منبع پایان نامه ارشد درمورد الکترومیوگرافی، اندام تحتانی، گروه کنترل

دانلود پایان نامه ارشد

سنتی در کاردرمانی باشد یا از طریق دستگاه بیوفیدبک به فرد اعمال گردد. استفاده از فیدبک و تاثیرات آن بصورت گسترده مورد بررسی قرار گرفته است. در تحقیقی حرکات متوالی انگشتان ابتدا در دست سالم و سپس در دست مبتلا تمرین شده است. بیمارانی که این حرکت را با استفاده از فیدبک آینه انجام داده اند به حرکات دقیق تر و سرعت بالاتری دست یافته اند [59].
در تحقیق دیگری دست رسانیدن به هدف113 در اندام فوقانی بررسی شده است نتیجه تحقیق در این افراد نشان داد که گروه آزمایش طی 25 تا 30 جلسه درمان حرکات بزرگتر و دقیق تری در بازو نسبت به گروه شاهد بدست آوردند [60].
کاربرد اولیه تکنولوژی بیوفیدبک برای توانبخشی سکته بصورت بیوفیدبک برای بازآموزی عضلانی بکار گرفته شد [13]. مطالعات اخیر نشان داده که توانبخشی و دوره های بستری بودن با استفاده از ابزار بیوفیدبک برای بیماران سکته مغزی با نقص تعادل نشستن را کوتاه می کند [14]. بسیاری از بازماندگان سکته عموماً مشکلات تعادل وراه رفتن114 ثانویه به فلج دارند [13]. بیوفیدبک فورس پلیت115 روشی است که از بیماران اطلاعاتی در مورد قرارگیری مرکز ثقل116 بر اساس قرارگیری پاهایشان تهیه می کند. در مواردی که حس عمقی آسیب دیده باشد اطلاعات مربوط به تعادل برای ارزیابی ثبات ایستادن و بهبود حرکت مورد استفاده قرار می گیرد [13].
در سال 1960 بودزینسکی117 و همکاران نشان دادند که بیوفیدبک می تواند انقباض عضلات فرونتالیس (پیشانی) را کاهش دهد آنها در 1973 نشان دادند که استفاده از بیوفیدبک بینایی به در کاهش سطح الکترومیوگرافی سطحی عضله جویدن118 مؤثر است [61].
تحقیقات در 1973 نشان دادند، بیوفیدبک شنوایی که با تمرینات آرمش بخشی119 در منزل ترکیب شده بود، باعث کاهش سردردهای تنشی و کاهش میزان امواج الکتریکی فرونتالیس گشت. یک گروه کنترل که درمان بیوفیدبک نمای شنوایی دریافت کردند، بهبود نیافتند. این تحقیق به استفاده از ارزیابی های الکترومیوگرافی و درمان سردرد و دیگر اختلالات روانشناختی کمک می کند [58]. در تحقیقی مشاهده شد که استفاده از ابزار انگولار بیوفیدبک120 برای بهبود تعادل نشسته بیماران سکته مغزی باعث کسب تعادل بیشتری در گروه کنترل نسبت به گروه شاهد گشت. در این تحقیق 24 بیمار گروه مداخله با 13 نفر گروه شاهد که فقط درمان های معمول را دریافت می کردند، مقایسه شدند. نتایج نشان دهنده پیشرفت در گروه آزمون بود (P0/001) .[14]
درسال 2004 گزارش شد که همانطور که در سیستم های بهداشتی و سلامت انتظار می رود، بیوفیدبک و نوروفیدبک برای مستند سازی121 تمرینات درمانی کاربرد دارد .[62] بعلاوه، در بررسی متون تأثیرات بیوفیدبک فورس پلیت روی ابعاد مختلف تعادل بررسی شد. بررسی کیفی متون نشان داد استفاده از بیوفیدبک در دوره های درمان، بر روی پیامد122های مرتبط با ثبات دینامیک یا سیمتری مزیت عمده ای پدید نیاورده بلکه بیوفیدبک در اندازه گیری وزن123 روی اندام برای بررسی آنالیزها مزیت دارد [13].
اصولا پس ازعمل جراحی اندام تحتانی یکسری دستورالعمل بطور شفاهی توسط پزشک داده می شود و تمرینات توانبخشی برای بیمار تجویز می گردد. در تحقیقی در سال 2008 توسط هرشکو124 و همکاران در اسرائیل بر روی استفاده از دستگاه بیوفیدبک به عنوان یک درمان جدید در مقایسه با مداخلات سنتی برای آموزش راه رفتن125 انجام شد. در این تحقیق 33 نفراز کسانی که تحت جراحی استخوان و مفاصل قرار گرفته بودند، بطور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند، گروه مطالعه شامل 15 نفر و گروه شاهد 18 نفر که به مدت 10 روز در پروتکل توانبخشی شرکت کردند. تفاوت معنی داری بین دو گروه یافت شد، در افراد گروه مطالعه که درمان بیوفیدبک دریافت کرده بودند، تحمل وزن نسبی پدید آمد. در سال 2005 در مرکز پزشکی Bet-Hadar در دپارتمان فیزیوتراپی فلسطین اشغالی تعداد 50 بیمار که به آنها تحمل وزن نسبی126 توصیه شده بود به گروه توانبخشی ارجاع داده شدند. 33 نفر از آنها با داشتن معیارهای ورود برای شرکت در مطالعه انتخاب شدند. معیارهایی مثل عدم داشتن بیماریهای نورولوژیکال مانند پارکینسون و سکته مغزی و… بود. این افراد به طور تصادفی در دو گروه مطالعه 15 نفر و گروه کنترل 18 نفر تقسیم شدند. افراد از 1 تا 33 شماره گذاری شده و بطور تصادفی در دو گروه جای گرفتند، میانگین سنی 68 سال بود و تفاوت عمده ای در متغییرهای زمینه ای یا تشخیص اولیه نداشتند. شرایط ورود این افراد و بیشترین مشکل و معیار اولیه در هر دو گروه آرتروپلاستی کامل مفصل لگن127 (50%) بود. پس از آن داخل استخوان لگن (15%)، جراحی پلاتو تیبیا (15%) و آرتروپلاستی یک طرفه لگن (15%) و همه افراد یک فرم مشابه را امضاء کردند. دستوالعمل پزشک برای بیماران لمس انگشتان پا/ لمس با تحمل وزن بالای 20% از وزن بدن و تحمل وزن نسبی حدود 21% تا 50% از وزن بدن بود. دستگاه مورد استفاده در این تحقیق smart step gait بود که حداکثر نیروی عکس العمل زمین با این سیستم به کیلوگرم اندازه گیری شد. روایی، پایایی این دستگاه بررسی شده بود و عملکرد آن حتی دقیق تر از فورس پلیت بود. این دستگاه برای القاء محدودیت تحمل وزن اندام تحتانی در هنگام راه رفتن کاربرد دارد و نوعی هشدار دهنده محسوب می شود. در هر فرد حداقل 40 مرحله تمرین صورت گرفته و نتایج آنالیز داده ها بر پایه میانگین 30 مرحله تمرین بود. تمامی این افراد از یک وسیله کمکی مثل واکر یا کراچ برای تحمل وزن استفاده می کردند. نتایج نشان داد نوع وسیله کمکی در توانایی فرد برای تحمل وزن نسبی تاثیر دارد. در این مطالعه توانایی تعادل در راه رفتن با یک آزمون فانکشنال Timed Up and Go Test (TUGT) ارزیابی شد. روایی پایایی این آزمون برای ارزیابی تعادل بزرگسالان بررسی شده است. سطح درد نیز با معیار Visual Analoge Scale(VAS)اندازه گیری می شود. فاکتور درد یکی از متغیرهای مهم بحساب می آمد چون باعث محدودیت تحمل وزن می گردد.
ارزیابی و درمان بهمراه فیدبک بینایی و شنوایی به بیماران طی هر جلسه درمان داده شد، این پروسه برای بررسی توانایی یادگیری و بخاطر سپردن مراحل تمرین بود. پس از 10 جلسه درمان که طول مدت هر جلسه 45 دقیقه بود. در مطالعات قبلی که ارائه فیدبک توسط تراپیست به بیماران داده می شد در بیماران جوان وسلامت تحمل وزن نسبی در سطح بالایی از دقت و صحت فرا گرفته می شد ولی در مورد افراد مسن ناکارآمد بوده است در این مطالعه ترکیب دستورالعمل های تمرینات توانبخشی با سیستم بیوفیدبک، کارآمدی بالاتری نسبت به تمرینات روتین توانبخشی داشت. بزرگترین محدودیت این تحقیق فقدان کور بودن روند درمان بود. تقریبا غیر ممکن است که بیمار و تراپیست کور عمل کنند ولی ارزیابی نتایج مطالعه خارج از درمان صورت می گیرد تا اطلاعات کمتری به تراپیست و بیمار داده شود. با وجود اینکه این سیستم درمانی کم هزینه است و استفاده از آن به سهولت امکان پذیر است و می تواند روش مناسبی برای آموزش راه رفتن کنترل شده و دقیق باشد. ولی در این مطالعه به علت کوچک بودن نسبی حجم نمونه، احتمال توصیف آن برای جمعیت بیشتر دشوار است و ممکن است به رسمیت شناخته نشود. بطور کلی بیوفیدبک برای تحمل وزن نسبی جهت التیام پس از شکستگی یا جراحی ارتوپدیک موثر است و لذا چنین سیستمی با ارزش بوده و نتایج این مطالعه دیگر مطالعات را ساپورت می کند [63].
در تحقیقی توسط ارمغان 128 و همکاران در سال 2003 بر روی ارزیابی کارآمدی درمان الکترومیوگرافی بیوفیدبک برای بازگردانی عملکرد دست بیماران همی پلژیک صورت گرفت. در این مطالعه تعداد 27 نفر بیمار بصورت تصادفی در دو گروه درمان بیوفیدبک و گروه درمان بیوفیدبک نما شامل 14 نفر در گروه درمان با بیوفیدبک و بقیه درمان با بیوفیدبک نما قرار گرفتند. جلسات درمان در هر دو گروه 5 بار در هفته به مدت 20 جلسه بود و برای هر دو گروه رویکرد برانستروم در برنامه درمانی قرار گرفت. ارزیابی های انجام شده قبل و پس از مداخلات شامل ارزیابی میزان اکستنسیون مچ دست توسط گونیا متر، ارزیابی اجرای نوشیدن آب از لیوان، ارزیابی برانستروم از دست و ارزیابی کلینیکی با استفاده از الکترومیوگرافی سطحی بوده است.
در دو گروه تفاوتی از نظر سن، جنس، شروع سکته، سمت درگیر و وضعیت عملکردی وجود نداشت. اگرچه گروه بیوفیدبک در بهبودی برانستروم در مرحله نقاهت دست بهبودی بیشتری نشان دادند ولی تفاوت عمده ای وجود نداشت. نتایج نشان داد در متغییرهای آماری در هر دو گروه درمان بهبودی عمده ای بوجود آمده بود ولی بهبودی در دامنه حرکتی اکتیو مفاصل و پتانسیل الکترومیوگرافی سطحی در گروه مداخله نسبت به گروه بیوفیدبک نما بزرگتر بود. در ارزیابی استفاده از لیوان تفاوت عمده ای بین دو گروه وجود نداشت ولی در آزمون دامنه اکتیو مفاصل در گروه درمان بهبودی بیشتری وجود داشت.p0.001)) گروه بیوفیدبک در افزایش پتانسیل الکترومیوگرافی سطحی در مقابل گروه کنترل نیز تفاوت عمده ای نشان دادند [6].(p0.001)
در 1983 اثر الکترومیوگرافی بیوفیدبک در بهبودی بیماران سکته مغزی مزمن در اندام تحتانی مورد بررسی قرار گرفت. در این تحقیق تعداد 37 نفر شرکت کردند و بطور تصادفی در 4 گروه طبقه بندی شدند.گروه اول شامل 7 نفر که تحت درمان بیوفیدبک قرار گرفتند، گروه دوم شامل 6 نفر درمانی دریافت نکردند. گروه سوم شامل 16 نفر درمان بیوفیدبک بر اندام فوقانی انجام گرفت و 8 نفر در گروه چهارم آموزش آرمش بخشی عمومی بر روی آنها انجام شد.
تمامی این افراد حداقل یکسال از سکته مغزی آنها گذشته بود و همگی از قبل توانبخشی دریافت کرده بودند ولی هیچ یک درمان بیوفیدبک دریافت نکرده بودند، دچار آفازی نبودند و بطور همزمان در پروژه دیگری شرکت نداشتند.
این مطالعه تقریبا 3 ماه طول کشید، در کسانی که در گروه بیوفیدبک بودند آموزش بیوفیدبک تنها درمان آنها بود و کلیه روش های آموزش نوروماسکولار از درمان آنها حذف شد. در این بیماران آرمش بخشی عضلات اسپاستیک و بکارگیری عضلات آنتاگونیست ضعیف از پروگزیمال (ران) به دیستال (مچ پا) صورت گرفت. در ابتدای درمان بیمار در وضعیت نشسته، بعد ایستاده و نهایتا با پیشرفت بهبودی در حال جابجایی مدالیته را دریافت می کردند. بیماران 2 یا 3 بار در هفته تحت درمان قرار بودند ویکی از چهار تراپیست بیماران را مورد درمان قرار داد. گروه کنترل که 6 نفر هستند بدون مداخله فقط قبل و بعد از این مدت مورد ارزیابی قرار گرفتند. 16 بیمار دیگر درمان بیوفیدبک برای اندام فوقانی را دریافت کردند ولی تاثیر عمومی درمان اندام فوقانی بر روی تغییرات فعالیتی اندام تحتانی ارزیابی شد؛ اندام تحتانی قبل و بعد از درمان اندام فوقانی مورد ارزیابی قرار گرفت. بر روی گروه چهارم تکنیک آرمش بخشی عمومی اجرا شد و اثر آن بر فعالیت نوروماسکولار اندام تحتانی یا آمبولاسیون بررسی شد. 8 بیمار گروه اول تحت درمان این پروتکل قرار گرفتند؛ بطور خلاصه درمان بصورت انقباض-ریلکس بر روی عضلات خاص صورت گرفت در حالیکه فیدبک صوتی متناسب بر فعالیت عضله دریافت می شد و ارزیابی قبل و بعد از درمان نیز انجام شد، تمام بیماران بصورت کور ارزیابی شدند. پزشکی که این ارزیابی را انجام می دهد از روند پیشرفت یا پسرفت بیمار بی اطلاع است. ارزیابی پسیو و اکتیو دامنه حرکتی عضلات برای هر یک از مفاصل لگن، زانو و مچ پا انجام شد. سیگنال های الکتومیوگرافی بیوفیدبک برای عضلات آگونیست و آنتاگونیست ثبت می شد. براساس آنالیز داده ها با معیارهای آماری نسبت به ارزیابی نوروماسکولار اولیه بین گروه ها فعالیت اولیه تیبیالیز قدامی در گروه بیوفیدبک اندام فوقانی به مراتب بزرگتر از گروهی که درمان دریافت نمی کرد بود (p0.001).[15]
در حال حاضردرمان موفق برای دیستونی دست بسیار محدود است. ما در عضلات خاصی از الکترومیوگرافی بیوفیدبک (فیدبک شنوایی از الکترومیوگرافی در عضلات بزرگ پروگزیمال اندامی که در فعالیت های پیشرفته نوشتن ابنرمالیتی دارد) بکار گرفته شد. در 10 بیمار از 13 بیمار شرکت کننده استفاده شد. سن بیماران بین 19 تا 62 سال و

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد فیزیولوژی، کاهش اضطراب، کیفیت زندگی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد الکترومیوگرافی، دامنه حرکتی، ورزشکاران