منبع پایان نامه ارشد درمورد انسان کامل، فیض کاشانی، محافظه کاری، برجسته سازی

دانلود پایان نامه ارشد

در دین است . و آخرین گام در جنبش اسلامی طرح انقلاب اسلامی است . این مرحله از جنبش ، محصول طبیعی مراحل پیشین است که در طول دویست سال اخیر برداشته شده است.58
لذا دانشمندانی عالم به دین ، آگاه به زمان ، مردم شناس ، وظیفه دان و بدون محافظه کاری و محاسبه های اجتماعی و شخصی ، صرفا به خاطر خدا و عشق به مردم ، در هر برهه ای از زمان بر می خیزند و این اندیشه فرسوده و کهنه را تجدید بنا می کنند و مردم را بدون پرده پوشی به سوی آن فرا می خوانند و البته برای همه اتهام ها و محرومیت ها و حتی از دست دادن جان آماده می شوند.
آغاز گر این تجدید بنای تفکّر اسلامی در دوره معاصرسید جمال الدین اسد آبادی بود ، که در کشور های اسلامی از آن روز تا کنون مردانی به شیوه های گوناگون راه او را در پیش گرفته و ادامه داده اند .
در تاریخ نوین ایران ، آیت الله طالقانی پیشگام در پرچمداری این تجدید تفکر بسیار موثر بوده است ، به طوری که بیشتر این تجدید بنا کنندگان و شاید همه روشنفکران مذهبی ، دانشگاهی و حوزوی ، خود معترفند که مرحوم آیت الله طالقانی پیشاهنگ و پیشرو آنان بوده است. برای نمونه می توان از آقایان مرحوم مهندس بازرگان ، دکتر شریعتی و شهید مطهری در این باره نام برد 59.
در این جا سعی خواهیم کرد تا با اختصار کاوش ها و کوشش های مرحوم طالقانی و استاد مطهری را در بستری تاریخی ـ فرهنگی عرضه کنیم و از این رو به چهرهایی از سلسله ارجمند محییان و مصلحان به کوتاهی اشارت خواهیم کرد.
پیش از این که سخن خود را در باره سلسله محییان آغاز کنیم لازم است تذکاری در باره شیوه های احیا بدهیم. آن چه محور و گوهر احیا است اولا شناخت مسأله عقل و وحی و ثانیا دغدغه و وسواس برای حل آن و ثالثا عزم و اقدام برای گره گشایی ست و کسانی که بیش یا کم از این هر سه موهبت و مسئولیت برخوردارند شایسته لقب ” احیا گر ” اند.
احیاگری به اصلاحات در حوزة اندیشه دینی نظر دارد ولی مصلح به اصلاح گری در قلمرو سیاست و اجتماع . ولیّ فقیه در عین احیاگری ، یک مصلح اجتماعی است .
1-3-4. امام محمد غزالی و احیای علوم دین:
وی از تسلط انحصار جویانه و مفرط و ملال آور فقه برمعارف ارجمند اسلامی در رنج بود و به روشنی می دید که چگونه گوهر شریف و والای عبودیت و عرفان در زیر پای فلسفه و فقه لگدمال می شود. وی با تعهد عمیق نسبت به پروردگارو آیین او به کار پیراستن اسلام از اندیشه های بیگانه و نشاندن هر معرفت در موضع خود پرداخت . وی نه منکر فقه و نه جاهل به فلسفه ، اما از آماس دل آزار آنها دربیم بود و آن را نوعی بیماری می انگاشت واز این رو برای طبابت وضع موجود دامن همت به کمر زد و کتاب عظیم و گرانقدر ” احیاء علوم الدین “را نگاشت و در ان به بعد ارجمند و فراموش شده عبودیت و معنویت وعرفان و اخلاق را که گوهر هر آیین مذهبی ست بازشناسی و نسیان زدایی کرد.
غزالی در این کتاب خصوصا از پنج کلمه ” فقه ، حکمت ، علم ، توحید و ذکر ” نام می برد که به عقیده وی معانی آن ها تنگ و تحریف شده و بر مصادیق دیگری حمل می شده است. توضیحی که وی درباره معانی حقیقی و اسلامی این واژه ها می دهد تقابل او را با اسلام زمانه اش اشکار می کند.
غزالی محیی بود؛ اما محیی ای که بیماری شناسی می کرد وآنچه را مورد ظلم و غفلت واقع شده بود، داد می ستاند وبه کرسی می نشاد. این خود نوعی احیاء است که به یک انسان بگویند سهم مغز را که می دهی سهم دل را فراموش مکن. به بهای مرگ قلب به حیات عقل رضایت مده که عاقبت از هر دو محروم خواهی ماند.60
1-3-5. فیض کاشانی
نوبت به ملا محسن فیض کاشانی ( متوفی 1090) که رسید ، احیاء العلوم دوباره ” احیاء ” شد و به صورت المحجه البیضاء در امد و در ان اندیشه شیعی نیز به احیاء راه یافت و چنان شد که این پرنده که به یک بال می پرید اینک می توانست جویندگان راه و عاقبت اندیشان را بر پشت گیرد و تا اوج سدرة المنتهی بپرد.
فیض و غزالی هر دو در اوضاع مشابهی می زیستند : با زندگی های ساده و روستایی و تحت سلطه حکومت های مطلقه و جبار و از همه مهم تر در محیطی که روحا و بنیانا معنوی و مذهبی بود. جهانی بود که ملحدان در ان غریب و بیگانه بودند. یاد خدا از در و دیوار و از اسمان آن می بارید و از زمین آن می جوشید.
فیض کاشانی مذاق عرفانی داشته و بیشتر گرایش او به احادیث «علیهم السلام» و اخلاق بوده است و کتاب معروف او درحدیث کتاب الوافی و در تفسیر کتاب الصافی و در اخلاق کتاب المحجه البیضاء است .
مرحوم علامه طباطبایی در « مهرتابان» درباره آثار وی می فرماید: « این مرد، جامع علوم است و به جامعیت او در عالم اسلام کمتر کسی را سراغ داریم و ملاحظه می شود که در علوم مستقلا وارد شده و علوم را با هم خلط و مزج نکرده است، در تفسیر صافی ، اصفی و مصفّی که روش تفسیر روایی را دارد ، ابدا وارد مسائل فلسفی و عرفانی و شهودی نمی گردد، در اخبار ، کسی که کتاب وافی او را مطالعه کند ، می بیند یک اخباری صرف است و گویی اصلا فلسفه نخوانده است؛ در کتاب های عرفانی و ذوقی نیز ، از همان روش تجاوز نمی کند و از موضوع خارج نمی شود.»
یکی از ویژگی های برجسته ملا محسن فیض کاشانی برجسته سازی مرجعیت و نقش اهل بیت (علیهم السلام) است . در کتاب بیکرانه راز می فرماید: از آن جا که عالَم، به سبب ترکیب یافتن از روح و جسد، شباهت به انسان دارد و چون از حیث صورت از انسان بزرگ تر است لذا به عالَم، انسان کبیر می گویند . ولی اطلاق انسان کبیر به عالَم آنگاه صحت دارد که انسان کامل در آن وجود داشته باشد؛ زیرا در صورت عدم وجود انسان کامل ، عالَم جسد افتاده ای است که روحی در آن نیست .61
و در جای دیگر می فرماید : مقصود از آفرینش عالَم، و باقی داشتن آن ، انسان کامل و امام عادلی است که خلیفه خداوند در زمین است ،همانطور که مقصود از پرداختن جسد و تسویه آن، نفس ناطقه است ، لذا واجب می گردد که با انتقال انسان کامل به خرابی بگراید، همانطور که با انتقال و مفارقت نفس ناطقه ، جسد فرسوده و فانی می گردد.62
در بیان چگونگی شناخت حجت می فرماید: «شناخت حجّت برای خواصّ، با اموری هم چون علم و معرفت و گرفتن جواب مسائل مطابق با مراد خود و شنیدن کلمات حکیمانه و دیدن افعال کریمانه و مشاهده اخلاق پسندیده و مقامات عالیه و خصلت های ستوده ، حاصل می گرددو اما حصول آن برای عوام با دیدن معجزه و دلیل آشکار است. و به هرحال ، حجت از وجود نصّی که دلالت بر حجیت او کند بی نیاز نیست، چرا که صفات و کمالات حجّت از امور پنهانی هستند که جز خداوند سبحان و یا امین وحی، از آن آگاه نیستند.»63
1-3-6. سید جمال اسد آبادی و عصر جدید
چون نوبت به سید جمال ( متوفی 1314 هـ ق) و تابعان و اخلاف او رسید دنیا عوض شده بود. دیگر حکومت مطلقه وآهنین ، یک اصل خدشه ناپذیر نبود . دیگر وجود خدا اصلی بدیهی و مسلم و فراگیر شناخته نمی شد. غول عظیم و گرم تاز ماشین ،چهره زندگی را بر سطح سرد این کره دوّار دگرگون کرده بود. مسافت ها به سرعت در نور دیده می شد و اندیشه ها خویشتن را به شتاب از دیاری به دیاری دیگر می رساندند.علم تجربی ، هویت و قداست و قاهریت یافته بود و ملحدان دیگر بیگانه و نا آشنا نبودند. قدس و معنویت ، دیگر سنت رایج نبود . معارف حسی و لذات حسی دو سلطان حاکم عصر بودند.خورشید معنی در افق مغرب افول می کرد و شرق عالم نیز از مظلمت آن در ظلمت کسوت می رفت. در ارکان دار الاسلام رخنه رفته بود و حاکمان دنیا پرست و کافر کیش ، ملت و مملکت خود را به ثمن بخس به بیگانگان می فروختند.استقلال ممالک اسلامی از دست می رفت وهجوم فرهنگ بیگانه ،آنان را نسبت به اندیشه و آئین خودناباور و نا آشنا می ساخت. در چنین فصل و فضایی بود که سید جمال افغانی به ” احیاء ” دیگر پرداخت. وی از فقه یا فلسفه یا عرفان اسلامی سخن نمی گفت او حق ضایع شده هیچ کدام را باز نمی ستاند. عفونت از این بالاتر گرفته بود . دل گرفتگی نبود که نفس گرفته بود تمامیت و حیات آئین حیات بخش اسلام و بازیچه بودنشان در رنج بود، می پرسید و می اندیشید که آئین حیات بخش اسلام چرا چنین پیام آور ذلت و توجیه کننده دست نشاندگی و آلت تسلیم و دستاویز زبونی شده است. او روح پرخاشگر و دشمن ستیز و ذلت ناپسند این مکتب را احضار می کرد و به مسلمین می آموخت که مسلم نمی تواند ذلیل باشد و در صحنه نباشد و به بهانه تهذیب و تزکیه نفس نسبت به بیرون خود بی اعتنا بماند. وجود او فریادی بود بر سر خفتگان که خود را بیدار می پنداشتند.
سید را باید محیی نامید، اما محیی مسلمین نه اسلام . دریغا که سیاست پیشگی وی را مجال آن نداد تا اندیشه های خود را تدوین و تبویب کند و به راستی باز نماید که کدام عامل و اندیشه زهر آلود ، از کجا در پیکر آئین مسلمین راه یافته است که آن را این چنین زبون و ناتوان ساخته است، وچه می تواندآن را به درستی درمان کند و توانا سازد.64
دین یک طرح الهی است که بشر ، مبلّغ و معلم آن است و عقول مردم ، آن را از پیام آوران به واسطه تبلیغ ، تعلیم ، تلقین ، ومطالعه می گیرد و برای کسانی پرداخته شده که وحی الهی به آنان نمی رسد. دین د ر نزد همه ملت ها اولین بار در دل ها می آمیزد و به وجدان ها رسوخ می کند و مردم را با عقاید ،ملکات و عادات پیراسته می سازد و جوارح آن ها را بر انجام اعمال،از کوچک و بزرگ توانا می سازد. پس سلطه اولی آن بر افکار و به تبعیت از ان بر اراده و خواسته هاست.
دین ، سلطان روح و مرشد آن در تدبیر و تصرف بدن است. گویا انسان هم در آغاز پیدایش خود ،لوح صیقل شده ای است که نخستین بار ، خطّ دین در نقش می بندد و باز به راهنمایی و ارشادات آن است که به دیگر اعمال می پردازد و اما آنچه که غیر از طریق دین به دل ها راه می یابد، خیلی نادر و اندک است . حتی کسی که دین را ترک هم می گوید ، نمی تواند خصلت هایی را که دین ذر وی به وجود آورده ، از خود دور کند ، بلکه تأثیر آن باقی می ماند.65
نهضت سيد جمال، هم فكرى بود و هم اجتماعى. او مى‏خواست رستاخيزى، هم در انديشه مسلمانان به وجود آورد و هم در نظامات زندگى آنها. او در يك شهر و يك كشور و حتى در يك قاره توقف نكرد، هرچند وقت در يك كشور بسر مى‏برد. آسيا و اروپا و آفريقا را زير پا گذاشت. در هر كشور با گروههاى مختلف در تماس بود، همچنان كه نوشته‏اند در برخى كشورهاى اسلامى عملًا وارد ارتش شد براى اينكه تا دل سپاهيان نفوذ نمايد. مسافرت سيد به كشورهاى مختلف اسلامى و بازديد آنها از نزديك، سبب شد كه آن كشورها را از نزديك بشناسد و ماهيت‏ جریانها و شخصیتهای اين كشورها را به دست آورد، همچنان كه جهان‏پيمايى‏اش و مخصوصاً توقف نسبتاً طولانى‏اش در كشورهاى غربى او را به آنچه در جهان پيشرفته مى‏گذشت و به ماهيت تمدن اروپا و نيت سردمداران آن تمدن آشنا ساخت. سيدجمال در نتيجه تحرك و پويايى، هم زمان و جهان خود را شناخت و هم به دردهاى كشورهاى اسلامى كه داعيه علاج آنها را داشت دقيقاً آشنا شد.66
سيد جمال مهمترين و مزمن‏ترين درد جامعه اسلامى را استبداد داخلى و استعمار خارجى تشخيص داد و با ايندو به شدت مبارزه كرد. آخر كار هم جان خود را در همين راه از دست داد. او براى مبارزه با اين دو عامل فلج‏كننده، آگاهى سياسى و شركت فعالانه مسلمانان را در سياست واجب و لازم شمرد و براى تحصيل مجد و عظمت از دست رفته مسلمانان و به دست آوردن مقامى در جهان كه شايسته آن هستند بازگشت به اسلام نخستين و در حقيقت حلول مجدد روح اسلام واقعى را در كالبد نيمه مرده مسلمانان، فورى و حياتى مى‏دانست. بدعت‏زدايى و خرافه‏شويى را شرط آن بازگشت مى‏شمرد. اتحاد اسلام را تبليغ مى‏كرد. دستهاى مرئى و نامرئى استعمارگران را در نفاق‏افكنى‏هاى مذهبى و غيرمذهبى مى‏ديد و رو مى‏كرد.
1-3-6-1. دو امتياز ویژه سید جمال
از خصوصيات برجسته سيد جمال اين است كه در اثر آشنايى نزديك با جامعه شيعه و با جامعه سنى، تفاوت و دوگانگى وضع روحانيت شيعه را

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد تفکر دینی، جهان بینی، شهید مطهری، روشنفکری دینی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد قضا و قدر، جامعه اسلامی، امر به معروف، آموزش و پرورش