منبع پایان نامه ارشد درمورد امام صادق، آرامش خاطر، جارومجرور

دانلود پایان نامه ارشد

خطرعقوبت قرارداده است وزندگي اش رادراثرجنايت ازدست مي دهد.پس اگرشخصي رابه قتل برسانددراثراين جنايت بايدعقوبت شودزيراحق حيات وزندگي راازديگري سلب كرده است.هم چنين اگر براي چشم هاياهريك ازاعضاي افرادديگرارزش واحترامي قائل نشودوبه عضوي ازجسم ساير افرادجنايت واردكند به چشم هايا ساير اعضاي خوداحترام قائل نشده وهمان عضو خودرادرمعرض عقوبت درآورده است.تنها براين اساس حيات افرادبشروهم چنين هريك ازاعضا افراد محترم شمرده مي شوندواطمينان خاطر افراداجتماع تأمين مي شود.176پس برابري درانواع قصاص حافظ حرمت خون مسلمان است.
حرمت خون مسلمان بابرابري در قصاص نفس ،عضووجراحات تامين مي شود. مبناي قصاص انجام جنايت جاني برخودش است.درقصاص نفس،عضووجراحات هرگاه جاني،شخصي رابه قتل برساندياعضوي راموردجنايت قراردهدعادلانه ترين روش اين است كه اگرانساني راكشته است موردقصاص واقع شود،تاحرمت خون مقتول محفوظ بماندواگر عضوي ازافرادرامورد جنايت قرارداده است مثلااگر دست مجني عليه راقطع كرده است بايددستش قطع شود.ارتكاب جنايات براعضاومجروح كردن حاكي ازقصدقتل قاتل است كه بنابرشرايطي منجر به قتل مجني عليه نشده است مثلا هنگام اصابت ضربه به مجني عليه ،اووسيله اي را سپرخود قرارداده است وتنهاموجب شكستن استخوان سراوشده است نه اينكه قاتل ازابتداقصدشكستن استخوان مجني عليه راداشته باشد.اين جنايات حرمت خون مسلمان رادرمعرض خطر بي حرمتي قرارمي دهد.

همه انسان ها ،ازهرنژاد و قبيله ،فقيروغني درمقابل قانون يكسانندوخون كسي رنگين ترازديگري نيست.جريمه مالي وحبس به تنهايي نمي تواندعاملي براي بازداشتن مجرم ازجرم باشد.نام بردن ازچشم وگوش درقانون قصاص ازباب نمونه است وگرنه آسيب به هرعضوي قصاص دارد. 177
هم چنين هرجراحتي را كه بتوان مقدار آن رامعين كرد،دربرابر آن قصاص است.قصاص ازحقوق كساني است كه جنايت برآنان واردشده است.178
اگر شخصي ديگري رابه عمدبكشد درصورتي كه قاتل عاقل مميز باشد .وهردو ي آنها مسلمان آزاد ياكافريا مملوك باشند ،قاتل مستحق قصاص است.امااگر قاتل حر مسلمان ومقتول كافريامملوك باشد كشته نمي شود اگر قاتل كافر يامملوك بود ومقتول مثلش يابالاتر از اوبود ،بدون اختلاف نظربين فقها ،قاتل كشته مي شود.179
دربرخي موارد ممكن است علاوه برجان مسلمان ،اعضاي اومانندچشم وگوش موردتعدي واقع شود.آمدن باءدر سخن خداوند متعال :”وكتبنا عليهم فيها أن النفس بالنفس والعين بالعين والأنف بالأنف والاذن بالاذن والسن بالسن والجروح قصاص فمن تصدق به فهوكفارةله ومن لم يحكم بماأنزل الله فاولئك هم الظالمون “180 عوض وخبر إنّ هستند ومتعلق جارومجرور در همه اش محذوف است .پس درتقدير است كه نفس مقتول بانفس قاتل ،چشم تلف شده باچشم تلف كننده ،بيني فلج شده يابريده شده در برابر بيني جاني وگوش بريده شده در مقابل گوش جاني جبران شود.
آمدن الف ولام برمواضع پنج گانه “النفس بالنفس والعين بالعين والأنف بالأنف والاذن بالاذن والسن بالسن والجروح قصاص ” اعضاي مجني عليه را شامل مي شود.واكتفاكردن بر ذكر اين اعضا بدون بيان ساير اعضا مانند دست وپا وانگشت براي آن است كه قطع اعضا غالبا هنگام نبرد به قصدقطع كردن رخ ميدهد .پس هرگاه شمشيرهنگام بريدن سررا قطع نكند ،اعضا متصل به سر مانند چشم،گوش ،بيني يا دندان را آسيب مي زند.181يعني اين جنايات واردشده براعضاي جان مسلمان مانندچشم وگوش زمينه ساز بي حرمتي به خون اوست درحالي كه اصل حرمت خون مسلمان است.وبيشتر اين جنايات درزمان درگيري طرفين واقع مي شودودردرگيري شديد است كه درنهايت خون مسلمان محقون الدم ريخته مي شود وقاتل قصاص مي شود.
مواردي كه در قصاص نفس ازهمساني در حريت ورقيت ،مذكرومونث بودن ومسلمان وكافربودن بايد رعايت شود ، در قصاص اعضاهم رعايت مي شود . چشم راست دربرابر چشم چپ ازجادرآورده نمي شود،دست راست دربرابر دست چپ قطع نمي شودودست ناقص دربرابر دست سالم قطع نمي شود . 182
همان طوركه درقصاص نفس قاعده همساني درخون وجوددارددرقصاص اعضاوجراحات هم اين همساني باقي است.مانندسالم بودن اعضا.آيه45/مائده ازاعضايي مثال آورده است كه همه آنها درسر وجوددارد مانندچشم ،گوش،دندان و…زيرازماني كه قاتل مي خواهدمقتول رابكشدازضربه زدن به سراوشروع مي كندكه اگر اوراكشت ،قصاص مي شودواگرمجني عليه زنده بمانداعضاي سرش مانندچشم وگوش اوآسيب ديده ويا جراحاتي تهديدكننده برحيات مجروح واقع شده است كه جاني بايد قصاص شود تاحرمت اعضاي مجني عليه مسلمان به تبع حرمت خونش محفوظ بماند.
درقصاص جراحات ،جراحاتي قابل قصاص هستندكه بين مجروح وجارح همساني وجود داشته باشد ومانند جراحت واردشده بر جارح قصاص مي شود.183يعني مماثله مجازات جاني به جراحتي كه عمداواردكرده است.وبه اين معناست كه امكان وارد كردن مثل آن جنايت باشدواطمينان اززيادتر نبودن برمماثله مجازات باشد.184 اجراي مجازات بيشتر تعدي بر جسم جاني است وبه اين روش نمي توان مانع ازتضييع خون مسلمان شد بلكه زمينه ساز جنايات مكرررابرجان مسلمان فراهم مي كندوموجب بي حرمتي به خون مسلمان مي شود.
پس موضحه دربرابر موضحه هاشمه دربرابرهاشمه ،منقله دربرابر منقله قصاص مي شود.امادركتب فقهي آمده است كه منقله دربرابر منقله قصاص نمي شود.منقله زخمي است كه استخوان سرراجابه جا مي كند.در مأمومه يعني زخمي كه به دماغ يا پوسته سر برسد،قصاص نمي شود،در جائفه يعني زخمي كه به داخل شكم برسد قصاص نمي شود.چون درمأمومه وجائفه ومنقله جان جاني را درمعرض هلاكت قرارمي دهد.ودرقصاص جراحات بعدازهمساني درعضوصدمه ديده بين جارح ومجروح قصاص اجرا مي شودواين همساني آسان نيست.مثلاچشم راست جاني دربرابرچشم چپ مجني عليه كه مجروح شده است قصاص مي شود. درصورتي كه جاني قصاص شودو جراحت سرايت پيداكند وبميرد،قصاص دارد.زيرا جاني فقط چشم مجني عليه را مجروح كرده است وموجب مرگ اونشده است درحالي كه اگراجراي قصاص چشم جاني منجر به مرگ اوشود،به حرمت خون جاني توجه نشده است هرچندكه چشم مجني را جروح كرده است اما خونش هنوز احترام داردوقصاص چشم جاني منجر به عدم احترام درخونش نمي شودزيرا هنوز كسي رابه قتل نرسانده ومطابق جنايتش مجازات مي شود. در شكستن استخوان قصاص وجود ندارد وفقط ديه برعهده مجني عليه است.185
مساوات ومماثله درقصاص حق مجني عليه ياولي اوبراي مقابله باجاني است واين اصل اوليه درجنايت هاي عمدي است مگراينكه خوف هلاكت جاني برودياتعيين مقدارجنايت براي همساني درقصاص اعضاوجراحات نباشد.حق مجني عليه مماثله بدون زيادت است. 186
1-1)عفو، كفاره گناهان بخشنده:
علاوه برحدود،قصاص وديات ،عفو هم مي تواندازراه هاي عدم تضييع قرار بگيرد.هريك از جنايات نامبرده درآيه 45/مائده ازجمله قتل،حق خصوصي وقابل عفو مي باشدوجنبه عمومي ندارند.آيه مذكورعفورابرجنايتكارصدقه ورفتارنيك معرفي نموده است.چنانچه صاحب حق يعني ولي مقتول ياشخص مجروح صلاح بداند مي تواندازجنايتكارديه وغرامت گرفته بااوصلح وسازش كند يابنابرمصالحي ازعقوبت اوصرف نظركند.187 بااجراي مجازات قصاص برجاني تنهايك آرامش خاطر موقت به ولي دم مي دهد اماوعده عفو خدا مي تواندبه طوركلي آنچه راكه اوازدست داده به صورت ديگري جبران كند وكفاره گناهان اوباشد.188به اين صورت كه او ازحق خوداغماض كرده ومي بخشد به خاطرنجات بندگاني ازبندگان خداونداست وخداوندهم ازحقوق خودكه برذمه ولي دم دارد عفو ،اغماض وگذشت مي كند واورامورد رحمت ولطف خودقرار مي دهد.189
به اين ترتيب باقيمانده ناراحتي ازقلب وجان اوبرچيده مي شودواين بهترين تشويق براي ولي دم است امام صادق (ع)درمورد “فمن تصدق به فهوكفارة له “فرمودند:”يكفرعنه ذنوبه علي قدرماعفي عن العمد”190كسي كه(ازجنايت عمدي) عفو كند خداوند به همان اندازه ازگناهان اورا مي بخشد.191
قوي ترين احتمال دراينكه عفو ازجانب چه كسي است شخص بخشنده است و”هاء”دركفارة ” فمن تصدق به فهوكفارةله ومن لم يحكم بماأنزل الله فاولئك هم الظالمون ” احتمال به بخششنده اي برمي گردد كه مجروح ياولي دم است زيرا هنگامي كه بخشنده جارح رابراي خدابخشيده به خاطر بخشش اوخداوندازعقوبت گناهانش مي گذرد.192
منظوراز “تصدق” در كلام خداوند متعال” فمن تصدق به فهوكفارةله ومن لم يحكم بماأنزل الله فاولئك هم الظالمون “عفواست چون عفوحق ثابت به دست مستحق قصاص است.كه با آن قصاص راساقط كند.در عفوجلب نظر قلب ها وازبين رفتن كينه ها است.تشويق به عفو از طريق قرار دادن آن براي كفاره گناهان به معني تخفيف حكم قصاص نيست.چون حكم قصاص ازحكم هاي بزرگي است كه براي اصلاح جاني تشريع شده است چون مجني عليه را به هلاكت انداخته است وحرمت خون اوراناديده گرفته است وبراي آرام كردن وتسكين دادن متعدي عليه است وفديه دادن به اوموازنه براي انتقام از متعدّيان است ومانع ازتضييع خون ريخته شده مي شود.پس ابطال حكم قصاص اين مصالح راتعطيل مي كندوحق متعدي عليه يا ولي اوناديده گرفته مي شودوزمينه سازبي حرمتي هاي مجددبه خون هاي محترم ديگر مي شود.193″هو”در “فهو كفارة له ” يعني عفو ،كفاره براي گنا هان بخشنده ياكفاره ازجاني در جنايتش است.تقدير كلام چنين است اگر كسي كه قصاص براي اوست ببخشد آن كفاره براي اوست واگر نبخشدپس صاحب حكم به آنچه كه خداوند متعال ازقصاص نازل كرده حكم مي كند.194
سخن امام صادق(ع) درموردعفو “فمن تصدق به فهوكفارة له “فرمودند:”يكفرعنه ذنوبه علي قدرماعفي عن العمد”درحقيقت پاسخ دندان شكني به كساني است كه قانون قصاص رايك قانون غيرعادلانه شمرده اندكه مشوق روح آدم كشي است،چون ازمجموع آيه 45/مائده اجازه قصاص براي ايجادترس ووحشت جانيان ودرنتيجه تأمين امنيت مردمي است كه ريختن خونشان حرمت دارد.درعين حال راه عفو وبازگشت گشوده است.دين اسلام باايجادحالت ترس واميد مي خواهد ازجهتي جلوي ارتكاب جنايت رابگيرد وتاآن جا كه ممكن است جلوي شستن خون باخون بايستد.195
2)قصاص ومساوات درآن عامل جبران خون درروايات:
1-2)حق قصاص براي ولي دم عامل جبران خون مسلمان:
درخواست قصاص درروايات همانند آيات به مجني عليه داده شده است تاحرمت خوني كه موردتعرض واقع شده است،احياشود.
وجودشمشير درروايتي ازامام صادق(ع) حاكي ازيك حكم جزايي است .شمشير وسيله جنگيدن ودفاع است تاامنيت جان ها باآن تأمين شود.شمشيرقصاص حقي است كه اختياركشيدن آن به ولي دم واگذارشده است.
پس ولي دم باكشيدن شمشيرقصاص جاني رامجازات مي كند. قصاص جاني از اختيار ولي امر امت خارج نيست .مسأله قصاص تحت نظر ولي امرامت است واجرايش به اختيارولي دم وازوظائف ولي امراست.196
درواقع اولياي دم كه صاحبان اصلي قصاص هستندتنهاپس ازمراجعه به حاكم اسلامي وصدورحكم ازناحيه اوست كه مي توانندحقّ خودرامورداجرا قراردهندوازجاني قصاص كنند.197 امام صادق(ع)دراين موردفرمودند:” انّ الله بعث محمّداً بخمسة أسياف سيف منها مغمود سلّه إلى غيرنا و حكمه إلينا فأمّا السّيف المغمود فهو الّذى يقام به القصاص قال الله جلّ وجهه “النَّفْسَ بِالنَّفْسِ” الآية فسلّه إلى أولياء المقتول و حكمه إلينا”.198:خداوند محمد (ص)رابا پنج شمشير برانگيخت يكي از آنها در غلاف است وحق بركشيدن آن به غير ما وحكم آن به ماواگذارشده است وآن شمشيري است كه قصاص باآن برپا داشته مي شود. خداوند جلّ وجهه فرمود:”جان دربرابر جان “پس حق بركشيدن آن براي اولياي مقتول است وحكم آن به ما واگذارشده است. هم چنين جنگيدن باكساني كه مي خواهند خون جان هاي محترم رابريزنديادرمال وحريم مردم تعدي كننداختصاص به حكم امام ندارد.199پس حق قصاص به اختيارولي دم وبانظارت ولي امراست.
2-2)مساوات درروايات قصاص عامل جبران خون:
در روايات همانندآيات به برابري ومساوات درقصاص نفس ،اعضا وجراحات ، تأكيدشده است. باكمي تفاوت كه توضيح وتفصيل درروايات بيشتر است. مثلا آيات نبودن قصاص دراستخوان رابيان نكرده است و درتفسيرآيات است كه متوجه قصاص نداشتن استخوان مي شويم. اما روايت به صراحت گفته است كه دراستخوان قصاص نيست.اجراي قصاص گرچه اجراي عدالت است امادرمواردي

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد امام صادق، رسول خدا (ص) Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد مسجد الحرام، اعلان جنگ