منبع پایان نامه ارشد درمورد اقتصاد اسلامی، ادیان توحیدی، جامعه دینی، عدالت اقتصادی

دانلود پایان نامه ارشد

همگی حاکی از اسلام گرایی خالص اوست . مرحوم طالقانی هرگز « ملّی گرا » به مفهوم مصطلح و امروزی آن نبود . اگر ملّی گرائی به معنی میهن دوستی و خدمت به مردم و اقدام در راه آزادی آنان باشد ، او یک رهبر اجتماعی ملّی گرای واقعی و تمام عیار بود . ولی ملی گرائی به مفهوم هواداری از ناسیونالیسم کور و ملت پرستی و ایران گری هرگز با منطق و باور و زندگی و عملکرد وی سازگار نیست . کسی که جهان اسلام را وطن خود می داند و ملت های مسلمانان را برادران خود می شمارد ، نمی تواند در چهار چوب تنگ و تاریک ملّی گرائی قومی ، محدود بماند .. و یا مثلا به فکر احیاء « مکتبِ ایرانی » موهوم و توسل به نام کوروش و داریوش باشد …» 136
2-2-2. دین و اقتصاد
مرحوم طالقانی در ارائه مکتب اقتصاد اسلامی بر این باور است که :
اقتصاد اسلام ، اقتصادی مجزا از توحید و تربیت فکری و حقوقی و احکام عبادی و اجتماعی نیست. رابطه فکری عاطفی و حقوقی افراد اگر چه از هم مجزا می نماید، ولی چون این رابطه رشته های نا پیدایی از نفوس بشری است ،در باطن به هم پیوسته و موثر در یکدیگرند.137
مرحوم طالقانی در بحث اقتصاد ، پای معنویت و اخلاق را در همه جا به میان می آورد و مبنای او بر این است که اقتصاد ، باید در جهت اعتلای اخلاقی و معنوی باشد. اقتصادی که از این دو مجزا باشد به هلاکت بشریت منجر خواهد شد .
به تعبیر ایشان : «اسلام هرگونه مصرفی را که در راه تقویت معیشت عموم یا پیشرفت ایمان و فکر وعلم نباشد ،ممنوع کرده است . بعضی از موارد مصرف های مضرّ یا بیهوده به صورت حکم صریح در آمده ، مانند شراب ، قمار ، تهیه آلات لهو … و بعضی به ضرورت حکم کلی در آمده که آن چه مضرّ وتبذیر تشخیص داده شد ، باید از تهیه و خرید و فروش آن ها جلوگیری شود.» 138
و در جهت ایجابی می گوید :
از سوی دیگر ، هیچ آیینی مانند اسلام ، به انفاق و صرف مال در راه معیشت عموم و خیرات والا بردن فکر و اخلاق ترغیب و تحریص نکرده است . این حق کفالت و انفاق به عنوان حکم و وظیفه به هرد فرد مسلمان واجب است 139.
مصرف درست و مصرف نادرست ، در نظام اقتصاد اسلام به عدم رشد و یا رشد فکری و اخلاقی جامعه باز می گردد . به هم ریختگی الگوی مصرف ، به درهم ریختگی الگوی تربیت و هنجارهای اجتما عی بر می گردد. در قران کریم اسراف در کنار طغیان و سرکشی های اجتماعی قرار گرفته است. جامعه ای که الگوی مصرف ندارد و عده ای را به اسراف برده است ، نمی توان از آن انتظار اخلاقی بودن داشت. ( وإن فِرعونَ لَعالٍ فی الأرضِ وَ إنَّه لَمِنَ المُسرِفین ).140
و در آیه دیگر لازمه اسراف را افساد می داند : ( وَ لا تُطیعوا أمرَ المُسرِفین الذینَ یُفسِدونَ فی الأرضِ و لا یُصلِحونَ).141
از این رو آیت الله طالقانی در بحث اقتصاد اسلامی ، برای اخلاقی کردن جامعه ، بر انفاق و صدقات پای می فشارد . و در ذیل آیه ( فی أموالِهم حَقٌّ مَعلومٌ للسَائِلِ و المحرومِ ـ معارج ) دولت را ملزم می داند تا بر مصارف نظارت نماید.142
یکی از شبهه هایی که بر احکام اقتصاد اسلامی وارد است ، این که چنین احکامی ، در این روزگار موضوعیت ندارد و مسائل و موضوعات اقتصادی همواره در تحول است . بزرگانی هم چون علامه طباطبایی و در پی ایشان استاد مطهری با تقسیم کردن احکام به ثابت و متغیر توانسته اند به پاره ای از این شبهات پاسخ داده اند. و خیلی از مسائل اقتصادی را جزء متغیرات دانسته اند. مرحوم آیت الله طالقانی پیش از این بزرگواران این تقسیم بندی را پیش کشیده و می گوید : «اسلام در میدان اقتصاد ، مانند روابط معنوی و علاقه اجتماعی ، دارای اصول ثابت و احکام وقوانین منظور است . اصول ثابت آن منشأ و مبدأ احکام و پایه روابط عمومی است . احکام موضوعهو مسائل مستحدثه ، باید منطبق با اصول ثابت و مصلحت باشد و بر این اساس ، احکام اسلام هم ثابت و هم متطور است . جامعه ای که با این اصول و احکام اداره می شود نه متوقف می شود و نه سابق و لاحق وکهنه و نو آن ،از هم گسیخته و غیر مرتبط می باشد.»143
مرحوم طالقانی معتقد است که بخشی از مشکلات اقتصادی و خصوصا مشکلات ناشی از مالکیت ، نظیر تکاثر و جمع ثروت ، باید از طریق تربیت کردن انسان های با ایمان و وضع و اجرای برخی قوانین اسلامی حل شود .
در اقتصاد اسلامی که ایشان معرفی می کند ، انسان مؤمن هم مکمِّل ، هم هدف و توسعه و پیشرفت ، و هم ضامن اجرای قوانین می باشد ، و بنابراین اقتصاد اسلامی بدون افراد با ایمان در نظر ایشان قابل اجرا نیست .
ایشان معتقد است که اصل توحید ، معاد و این که فرد خود را ملک خداوند بداند و همه مال را مال خدا بداند، با تأثیر بر انسان ها می توانند مشکلات را حل کنند.
وی می گوید : همین ایمان به قدرت و کمال مطلق ، می تواند منشأ تحوّل از خود اندیشی و پیوستگیبه آن شود و از آثار آن ایمان ، مالکیت و تصرف برای حق مطلق است ، اوست که در ذات انسان و موجودات تصرف به حق و پیوسته دارد و انسان در برابر او و خلق ، مسئول است . آیات قران با صراحت حق مالکیت مطلق ، تصرّف ، جعل و وضع را برای خداوند وحق بهره گیری را برای همه خلق اعلام نموده است.144
با بررسی دیدگاه های آیت الله طالقانی که از آبشخور وحی سرچشمه می گیرد ، می توان دریافت که عدالت اقتصادی قران کریم با تکریم انسان و براساس کرامت ذاتی او ـ که از مقام جانشینی خداوند متعال و ظریفت بالایاو نشأت می گیرد ـ بر لزوم برابری در اصل خلقت و حقیقت انسانیت تأکید می کند و با تأکید بر تفاوت های انسانی ـ که طبیعی و خدادی می باشد ـ بر فاصله اندک طبقانی از نظر معیشتی صحه می گذارد.
راهبرد اقتصادی قران کریم در جهت برپایی عدالت اقتصادی ، به گونه ای است که از یک سو با ساز و کار پالایشی سعی در بهبود وضع جامعه به وسیله هماهنگی امکانات و نیاز های موجود دارد ، و به گونه ای با وضع قوانین مالکیت هر گونه انتفاع و استثمار را محدود به عمل،و حفظ حق اجتماع معرفی می کند.
از سوی دیگر ، بانظامی انگیزشی سرعت این بهبود را دو چندان می کند. نظام انگیزشی اقتصاد قرانی ، باعث می شود افراد علاوه بر توجه به کسب درآمد ها به واسطه کار و تلاش فردی ، درصدی از در امد اضافی خود را با توجه به سطح نیازمندی جامعه با انگیزه الهی و معنوی در محدوده مطلوبیت های غیر مادی صرف نمایند. زیرا اقتصاد اسلام ، مبتنی بر اصول حق و عدالت است نه متکی بر گروه و طبقه خاصی . از نظر اسلام ، پیدایش امتیاز طبقات یک امر اصیل نفسانی و ضرورت لاعلاج اجتماعی نیست . پیدایش طبقات ، نتیجه انحراف افراد و اجتماع از اصول و راهکارهای برقراری حق و عدالت در عرصۀ اقتصاد است 145.
آیت الله طالقانی معتقد است قران کریم علاوه بر تشویق به بخشیدن اموال خود به نیازمندان ـ چه به صورت واجب یا مستحب ـ به برخی از چالش ها و خطرات نظام توزیعی نیز هشدار می دهد و با شدت از آنها نهی می کند. از نظر ایشان چالش های نظام توزیعی ، داد و ستد هایی هستند که نه تنها نیاز جامعه را از بین نمی برند ، بلکه با کاهش درآمد و نقدینگی قشر آسیب پذیر جامعه ، نیاز مندی را در جامعه افزایش می دهند و بر فاصله دو قشر فقیر و غنیّ جدایی بیشتری ایجاد می کنند. معاملاتی که اگر چه افراد نیازمند برای تأمین معاش خود مجبور به انجام آن هستند ، اما سطح وابستگی فقرا را به قشر غنیّ جامعه بیشتر می کند. و به عنوان خطراتی جامعۀ اقتصادی مسلمانان را تهدید می کند . از آن جمله می توان به معاملات ربوی ، کم فروشی و احتکار و …. اشاره نمود . تحریم قطعی این گونه معاملات و لغو سود های حاصل از آن ، یکی از فروع انقلاب اقتصادی قران است.146
آیت الله طالقانی تفکر اقتصادی خود را « اقتصاد در پرتو ایمان و اعتقاد » می نامد . او منشأ پدیده های اجتماع و اقتصاد را نفوس بشری می داند . نفوس بشری ترکیبی است از اندیشه ها و اخلاق و فطریات و غرایز . چگونگی روابط اجتکاعی و اقتصادی و طبقانی ، ترکیبی از انعکاس و ظهور همین نفسیات است و از این رو منشأ شکل اجتماع و حرکت تاریخ ، انسان می باشد.
2-2-3. دین و اخلاق
آیت الله طالقانی محور دین را توحید معرفی می کند . مبنا و اساس اصول اعتقادی در پیروان ادیان توحیدی ، ایمان و باور قلبی به خدای یگانه است که اصطلاحاً به آن توحید گفته می شود. این مسئله برای انسانها امری فطری محسوب می شود و مبنای دعوت انبیا نیز بر همین اساس بوده است.
آن چه که از آثار و اندیشه های مرحوم طالقانی بر می آید این است که ایشان اخلاق را از دین و سیاست جدا نمی داند بلکه حاکمیت سیاسی جامعه را نیز بر محور اخلاق قائل است چرا که یکی از محور های اساسی اخلاق « آزادی » است ؛ آزادی یعنی در حاکمیت خدا بودن و زیر سلطه غیر خدا نرفتن است . بر این اساس، مرحوم طالقانی آزادی را در ادیان توحیدی و اکمل ادیان، یعنی دین اسلام جست و جو می کند و معتقد است که پیش از هر مکتب و مسلک، این ادیان توحیدی بوده اند که ندای آزادی افراد بشر را سر داده اند و ارسال رسل نیز برای این کار بوده است: « انبیاء آمدند تا انسان را از همه شرک ها، از همه بندها، از همه محدودیت ها، از همه یک جهت بینی ها، یک بعد بینی ها، در یک بعد بودن ها آزاد کنند و بر گردانند به انسان مستقل و عاقل فطری »
تسامح و مدارا از ویژگی های برجسته و چشم گیر آیت الله طالقانی بود و این ویژگی در او دو چندان ارزش و فضیلت دارد : یکی از آن رو که وی در جامعه ای می زیست که تسامح ، قاعده و هنجار نبود و برعکس ، خشونت و سخت گیری و تعصّب ، شایع و لرزش بود . و دیگر این که او تسامح را با تدیّن و به عبارت دیگر مدارا کردن را با مداهنه نکردن ، به هم آمیخته بود . یعنی ضمن پایبندی به اصول و ارزش هایی و کوشش برای تحقق آن ها ، با مخالفان و دگر اندیشان تسامح و مدارا می کرد .
مرحوم طالقانی بر آن بود که پیشرفت اسلام و مسلمان شدن مردم در عصر بعثت ، نخست به سبب اخلاق رحمت آمیز پیامبر و سپس به سبب منطق و هدایت قران بود .
هم چنین وی می گوید: « دعوت اسلام دعوت به رحمت و آزادی است . «و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین.» ما نظام اسلامی می خواهیم که در پرتو رحمت باشد . ما اگر همان رسالت رحمت الهی را محقق کنیم، بسیاری از مشکلات حل می شود و بسیاری از تشنّجات از میان می رود.»
به اعتقاد مرحوم طالقانی ، توحید تنها یک عقیده قلبی نیست که انسان را به سوی عبادت و معابد می کشاند و فقط در کارهای عبادی به کار می آید. تنها دعوت پیامبران، توحید در ذات و توحید در عبادت نبوده، بلکه این دو، مقدمه و پایه فکری و عملی برای توحید در اطاعت بوده است. توحید در ذات، مقدمه توحید در صفات است تا این صفاتی را که در قرون تاریک گذشته و در عصر تمدن به زورمندان ناچیز و بیچاره از روی خود باختگی می چسباندند، سلب کنند و برای خداوند معتقد شوند و توحید از عقیده و فکر در مجرای اراده و عمل و فعل و انفعال خلقی و اجتماعی درآید.
یکی از ابعاد تفسیری مرحوم طالقانی ، توجه به نکات تربیتی و اخلاقی در اصلاح جامعه ، به ویژه در حوزه اخلاق و رعایت حقوق دیگران و اصلاح ساختار فرهنگی و رفتار اخلاقی است . این که جامعه اسلامی از دروغ و فریب و نقض پیمان و نفاق رنج می برد ، به آموزه هایی بر می گردد که دروغ و غیبت و فریب دادن را به شکل مصلحت آمیزی توجیه و فرهنگ رواج آن را در خانواده و در مرحلة بعد در جامعه و حکومت گسترش می دهد ، و در نتیجه جامعه دینی از هر جامعه غیر دینی بدتر و مبتلا به دروغ و دورویی و خلف عهد و بی ثباتی امنیتی است . تملّق و چاپلوسی رواج می یابد . چون ظاهر گرایی و سخت گیری ها زیاد است ، تظاهر و نفاق در جامعه دینی امری عادی می شود .
نمونه چنین جامعه ای در گذشته ، بنی اسرائیل در فراز از مسئولیت و بهانه جویی هاست و یاد آوری قران برای درس و تجربه از گذشته ها بوده است .
آیت الله طالقانی در تفسیر بعضی از آیات ، این بیماری را می شناساند و به مناسبت به آن

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد حکومت اسلامی، روایت تاریخی، لیله القدر، دین پژوهی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد آسیب شناسی، معرفت دینی، آیات و روایات، جهان اسلام