حافظه ی کوتاه مدت به علت شنیدن قطعات موسیقی پیچیده نظیر کنسرتو پیانوهای دونوازی شده موتزارت اشاره دارد. موسیقی بویژه موسیقی دوران باروک با ضرباهنگ 60 در دقیقه، تاثیر مستقیمی بر روی فرکانس و دامنه ی امواج مغزی دارد که قابل اندازه گیری از طریق الکتروآنسفالوگراف میباشد. موسیقی همچنین بر روی سیسیتم تنفسی و افزایش مقاومت پوست و نیز سیستم هورمونی بدن تاثیر گذار است و اتساع مردمک چشم ، افزایش فشار خون و ضربان قلب را موجب میگردد . در نتیجه ی این فرآیندها تمرکز پذیری مغز به سهولت انجام میپذیرد. موسیقی با تحریک همزمان نیمکره های چپ و راست مغز، تحلیل و تلفیق و شبیه سازی های اطلاعات در مدت زمان کوتاهتری را ممکن میسازد . این فعال سازی همزمان دو نیمکره ی مغزی موجب تقویت فرآیند یادگیری و جذب اطلاعات و در نهایت رشد مهارتهای شناختی میگردد. این پدیده که میتوان با گوش کردن به این سبک موسیقی یادگیری را به میزان پنج برابر افزایش داد باثبات رسیده است و از همین روست که نقالان، داستانهای خود را با ریتم ملودیک خاصی ادامه میدهند تا بتوانند هزاران خط داستان را به خاطر بسپارند و هنرمندان درام پرداز یونانی با استفاده از همین شگرد خود اموخته به ایفای نقش می پرداختند.
ملودی و ریتم دو جزء لاینفک موسیقی میباشند که از طرق مختلفی به ایفای نقش می پردازند:
ملودی جوهره ی افزایش خرد خلاق محسوب می گردد در حالیکه ریتم هماهنگ کننده ی این قبیل احساسات به خصوصیات و صفات اصلی وطبیعی میباشد. خوی انسانی دارای ضرباهنگ مخصوص موسیقایی ویژه خود می باشد. ریتم ضربان قلب، قدم زدن، پریدن، صحبت کردن، جویدن و تنفس تماما نشانه هایی از خصوصیات حیاتی منظم و ضروری روزمره بشری است. با شنیدن نوع خاص موسیقی که موجب افزایش ترشح سروتونین تولیدی در مغز میگردد میتوانیم شاهد رشد اندیشه و تجسمات ذهنی باشیم. چیزی که موسیقی را تا این قدر پر بها و ارزشمند می سازد همانا ارائه ی سامانه های منظم و بی بدیل ریاضی وار آن می باشد.
تاثیر موسیقی کلاسیک بر مغز همانگونه که ذکر شد از همکاری دو عامل منتج میگردد، عامل ابتدایی ریتم می باشد که عمل همسان سازی اعمال حیاتی بدن را برعهده داشته و به ایجاد حالت روانی خاص برای افزایش شناخت و خلق تواناییها منجر می گردد. عامل دوم که در هماهنگی با عامل اول قرار دارد ملودی است که تفکیک پذیری استدلال و قوای عقلانی را موجب می گردد و احساس مطبوع فراخوانی چالش ها و مسایل را از طریق سلسله ابتکارات و چاره سازی های جدید و تامین قابلیتها برای انتخاب صحیح از میان راه حلهای موجود امکان پذیر می سازد. ملودی و ریتم در هماهنگی و اشتراک مساعی با مغز به گشایش قوه شنیداری و کانالهای حسی مغز و افزایش مهارتهای قوای ذهنی می گردد.
نظم شگفت انگیز موسیقی عصر باروک و کلاسیک موجب میگردد تا مغز افزایش ترشح سروتونین را تجربه نماید و به بدن و ذهن اجازه میدهد تا نقش بهتری در زمان شنیدن به این قطعات منطقی ایفاء نمایند . این نظم الگوهایی از ریتم و دانگ صدا، تباین کارکترها، بازگویی و تغییرات تم را شامل می شود.
ضرباهنگ به همراهی افزایش شناختی و کارکرد خلاقانه مغز توسط ملودی باعث ایجاد احساسات هیجانی در بدن ما میشود به عنوان مثال هنگامیکه از یک کودک ناکارآمد درخواست گره زدن بند کفش میشود اغلب این وظیف نتیجه ای بسیار سخت و در برخی موارد غیرممکن را خواهد داشت در حالیکه همین درخواست در پس زمینه ای از اجرای موسیقی کلاسیک

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد زبان مقصد، رویکرد ارتباطی، زبان خارجی، توانش ارتباطی Next Entries پایان نامه با کلید واژه های کیفیت زندگی، مددکاری اجتماعی، بهبود کیفی، بهبود کیفیت