منبع پایان نامه ارشد درمورد الکترومیوگرافی، کیفیت زندگی، هماهنگی حرکت

دانلود پایان نامه ارشد

درمانهای مورد استفاده در کاردرمانی مثل آموزش فعالیت های مراقبت از خود90، آموزش تفریح، استفاده ازاسپلینت برای کاهش تون، استفاده از فیدبک و ویبراتور و… بررسی شده و جنبه های مثبت و منفی هریک آزمایش شده است. این تکنیک ها در مطالعات و تحقیقات زیادی مورد بررسی قرار گرفته اند ولی همچنان نکات مبهمی درمورد نقاط ضعف و قوت بسیاری از آنها وجود دارد؛ نظر به اینکه سکته مغزی بیماری ناتوان کننده ای با معلولیت شدید است بررسی ابعاد عملکردی هر تکنیک درمانی و روشن کردن مزایا و معایب آن به برنامه ریزی بهتر برای درمان کمک می کند. با وجود اثبات مفید بودن درمان هایی که به صورت سنتی در توانبخشی و کاردرمانی سکته مغزی استفاده می شود، ولی در تحقیقات انجام شده در مورد برخی از این تکنیک ها مثلا رویکرد رشد عصبی یا رویکرد بوبت شواهدی مبتنی بر داشتن مزیت بیشتر این رویکرد نسبت به تکنیک های درمانی دیگر به ویژه درمان های جدید وجود ندارد و اثبات نشده است که این درمان از سایر درمان ها موثرتر است،
لذا انجام تحقیقات گسترده و کنترل شده در زمینه درمان های جدید برای ارائه بهتر درمان های توانبخشی الزامی است [4].
در درمان توانبخشی برخی بیماری های نورولوژیکی یادگیری بخش بزرگی از درمان است. یادگیری اصولا دارای سه فاز است؛ شامل فاز اکتسابی91، فاز نگهداری92 و فاز انتقالی یا تعمیم دادن93 است. فاز اکتسابی در هنگام شروع دستورالعمل و تمرین است و اغلب با تعداد خطاها در طول اجرای وظایف ارزیابی می شود و باعث می شود آموزش گیرنده استراتژی های بیشتری کسب کند و الگوها برای چگونگی تکمیل وظایف صورت می گیرد. در فاز نگهداری فرد در طول جلسات متوالی وظایف را در موقعیت های مشابه یادآوری و حفظ می کند. فاز انتقالی یا تعمیم دادن مهارت ها زمانی است که آموزش گیرنده وظایف را خودبخود اجراء می کند و آن را در موقعیت های مختلف تعمیم می دهد.
دو نوع یادگیری وجود دارد؛ یادگیری روالی94 و یادگیری بیانی95؛ یادگیری روالی که معمولا در وظایف اتوماتیک اجرا می شود و نیاز به توجه و تمرکز ندارد، مانند بسیاری از مهارت های درکی و حرکتی. یادگیری بیانی چند مرحله ایست که بطور شناختی یادآوری می شود؛ مثل گره زدن بند کفش، این نوع یادگیری می تواند با گفتن مراحل انجام شود و تکرار فعالیت در یادگیری بیانی آن را به یادگیری روالی تبدیل می کند. فعالیت بصورت اتوماتیک وار انجام می شود و دیگر نیاز به توجه شناختی ندارد. در هر دو نوع یادگیری، بدون پلاستيسيتي خاص مغزي امكان پذير نيست.
در جهت یادگیری می توان از تکنیک های مختلف استفاده کرد که منجر به تکرار و شکل گیری رفتار در فرد می گردد. یکی از این عوامل مورد استفاده، دادن تقویت در شرایط اجرائی است. رفتاری که جایزه می گیرد یا تقویت می شود گرایش به تکرار دارد. تقویت انواعی دارد که هر کدام به نوعی باعث ایجاد انگیزه می گردد. برخی بیماران با تقویت اجتماعی مثل لبخند یا تشویق گفتاری انگیزش پیدا می کنند. برخی، ممکن است به جایزه های کوچک نیاز داشته باشند، مثل دوره های استراحت، دادن فعالیت های دلخواه و… برخی دیگر پیشرفت در کار برایشان انگیزش بخش است. در برخی افراد تکمیل فعالیت تقویت ایجاد می کند. در مطالعات نشان داده شده که فعالیت هایی که تصویر سازی می شود و بهمراه تمرین داده می شود از تمرین به تنهایی موثرتر است. در تحقیقی توسط سیستما و همکاران دریافتند، ابدداکسیون اسکپولا و حرکت جلو بردن دست در افراد صدمات مغزی بوسیله طراحی یک پنل بازی بطور مطلوبی افزایش داشت [51]. در تحقیقات مشابه نلسون و همکاران نیز نشان دادند که مداخلات برای بهیود هماهنگی حرکت سوپیناسیون و پروناسیون در پرتاب تاس در یک نوع بازی که بر روی حرکات دست تمرکز داشت موجب بهبودی حرکت شست گردید و مداخلات نشانگر بهبودی عمده ای نیز در تقارن پوسچر در بزرگسالان همی پلژیک بوده است [51].
دادن تقویت به افراد نیز باید بر پایه اصولی صورت گیرد، تراپیست برای تعیین نوع تقویت بایستی چالش های فعالیت را به دقت درجه بندی کند تا بیمار در طول یادگیری تجربه موفقی از فعالیت داشته باشد. اگر تکمیل وظیفه برای بیمار خیلی دشوار باشد تقویت اجتماعی یا دادن فعالیت معنی دار برای از بین بردن خستگی و ناامیدی کافی نیست بنابراین تراپیست بایستی فعالیت را آنالیز کرده و درجه بندی کند و روش یادگیری و دادن تقویت را برنامه ریزی کند که هر یک از این مراحل برای هر بیمار منحصرا انجام خواهد شد. در این راستا علاوه بر موارد ذکر شده در مورد یادگیری عوامل دیگری بر یادگیری موثر می باشد، از جمله این عوامل فیدبک است. فیدبک در واقع اطلاعات در مورد پاسخ است که دانشی را در رابطه با کیفیت اجرا و یا نتیجه اجرا برای یادگیرنده تهیه می کند.
فیدبک ممکن است بصورت یک سیستم حسی در فرد و درونی باشد، مثلا فردی که گلف بازی می کند با استفاده از فیدبک بینایی و حسی حرکتی 96 نوع اجرای خود را ارزیابی می کند. سیستم بینایی برای حفظ راستای سر و قرارگیری سر در جهت چوب گلف عمل می کند. دروندادهای کینستزیا97 و حس عمقی98 به فرد گلف بازاطلاعات لازم در مورد وضعیت مفاصل و قرارگیری اندام در فضا تهیه می کند تا گلف باز بتواند تطابق مورد نیاز برای پوسچر صحیح ایجاد کند.
نوع دیگر فیدبک خارجی است، اطلاعات از منابع خارجی تامین می گردد. در مثال گلف باز، مسافت راندن توپ و محل قرارگیری توپ توسط فیدبکی که از بازتاب عملکرد گلف باز داده می شود. فیدبک خارجی ممکن است توسط شخص ناظر داده شود.
فیدبک خارجی در ابتدای پروسه یادگیری بسیارموثر است و بیمار به استقلال بیشتری دست می یابد و با توسعه توانایی در ادامه یادگیری کارآمدی در فعالیت ها میسر می شود، به موازات این پیشرفت، رفته رفته تقویت بیرونی به تقویت درونی تبدیل می شود؛ تقویت درونی بیشتر از تقویت بیرونی به تشویق منجر می گردد.
البته الزاما فیدبک خارجی یادگیری بهینه ایجاد نمی کند و ممکن است وابستگی ایجاد کند و با برداشتن فیدبک منجر به بدتر شدن فعالیت گردد. بنابراین اگر هدف بیمار اجرای مستقل فعالیت های مختلف است، بایستی فیدبک بصورت درجه بندی کاهش داده شود.
در بیمارانی که شناخت حسی یا توانایی پردازش آسیب دیده تراپیست می تواند اطلاعات کاربردی مفیدی برای تسهیل یادگیری در طول فاز اکتسابی تهیه کند و به بیمار ارائه دهد. مکانیسم های تکنولوژی فیدبک شامل سیستم بیوفیدبک است که بخوبی اطلاعات کاردیوواسکولار یا کینتیک را نمایش می دهد. این سیستم فیدبکی، فیدبک دائمی و فوری را برای بیمار تهیه می کند [51].
نوروپلاستيسيتي موهبتي براي حفظ عملكرد مغز مي باشد كه بدون آن عملكردهاي از دست رفته هرگز مجدداً كسب نخواهد شد و اميدي به بهبودي فرايندهاي تضعيف شده نخواهد بود. پلاستيسيتي مغز را قادر ميسازد كه ارتباطاتي را كه بخاطر ضربه، بيماري و يا مشكلات ژنتيك دچار اختلال شده اند، باز سازي كند. اين توانايي مارا قادر مي سازد كه صدمات غير قابل ترميم يا مسيرهاي عصبي غير عملكردي را با تقويت يا هرس ارتباطات باقيمانده، جبران كنيم. يك پيامد حيرت انگيز نوروپلاستيسيتي اين است كه فعاليت مغز در ارتباط با يك عملكرد ميتواند به مناطق مختلف جابجا شود. اين مسئله ميتواند در طي تجارب طبيعي اتفاق بيفتد همچنين مي تواند درطي فرايند بهبودي از ضايعه مغزي رخ دهد. نوروپلاستيسيتي امري اساسي است كه اساس علمي درمان ضايعات اكتسابي مغز را از طريق برنامه هاي تمرينات درماني هدفمند تحت عنوان ديدگاههاي توانبخشي در مورد پيامدهاي عملكردي ضايعه، تشكيل ميدهد. مغز بزرگسالان از يك سيم كشي با مدارهاي عصبي تثبيت شده و غيرقابل انعطاف تشكيل نشده است، بلكه موارد بسيار زياد از سيم كشي هاي مجدد قشري و تحت قشري مدارهاي نوروني در پاسخ به آموزش يا در واكنش به ضايعه وجود دارد. شواهد غير قابل انكاري وجود دارد كه تولد سلولهاي مغزي (نوروژنزيس يا نورون زايي در مغز پستانداران بزرگسال اتفاق مي افتد و اين تغييرات ميتواند تا سنين بالا ادامه داشته باشد. شواهد دال بر نوروژنزيس عمدتاً محدود به هيپوكامپ و بولب بويايي است ولي تحقيقات اخير نشان داده است كه مناطق ديگر مغزي مثل مخچه هم ميتوانند داراي اين توانايي باشند. در بقيه مغز، نورونها ميتوانند بميرند ولي نمي توانند خلق شوند. بهرحال، شواهد واضح و آشكاري دال بر باز آرايي فعال وابسته به تجربه در شبكه هاي سيناپسي مغز شامل ساختار هاي پيچيده با ارتباطات دروني در قشر مغزي وجود ندارد. بيماران دچار سكته مغزي قادرند با تلاشهاي مداوم و استفاده از توانايي هاي باقيماده، تا حدي تواناييهاي ازدست رفته را بازيابند.

بیوفیدبک در کاردرمانی: بیماری سکته مغزی درمشارکت فرد در زندگی اختلال ایجاد می کند و باعث کاهش کیفیت زندگی99 می گردد. کاردرمانی بدنبال بهبود فعالیت های روزمره زندگی و عملکرد های اجتماعی فرد است؛ بسیاری از بازماندگان سکته مغزی که دچار ناتوانی های جسمانی و ذهنی هستند هزینه های اقتصادی اجتماعی زیادی را متحمل می شوند. از آنجاییکه در کاردرمانی مشارکت فعال جسمی و ذهنی نقش عمده ای در بهبودی فرد ایفا می کند، با تکنیک های تشویق مبتنی بر پسخوراند، فرد مبتلا بطور فعال در روند درمان شرکت می کند. در ارائه پسخوراند جهت اصلاح رفتار از سرنخهای مختلف بینایی، شنوایی و حس های دیگر استفاده می شود که فرد را نسبت به اصلاح عملکرد آگاه می سازد و در جهت کسب حداکثر استقلال تلاش می کنند. توانبخشی پس از سکته مغزی در جهت ارتقاء توانایی عملکردی، کسب حداکثر استقلال، بهبود کیفیت زندگی و مشارکت اجتماعی فرد عمل می کند و باعث کاهش هزینه های اقتصادی و اجتماعی می گردد. بهمین علت طراحی برنامه های متناسب و موثر ضروری است [6]. یکی از ابزارهای نسبتا جدید که می تواند جایگزین ارائه سرنخ های حسی ساده باشد، دستگاه الکترومیوگرافی بیوفیدبک است که فیدبک برنامه ریزی شده به بصورت دیداری، شنیداری و… را به فرد ارائه می کند. از گذشته تا به امروز تکنیک هایی که برای درمان عدم تعادل عضلانی در صدمات جدی مغز و نخاع استفاده شده در بسیاری موارد به بهبودی کامل دست نیافته است و بسیاری از بیماران با صدمات نورولوژیکی درمان موفقی نداشته اند ولی در تحقیقاتی که در علوم اعصاب بر روی صدمات نورولوژیکی صورت گرفته مشخص شده حتی در آسیب های شدید توان بالقوه ای برای ترمیم مغز وجود دارد. یکی از اهداف استفاده از بیوفیدبک افزایش پلاستیسیتی عصبی در بیماران صدمات مغزی؛ مثل فلج مغزی100، سکته مغزی، ضربه مغزی101، صمات نخاعی و مشکلات محیطی عضلانی می باشد [5].

(12-2) تعریف بیوفیدبک
الکترومیوگرافی بیوفیدبک یا پسخوراند زیستی یک تکنیک ذهن-بدن است. در این تکنیک به فرد آموزش داده می شود، عملکرد بدن را بطور آگاهانه تنظیم کند. بیمار بواسطه تماشای سیگنالها و با استفاده از تکنیک های روانی مانند تجسم فکری یا تمرکز یاد می گیرد عملکردهای فیزیکی را انجام دهد و در رابطه با چگونگی تاثیر گذاشتن بر سیستم اعصاب خودمختار– قسمتی که کنترل عملکرد غیر ارادی را بر عهده دارد- مثل فشار خون، ضربان قلب، تنش عضلانی و فرکانس امواج مغزی کنترل پیدا کند؛ این عمل با اتصال الکترونیکی و دادن سرنخهای102 بینایی یا شنوایی در یک روند فیزیولوژیک صورت می گیرد. به این صورت فرد بر واکنش های داخلی خود نظارت کرده و حس را در جهت حرکت در راه مثبت تقویت می کند، در نتیجه پس از مدتی بیمار می تواند بدون استفاده از مانیتورینگ به نتیجه مورد نظر دستیابی پیدا کند [52, 53].

(13-2) تاریخچه بیوفیدبک
تاریخچه بیوفیدبک تراپی به کشف آن در سال 1830 برمی گردد. در ابتدا از الکترودهای سطحی در حین انقباضات عضلانی استفاده می شد. مدل پیشرو اولیه آن در سال 1928 از الکترومیوگرافی103 پدید آمد. تکنیک های بیوفیدبک در اواخر دهه 1950 و اوایل 1960 برای بسیاری از اختلالات نوروماسکولار مورد استفاده قرار گرفت. در این مدت برخی افراد مشتاقانه و جدی آزمایشات کنترل شده ای را بصورت تصادفی104 انجام دادند و نتایج موفقیت آمیزی از تجارب آزمایشی قوی با

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد کنترل حرکت، یادگیری حرکتی، دامنه حرکتی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد فیزیولوژی، کاهش اضطراب، کیفیت زندگی