منبع پایان نامه ارشد درمورد امام خمینی، ایدئولوژی، جهان بینی، انقلاب اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

به رغم تأثیرگذاری در تاریخ و پیروزی انقلاب اسلامی ، خود را هرگز مدعی رهبری نمی دانست و همواره خود را به عنوان رهرو امام و ولایت قلمداد می کرد و همیشه سعی می کرد که همه گروه ها عشق به ولایت داشته باشند و رهبری امام خمینی «ره» را پذیرا باشند . او با شکوه تمام این جمله را بازگو می کرد که : « من رهبری قاطع ایشان را ( امام خمینی ره) برای خود پذیرفته ام و همیشه سعی کردم که از مشی این شخصیت بزرگ و افتخار قرن و اسلام ، مشی من خارج نباشد » .
ویژگی های برجسته مرحوم طالقانی در بیان شهید دکتر بهشتی «ره»:
صراحت ، شجاعت ، محبت و گرمی ، تواضع و فروتنی ، برخورد مردمی ، ایمان به خدا و ایمان به هدف و راه و ایمان به مبارزه ، درک عمیق از نقش ویژه امام در رهبری انقلاب که در ماه های آخر مکرّر از آن سخن می گفت ، قدرت جذب نسل جوان و روحانیت جوان ، درکی زنده از آیات و روایات ، احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت اسلام و امّت اسلامی به صورت یک کل .
مرحوم طالقانی یک چهره بسیار محبوب بودند . محبوبیت ایشان در زمان حیاتشان و هم چنین در مراسم بزرگ داشت ایشان کاملا عیان بود ، به همین دلیل گروه هایی سعی می کردند خودشان را به ایشان نزدیک کنند و عاطفه اجتماعی ایشان را به خصوص در نسل جوان بر انگیزد و حمایت ایشان را جلب کنند . ایشان مکرر می گفتند که من می دانم نقص و انحرافی در این گروه ها هست ولی می ترسم اگر آن ها را به حال خودشان بگذاریم وضعشان از این هم بدتر می شود ، منطق ایشان این بود، بنابراین به آن ها مجال می دادند که با ایشان آمد و شد و ارتباط زیادی داشته باشند ، و آن ها از این وضع به عنوان یک وسیله تبلیغ و یک نشانه مشروعیت بهره برداری می کردند ، چه بسا نوجوانان و جوانان و مردم دیگر به خاطر اینکه این ها به مرحوم طالقانی گرایشی داشتند به این گروه پیوسته بودند . البته همان طور که می دانید ایشان مکرر در مصاحبه ها و سخنرانی های عمومی به این گروه ها هشدار می دادند ، آن ها را سرزنش و ملامت و نقش آسیب رسان و زیان بار رفتارهای انان را افشا می کردند .
شهید بهشتی می فرمایند: « امیدواریم که ملت بیدار و آگاه شده باشند که این ملاطفت عالم مجاهد بزرگوار آیت الله طالقانی با این گروه ها صرفا بر این اساس بوده که شاید بتواند بر آن ها اثر بگذارد و آن ها را به راه حق و اسلام بیاورند و این برخورد به هیچ وجه نشانه مشروعیت این گرو ها از دیدگاه ایشان نیست ». 38
1-2-2. زندگی نامه استاد مطهری و مبانی فکری ایشان:
استاد شهید آیت الله مطهری در 13 بهمن 1298 هجری شمسی در فریمان  واقع در 75 کیلومتری شهر مقدس مشهد در یک خانواده اصیل روحانی چشم به جهان می گشاید. پس از طی دوران طفولیت به مکتب خانه رفته و به فراگیری دروس ابتدایی می پردازد. در سن دوازده سالگی به حوزه علمیه مشهد عزیمت نموده و به تحصیل مقدمات علوم اسلامی اشتغال می ورزد.
در سال 1316 علیرغم مبارزه شدید رضاخان با روحانیت و علیرغم مخالفت دوستان و نزدیکان، برای تکمیل تحصیلات خود عازم حوزه علمیه قم می شود در حالی که به تازگی موسس گرانقدر آن آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی دیده از جهان فروبسته و ریاست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آیات عظام سید محمد حجت، سید صدرالدین صدر و سید محمد تقی خوانساری به عهده گرفته اند.
در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (در فقه و اصول) و حضرت امام خمینی«ره» ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سید محمد حسین طباطبائی«ره» (در فلسفه : الهیات شفای بوعلی و دروس دیگر) بهره می گیرد. قبل از هجرت آیت الله العظمی بروجردی«ره» به قم نیز استاد شهید گاهی به بروجرد می رفته و از محضر ایشان استفاده می کرده است. مولف شهید مدتی نیز از محضر مرحوم آیت الله حاج میرزا علی آقا شیرازی در اخلاق و عرفان بهره های معنوی فراوان برده است. از اساتید دیگر استاد مطهری می توان از مرحوم آیت الله سید محمد حجت در اصول و مرحوم آیت الله سید محمد محقق داماد در فقه نام برد. وی در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصیل علم، در امور اجتماعی و سیاسی نیز مشارکت داشته و از جمله با فدائیان اسلام در ارتباط بوده است. در سال 1331 در حالی که از مدرسین معروف و ازامیدهای آینده حوزه به شمار می رود به تهران مهاجرت می کند. در تهران به تدریس در مدرسه مروی و تألیف و سخنرانیهای تحقیقی می پردازد. در سال 1334 اولین جلسه تفسیر انجمن اسلامی دانشجویان توسط استاد مطهری تشکیل می گردد. در همان سال تدریس خود در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران را آغاز می کند. در سالهای 1337 و 1338 که انجمن اسلامی پزشکان تشکیل می شود، استاد مطهری از سخنرانان اصلی این انجمن است و در طول سالهای 1340 تا 1350 سخنران منحصر به فرد این انجمن می باشد که بحثهای مهمی از ایشان به یادگار مانده است.
کنار امام بوده است به طوری که می توان سازماندهی قیام پانزده خرداد در تهران و هماهنگی آن با رهبری امام را مرهون تلاشهای او و یارانش دانست. در ساعت 1 بعد از نیمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد 1342 به دنبال یک سخنرانی مهیج علیه شخص شاه به وسیله پلیس دستگیر شده و به زندان موقت شهربانی منتقل می شود و به همراه تعدادی از روحانیون تهران زندانی می گردد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علمای شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه سایر روحانیون از زندان آزاد می شود.
پس از تشکیل هیئتهای موتلفه اسلامی، استاد مطهری از سوی امام خمینی«ره» همراه چند تن دیگر از شخصیتهای روحانی عهده دار رهبری این هیئتها می گردد. پس از ترور حسنعلی منصور نخست وزیر وقت توسط شهید محمد بخارایی کادر رهبری هیئتهای موتلفه شناسایی و دستگیر می شود ولی از آنجا که قاضی یی که پرونده این گروه تحت نظر او بود مدتی در قم نزد استاد تحصیل کرده بود به ایشان پیغام می فرستد که حق استادی را به جا آوردم و بدین ترتیب استاد شهید از مهلکه جان سالم بدر می برد. سنگینتر می شود. در این زمان وی به تألیف کتاب در موضوعات مورد نیاز جامعه و ایراد سخنرانی در دانشگاهها، انجمن اسلامی بنا می نهاد. به طور کلی استاد مطهری به یک نهضت اسلامی معتقد بود و برای اسلامی کردن محتوای نهضت تلاش های ایدئولوژیک بسیاری نمود و با اقدام به تاسیس حسینیه ارشاد ، با کجروی ها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. علی رغم امید زیادی که به اینده این حسینیه بسته بود در حالی که در ان چند سال خون دل زیادی خورده بود از عضویت هیئت مدیره آن استعفا داد و آن را ترک گفت.
در سال 1348 به خاطر صدور اعلامیه ای با امضای ایشان و حضرت علامه طباطبایی و آیت الله حاج سید ابوالفضل مجتهد زنجانی مبنی بر جمع اعانه برای کمک به آوارگان فلسطینی و اعلام آن طی یک سخنرانی در حسینیه ارشاد دستگیر شد و مدت کوتاهی در زندان تک سلولی به سربرد. از سال 1349 تا 1351 برنامه های تبلیغی مسجدالجواد را زیر نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلی بود تا اینکه آن مسجد و به دنبال آن حسینیه ارشاد تعطیل گردید و بار دیگر استاد مطهری دستگیر و مدتی در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهید سخنرانیهای خود را در مسجد جاوید و مسجد ارک و غیره ایراد می کرد. بعد از مدتی مسجد جاوید نیز تعطیل گردید. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گردید و این ممنوعیت تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت.
مهم ترین خدمات استاد مطهری در طول حیات پر برکتش ارائه ایدئولوژی اسلامی از طریق درس و سخنرانی و تالیف کتاب بود ، این امر خصوصا در سال های 1351 تا 1357 به خاطر افزایش تبلیغات گروه های چپ و پدید آمدن گروه های مسلمان چپ زده و ظهور پدیده التقاط به اوج خود می رسد.
دکتر سروش می گوید: «مرحوم مرتضی مطهری بر نسل جوان این مرز و بوم حقی و منّتی عظیم دارد و هیچ درد آشنای فهیمی سهم موثر او را در گره گشایی های فکری و سامان بخشی های عقیدتی انکار نمی کند. وی در اندیشه های زمان و به ریشه های این اندیشه ها آشنایی نزدیک و عمیق داشت و آنچه راکه جوانان در آینده نمی بینند در خشت خام می دید و از این رو سوخته وار و دردمند ، در تب وتاب روشنگری و ابهام زدایی و ارشاد و افاده بود.
عمر او یکسره در اندیشه احیاءِ اندیشه اسلامی سپری شد و سرانجام جان خود را نیز بر سر آن کرد. آثار و افکارش همه حکایت از همین اندیشه شعله ور در ضمیر و سینه او می کند. مطهری در این روزگار ، خلف کسانی چون امام غزالی ، سید جمال الدین اسد آبادی ، اقبال لاهوری ، و همروزگار و همرزم کسانی چون دکترشریعتی و مهدی بازرگان بود. همه این بزرگان با تلقی و استنباطی که از اسلام و از اندیشه و روح مذهبی داشتند دردمندانه و سوخته ِ دل بر سر پی افکندن نظامی جامع و مانع بودند ، که به اعتقاد ایشان همه اسلام و ارکان منیع و رفیع آن را در برگیرد ، و هرچه را بیگانه ونا آشناو دشمن کیش است بیرون کند و از هر چه زشتی و نابه سامانی و کژوارگی ست پیراسته ماند.» 39
«مطهری جز در یک سال آخر حیاتش ، که در سازمان دهی روحانیت مبارز فعال بود هرگزدر یک ماجرای پر خروش سیاسی وارد نشد. اگرچه عزم وتصمیم او بر عدم اشتغال سیاسی ، خود یک امر و عزم سیاسی محض است. اساسا اهل بحث و تدبر بود، تیز هوش و و مسأله یاب بود و از همان ابتدا که به کار ارشاد و تبلیغ پرداخت به فکر احیاء دین بود. احاطه اش بر مبانی فقهی و فلسفی شریعت او را از شتاب زدگی و دلبستگی های سست و فریب خوردن های زود باورانه مصون می داشت. نوشته های حزب توده از همان اغاز جوانی ، چشمان او را به دنیای الحادی اطرافش باز کرد و از ان جا بود که به شناختن محیط فکری پرداخت. به فلسفه مادی و الحادی بسنده نکرد. به جامعه شناسی و روان شناسی هم روی آورد. مارکسیسم را نیز بخوبی ملاحظه کرد، فلسفه فیلسوفان غربی را نیز تا آنجاکه سدّ زبان به او اجازه می داد درک و هضم کرد.این ها همه غذای هاضمه اندیشه نیرومند او بود. او چنین دریافته بود که دوره معارضه علوم طبیعی با شریعت سپری یا میرا شده است. حال جامعه شناسی و مارکسیسم و امثال اینها هستند که به میدان آمده اند و مبارزه می طلبند فلذا از وقتی که از قم به تهران آمد و حتی قبل از آن ، تااخر عمر در کار تطبیق و مقایسه مکاتب مختلف با معارف اسلامی بود..40»
یکی از تلاش های جدی شهید مطهری اصلاح و احیای معارف و مفاهیمی بود که در باور ایشان مسخ شده بودند، ایشان بر این باور بودند که بسیاری از مفاهیم دینی معنای درست و حقیقی خود را از دست داده و معنای دیگری به خود گرفته اند. مرحوم مطهری بیشترین فعالیت احیا گرانه خویش را در این حوزه انجام داد و در تمام عمر کوشش کرد تا مفاهیم و معارف دینی را بازسازی کرده و انها را از شکل مسخ شده در آورده و به شکل درست و معقولی به جامعه عرضه کند؛ « توحید ما مسخ شده است، نبوت و امامت و ولایت ما مسخ شده است ، اعتقاد به قیامت کم و بیش مسخ شده است ، تمام دستور های اصولی اسلام در فکر ما همه تغییر شکل داده است ، در دین صبر هست ، زهد ، تقوی ، توکل هست، تمام این ها بدون استثنا به صورت مسخ شده در ذهن ما موجود است.
استاد مطهری از دین به مکتب تعبیر نموده و آن را طرحی جامع و منسجم می داند که هدف اساسی آن ، کمال و سعادت انسان است . « منظور از مکتب یک تئوری کلی ، یک طرح جامع و هماهنگ و منسجم که هدف اصلی آن ، کمال انسان و تامین سعادت همگانی است ، و در ان خطوط اصلی و روش ها، بایدها و نبایدها ، هدف ها ، وسیله ها ، نیازها ، دردها و درمان ها ، مسئولیت ها و تکلیف ها مشخص شده باشد و منبع الهام تکلیف ها و مسئولیت ها برای همه افراد باشد.»41 بنابراین هر دین و مکتبی دو بخش دارد: جهان بینی و ایدئولوژی
جهان بینی عبارت است از : نوع برداشت و دیدگاهی که یک مکتب در باره جهان هستی ارائه می کند. جهان بینی به مسأله معروف « شناخت » مربوط می شود، لذا از مختصات انسان بوده و به نیروی اندیشه و تفکر و قدرت ارزیابی از مجموع هستی بستگی

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد امام خمینی، اندیشه اسلامی، شورهای اسلامی، کشورهای اسلامی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد تفکر دینی، جهان بینی، شهید مطهری، روشنفکری دینی