منبع پایان نامه ارشد درمورد امام خمینی، جوادی آملی، منازل السائرین، حکمت و فلسفه

دانلود پایان نامه ارشد

همان، ج 1، ص 206.
283 . ر.ک: همان، ج 2، ص 660.
284 . مجلسی، بحار الأنوار، ج 67، ص 22.
285 . ر.ک: ابن عربی، بیتا، فتوحات، ج 2، ص 381.
286. قربِ نوافل «زوال صفات بشریت است و ظهور صفات الوهیّت بر بشر» (تهانوی، کشاف اصطلاحات العلوم و الفنون، ج 2، ص 1313) اما نزد ابنعربی قرب «قیام به طاعت است» (ابن عربی، بیتا، فتوحات، ج 2، ص 132)، «وقتی عبد از نوافل اطاعت کرد، به مقام قرب نوافل میرسد» (سعاد الحکیم، المعجم الصوفی، ص 938)؛ همچنین «قرب نوافل قربی است که نتیجهی اختیار عبد است از این حیث که نوافل بر عبد واجب نیست بلکه عبد، خود آنها را اختیار میکند پس عبد در طاعتِ این نوافل عبدِاختیاری است» (همان). در قرب نوافل، حقتعالی گوش و چشم بنده میشود از اینرو قرب نوافل «مقامِ اتصافِ مخلوق به صفات حق است» (همان).
287 . ر.ک: سعاد الحکیم، المعجم الصوفی، ص 586.
288 . مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، 1404، مرآۀ العقول فی شرح اخبار آل الرسول، چاپ دوم، تهران: دار الکتب الإسلامیۀ، تصحیح هاشم رسولی محلاتی، ج 10. ص 384.
289 . ر.ک: ابن عربی، بیتا، فتوحات، ج 2، ص 381.
290 . سعاد الحکیم، المعجم الصوفی، ص 586.
291 . ابنعربی، بیتا، فتوحات، ج 2، ص 382.
292 . ابنعربی، بیتا، فتوحات، ج 2، ص 382.

293 . نسفی، انسان کامل، ص 68.
294 . ر.ک: ابن عربی، بیتا، فتوحات، ج 2، ص 237.
295 . ر.ک: همان، ج 2، ص 134.
296 . همان، ج 2، ص 297.
297 . ر.ک: همان، ج 2، ص 316.
298 . ر.ک: همان، ج 2، ص 284.
299 . ر.ک: همان، ج 4، ص 231.
300 . ر.ک: هجویری، 1980، کشف المحجوب، ترجمه و تعلیق دکتر إسعاد عبدالهادی قندیل، بیروت: دارالنهضۀ العربی، ج 1، ص 626.
301 . ابنعربی، بیتا، فتوحات، ج 1، ص 166.
302 .«پروردگارا بر علم من بیفزای» طه/ 114.
303 . ابن سینا، 1404، الشفاء (طبیعیات)، قم: مکتبۀ آیۀ الله المرعشی، به تحقیق سعید زائد و …، ج 2، ص 50.
304 . الیزدی، الحاشیه علی تهذیب المنطق، ص 14.
305 . ابنسينا، الشفاء( الالهيات)، صص 144-140.
306 . ملاصدرا، 1990، الحکمۀ المتعالیۀ فی الاسفار الاربعۀ، بیروت: دار احیاء التراث العربی، ج 1، ص 263.
307 . ر.ک: ملاصدرا، اسفار، ج 3 ، ص 264.
308 . ر.ک: همان.
309 . ر.ک: همان.
310 . ر.ک: همان.
311 . ر.ک: همان.
312 . ملاصدرا، مفاتیح الغیب، صص 584- 585.
313 . طوسي، شرح الاشارات و التنبیهات، ج 2، صص 323-324.
314 . ملاصدرا، اسفار، ج 3 ، ص 361.
315 . ملاصدرا، اسفار، ج 1، ص 116.
316 . ر.ک: ملاصدرا، اسفار، ج 1، صص 299 الی 302.
317 . ملاصدرا، 1360، الشواهد الربوبیۀ فی المناهج السلوکیۀ، چاپ دوم، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، تصحیح و تعلیق سید جلال الدین آشتیانی، ص 33.
318 . «شما عالم نخستين را دانستيد؛ چگونه متذكّر نمى‏شويد(كه جهانى بعد از آن است» الواقعه/62.
319 . سبزواری، ملاهادی، 1360، تعلیقات علی الشواهد الربوبیۀ، چاپ دوم، مشهد: المرکز الجامعی للنشر، تصحیح و تعلیق سید جلال الدین آشتیانی، صص 437- 438.
320 . ملاصدرا، 1366، شواهد الربوبيه، ترجمه مصلح، تهران: سروش، صص 54-53.
321 . حسن زاده آملي، حسن، 1375، النور المتجلی فی الظهور الظلی، قم: مکتبۀ الإعلام الإسلامی، ص 79.
322 . ملاصدرا، اسفار، ج 1، ص 312.
323 . همان.
324 . جوادی آملی, عبدالله، 1375، رحیق مختوم، قم : مرکز نشر إسراء، ج 1، ص 42.
325 . ملاصدرا، اسفار، ج 1، ص 263.
4. همان، ج 1، ص 268.
327 . ملاصدرا، اسفار، ج 1، ص 312.
328 . ملاصدرا، اسفار، ج 1، ص 312.
329 . اليزدى، مولى عبد الله بن شهاب الدين الحسين، 1412، الحاشية على تهذيب المنطق، چاپ دوم، قم: موسسة النشر الاسلام، ص 14.
330 . ابنسينا، الشفاء( الهیات)، ص 357.
331 . همان؛ ابن سینا، 1404، التعليقات، بیروت: مکتبۀ الاعلام الاسلامی، تحقیق عبدالرحمن بدوی، ص 79.
332 . ابنسينا، الاشارات و التنبيهات، ج 2، ص 308.
333 . ابنسينا، الشفاء( الهیات)، ص 363.
334 . ابنسينا، الاشارات و التنبيهات، ج 2، ص 159.
335 . ابنسينا، رسائل في احوال النفس، ص 173.
336 . ملاصدرا، اسفار، ج 3، صص 285 الی 291.
337 . ملاصدر، اسفار، ج 3، ص 278.
338 . ابنسينا، الاشارات و التنبيهات، ج 2، ص 308.
339 . ابنسينا، رسائل في احوال النفس، ص 173.
340 . سبزواری، ملا هادی، 1412، شرح المنظومۀ، تهران: نشر ناب، با تصحیح و تعلیقات حسن حسن زاده آملی، ج 2، ص 484.
341 . ر.ک: ملاصدرا، 1383، کسر الأصنام الجاهلیۀ، چاپ اول، تهران: بنیاد حکمت صدرا، ص 74.
342 . ر.ک: همان، ص 236.
343 . همان، ص 237.
344 . ملاصدرا، 1361، ایقاظ النائمین، تهران: انجمن اسلامی حکمت و فلسفه ی ایران، ص 71.
345 . ر.ک: ملاصدرا، مفاتیح الغیب، ص 516.
346 . ر.ک: ملاصدرا، اسفار، ج 9، ص 285.
347 . ملاصدرا، مفاتیح الغیب، ص 517.
348 . همان، ص 521.
349 . ملاصدرا، مفاتیح الغیب، صص 521-522 .
350 . همان، ص522.
351 . ملاصدرا، مفاتیح الغیب، ص 523.
352 . «اعلم أن للسلاك من العرفاء و الأولياء أسفارا أربعة- أحدها السفر من الخلق إلى الحق. و ثانيها السفر بالحق في الحق. و السفر الثالث يقابل الأول لأنه من الحق إلى الخلق بالحق. و الرابع يقابل الثاني من وجه لأنه بالحق في الخلق». ر.ک: ملاصدرا، اسفار، ج 1، ص 13.
353 . روحانی، 1380، «اسفار اربعه»، در دایرۀ المعارف تشیّع، ج 2، ص 140.
354 . «الأوّل السفر من الخلق إلى الحقّ، برفع الحجب الظلمانيّة و النورانيّة الّتي بينه و بين حقيقته الّتي معه أزلا و أبدا. و أصولها ثلاثة: و هي الحجب الظلمانيّة النفسانيّة، و النورانيّة العقليّة، و الروحيّة. أي، بالترقّي من المقامات الثلاثة برفع الحجب الثلاثة. فإذا رفع الحجب، يشاهد السالك جمال الحقّ، و فني عن ذاته. و هو مقام «الفناء». و فيه «السرّ» و «الخفي» و «الأخفى». فينتهي سفره الأوّل و يصير وجوده وجودا حقّانيّا و يعرض له «المحو»، و يصدر عنه «الشطح»، فيحكم بكفره. فإن تداركته العناية الإلهيّة، يشمله و يزول المحو فيقرّ بالعبوديّة بعد الظهور بالربوبيّة». ر.ک: امام خمینی، 1376، مصباح الهدایۀ الی الخلافۀ و الولایۀ، تهران: موسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ سوم، ص 87.
355 . بوترابی، خدیجه، «سلوک»، در دایرۀ المعارف تشیّع، ج 9، ص 269.
356 . «صحو اظهار احوال دل و اسرار را گویند در حالت بیداری» اصطلاحات صوفیان، 1388، چاپ اول، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ص 292؛ «و الصحو یناسب مقام البسط، و وجخ المناسبۀ انّ الصحو شبیه بالسلوّ الذی یعطی الفراغ، و الفراغ یناسب الإنبساط». عبدالرزاق کاشانی، شرح منازل السائرین، ص 543.
357 . بوترابی، خدایجه. «سلوک»، در دایرۀ المعارف تشیّع، ج 9، ص 269.
358 . همان.
359 . ملاصدرا، اسفار، ج 9، ص 303.
360 . ر.ک: اسرارالآیات، ص 160.
361 . ر.ک: کسر الأصنام الجاهلیۀ، ص 11.
362 . ر.ک: همان، ص 75.
363 . ر.ک: همان، ص 33.
364 . ر.ک: همان، صص 75.
365 . ر.ک: همان، ص 69.
366 . ر.ک: همان، ص 32.
367 . ر.ک: همان، صص 70 – 86.
368 . ر.ک: رساله سه اصل، ص 74.
369 . ر.ک: ملاصدرا، کسر الأصنام الجاهلیۀ، ص 16.
370 . همان، ص 17.
371 . همان، ص 21.
372 . ابن أبي جمهور، محمد بن زين الدين، 1405، عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية، چاپ اول، قم: دار سيد الشهداء للنشر، تصحیح مجتبی عراقی، ج 4، ص 7.
373 . ر.ک: ملاصدرا، كسر الاصنام الجاهلية، صصص 17-18-19.
374 . ر.ک: همان، ص 56.
375 . شيخ بهايى، محمد بن حسين، 1384، منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح، چاپ ششم، تهران: انتشارات حكمت، ص 45.
376 . ر.ک: ملاصدرا، مفاتیح الغیب، صص 144-145.
377 . ملاصدرا، مفاتیح الغیب، ص 145.
378 . همان، ص 142.
379 . ملاصدرا، کسر الأصنام الجاهلیۀ، ص 140.
380 . ملاصدرا، 1376، مثنوی ملاصدرا؛ به کوشش مصطفی فیضی، قم: انتشارات مرعشی نجفی، ص 128.
381 . همان، ص 139.
382 . ر.ک: ملاصدرا، ایقاظ النائمین، ص 59.
383 . ر.ک: ملاصدرا، شواهد الربوبیۀ، صص 202 الی 206.
384 . ملاصدرا، 1366، تفسیر القرآن الکریم، قم : بیدار، به کوشش محمد خواجوی، ج 4، ص 250.
385 . «العارف الحكيم هو بالحقيقة من يعرف الحقائق الإلهيّة و المعالم الرّبوبيّة على الوجه البرهاني اليقينيّ الّذي لا يتطرّق إليه وصمة ريب و شكّ»، «عارف حکیم در حقیقت کسی است که حقایق الهی و عوالم ربوبی را با برهان یقینیای، که در آن هیچ شک و شبههای نمیرود، بشناسد». ملاصدرا، کسر الأصنام الجاهلیۀ، ص 65.
386 . ر.ک: ملاصدرا، مفاتیح الغیب، ص 468.
387 . ملاصدرا، مثنوی ملاصدرا، ص 141.
388 . ر.ک: ملاصدرا، تفسیر القرآن الکریم، ج 6، ص 97.
389 ر.ک: ملاصدرا، مفاتیح الغیب، ص 522.
390 . ملاصدرا، رسالهی سه اصل، ص 74.
391 . ر.ک: اسفار، ج 9، ص 378 .
392 . ر.ک: مفاتیح الغیب، ص 641.
393 . «فاجتهد أيها السالك إلى الله تعالى و الطائر بجناحي العلم و العمل لعلك توفق للخروج من جنة إبليس…». ملاصدرا. 1354، مبدا و معاد، تهران: انجمن حکمت و فلسفۀ ایران، به تصحیح سید جلال آشتیانی، ص 204.
394 . ر.ک: همان، ص 234.
395 . ملاصدرا، 1363، اسرار الآیات، تهران: مؤسسۀ مطالعات و تحقیقات فرهنگی، به کوشش محمد خواجوی، ص 3.
396 .« هستى بخش آسمانها و زمين اوست» بقره/117.
397 . ابنعربی، بیتا، فتوحات مکیه، ج 2، ص 421.
398 . همان، ج 1، ص 119.
399 . همان، ج 1، ص 45.
400 . ر.ک: ملاصدرا، اسفار، ج 3 ، صص 289-288.
401 . ر.ک: ملاصدرا، اسفار، ج 3، ص 292.
402 . شجاری، مرتضی، 1388، انسانشناسی در عرفان و حکمت متعالیه، چاپ اول، تبریز: انتشارات دانشگاه تبریز، ص 24.
403 . سيد حيدر آملي از قول يکي از عرفا نقل ميکند: «و العلم لايحدّ و لايعرّف كالوجود، فانّه من الصفات الوجدانية»، علم مانند وجود قابل تعریف به حدّ و به رسم نیست، بلکه علم از صفات وجدانی است». آملی. المقدمات من کتاب نصالنصوص فی شرح فصوصالحکم. ص 472. جوادی آملی نیز میگوید: «[در فلسفه صدرا] علم در جمیع اقسام حصولی و حضوری و در همۀ مراتب آن، اعم از اینکه علم حصولی حسی، خیالی یا عقلی بوده یا علم حضوری خیالی، عقلی یا قلبی باشد، از سنخ وجود است. یعنی علم همانند وجود، یک مفهوم است و ماهیت نمیباشد و بلکه دو مفهوم علم و هستی از جهت مصداق واحد هستند» .جوادی آملی، رحیق مختوم، بخش2 از ج1، ص 195.
404 . قونوی، النفحات الالهیۀ، صص 47-46.
405 . ر.ک: ملاصدرا، اسفار، ج 3، ص 278.
406 . ر.ک: ملاصدرا، اسفار، ج 3، ص 278.
407 . همان.
408 . ابنعربی، بیتا، فتوحات مکیه، ج 3، ص 277.
409 . ر.ک: ابنعربی، بیتا، فتوحات المکیۀ، ج 1، صص 92-91؛ ابن عربی، محیی الدین ، 1405، فتوحات مکیه(14 ج)، چاپ دوم، مصر، تحقیق عثمان یحیی، ج 2، صص 84-85.
410 . سخنی است منقول از ابوبکر که ابنعربی به دفعات آن را در آثارِ خود ذکر کرده است. امام خمینی در تعلیقۀ شرح

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد منازل السائرین، فصوص الحکم، شیخ اشراق، الاشارات و التنبیهات Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد مثنوی معنوی، کشف المحجوب، صدرالمتألهین، اسفار اربعه