منبع پایان نامه ارشد درمورد ایفای نقش، خودانگیختگی، همسان سازی

دانلود پایان نامه ارشد

جای خورشید به کار برد.اگر هنگام ضرورت بتوان شدت نور را کم یا زیاد کرد،بهره های فراوانی را در پی خواهد داشت.افزایش یا کاهش نور پالایش را تسهیل خواهد کرد.نور اساسا در تغییر فضای فیزیکی با هدف زمینه سازی برای تغییرات روان شناختی موثر است وبه شخص اول کمک خواهد کرد که در لمس هیجان های خود توفیق بیشتری یابد(فتحی،1380،نقل از نوئین،1391)استفاده ازموسیقی چه به صورت زنده وبا حضور نوازنده وچه ضبط شده به خصوص اگر متناب با فعالیت حرکتی بازیگران تنظیم شود،تاثیر عمیقی بر سایکودارم دارد(بلاتنر،2007b).موسیقی می تواند در برانگیختن واکنش های شناختی وعاطفی که برای اطلاع از احساس و رفتار مورد نیاز است به کار گرفته می شود.در تئاتر درمانی نیز که درمانجو به سمت خودجوشی خلاق سوق داده می شود،موسیقی کمک موثری در تخلیه هیجانی او دارد(خواجه بیان، میترا،1382)
2-پروتاگونیست44:پروتاگونیست در زبان یونانی به معنی نخستین شخص در اجرای صحنه است.همچنین این اصطلاح مختص فردی است که بیشتر از همه تلاش می کند.در مباحث اسطوره شناختی یونان،پروتاگونوس خدایی است که پیش از همه خدایان متولد شده است(فتحی،1380).شخصی است که از میان گروه انتخاب می شود ودر جستجوی فضای زندگی برمی آید.در تئاتر درمانی ا،این فرد زندگی خصوصی خود را به تصویر می کشید(نوابی نژاد،1389).تمامی عناصر یک مجموعه تئاتر درمانی در وهله اول درمان پروتاگونیست را هدف اصلی خود می داند.این فرد ممکن است،درمانجو،دانشجو،کارآموز،عضو گروه یا هر فرد دیگری باشد.به طورکلی هر فردی که موقعیت هایی از زندگی خود را به نمایش می گذارد،شخص اول یا پروتاگونیست نام دارد(نوئین،1391)پروتاگونیست افسرده شخصی است که رابطه اش با دنیای بیرون نقصان گرفته است وپروتاگونیست مضطرب از رابطه خویش با اشیا وانسان ها در هراس است(بلاتنر،1996،ترجمه یثربی،1383).وقتی شخصی در نقش یک افسرده در صحنه تئاتر درمانی قرار می گیرد،آن چه از او به عنوان رفتار بروز می کند ارزش تشخیصی دارد،زیرا چیزی که دیده می شود نحوه تاثیر افسردگی در درون نظام شخصیتی اوست.اساسا در هر جلسه تئاتر درمانی می توان همه اعضای گروه را پروتاگونیست های بالقوه دانست.در مرحله آمادگی،یعنی مرحله آشنایی گروه وشناخت تئاتر درمانی،کارگردان به هریک از اعضاء این فرصت را می دهد که حداقل برای زمان کوتاهی شخص اول بودن را احساس نمایند تا قادر به همسان سازی با شخص اول باشند.همسان سازی در میان اعضای گروه زمانی افزایش خواهد یافت که صحنه تئاتر درمانی وتجربه های شخص اول با تجارب سایر اعضای گروه مشابه باشد.در این صورت آنان به آسانی تجارب پروتاگونیست را در نظام شخصیتی خود جای داده وبه پالایش جمعی خواهند رسید(فتحی، طاهر ، 1380)
3-رهبر گروه یا تسهیل گر(کارگردان)
رهبر در سه قالب تهیه کننده،درمانگر وتحلیل گر عمل می کند.او به عنوان تهیه کننده باید مراقب باشد تا هر نشانه ای را که اعضاء یا موضوع نشان می دهد،به صورت عمل درآید وهرگز اجازه ندهد رابطه موضوع با اعضاء قطع شود.به عنوان درمانگر،روبه رو شدن پروتاگونیست یا عو گروه باید زمانی صورت گیرد که گروه راحت وشاد است؛زیرا او ناگزیر است آرام وغیرمستقیم تمامی مقاصد عملی خود را در جلسه ارائه دهد.تعبیر وتفسیرهای او به عنوان تحلیل گر،با پاسخ های اعضاء در گروه مورد استقبال قرار می گیرد(نوانی نژاد، شکوه ،1389 )کارگردان کسی است که شخص اول را در استفاده از روش های تئاتر درمانی وبه منظور بازنگری به مساله اش هدایت می کند(انصاری،1385).نقش کارگردان در تئاتر درمانی نقشی بنیادین واجتناب ناپذیر است؛تاجایی که اگر کارگردان حضور نداشته باشد،تئاتر درمانی ،جز هرج ومرج،پیامدی نخواهد داشت.مهمترین نقش کارگردان،زمینه سازی برای خودانگیختگی،پیش بینی،هدایت وایجاد ساختار نمایشی در تئاتر درمانی ،تولید نمایش وتحلیل بازی است.کارگردان؛نیازمند خوش بینی است.زیرا بدون آن قادر به کار با بیماران افسرده نخواهد بود.در این بیماران،تغییرمثبت خلق وگسترش میدان دید بسیاردشوار است.آنان مراحل آمادگی برای شرکت در نمایش را به کندی سپری می کنند وخودانگیختگی در انان واقعا صعب الوصول است.آنان که از افسردگی رنج می برند،احساس عمیق ونامتناسب گنهکاری را نیز نشان می دهند(فتحی، طاهر،1380)کارگردان(درمانگر)مسئول تولید درتئاتر درمانی است.منظور از تولید،به اجرا درآوردن نمایش در صحنه ودر نظر گرفتن مجموعه شاخص های زیبایی شناسانه آن می باشد.بای این منظور کارگردان تئاتر درمانی اصول زیر را فراهم می کند:
الف)صحنه بدون خط:نخستین مسئولیت کارگردان در تئاتر درمانی ،ایجاد محیط بدون مخاطره برای شخص اول وگروه است.فنون عملی تئاتر درمانی همواره تا حدودی با ریسک همراهند.بنابراین با توجه به سلامت وامنیت محیط در خصوص وسائل کار،احتمال بی تعادلی جسمی وحرکات تند نمایشی،ایجاد صحنه ای بدون خطر کاملا ضروری است
ب)وضوح صحنه:کارگردان می بایستی صحنه را به گونه ای آرایش کند که از هر گونه تداعی های مزاحم یابی هدف خالی بوده وتنها مشتمل بر عناصر ویژه نمایش باشد.وجود دیوارهای تمیز وبازتاب نو توسط آن ها وروشنی لازم،الزامی است
ج)حضور در صحنه:به منظور حمایت از شخص اول وسایر بازیگران لازم است کارگردان هم بر روی صحنه وهم در پشت صحنه حضور داشته باشد،هم زمان با اجرای داستان توسط شخص اول ومن های یاور،کارگردان به ارزیابی اتفاقات نیز می پردازد.نمایش را بخش بندی وتفکیک می کند وبراساس علائم وبرگه هایی که از شخص اول می گیرد،به سازماندهی مجدد آن می پردازد(نوئین،1391)
یکی از وظایف جالب ومهم کارگردان”دراماتیزه”کردن نمایش است.منظور از دراماتیزه کردن نمایش،زیبا وشورانگیزکردن نمایش وافزودن بر جذبه های هنری آن است.البته در کارگردانی تئاتر درمانی،دراماتیزه کردن مقدم بر دقت واثرگذاری درمانی آن نیست.پیگیری های دقیق کارگردان در هر مرحله،شخص اول را به سوی ارائه جزئیات بیشتر از زندگی خود هدایت خواهد کرد(بلاتنر،2007)
4-یاور:یاور یا یاورها همان اعضای گروه(همکاران درمانگر)هستند.اشخاصی که به عنوان افراد مهم زندگی شخص اول،ایفای نقش می کنند وبنابراین به اجرای نمایش کمک می کنند(هولمز،1994).من یاور با “ایگوی کمکی”که مختصرا یاور نامیده می شود به فرد یا افرادی گفته می شود که در جریان نمایش من شخص اول برای بازنگری مساله اش یاری می رسانند.عملکرد فرد یاور طیف وسیعی از نقش های مختلف در نمایش زندگی شخص اول را در بر می گیرد(امرائی، مجید،1389)ایفای نقش یک شخص مهم در زندگی شخص اول وگاهی بیان فضای اجتماعی او برعهده فرد یاور است.هنگامی که خصوصیات فردی این شخص،مغایر ونقطه مقابل شخص اول باشد آنتاگونیست نامیده می شود.فرد یاور با اجرای نقش تعیین شده به شخص اول برای بازگشایی مساله اش یاری می رساند.یاور با به کاربردن کلمات”اکنون واینجا”این تصور را در شخص اول تقویت می کند که واقعه در زمان حال ودر همان مکان در شرف وقوع است.بنابراین عملکردهای فرد یاور برای هر چه بیشتر درگیرکردن شخص اول در نمایش در حال اجراست.انعکاس این اعمال سبب می شود تعارض های پایه ای واحساسات سرکوب شده سریع وآشکار شود(بلاتنر،2003)نخستین نقش فرد یاور نشان دادن فرد مشخصی در زندگی شخص اول در تئاتر درمانی است وکنش دوم عملکرد،کارآگاهی است.یعنی رفتار یاور باید همسو با واکنش های خودجوش شخص اول باشد.کنش سوم یاور توجه بیشتر به ژرفای مساله در حال نمایش است.با این کنش شخص اول در مورد احساس خود به آگاهی بیشتری دست می یابد.وچهارمین کنش یاور درمان است.او رفتارهای جبرانی را با هدف درمانی فعال می سازد(جونز،2013)
2-7 تکنیک ها وفنون تئاتر درمانی
تئاتر درمانی دارای روش های متنوعی است وصدها نوع آن را می توان برشمرد.این روش ها در خدمت اهداف مختلفی به کار می رود که از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره نمود.برای از بین بردن احساسات ناخوشایند شخص اول از روش هایی مانند”مضاعف”خودگوئی”تئاتر یک نفر”،”تشدید”مجاورت”واستفاده از مبالغه در علائم غیرکلامی وهمچنین مبالغه درابعادی مانند ارتفاع،فاصله،ومحل قرارگرفتن فرد را می توان بکار گرفت.با روش ضبط وپخش ویدئویی رفتار وبا اجرای “نقش آینه”ویا روش “در پشت سرت چه می گذرد”،”انعکاس افکار حار”،”سرود جمعی”به صورت نجوا وتمرین های علائم غیرکلامی می توان به شخص اول کمک کرد تا نسبت به رفتار خویش بینش پیدا کند.اهداف وروش ها را با استفاده از “فروشگاه جادو”ویا روش های”فرافکنی آینده”می توان روشن نمود.حمایت می تواند از طریق روش”ساختارمن”همچنین مشارکت عاطفی واستفاده بجا وخردمندانه از تماس جسمی مانند در آغوش گرفتن ونگه داشتن به عمل آید.روند تاثیرات گروهی را با روش سوسیومتری(گروه سنجی)می توان روشن نمود(بلاتنر،2003).تئاتر درمانی با دو عنصر عمل ومشاهده فعالانه به انجام می رسد.عمل به معنای تجسم بخشیدن به ذهنیات از طریق حرکات نمایشی است واین کار توسط تکنیک های خاص تئاتر درمانی صورت می گیرد(مضاعف سازی،آینه،جابجایی،صندلی داغ،اتاق تاریک،صندلی خالی،پری رویایی و….)ومشاهده فعالانه این معناست که در هر موقعیتی دقیقا متوجه باشیم که چه چیزی را تجربه می کنیم،زمان در تئاتر درمانی همیشه زمان حال است حتی اگر فرد بخواهد بخش هایی از گذشته ویا آینده خود را ترسیم کند،باید آن را در زمان حال به تصویر بکشد.به اعتقاد مورنو،توجه به زمان حال یا فلسفه لحظه خلاقیت وخودجوشی فرد را افزایش می دهد.در فلسفه لحظه،فرد وادار به عمل کردن ومشاهده است.او باید در برابر آن چه که می گذرد واکنش نشان دهد وعملی انجام دهد که دیگران را به کنش وادارد(جونز،ترجمه یثربی،1383).افراد با ایفاکردن نقش ها به برون ریزی هیجانات خود می پردازند وتوجه کردن در آن ها افزایش می یابد(جنینگز،1987،نقل از بیاتی،1391)داستان های عامیانه مورداستفاده در جلسات نمایش درمانی فرصت هایی را برای بازی تعاملی از طریق نمایش فراهم می کند.این فرصت ها به عنوان وظایف ومسئولیت های قابل دستیابی است که درمانگر با استفاده از ابزارهای کلامی ساده ومحدود(که با تشویق وتحسین دنبال می شوند)آن ها را طراحی می کند(مونتال45،2008)

2-8 تکنیک های مهم در تئاتر درمانی
1-صندلی خالی:یکی از تاثیرگذارترین فنونی که می توان از آن در جلسات مشاور وروان درمانی استفاده کرد،صندلی خالی46 است(کریستین کنت 1391).گفتگوی صندلی خالی که پرلز ابداع کننده آن بود وپیروان او آن را سازماندهی کردند،ارزش درمانی تسکین نمایشی را نشان می دهد.که نتیجه آن تجربه هیجانی اصلاحی است.صندلی خالی موقعی به کار برده می شود که خاطرات هیجانی دیگران موجب احیای واکنش های هیجانی است.صندلی خالی موقعی به کا برده می شود که خاطرات هیجانی دیگران موجب احیای واکنش های هیجانی حل نشده می شود؛مثل تکلیف ناتمام در مورد والدین متوفی یا همسر سابق که اکنون در دسترس نیست.این کار به بسیج کردن دوباره نیازهای سرکوب شده درمانجو وبیان کامل آن ها کمک می کند(پروچسکا ونورکراس،ترجمه آوادیس یانس،1391)در این تکنیک شخص اصلی در برابر یک صندلی خالی قرار می گرد.صندلی خالی می تواند نمادی از یک فرد مهم یا کسی باشد که برای شخص اصلی مشکل ایجاد کرده است.در واقع درمانگر به شخصیت اصلی نمایش می گوید که روی این صندلی خالی فردی را در ذهنش مجسم کند.هرکسی که را که خود تمایل دارد.سپس با آن فرد خیالی بر روی صندلی صحبت کند ومشکلی را که همیشه با او داشته است،به زبان آورد.درمانگر که شخص اصلی را در برون ریزی عواطفش آزاد می گذارد وبه او اجازه می دهد که حتی با استفاده از شیوه های پرخاشگرانه(مشت،لگد،ناسزاگویی،پرت کردن صندلی و……)خشم فروخوده اش را برون ریزی کند وبا بهره گیری از نشانه های فیزیکی،عواطف سرخورده خود را بروز دهند.در بسیاری از موارد،تکنیک صندلی خالی کمک بزرگی به شخص اصلی می کند،چرا که می تواند در ذهنش موقعیتی را تجسم بخشد که در واقعیت امکان پذیر نیست وآن رویاروئی مستقیم با فردی است که باعث رنجش یا آسیب روحی او شده است.وقتی فرد امکان می یابد که مستقیما خشم سرکوفته

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد روان نمایشگری، ایفای نقش، روابط اجتماعی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد روان درمانی، ایفای نقش، مشارکت اجتماعی