منبع پایان نامه ارشد درمورد امام صادق، مجازات اعدام، قتل عمد

دانلود پایان نامه ارشد

متفاوتي كه درباره محاربان اجرامي شود به سبب آن است كه نحوه ارتكاب اين جرم بسيارمتفاوت است وهمه محاربان مسلمايكسان نيستند.وطرز مجازات آنهاهم متفاوت است.مجازات فوق العاده اي كه اسلام درموردمحاربان به خرج داده است براي حفظ خونهاي بي گناهان وجلوگيري ازحملات وتجاوزهاي افرادقلدر،زورمند،جاني،چاقوكش وآدمكش به جان،مال ونواميس مردم بي گناه است.307انسان هايي كه ريختن خونشان حرام است وشرع به شدت به مبارزه با بي حرمتي كردن به آن پرداخته است.
2)مجازات محارب عامل حفظ حرمت خون مسلمان درروايات:
1-2)توجه به حرمت خون مسلمان درشأن نزول آيه محاربه:
شأن نزول آيه 33/مائده ازبي حرمتي كردن به خون مسلمان وكشتن اوآغاز مي شود.آيه فوق درموردگروهي است كه به ساربان حمله مي كنندواورامي كشند كه اين ازمصاديق سلاح كشيدن براي ترساندن وكشتن مردم است.308وحرمت خون انسانهادرآن نزد مرتكبان محاربه ناديده گرفته مي شودوبه خون افراد تعدي مي كنند.
ازامام صادق(ع)ازرسول خدا(ص)درموردداستان نزول آيه محاربه نقل شده است:”قدم علي رسول الله (ص)قوم من بني ضبّه مرضَيَ_فقال لهم رسول الله(ص)أقيموا عندي-فإذابَرَأتم بعثتكم في سريّة_ فقالوااُخرجنامن المدينة_فبعث بهم إلي إبل الصّدقة_يشربون من أبوالهاويأكلون من ألبانها_فلمّابَرَََََُؤا وَاشتدّوا قتلوا ثلاثةً ممن كان في الإبل _فبلغ رسول الله (ص)الخبرُ_فبعث إليهم عليّا(ع)وهم في وادٍ_قدتحيّرواليس يقدرون أن يَخرُجوامنه_قريبا مِن أرض اليمنِ فأسَرَهم_وَجاءَبهماإلي رسولِ الله(ص)فنزلت هذه الايَة”إنما جزا ءالذين يحاربون الله ورسوله ويسعون في الارض فساداأن يقتلوا أو يصلبواأوتقطع أيديهم وأرجلهم من خلاف أوينفوا من الارض” فَاختاررسول الله(ص)القَطع_فقطع أيديهم وأرجلهم من خلاف.309 بيماراني ازبني ضبّه نزدپيامبر(ص)آمدند.پيامبر(ص) به آنان فرمود:نزدمابمانيد وپس ازسلامتي شمارا به سريه اي مي فرستم.آنهاگفتند:ماراازمدينه به جايي ديگربفرست.پيامبر(ص)آنهارابه محل نگهداري شترهاي زكاتي فرستاد.آنان ازادرارشترها(براي مداوا)وازشيرآنهابه عنوان غذا استفاده كردندچون شفايافتندوقدرت گرفتندسه تن ازنگهبانان شترهاراكشتند.اين خبر به پيامبر(ص)رسيدواوعلي(ع) راازپي آنان فرستاد.آنهاراسرگردان دربياباني نزديك يمن يافت كه نمي توانستند ازآن خارج شوندآنهارااسيركردونزدپيامبر(ص)آورد دراين هنگام آيه33/مائده نازل شد.پيامبر(ص)نيزحكم قطع رابرگزيدودست وپاي آنها راازچپ وراست قطع كرد.
هرچندمسلم نيست كه موردروايت ازمصاديق سلاح كشيدن براي ترساندن مردم باشدبه اين جهت كه شترهاجزءصدقات بوده وساربان ازعمّال دولت اسلامي بودند.بنابراين يكي ازدوايرحكومت اسلامي بوده است.محاربان پس ازبهبودي باحمله به مسئولان ومأموران اين اداره سه نفرازآنها راكشته وگريختند.ظاهرا اين اقدام ازباب حمله مسلحانه به دولت اسلامي به منظورتضعيف آن بوده است.پس ازمصاديق قيام مسلحانه درمقابل حكومت اسلامي است كه درآيه 33/مائده ظهوردارد.درصورت پذيرش اينكه كشتن ساربان ازمصاديق كشيدن سلاح به قصدترساندن مردم باشد،بيان موردقرينه برشمول موضوع آيه برچنين اشخاصي است ومنافات نداردكه به ظاهرآيه33/مائده تمسك كنيم وموردنزول وامثال آن راازمصاديق محاربه بدانيم.
بنابراين مي توان گفت:هركس درمقابل دولت اسلامي قيام مسلحانه كندمحارب است وشمشيركشيدن براي ترساندن مردم وبرهم زدن امنيت ونظمي است كه توسط دولت اسلامي كه رسول خدا(ص)مؤسس آن بودايجادشده است،ازمصاديق محاربه است. هرچندكه براي صدق محارب ايجادرعب بايدجنبه عمومي داشته باشددرحالي كه ساربان رادرخارج ازشهرترسانده اند.310چه عنوان محارب برقاتل ساربان صدق بكنديانكندقاتلان مستحق مجازات اعدام هستند چه اينكه ازباب حدياقصاص باشد.زيرابه خون مسلمانان بي حرمتي شده وبراي عدم تضييع آن قاتلان بايد كشته شوند.
2-2)امنيت خون باتناسب بين جرم ومجازات:
تخييري بودن مجازات به اين معنانيست كه حكومت اسلامي نزدخوديكي ازچهارمجازات قتل،صلب،قطع ونفي راانتخاب كندونوع ارتكاب جنايت رادرنظرنگيرد.زيرابسياربعيد است كه كشتن وبه دارآويختن محارب هم رديف تبعيدباشدوهمه به يك اندازه بازدارندگي داشته باشند.دربسياري ازقوانين جزائي دنياهم گاهي براي يك جرم چندمجازات درنظرمي گيرند.و قاضي درتعيين مجازات كه باجهات مخففه وگاهي باتشديد همراه است كيفرمناسبي راانتخاب مي كند.311
دراجراي مجازات تخييري محارب بين جرم ومجازات تناسب وجوددارد.اگرتناسب بين جرم ومجازات نباشدمثلاجزاكمترازجرم باشدموجب جرأت يافتن مجرم مي شودواگرجزابيشترازجرم باشدانگيزه مجرم رابراي ارتكاب جرايم سنگين ترافزايش مي دهد.جرايمي كه خون مسلمان رامورد تعدي قرارمي دهد.اگرمحاربي راكه فقط ايجادرعب ووحشت كرده دستش راقطع كنند اودرصددقطع دست مجني عليه وياقتل اوبرمي آيد.مجرم هميشه آن جرمي راكه درنظرداشته انجام نمي دهدبلكه ممكن است جرمي سنگين ترازآنچه درتصورداشته مرتكب شودوبه خون مسلمانان تعدي كند.
امام صادق(ع)ضمن تعريف محارب مجازات تخييري محارب رابيان نمودند: “أَمْرُ الْمُحَارِبِ وَ هُوَ الَّذِي يَقْطَعُ الطَّرِيقَ وَ يَسْلُبُ النَّاسَ وَ يَغِيرُ عَلَى أَمْوَالِهِمْ وَ مَنْ كَانَ فِي مِثْلِ هَذِهِ الْحَالِ إِلَى الْإِمَامِ فَإِنْ شَاءَ قَتَلَ وَ إِنْ شَاءَ صَلَبَ وَ إِنْ شَاءَ قَطَعَ وَ إِنْ شَاءَ نَفَى وَ يُعَاقِبُهُ الْإِمَامُ عَلَى قَدْرِ مَا يَرَى مِنْ جُرْمِهِ “312مجازات محارب وآن كسي كه راهزني مي كند واموال مردم رابه غارت مي بردوكساني هماننداو،باامام است.اگرخواست اورامي كشدواگرخواست اورابه دارمي آويزد واگرخواست دست وپاي اورابه طورخلاف قطع مي كندواگرخواست اوراتبعيد مي كند.امام،محارب رابه ميزان جرم اومجازات مي كند.
تعيين مجازات محارب باحاكم است كه دروضع آن تناسب بين جرم ومجازات رامدنظرقرارمي دهد.313
روايت ديگركه به بيان تناسب بين جرم ومجازات درمحاربه مي پردازدواختياراامام هم براساس اين تناسب است.ازامام رضا(ع) است كه درموردآيه” جَز?اءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ الله وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فساداً “سوال شدكه چه كاري است كه اگركسي مرتكب آن شدمستوجب يكي ازاين مجازات هاي چهارگانه مي شود؟امام فرمودند:” إِذَا حَارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ- وَ سَعَى فِي الْأَرْضِ فَسَاداً فَقَتَلَ قُتِلَ بِهِ- وَ إِنْ قَتَلَ وَ أَخَذَ الْمَالَ قُتِلَ وَ صُلِبَ- وَ إِنْ أَخَذَ الْمَالَ وَ لَمْ يَقْتُلْ- قُطِعَتْ يَدُهُ وَ رِجْلُهُ مِنْ خِلَافٍ- وَ إِنْ شَهَرَ السَّيْفَ وَ حَارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ- وَ سَعَى فِي الْأَرْضِ فَسَاداً- وَ لَمْ يَقْتُلْ وَ لَمْ يَأْخُذِ الْمَالَ نُفِيَ مِنَ الْأَرْضِ الْحَدِيثَ.” 314هرگاه كسي به محاربه باخداوپيامبربرخيزدوبكوشدكه درزمين فسادكندودراين راه مرتكب قتل شود،مجازات اواين است كه به سبب ارتكاب قتل،به قتل برسدواگرمرتكب قتل شودومال رابگيردكشته ومصلوب شود.واگرأخذ مال كردولي مرتكب قتل نشد،به قتل نمي رسدولي يك دست ويك پاي اوبه طورمخالف قطع مي شود.واگركسي شمشيركشيدوبه محاربه باخدا وپيامبربرخاست وكوشيدتادرزمين فسادكندولي مرتكب قتل وأخذمال نشد،مجازات اواين است كه تبعيدشود.
هرگاه محارب جرم سنگين تررامانندقتل مرتكب شودمجازاتش هم قتل است وازمجازت شديداوبه شمارمي رود.315اين تناسب بين ارتكاب جرم ومجازات محارب موجب حفظ حرمت خون مسلمان مي شودتابامجازات قاتل ديگران مرتكب بي حرمتي به خون مسلمين نشوند.وخون مسلمان ازتعدي محفوظ بماند.بااجراي عادلانه مجازات مانندموردمحاربه مي توان ازوقوع مجددجرايم وانگيزه مجرمان براي تلافي ودرنتيجه كشتن مجني عليه ها پيشگيري كرد.
آيه هفتم:
1)اهميت حفظ حرمت خون هادرفلسفه مجازات قصاص:
تشريع قصاص هم عامل حفظ حرمت خون مسلمان است وهم ازكشته شدن بي رويه خانواده قاتل كه مرتكب قتل نشده اند وخونشان محترم است جلوگيري مي كند.قصاص تنهامختص قاتل است.
كيفرومجازات قصاص درميان اعراب قبل ازاسلام فقط باقتل صورت مي گرفت وهيچ گونه حدوحدودي وجودنداشت وصرفا بستگي به قوت وضعف طرف داشت،گاهي فردي راعوض ديگري مي كشتند،وگاهي ده نفر ياقبيله اي رامقابل يك نفرازبين مي بردند،ولي اسلام كه درهرموضوع،واقع رادرنظرمي گيردنه همچون يهودتنهابه قصاص تكيه مي كندونه مانندمسيحيان فقط راه عفو،وياديه راملتزم مي شود. 316 قبل ازظهور اسلام وقتي كسي كشته مي شد همه قبيله را مستوجب كيفر مي دانستند واز تمامي آنها انتقام شخصي مي گرفتند اسلام به جهت حفظ حيات افراد بي گناه قصاص را قانون گذاري كرد تاريشه ي خون ريزي ها و بي نظمي ها خشكيده شود وضمن سفارش به عدم ارتكاب قتل به كيفر قصاص تأكيدنموده است.317
براي هر مجازاتي كه خداوند متعال براي مجرمين در نظر گرفته يك علت وفلسفه ايي مدنظر داشته است در موردفلسفه مجازات قصاص خداوند متعال مي فرمايد: “ولكم في القصاص حياة يااولي الالباب لعلكم تتقون ” 318 و اي خردمندان ،شما را در قصاص زندگاني است ،باشد که به تقوا گراييد.319
قصاص نفس زماني اجرامي شودكه قاتل مرتكب قتل عمد شود.موجب قصاص نفس خارج كردن نفس معصوم وهمتا از روي عمد و ستم است.320 مجازات يکي از عوامل حفظ نظم و حقوق افراد است مبناي مجازات رحمت خداوند بربندگان است که به آحاد جامعه منفعت مي رساند، دفع مفسده مي کند، رحمت الهي و مصلحت واقعي افراد و جامعه را مستقرمي كند .321
حكمت تشريع قصاص حفظ حيات جامعه است زيرابهترين مانع براي جلوگيري مردم ازجرأت يافتن بر قتل نفس است.اگرافراداجتماع بدانندكه هرگاه اقدام به قتل نفس كنند،قصاص مي شوندودراجراي قانون قصاص استثنائي راه ندارد ازترس آن جرأت به ارتكاب قتل پيدانمي كنند پس قصاص مايه حيات قاتل است زيرااورا ازفكرآدم كشي تاحدزيادي بازمي داردوكنترل مي كند.هم چنين اغلب كساني كه دست به آدمكشي مي زنند اشخاص رذل وچاقوكشي هستندكه براي يك امرجزئي مرتكب قتل مي شوندواگراوراقصاص نكنند صدهانفرديگررابه قتل مي رساندولي اگرقصاص شودجان بسياري حفظ شده است.322
1-1)حفاظت ازخون مسلمان به سبب حيات درقصاص:
وجودحيات درقصاص جاني به معناي حفظ حرمت خون انسانهاست كه درآيه 179/بقره درموردحرمت خون مسلمانان است زيراقرآن كتاب مسلمين است هرچندكه اسلام براي خون ساير اديان باشرايطي مانندعقدذمه احترام قائل است. آيه179/بقره”لكم في القصاص حياة”كلامي رسا ومختصر است وبه اين معنااست كه برخي از شما برخي ديگر را نكشد به اين صورت كه اگرمجازات قصاص برجاني اجراشود از قتل ديگران جلوگيري مي كند ترس از قصاص شدن حيات را احيا مي كندچون شخص هرگاه قصد قتل ديگري را داشته باشدوبه مجازات قصاص توجه كنداز قتل ديگران منصرف مي شود وتوجه به عاقبت كارش و قصاص باعث مي شودخودش وشخصي راكه قصد قتلش راكرده بودزنده بماندبنابراين موجب عدم تحقق قتل ودرنتيجه حيات آن دومي شود.323وبه اين ترتيب ازبي حرمتي به خون مسلمان جلوگيري مي كند.
حكمت تشريع قصاص اشاره دارد به دفع توهمي كه ممكن است از تشريع عفو و ديه به ذهن برسد .حاصل توهم اين است كه آيه درصددبيان ديه و مزيت ومصلحتي است كه درعفو وجود دارد كه همان نشر حرمت ،ايثار ورأفت است واينكه عفو به مصلحت مردم نزديكتر است دفع توهم با آيه به اين صورت است كه درعفو هرچند تخفيف ورحمت وجود داردولكن مصلحت مردم باقصاص مردم تأمين مي شود.324وعفوهم معمولاباپرداخت ديه ازجانب جاني به ولي دم صورت مي گيرد تاخون مسلماني كه موردتعدي واقع شده هدرنرود.عفوبه معناي سقوط قصاص نيست درصورت عدم پذيرش عفوتوسط ولي دم،حق قصاص باقي است وساقط نمي شود.
اجراي مجازات قصاص برقاتل ازارتكاب قتل توسط قاتل ديگرجلوگيري مي كند.به همين جهت گفته اند:”نفي قتل باقتل دلالت براين داردكه درقصاص حفظ حيات است.”325 درانتهاي آيه با عبارات ” يااولي الالباب لعلكم تتقون “به نهي از ارتكاب قتل مي پردازد كه خطاب به آنهايي است كه مجازات قتل را مي دانند وتصور كشتن رادرذهن خود مي پرورانند.326درواقع عبارت پاياني آيه179/بقره حتي انگيزه بي حرمتي كردن به خون مسلمين راهم نهي مي كند.
آيه

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد امنيت، كسي، كشته Next Entries دانش آموزان دختر، سلامت روان، گروه کنترل